صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

صورت جمعیت‌هایی که علیاحضرت شهبانوی ایران ریاست عالیه افتخاری آنها را قبول فرموده اند.

تاریخ سند: 16 مرداد 1346


صورت جمعیت‌هایی که علیاحضرت شهبانوی ایران ریاست عالیه افتخاری آنها را قبول فرموده اند.


متن سند:

تاریخ: 16 /5 /1346
صورت جمعیت‌هایی که علیاحضرت شهبانوی ایران ریاست عالیه
افتخاری آنها را قبول فرموده اند.

1ـ جمعیت خیریه فرح پهلوی خانم خزیمه علم
2ـ آموزشگاه نابینایان رضا پهلوی آقای دکتر حسن علوی
3ـ انجمن ملی حمایت کودکان آقای دکتر علیقلی لقمان ادهم1
4ـ جمعیت کمک به جذامیان ایران آقای دکتر راجی2
5ـ بنگاه ترجمه و نشر کتاب آقای دکتر یارشاطر3
6ـ کنگره پزشکی رامسر آقایان مهندس شریف امامی دکتر جهانشاه صالح4
7ـ پیش آهنگی آقای دکتر بنائی
8ـ جمعیت حمایت مسلولین آقای دکتر رضا صحت
9ـ فدراسیون ورزشی کر و لالهای ایران آقای شواربی
10ـ شورای ورزشی و تفریحات سالم بانوان خانم عزت پیرنیا
11ـ بنگاه حمایت مادران و نوزادان-آقای دکتر مؤتمنی
12ـ سازمان اردوهای کار کشور- آقای دکتر پیراسته
13ـ جمعیت ملی مبارزه با سرطان آقای دکتر حسین رحمتیان
14ـ نمایشگاه بین‌المللی تهران آقای دکتر عالیخانی5 وزیر اقتصاد
15ـ بنیاد فرهنگ ایران آقای دکتر خانلری6
16ـ جمعیت طرفداران مرکز طبی کودکان آقای دکتر حسن اهری
17ـ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خانم لیلی امیر ارجمند7
18ـ انجمن فیلارمونیک تهران آقای کاشانی
19ـ انجمن ملی روابط فرهنگی آقای‌هاکوپیان دبیر کل (مدیر کل وزارت فرهنگ و هنر)
20ـ سازمان جشن هنر شیراز آقای مهندس رضا قطبی8
21ـ سازمان ملی فل کلور ایران آقای حامد روحانی (مدیر کل وزارت فرهنگ و هنر)
22ـ شورای عالی شهرسازی آقای دکتر نهاوندی9 وزیر آبادانی و مسکن
23-مؤسسه آسیایی دانشگاه پهلوی اقای علم
24ـ سازمان مهد کودک آقای دکتر عبدالعظیم شایگان مدیر عامل
جمعیتهایی که تحت حمایت علیاحضرت شهبانوی ایران می‌باشند
1ـ جمعیت حمایت کودکان بی سرپرست آقای مهندس ناصر شریف رازی
2ـ جمعیت آسیب دیدگان از سوختگی آقای دکتر فرهمند ـ آقای دکتر سیروس اصانلو

توضیحات سند:

_
1ـ علیقلی حسین ادهم، فرزند محمدحسین در سال 1298 ش در تهران متولد شد. مدیر عامل سازمان حمایت از کودکان بود که در خلال بازرسی عملکردش از سوی سازمان بازرسی شاهنشاهی، سکته کرد. وی سمت‌هایی چون نمایندگی مجلس شورای ملی، سفارت ایران در سوئیس و ریاست تشریفات دربار را به عهده داشت.
