وزارت جنگ
متن سند:
وزارت جنگ
لشگر (۳) شمالغرب
نمره ۴۷۹۹
بعد عنوان
تعقیب معروضه نمره ۴۶۸۵-۱5/۱۱/۱4مفتخراً مشاهدات خود را ذیلا معروض [میدارم] حسب الامر مطاع، روز پنج شنبه 11 /11 /14 از ساوجبلاغ حرکت و ضمناً على تاجر که از .......... حاج بابا شیخ است با خود همراه برده، نهار به «کلج1» ده شیخ حسن2 وارد، منزل نبوده پس از نهار حرکت به قریه برهان3 " منزل ابراهیم بیگ که از بیگ زاده است، رفته مشارالیه هم در خانه نبوده، شب را آنجا مانده، در ضمن صحبت با برادر مشارالیه، معلوم گردید، آقایان بیگ زاده که تا حال با هم طرف بودند، با هم اصلاح نموده و راجع به کشف حجاب دلتنگی دارند. صبح حرکت؛ به خانه محمودی رفته، شب را آنجا مانده با مشارالیه صحبت [کردیم ] مشارالیه راجع به کشف حجاب و خواستن خوانین به شهر اظهار دلتنگی مینمود. فدوی آنچه لازم بود به آنها گفته و صحبت نمودم که در کجای قرآن راجع به حجاب زن آیه هست، طوری که پیغمبر اکرم امر فرمودهاند، در موقع نماز صورت و دستها باز باشد، حالیه هم همان طور است.4 راجع به شهر آمدن هم تا حال امری نرسیده، اگر هم امری صادر شود باید شماها پیش قدم تر بوده و در موقع برداشت حاصل خودتان به ده بیایید. پس از برداشت و جمع آوری محصول دوباره به خانه خودتان به شهر مراجعت نمایید زیرا بودن در ده شخص را حقیر و کوچک مینماید. و از آنجا به منزل حاج بابا شیخ سواره رفتم عصر وارد ده ایشان جمیلان5 شدم. اولا شیخ مزبور شخص فهیم و در قسمت اوضاع حاضر در پیشگاه اعلیحضرت شاهنشاهی و تیمسار فرماندهی معظم خدمتگزار و با وضعیات حاضره موافق [است] با مشارالیه شب در موقع خلوت مشغول صحبت [شدیم] اظهار مینمود: «به این مردمان وحشی این منطقه که هنوز کاملا خلع سلاح نشدهاند نمیتوان یک دفعه اظهار نمود، زنهای شما بیحجاب و آخوندهای شما عمامه نداشته باشند، آقایان شما باید به شهر بروید، این مطالب را باید یکی یکی و کم کم به آنها تحمیل نمود. و اغلب خوانین سقز و بانه، سایر خوانین هم راجع به این توضیح و مخصوصا کشف حجاب از من تحقیقات نمودهاند، به آنها جواب داده ام: «چون امر از طرف اولوالامر6 است باید اجرا نمود.» فدوی آنچه لازم بود در فواید و محسنات امر با ایشان مذاکره کردم و فردا نهار هم در منزل ایشان مانده، ایشان هم قول دادند که همه گونه در اجرای اوامر حاضر باشند. از آنجا حرکت؛ برایخانه محمد آقا رفته او هم مثل سایر آقایان دلتنگ [بود] شب را مانده صبح به منزل امیر اسعد7 آمده با مشارالیه هم صحبت؛ او هم راجع به حجاب زنها و آمدن به شهر دل تنگ8 بود به او گفتم با مراحم کامله تیمسار فرماندهی معظم لشگر نسبت به شخص شما باید از همه آقایان در اجرای امر پیشقدمتر باشد. زیرا خانمهای شما که اصلا دارای حجاب نبودهاند. و راجع به شهر آمدن هم هنوز امریه صادر نگردیده اگر هم صادر شود، شماها میتوانید با کسب اجازه در موقع محصول به دهات خود آمده، پس از جمع آوری بشهر مراجعت نمایید. ایشان اظهار نمودند: «که اگر بشود برای رفتن به شهر چون ساوجبلاغ آب ندارد و هوایش بد است، اجازه فرمایید با خوانین این منطقه به بوکان رفته منزل بسازیم. هم آنجا آباد شده و هم اجرای امر گردد.» این بود اظهارات آقایان. آنچه فدوی استنباط نمودم دلتنگی آنها راجع به کشف حجاب و آمدن به شهر است. مجالسی هم داشتهاند راجع به کاغذی که [در] راپرت عرض شده بود، به شیخ حسام الدین نوشتهاند، شیخ حسام الدین به مکه مشرف گردیده، گمان میکنم کاغذ را به حاج بابا شیخ نوشته بودند. به عقیده فدوی اگر یک نفر مأمور فهیم در بوکان باشد که اطلاعات یومیه را بدهد در این موقع بد نیست. منوط به اوامر اراده مبارک است. در خاتمه معروض میدارد، طوری که در خانه حاج بابا شیخ صحبت مینمودند و اطلاع حاصل نمودم حمتال 9و سید بیگ که از تهران به اطراف افغانستان و بیروت و هندوستان فرار کرده بعداً به بغداد آمده با گرفتن وجوهی از شیخ محمود به طرف سقز و بانه آمدهاند. در آنجا هم در اطراف سقز و بانه مشغول غارت دهات و سرقت میباشند. حاج بابا شیخ اظهار نمود: «فرمانده سقز از من درخواست نموده که به آنها بنویسم تسلیم شوند که او هم به آنها تأمین دهد. به آنها نوشتهام و جوابش تا حال نرسیده، امیدوارم بلکه بتوانم آنها را تسلیم نمایم». این بود وقایع که بدین وسیله راپرتاً معروض گردید.
منتظر صدور امر مطاع است
رئیس انتظامات عشایری و غیر شهری
سرگرد معینی
سواد مطابق اصل است
[امضا]
توضیحات سند:
١- قلیج نامه یکی از روستاهای بوکان است ولی کلج شناخته نشد و معنی و مفهوم آن نیز معلوم نگشت. (ر. ک: تاریخ، فرهنگ و ادب مکریان، ابراهیم افخمی، صفحه ۱۱۲).
٢- نام این روستا در کتابهای فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، دکتر محمد حسین پاپلی یزدی و فرهنگ آبادیهای ایران، دکتر لطف اله مفخم پایان، نیامده است.
۳- روستای برهان در شهرستان مهاباد با عرض جغرافیایی ۳۶ درجه و ۴۲ دقیقه و طول جغرافیائی ۴۵ درجه و ۵۷ دقیقه قرار دارد. (منابع فوق صفحه ۹۹ - و صفحه ۶۵) ولی در کتاب تاریخ، فرهنگ و ادب مکریان به نام روستای ترجان آمده است که از روستاهای منطقه بوکان شمرده شده است و عنوان میدارد که نام یک محدوده کوهستانی به همین نام است که حدود ۳۸ آبادی فعلی را شامل میشود، ولی ذکری از روستای برهان نیامده است (صفحه ۱۱۰).
۴- بیان این مطلب و سخن، از تجاهل گوینده و شنونده میباشد وگرنه به اتفاق علما و مفسرین شیعه و سنی آیات مبارکه ۲۷ تا ۳۱ سوره نور و آیات ۲۸ تا ۳۴ سوره احزاب آیاتی صریح در این موردند که مفسرین اهل سنت نیز بحثهای مفصلی درباره آن کردهاند که به عنوان نمونه میتوانید به تفسیر کشاف از عالم بزرگ 6 اهل سنت، جارالله زمخشری در ذیل آیات فوق الذکر مراجعه کنید. همچنین در احادیث مروی از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) که در کتب روایی صحاح و سنن اهل سنت آمده است توجه نمایید که پیامبر با صراحت تام مقدار حجاب در نماز و غیر آن را بیان فرموده و حتی برای آموزش پیروان با اشاره به مقدار حجاب زنان آنها را آگاه نموده است. که ما در اینجا فقط به یک روایت میپردازیم.
«حدثنا یعقوب بن کعب الأنطاکی و شوئل بن الفضل الحرانی قالا: حدثنا الولید، عن سعید بن بشیر، من قتادۀ، عن خالد، قال یعقوب بن دریک، عن عائشۀ (رضی الله عنها)، آن اسماء بنت ابی بکر دخلت على رسول الله (صلی الله علیه و سلم) و علیها ثیاب رقاق، فأعرض عنها رسول الله (صلى الله علیه و سلم) و قال: «یا اسماء إن المرأۀ إذا بلغت المحیض لم تصلح أن یرى منها إلا هذا و هذا و أشار إلى وجهه وکفیه»
سنن ابی داود، الامام ابی داود سلیمان بن الأشعث السجستانی الازدی، جلد چهارم صفحه ۶۲، کتاب لباس، باب آنچه زن از زینتش آشکار میکند.)