2ـ پرویز راجی در سال 1315 ش در تهران به دنیا آمد. پدر او، دکتر عبدالحسین راجی (فراماسون) در کابینه منوچهر اقبال مدتی وزیر بهداری بود. پرویز تحصیلات متوسطه خود را در آمریکا بپایان رسانید و در سال 1328 مدرک لیسانس اقتصاد را از دانشگاه کمبریج انگلیس دریافت داشت و در سال 1339 به استخدام وزارت نفت در آمد. او در وزارت نفت مورد توجه «ویژه» امیر عباس هویدا، عضو هیئت مدیره بود و تا سمت منشی مخصوص وی ارتقاء یافت. در سال 1342 به عنوان کارمند سازمان بین‌المللی به استخدام وزارت خارجه در آمد. با صعود هویدا به نخست وزیری، در تاریخ 4 /2 /1344 به نخست وزیری رفت و به عنوان «رئیس دفتر اختصاصی نخست وزیر» به کار پرداخت و با «عنایت خاص» هویدا مدت کوتاهی بعد، در تاریخ 16 /9 /1345 به مدیر کلی رسید. در سال 1348 با اشرف پهلوی آشنا شد و به سرعت مورد توجه او قرار گرفت. راجی در تاریخ 8 /10 /1348 به درخواست اسدالله علم، وزیر دربار، به عنوان «کمک به کارهایوالاحضرت اشرف در کمیته بین‌المللی حقوق وابسته به سازمان ملل» به دفتر اشرف تحویل داده شد و از 25 /6 /1349 به مدت 3 ماه در معیت اشرف در سازمان ملل حضور داشت. خدمات راجی مورد توجه جدی اشرف قرار گرفت و لذا وی در تاریخ 24 /11 /1349 با فرمان شاه به مقام سفیری در سازمان ملل نائل گردید. طبق ابلاغیه اسدالله علم (21 /5 /1350) وظیفه راجی در پست سفیری ایران در سازمان ملل، به دستور شاه انجام کلیه امور مربوطه به والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی به نحوی که معظم لها ارجاع فرمایند بوده است.
راجی در سال1352 با عنوان مشاور نخست وزیر به نخست وزیری بازگشت و پس از چندی با «عنایت خاص» اشرف در تاریخ 12 /3 /1355 سفیر شاه در لندن شد و تا 26 /10 /1357 در این سمت بود. راجی در سال 1362 یادداشتهای روزانه خود را با عنوان «خاطرات آخرین سفیر شاه در لندن» در انگلستان منتشر ساخت... کتاب فوق با عنوان «خدمتگزار تخت طاووس» در سال 1368 توسط «انتشارات اطلاعات» در ایران منتشر شده است.
در پرونده ساواک درباره خصوصیات اخلاقی نامبرده آمده است: فردی که در صحت عمل و درستی، خوب و از لحاظ مدیریت و شایستگی، متوسط [است] و حسن شهرت دارد. او با سواد و فهمیده، منظم و زرنگ، کم حرف و دارای اطلاعات عمومی وسیع ولی قدری تندخو و عصبانی عیاش و خوشگذران و علاقمند به مشروب و از مریدان آقای هویدا می‌باشد. اسناد ساواک ـ پرونده انفرادی
ر. ک: ظهور و سقوط رژیم پهلوی ـ خاطرات ارتشبد فردوست، جلد دوم. ـ تهران: اطلاعات، 1374 ص 465 ـ 464
3ـ دکتر احسان یارشاطر در سال 1299 ش در همدان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مدارس شهر همدان و کرمانشاه و تهران گذراند و سپس تحصیلات متوسطه را در مدرسه تربیت ـ دبیرستان شرف و دانشسرای مقدماتی تهران طی نمود. تحصیلات عالی را در دانشسرای تهران ادامه داد و موفق به اخذ لیسانس قضایی از دانشکده حقوق و ادبیات فارسی شد. نامبرده دکترای خود در رشته ادبیات فارسی را از دانشگاه تهران اخذ کرد. در سال 1342 بورس تحقیقی «انجمن فلسفی امریکا» برای تحقیقات زبان شناسی و بورس «شورای تحقیق در علوم ادبی» دانشگاه کلمبیا برای تحقیقات زبان شناسی در سال 1343 و از شورای فرهنگی بریتانیا بورس‌های تحصیلی و تحقیقی دریافت نمود. نامبرده مشاغلی از جمله: معاون دانشسرای مقدماتی تهران، دبیر ایرانی کمیته بین‌المللی مجموعه کتیبه‌های ایرانی، صاحب امتیاز مجله راهنمای کتاب، رئیس انجمن کتاب، عضو هیئت امنای کتابخانه عمومی کشور، مدیر عامل بنگاه ترجمه و نشر کتاب وابسته به بنیاد پهلوی، رئیس مرکز ایران در دانشگاه کلمبیا و... را عهده‌دار بود.