(ترجمه) - یعقوب بن کعب انطاکی و سوئل بن فضل حرانی روایت کردهاند...از عائشه که: اسماء دختر ابی بکر (خواهر عائشه) روزی به خدمت رسول الله (صلی الله و علیه و آله) وارد شد در حالی که تن پوش نازکی بر تن داشت. پیامبر خدا از او روبرگرداند و فرمود:ای اسماء هنگامی که زن (دختر) به سن بلوغ رسید درست نیست که غیر از این و این از جسم او دیده شود. و اشاره به صورت و دو کف دستشان کرد. همچنین به صفحه ۱۷۳، جلد اول.... و صحیح احمد بن حنبل، ابن ماجد و مسلم بن الحجاج باب صلوۀ مراجعه شود. و نیز از نویسندگان معاصر اهل سنت به کتابهای حجاب از ابوالاعلی مودودی صفحات ۲۳۸ تا ۲۴۱ و حجاب یا زینت بانوان از بانو نعمت صرفی صفحه ۲۵ میتوانید مراجعه کنید.
علاوه بر تجاهل، گوینده مطلب مغالطۀ ظریفی بکار برده است. زیرا بحث در مسئله حجاب، درگیری بر پوشش صورت و دو دست نبوده بلکه بر برداشتن حد شرعی آن بوده است. ولی گوینده چنان عنوان میکند که گویا کشف حجاب فقط و فقط کشف حجاب از صورت و دو دست است و لا غیر، و کشف حجاب اجرای سنت پیامبر گرامی است که در زمان رضاشاه و به دست او و نظامیان متشرع آن! در حال انجام است.
۵- این روستا در سه منبع مورد مطالعه مورد شناسایی قرار نگرفت. ولی روستایی به نام «جمیلان» ذکر شده است که البته آن هم دارای اختلاف در موقعیت جغرافیایی و شهر تابعه است که ذیلا عین مطالب آنها را میآوریم.
«روستای جمیان از روستاهای بوکان است که در این روستا سید عزیز سیادت فرزند بزرگ حاج بابا شیخ به دنیا آمده است.» (تاریخ، فرهنگ و ادب مکریان، ابراهیم افخمی، صفحه ۳۲۶).
«جمیان در سقز در موقعیت ۳۶ درجه و ۲۱ دقیقه عرض جغرافیایی و ۴۶ درجه و ۳ دقیقه طول جغرافیایی قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۵۳۸ متر است.» (فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، دکتر پاپلی یزدی، صفحه ۱۶۵)
«جمیان در شهرستان مهاباد در موقعیت ۳۶ درجه و ۱۹ دقیقه عرض جغرافیایی و ۴۶ درجه و ۳ دقیقه طول جغرافیایی قرار دارد.» (فرهنگ آبادیهای ایران، دکتر مفخم، صفحه ۱۲۱).