مشارالیه در مرداد ماه سال 1355 طی نامه‌ای به نایب التولیه بنیاد پهلوی (شریف امامی) تقاضای خرید یک دستگاه اتومبیل مرسدس بنز با معافیت گمرکی را نموده که با این امر موافقت شده است. وی ارتباط بسیار نزدیکی با دربار پهلوی داشت و مکاتبات متعددی به مناسبت‌های مختلف طی سال‌های آخر عمر رژیم گذشته با رجال سیاسی و وابستگان دربار شاهنشاهی از جمله: فرح پهلوی، امیر عباس هویدا، اسدالله علم و... داشته است.
یارشاطر از اعضای فعال و برجسته کلوپ روتاری و از وابستگان و سرسپردگان سیاست غرب و به ویژه امریکا بود. مشارالیه از طرفداران فرقه ضاله بهائیت نیز می‌باشد.
نامبرده پس از انقلاب نیز در جلسات کلوپ روتاری سنچو پارک در امریکا شرکت و علیه انقلاب اسلامی فعالیت دارد. (اسناد ساواک ـ پرونده‌های انفرادی؛ معماران تباهی سیمای کارگزاران کلوپهای روتاری در ایران جلد 1 دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان ص 15و 16)
4ـ جهانشاه صالح در فروردین 1283 ش در شهر کاشان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان علمیه کاشان و متوسطه را در کالج آمریکایی تهران به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت ابتدا از دانشگاه سراکیوز نیویورک لیسانس گرفت و سپس از دانشگاه پزشکی موفق به دریافت درجه دکتری در طب گردید. پس از بازگشت به ایران مشغول تدریس در دانشگاه شد. در سوابق وی می‌خوانیم: کارمند محاسبات کل وزارت دارایی از تاریخ 2 /4 /1303 الی 22 /7 /1304، مترجم پیمانی اداره دارایی گیلان 23 /7 /1304 الی 14 /11 /1304، معلم تشریح دانشکده پزشکی 1 /1 /1315 الی 26 /1 /1315، رئیس قسمت طبی و کفیل مریضخانه وزیری 27 /1 /1315 الی 1 /9 /1315، کفیل مریضخانه نسوان 2 /9 /15 تا آخر اسفند 1315، رئیس بیمارستان زنان 1 /1 /16 تا 26 /4 /17 رئیس بیمارستان وزیری 27 /4 /17 تا آخر اسفند 17، رئیس بیمارستان زنان، 18 /1 /18 تا 2 /8 /17، رئیس دانشکده پزشکی 3 /8 /27 تا 5 /4 /1329 وزیر بهداری با حفظ سمت ریاست دانشکده پزشکی از تاریخ 6 /4 /29 تا 16 /12 /29 رئیس دانشکده پزشکی از تاریخ 17 /12 /19 تا 31 /5 /32، وزیر بهداری با حفظ سمت ریاست دانشکده پزشکی از تاریخ 1 /6 /32 تا 2 /8 /33 رئیس دانشکده پزشکی از 3 /8 /33 تا 14 /10 /36، استاد کرسی بیماریهای زنان و رئیس بخش جراحی زنان بیمارستان زنان از تاریخ 15 /1 /36 تا تاریخ 8 /6 /39، وزیر بهداری از تاریخ 9 /6 /39، وزیر فرهنگ در سال 1340، ریاست دانشگاه از 18 /2 /42، ریاست دانشکده پزشکی از تاریخ 4 /4 /42، عضو افتخاری شورایعالی فرهنگ در تاریخ 3 /2 /30، کارشناس سازمان بهداشت جهانی، عضو هیئت اجرائیه سازمان بهداشت جهانی، مشاور بهداشت جهانی، 22 /2 /43 عضو شورایعالی فرهنگ (به عنوان رئیس مدرسه عالی)، 6 /2 /45 انتصاب به عضویت شورای مرکزی دانشگاهها توسط شاه، سال 1354 با فرمان شاه به سناتوری از تهران دوره هفتم منصوب شد. سال 1356 فرح پهلوی وی را به سمت عضو شورایعالی جمعیت حمایت از آسیب دیدگان از سوختگی به مدت 3 سال منصوب کرد. عضو شورایعالی بنگاه حمایت مادران و نوزادان، رئیس هیئت مدیره جمعیت حمایت آسیب دیدگان از سوختگی، عضو شورایعالی جمعیت ملی مبارزه با سرطان، عضو شورایعالی مرکز طبی کودکان از دیگر سمت‌های مشارالیه بوده است. جهانشاه صالح از فراماسونهای مطرح بود که در سال 1335 به کمک تنی چند از دوستان خود کلوپ روتاری تهران را تأسیس که این کلوپ هسته مرکزی کلوپهای روتاری را برعهده گرفت. وی دو مرتبه به ریاست این کلوپ انتخاب شد 36 ـ 1335 و 43 ـ 1342.
جهانشاه صالح با سازمان «سیا» همکاری داشته در این باره می‌خوانیم: «طبق اطلاع واصله مأموران سازمان «سیا» و اداره اطلاعات آمریکا در ایران با عده‌ای از کسانی که در آمریکا تحصیل کرده و در وزارتخانه‌ها و ادارات مختلف مشاغل حساسی دارند، به عنوان صرف ناهار و شام تماس و ارتباط داشته و ضمن تبادل نظر به جمع آوری اطلاعات لازم مبادرت می‌ورزند. به عنوان نمونه رئیس اداره اطلاعات آمریکا در ایران «مستر لینج» و معاون اداره اطلاعات آمریکا در ایران هر هفته یا 15 روز یکبار با گروهها و افراد مختلف از جمله با آقای جهانشاه صالح رئیس دانشگاه تهران ... به عنوان صرف ناهار یا شام تماس و ارتباط دارند».
ساواک در سند بیوگرافی او آورده است. نامبرده طرفدار سیاست غرب بوده و دو سال قبل از وزارتش مقدار 10 کیلوگرم هروئین قاچاق به کشور وارد کرده و از فروش آن پول سرشاری به جیب زده است. فردی دروغگو، ریاکار و در میان همکاران و تشکیلات خود شهرت خوبی ندارد.» پس از پیروزی انقلاب اسلامی طی رأی مورخه 7 /1 /1362 هیئت بازسازی نیروی انسانی دانشگاه تهران مشارالیه به انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم گردیده است.
جهانشاه صالح پس از انقلاب اسلامی در مورخه 15 /2 /59 از دانشگاه تهران پاکسازی شد که به حکم اعتراض گردید که در تجدیدنظر در جلسه نهایی 22 /12 /61 نیز به حکم قبلی مهر تایید زده شد. وی در اول دی ماه 1375 در تهران فوت کرد. (اسناد ساواک، پرونده‌های انفرادی)
5ـ علینقی عالیخانی فرزند عابدین در سال 1307 ه‍ ش در تهران متولد شد. از دانشگاه تهران، لیسانس علوم سیاسی گرفت و در کشور فرانسه موفق به اخذ دیپلم عالی حقوق بین‌المللی و دکترای دولتی در علوم اقتصاد از دانشگاه پاریس شد. در فرانسه با الیزابت سوزان ازدواج کرد و پس از بازگشت به ایران، در مشاغل مهم دولتی، از جمله ساواک، مشغول به فعالیت گردید.