۶ - حضرت امام در پاسخ به اولواالامر بودن رضاخان چنین میفرماید: «خدای تعالی به تمام مؤمنین واجب نموده، اطاعت خود و اطاعت پیغمبر خود و اطاعت صاحبان امر را... آنچه باید مورد بررسی خٍرّد که رسول نزدیک خداست قرار دهیم، آن است که این اولواالامر چه کسانی هستند و باید چگونه اشخاصی باشند؟ بعضی میگویند که آنها پادشاهان و امرا هستند، خدا واجب کرده بر مردم که اطاعت و پیروی کنند از سلاطین و پادشاهان خود، چنانچه در زمان مصطفی کمال پاشا [اتاترک] رئیس جمهوی ترکیه و رضاخان شاه ایران، آنها را اولی الامر میدانستند و میگفتند خدا واجب کرده اطاعت آنها را... خدای جهان پیغمبر اسلام را فرستاد با هزاران احکام آسمانی و پایه حکومت خود را بر اصل توحید و عدل بنا نهاد. مردم را به چیزهایی امر کرد و از چیزهایی نهی کرد. پس از کوششهای فراوان و تعلیم کردن و اجرا کردن دستورات خدایی همین خداوند که پایه عدل را در جهان با فداکاریهای مسلمانان استوار نمود و از ستمکاریها و بیعفتیها آن طور جلوگیری کرد، به مردم امر میکند که باید همه اطاعت کنید از آتاترک که میگوید: «دین در مملکت رسمیت ندارد»؟ و همه میدانند که با دین داران چکارها کرده و با مردم چه ستمکاریها نمود، چه بیعفتیها در ترکیه به جریان انداخت و چه مخالفتها با دین خدا کرد. یا بگوید باید از پهلوی اطاعت کنید که همه دیدید چه کرد و برای ریشه کن نمودن دین اسلام چه کوششها کرد که اگر کسی بخواهد مخالفتهای صریح او را با قرآن خدا بشمارد، نیازمند یک کتاب شاید گردد... پس ناچار باید بگویید اولواالامر پادشاهان و امرا نیستند... خدا در قرآن و پیغمبر اسلام در حدیث، کشف حجاب زنها و تصرف در اوقاف [یکی از اقدامات رضاشاه تصرف جائرانه و غیر مشروع در اوقاف بود]را مثلا حرام دانسته، پادشاه و خلیفه مردم را امر به آن کند. تکلیف مردم در این حال چیست؟ خدا گفته هم اطاعت امر خدا و پیغمبر را باید بکنید، پس: کشف حجاب نکنید و تصرف در اوقاف ننمائید و هم اطاعت امر سلطان را بکنید و اوقاف را بفروش برسانید [!].» کشف الاسرار، امام خمینی (ره)، صفحات ۱۰۹ تا ۱۱۲).
۷- در کتاب تاریخ، فرهنگ و ادب مکریان، صفحه ۲۳۰ مطالبی راجع به امیر اسعد دهبکری و آمدن او به بوکان در اوایل سلطنت پهلوی و... آمده است ولی ما تردید داریم که این شخص همان فرد مورد نظر در سند باشد.
۸- یکی از اقدامات و عملیاتی که سردار سپه آن زمان و رضاشاه بعد از آن برای توسعه نفوذ خود و تأمین سیاست تمرکز قدرت لازم میدید از بین بردن ایلات و عشایر و طوایف بود. نخست بعضی از سران مهم را از بین بردند و یا به مرکز آورده تحت نظر و یا زندانی کردند. سپس برای آنکه اصولأ طوایف و عشایر از بین بروند در سال ۱۳۱۱ ش لایحهای به مجلس بردند و تصویب کردند که مبلغ ۱۸ هزار تومان اعتبار گرفته، املاک عشایر و ایلات را تعویض نمایند و متنفذین را از منطقهای به منطقه دیگر کوچ دهند... چون این تعویض املاک و کوچاندن عشایر طوری انجام گرفت که صاحبان املاک ناراضی و عشایر از بین رفتند، پس از شهریور ۱۳۲۰ همگی به سر املاک خود رفته... و عشایر هم به مکانهای خود معاودت نمودند... افسوس که طرح نقشه از بین بردن ایلات و عشایر هم مانند سایر کارها با متد عملی و مدبرانه به دستور دیگران تهیه و جزء برنامهای بود که رضاخان به موقع اجرا گذارد...
(ر.ک: تاریخ بیست ساله ایران، حسین مکی، جلد دوم، صفحات ۶۵ و ۶۶ و جلد ۶، صفحه ۶۶ و شرح زندگانی من، عبدالله مستوفی، جلد سوم، صفحه ۵۱۲ و نخبگان سیاسی ایران، زهرا شجیعی جلد سوم، صفحه ۱۵۰ و رضاشاه کبیر یا ایران نو، ساتن، صفحات ۲۲۷ و ۳۱۸).
9- طرز درست نوشتاری این کلمه «حمه تال» است که در خصوص معنی لغوی آن به بخش لغات و اصطلاحات میتوانید مراجعه کنید. حمه تال از یاغیان معروف در زمان جنگ جهانی اول و بعد از آن بوده و در منطقه بوکان و بانه در تردد بوده است. (ر.ک : تاریخ، فرهنگ و ادب مکریان بوکان، ابراهیم افخمی، صفحه ۲۲۵)
منبع:
کتاب
تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد صفحه 244