ساواک در گزارشی، مشارالیه را چنین ارزیابی کرده است: «روحیه و افکار و عقاید نسبت به: شاهنشاه، خوب ـ مهین خوب ـ مذهب، عادی ـ خانواده و زن و فرزند، خوب ـ میزان علاقمندی به: مقام و قدرت، زیاد سوابق خدمتی: مشاور شورای عالی اقتصاد ـ مشاور شرکت ملی نفت و مدتی هم در ساواک مشغول بوده، طرفدار سیاست غرب، در حین خدمت در ساواک در چند کنفرانس کشورهای اروپایی و آسیایی و آفریقایی شرکت کرده و خدماتش مورد رضایت اولیاء امور بوده است.» دکتر عالیخانی که به عنوان وزیر اقتصاد کابینه هویدا فعالیت می‌کرد و از گردانندگان حزب ایران نوین بود، در سوءاستفاده‌های مالی به آن حد افراط کرد که در سال 44 چند نفر از اعضای حزب ایران نوین در مورد سوءاستفاده‌های وی، تقاضای محاکمه حزبی برای ایشان کردند، گزارشات سوء استفاده‌های مالی و اخلاقی وی به حدی است که می‌بایست در یک مجموعه مستقل، چاپ و منتشر شود. مشارالیه در سال 1348 از وزارت اقتصاد کنار گذاشته شد و در بین بهت و حیرت تحصیل‌کرده‌ها به ریاست دانشگاه تهران منصوب شد. وی که موردمراحم خاص محمدرضاپهلوی بود در سال 1350 از ریاست دانشگاه تهران، برکنار شد و سپس در مشاغل: رئیس هیئت مدیره بانک بین‌المللی ایران، شرکت فرآورده‌های نسوز، شرکت آلوپن، به سوءاستفاده‌های خود ادامه داد. در ذیل گزارش به تاریخ 19 /4 /52 در خصوص صدمه عالیخانی به سیمان کشور به علت دوستی با ابتهاج، پرویز ثابتی، چنین نوشته است:
«اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر، تیمسار ریاست ساواک در جریان موضوع می‌باشند که عالیخانی چنین صدمه‌ای زده است.» وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به انگلستان پناهنده شد و به علت ارادتی که به اسدالله علم داشت، به نشر خاطرات او پرداخت. اسناد ساواک، پرونده‌های انفرادی
6ـ پرویز خانلری مازندرانی فرزند ابوالحسن (اعتصام الملک ـ اعتصام الممالک) در سال 1292 ه‍ ش در تهران به دنیا آمد. وی از خانواده نوری مازندرانی بود و تحصیلات مقدماتی را در تهران به پایان برد و در سال 1321 در رشته ادبیات فارسی از دانشگاه تهران، دکترا گرفت. مشارالیه که استاد تاریخ زبان فارسی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود، دوره انسیتوی فونتیک را نیز در پاریس طی کرد. همسر وی دختر حاج شیخ‌هادی نوری (فرزند دوم شهید شیخ فضل‌الله نوری) بود. مشارالیه در سال 1336 توسط ساواک چنین معرفی شده است. «از لحاظ سیاسی مردی است که به افکار چپی بی اندازه تمایل دارد. خانم او نیز همین طور فکر می‌کند و با توده ای‌ها ارتباط زیاد داشتند. نه خود و نه خانمش به سلطنت اعتقادی ندارد. کاملاً سوسیالیست حاد فکر می‌کنند و همان طور که ذکر شد افکار چپی دارند، به شوروی تمایل دارند و در فامیل هم همه آنها را به همین نحو می‌شناسند.»
مشاغل وی به شرح زیر است:
-دبیر ادبیات در مدارس رشت و تهران
-دانشیار و استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران (1322)
-معاون وزارت کشور (1336) ـ کفیل استانداری آذربایجان
-وزیر فرهنگ (1341)
-رئیس اداره انتشارات دانشگاه تهران
-سناتور انتصابی شاه در مجلس سنا (1354)
وی همچنین عضو مراکز ذیل بوده است:
-عضو مؤسس و عضو کمیته مرکزی حزب مردم (1337)
-عضو هیئت مدیره سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی (1341)
-مدیر عامل کمیته ملی پیکار جهانی با بیسوادی (1346)
عضو کمیته ملی پیکار جهانی با بیسوادی (1349)
عضو هیئت امنای دانشگاه هنر-عضو هیئت امنای دانشگاه پهلوی شیراز (1348) ـ رئیس فرهنگستان ادب و هنر ایران ـ عضو هیئت امناء بنیاد شاهنامه فردوسی (1352) ـ عضو هیئت امناء دانشگاه فارابی ـ عضو هیئت مؤسس و هیئت امناء بنیاد فرهنگ ایران ـ دبیرکل بنیاد فرهنگ ایران ـ عضو هیئت مدیره مؤسسه آسیایی دانشگاه فرح پهلوی
خانلری از سال 1323 با همکاری دکتر ذبیح اله صفا مجله سخن را بنیاد نهاد و سپس از سال دوم به بعد خود به تنهایی این مجله را اداره کرد
خانلری که اهل شعر و شاعری بود و تخلص «ناتل» را برای خود انتخاب کرده بود، در جایی دیگر این چنین معرفی شده است: «خانلری همیشه عاشق شعر و ادبیات فارسی بوده.... خانلری را از جهت گرایش به شعر نو می‌توان به «توللی» نزدیک کرد. در میان اشعار قدیم و جدید او شعر «عقاب» را بهترین اثر منظوم وی باید دانست. او به چند زبان خارجی آشناست. آثار بسیاری از نویسندگان و شعرای اروپا را ترجمه کرده است و چندین کتاب برای تدریس در دانشگاه تألیف نموده است. کارهای مهم او شرکت در تلخیص و انتخاب و تحشیه و انتشار «شاهکارهای ادبیات فارسی» است که با دکتر صفا از میان بهترین آثار نظم و نثر ادبی قرون گذشته ایران بوده است. نامبرده دارای نشان پاس، نشان سپاس ورزش و نشان درجه اول لژیون دونور از دولت فرانسه بوده است.» ساواک مشارالیه را فردی با اخلاق معمولی، قدری عصبانی، کم معاشرت و تا اندازه‌ای متکبر معرفی کرده است که با اسدالله علم بی اندازه صمیمیت و یگانگی داشته است.
در دوران تصدی خانلری بر وزارت فرهنگ و سوء استفاده‌های وی در انتصاباقوام و .. و در جریان درگیری حزب مردم و ایران نوین، اعلامیه‌ای علیه وی انتشار یافت که در بخشی از آن چنین آمده است
«در اثر نوکری آقای علم به معاونت وزارت کشور منصوب و در مفتضح ترین انتخابات دوران پنجاه ساله مشروطیت شرکت نمود... در اثر چاکر صفتی به اتفاق خانمشان به کارمندی بنگاه فرانکلین منصوب و ماهی هفتاد هزار ریال دریافت می‌کند. همچنین از بنیاد پهلوی به عنوان مشاوره ماهی یکصدهزار ریال حقوق می‌گیرد... برجسته ترین صفات ایشان استفاده از هروئین و تریاک و عرق به حد کافی و هفته‌ای سه روز جلسات بزم ایشان.... است.... انتخاب بدنام ترین و رسواترین افراد برای کارهای حساس فرهنگی... دکتر پرویز خانلری پس از هفتاد و هفت سال درگذشت.
7ـ لیلی امیرارجمند (جهان آرا) در سال 1317 در تهران به دنیا آمد. آموزش ابتدایی و متوسطه را در مدارس رازی و ژاندارک گذراند. در این دوره همکلاس فرح دیبا بود. وی تحصیلات عالی خود را در دانشگاه تهران ادامه داد و در رشته زبان و ادبیات فرانسه فارغ التحصیل شد.
سپس به آمریکا رفت و در دانشگاه دختران جوان نیوجرسی درس کتابداری خواند. در سفر دوم فرح دیبا، همسر شاه به آمریکا و دیدارش با لیلی جهان آرا تصمیم گرفته شد کتابخانه‌ای برای کودکان و نوجوانان در ایران تأسیس شود که این تصمیم منجر به تأسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گردید و به دستور همسر شاه، لیلی جهان آرا سرپرستی آن را در سال 1344 به عهده گرفت. وی در سال 1345 با امیر ارجمند که معاون دانشگاه تهران و سرپرست امور دانشجویان این دانشگاه بود ازدواج کرد. سمت‌های وی غیر از سرپرستی کانون، ریاست کتابخانه دانشگاه ملی، استادیار کتابداری دوره فوق لیسانس دانشگاه تهران و ریاست کتابخانه شرکت ملی نفت بود. دوستی دیرینه او با فرح دیبا موجب شد که یکی از اعضای دائمی حلقه دربار گردد پس از انقلاب لیلی امیرارجمند همچون دیگر اعضای این حلقه از کشور گریخت و در خارج از ایران پس از ترک شوهر، به یک جواهرفروش هندی که در نیویورک ساکن بود، دل سپرد و با او ازدواج کرد.
8ـ رضا قطبی فرزند محمدعلی در تهران متولد شد. وی خانواده نسبتاً فقیری داشت و پسر دایی فرح دیبا بود. مادر فرح تا قبل از ازدواج او با محمدرضا پهلوی در خانه محمدعلی قطبی (برادرش) زندگی می‌کرد و وضع مالی نامناسبی داشتند. رضا قطبی تحصیلات مقدماتی و متوسطه را در ایران گذراند و در ریاضیات قوی بود، پدرش او را برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستاد و قطبی موفق شد تحصیلات خود را در دانشگاه پلی تکنیک پاریس به اتمام برساند. پس از ازدواج فرح با محمدرضا وضعیت مالی خانواده قطبی یکباره تغییر غیرقابل وصفی کرد و پدر قطبی به عنوان اولین مقاطعه کاردربار و سازمان برنامه و بودجه درآمد و رضا قطبی هم مورد توجه رژیم پهلوی قرار گرفت و به سمت مدیر کل تلویزیون منصوب شد و تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هم در این سمت باقی ماند. رضا قطبی هم در کارهای مقاطعه و واگذاری پروژه‌های دولتی که از سوی سازمان برنامه و بودجه و وزارت دربار ارایه می‌شد با پدرش همکاری داشت و در 25 درصدی که پدرش از متقاضیان دریافت می‌داشت سهمی داشت.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد2، ص 211 ـ 210؛ اسناد ساواک، پرونده‌های انفرادی.
9ـ هوشنگ نهاوندی فرزند علی اکبر در سال 1312 ه‍ ش به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی را در رشته حقوق دانشگاه تهران آغاز کرد و پس از دریافت مدرک لیسانس به فرانسه رفت و در رشته اقتصاد دکترای دولتی گرفت. نهاوندی خواهرزاده دکتر فریدون کشاورز ـ عضو سابق رهبری حزب توده ـ می‌باشد و سوابق فعالیتهای سیاسی او در فرانسه مبهم است. ساواک وی را «مشکوک به داشتن فعالیتهای کمونیستی» می‌داند. با توجه به نقشی که نهاوندی بعدها در صحنه سیاسی و فرهنگی ایران ایفا نمود و ارتقاء سریع او در هرم دیوانسالاری پهلوی، این نظر را کاملاً معقول می‌دانیم که او از همان زمان تحصیل در پاریس ـ مانند بسیاری از عناصر مشابه ـ به ارتباط ویژه با سرویس‌های اطلاعاتی غرب کشیده شد. سند بیوگرافیک ساواک، نامبرده را «متهم به بهایی گری» نیز می‌داند. نهاوندی پس از بازگشت به ایران مدتی کارمند بانک اعتبارات بود و ترقی وی زمانی آغاز شد که حسنعلی منصور در دولت منوچهر اقبال به دبیر کلی شورای عالی اقتصاد و وزارت کار رسید. بدین ترتیب از مرداد ماه 1337 مشاغل عدیده نهاوندی آغاز شد
مشاور شورای عالی اقتصاد (مرداد 37ـ آبان 40) ـ مشاور عالی وزارت کار (آبان 38) ـ استاد دانشکده افسری (37ـ40) ـ مشاور اقتصادی سفارت ایران در بروکسل (آبان 40 ـ آذر 42) ـ نایب رئیس نمایندگی ایران در اتحادیه اقتصادی اروپا (فروردین 41 ـ آذر 42) ـ عضویت هیئت مدیره باشگاه فردوسی (دی 42 ـ اردیبهشت 43) ـ رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت معاملات خارجی (آذر ـ اسفند 42) ـ تدریس در دانشگاه تهران (از مهر 38) هوشنگ نهاوندی از جمله عناصری بود که در چارچوب سناریوی نخبگان آمریکایی‌، فعالیت خود را آغاز کرد و در دولت حسنعلی منصور در رأس وزارت نوبنیاد آبادانی و مسکن قرار گرفت و این سمت را در دولت امیر عباس هویدا تا سال 1347 حفظ کرد. اسناد موجود در ساواک، هوشنگ نهاوندی را در این زمان از اعضای فعال باند آمریکایی جمشید آموزگار نشان می‌دهد. هوشنگ نهاوندی در سال 1347 به عنوان «آجودان کشوری» شاه منصوب شد و به جای امیر متقی ریاست دانشگاه پهلوی (شیراز) را به دست گرفت. او در همین زمان عضو هیئت امناء دانشگاه مشهد نیز بود. در این دوران وی به عنوان یکی از چهره‌های علمی و فرهنگی رژیم پهلوی مطرح شد و پس از 3 سال ریاست بر دانشگاه شیراز، در رأس دانشگاه تهران قرار گرفت. هوشنگ نهاوندی در این زمان عضو هیئت امناء دانشگاه هنر (1352) و دانشگاه گیلان (1353) و عضو شورای عالی آموزش و پرورش (1351) نیز بود.
اسناد ساواک عموماً از اختلافات نهاوندی با همکاران و رؤسای خود خبر می‌دهد که یا ناشی از مسائل مالی و یا جاه طلبی و تفرعن بیمارگونه اوست. هوشنگ نهاوندی در آبان 1353 به ریاست دفتر مخصوص فرح پهلوی منصوب شد. با آغاز امواج انقلاب اسلامی، نهاوندی در ارتباط فعال با برخی مقامات مؤثر امریکا قرار گرفت. از جمله ریچارد هلمز ـ رئیس پیشین سیا ـ در سفر خرداد ماه 57 به تهران با وی ملاقات‌های خصوصی و پنهانی نمود.
در نتیجه این ارتباطات، نهاوندی منادی تأسیس «جناح اندیشمندان» شد و سناریوی ضعیف و مضحکی را آغاز کرد.
منادی در دولت «آشتی ملی!» در رأس وزارت علوم و آموزش عالی قرار گرفت. وی به عنوان یکی از چهره‌های بدنام رژیم، در چارچوب عقب نشینی‌ها و مانورهای این رژیم در قبال انقلاب در تاریخ 15 /11 /57 دستگیر و زندانی شد و در اثنای حوادث 22 بهمن از زندان گریخت و به خارج از کشور فرار کرد.
نهاوندی عضو تشکیلات فراماسونری بود و در لژهای: آفتاب، فارابی، شیراز ژاندارک، بزرگ ایران، امیرکبیر، فروغی و... عضویت داشت.

منبع:

کتاب جشن تاجگذاری صفحه 153


صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.