صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

موضوع: مجلس ختم برادر خمینی در مسجد ارک

تاریخ سند: 11 مرداد 1355


موضوع: مجلس ختم برادر خمینی در مسجد ارک


متن سند:

[به:] 312 [شماره:] 22527 /20 ه‍ 12 [از:] 20 ه‍ 12 روز سه‌شنبه 5 /5 /35 1 برابر با 29 رجب 1369 از ساعت 1700 الی 1900 مجلس ختمی به مناسبت درگذشت حاج سید نورالدین هندی2 برادر روح‌اله خمینی در مسجد ارک برگزار و اشخاص نامبرده زیر در این مجلس حضور داشتند.
میرزا خلیل کمره‌ای، مصطفی مسجد جامعی، سید محمد علی سبط، سید محمد تهرانی، شیخ محسن خراسانی، عبدالمجید ایروانی3، شیخ مرتضی تهرانی، حاج شیخ عبدالکریم حق‌شناس، سید فضل‌اله خوانساری (داماد آیت‌اله خوانساری)، میرزا باقر آشتیانی، شیخ محمود انصاری، شیخ علی اکبر صبوری قمی، سید هادی خسروشاهی، معتمد خراسانی، سید علی خلخالی، میرزا آقا شیرازی، فرزندان آیت‌اله شیرازی، محمد تقی فلسفی واعظ، ابوالقاسم تنکابنی، شیخ جعفر شجونی، فضل‌اله محلاتی، محمدتقی ثقفی، محمد مفتح، محمد مقدسیان، محمد جواد باهنر، ابوالفضل زنجانی، امامی کاشانی، محمد خندق آبادی، عبدالحسین زاهد، شیخ غلامحسین جعفری، محسن رفیعی قزوینی، حسین عرب، علی اسلامی، حمید اسلامی مشهور به زین‌العابدین، حسن عاصمی، عبدالعلی تقوی شیرازی، شیخ‌ بهاءالدین صدوقی یزدی، یحیی نوری4، محمد مهدی خلخالی.
شیخ طاهری در آخر جلسه ختم به منبر رفت و خطبه‌ای از نهج‌البلاغه خواند و اوضاع حکومت‌ها را از نظر علمی بیان کرد.
نظریه شنبه: منبر یادشده بی‌نهایت بد و مورد پسند علماء و وعاظ حاضر در جلسه نبود مضافاً این‌که واعظ مذکور هیچ گونه اشاره‌ای نکرد که فوت شده برادر خمینی است.
ضمناً مجلس ختم زنانه از طرف خانواده هندی در مسجد اعظم واقع در خیابان شاه صفی برگزار گردیده است.
نظریه یکشنبه: به صحت اظهارات شنبه اعتماد حاصل است و متن خبر مورد تأیید می‌باشد.
نظریه سه‌شنبه: نظریه یکشنبه مورد تأیید است.
نظریه چهارشنبه: نظریه سه‌شنبه تأیید می‌گردد.

توضیحات سند:

1ـ تغییر تاریخ شمسی: مجلس فرمایشی شورای ملی در آبان 1304 ش احمدشاه قاجار را از سلطنت برکنار کرده و رضاخان را به عنوان نیابت موقت سلطنت برمی گزیند.
در همین زمان مجلس مؤسسان برای تغییر مواد قانون اساسی و تفویض سلطنت به رضاخان تشکیل شده و بالاخره در آذر همان سال رضاخان پهلوی را به عنوان پادشاه ایران معرفی می کند و او در تاریخ 4 /2 /1305 ش تاج گذاری می کند و دوره حکومت دیکتاتوری و دین ستیزی او و بعد از او فرزندش محمدرضا پهلوی شروع می شود.
محمدرضا پهلوی در ادامه روند مبارزه با مظاهر دینی و ملی و سنت ها و آیین های برگرفته از هویت اسلامی و تاریخی مردم ایران در اواخر سال 1354 اقدام به تغییر تاریخ رسمی کشور از هجری شمسی به تاریخ شاهنشاهی نمود و چون در سال 1355 پنجاهمین سال شروع سلطنت پهلوی و سی پنجمین سال پهلوی دوم آغاز می شد با افزودن 2500 سال حکومت شاهنشاهی تاریخ باستان ایران به آن، تاریخ رسمی کشور را به 2535 شاهنشاهی تغییر داد.
از آن پس کلیه مکاتبات انجام شده در سازمانها و وزارتخانه ها براساس تاریخ جدید محاسبه و درج می گردید.
دکتر مدنی در کتاب خود در این باره می گوید: «آخرین نقطه فرعونیت و اوج طاغوت را در سال 1354 ملاحظه می نماییم، وقتی که رژیم درصدد برآمد تا با پیامبر بزرگ اسلام رسما به معارضه برخیزد و به محو مؤثرترین تجلی فرهنگ اسلامی مبادرت نماید.
شاه در نطق افتتاحیه مجلس دوره 24 شورای ملی از نمایندگان می خواهد تا فرهنگ ایرانی را از عوامل بیگانه ای که در این فرهنگ راه یافته نجات دهند و آن را از میان تمام آثار و مظاهر ناپسند دورانهای انحطاط اجتماعی و اخلاقی گذشته پاک نمایند! به دنبال این اظهارات مجلسین شورای ملی و سنا در تاریخ 24 اسفند 1354 جلسه مشترکی تشکیل داده و به جای تاریخ هجرت پیامبر گرامی اسلام (صلی اللّه علیه وآله) آغاز سلطنت کورش بنیانگذار شاهنشاهی ایران را به عنوان سرآغاز تقویم و مبدأ تاریخ ملی ایران قرار دادند...
با اوج گیری نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره)، دولت شریف امامی که در آن جلسه مشترک فوق الذکر رئیس جلسه بود و این اقدام شاهانه را ستایش و تملق بسیار نمود، برای آرام کردن مردم و حفظ و تثبیت موقعیت دولت خود طی بخشنامه ای در شهریور 1357 اعلام نمود...
.
مبدأ تاریخ سال هجرت خاتم النبیین محمدبن عبداللّه (ص) از مکه معظمه به مدینه طیبه می باشد و آغاز سال روز اول بهار و سال کماکان شمسی حقیقی است و بدین ترتیب بعد از دو سال و نیم تاریخ شاهنشاهی حذف شده و مجددا تاریخ هجری شمسی مورد استعمال قرار گرفت.
(ر.ک: تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، مرکز بررسی اسناد تاریخی، صفحات 58 مقدمه و 420 و تاریخ سیاسی معاصر ایران، دکتر مدنی، جلد دوم، صفحه 232 و 233 و¬نخست وزیران ایران از مشیرالدوله تا بختیار، دکتر عاقلی، صفحه 1138) 2ـ سید نورالدین هندی، فرزند مصطفی در سال 1276 ه‍ ش در شهرستان خمین به دنیا آمد.
پس از کسب علوم قدیمه، به عنوان وکیل دادگستری به خدمت مشغول شد.
ساواک در 1349، مشارالیه را این چنین معرفی کرده است: « نامبرده یکی از افراد مخالف دولت و برنامه‌های اصلاحی و رفرم‌های اخیر کشور شناخته شده که پس از تبعید برادرش (روح‌الله خمینی) در ناراحتی به سر می‌برد و با روحانیون مخالف نیز در تماس بوده و چنانچه موقعیتی به دست آورد از تضعیف روحیه مردم فروگذار نخواهد کرد ...
این شخص از افراد مظنون به فعالیت در جهت خمینی و روحانیون مخالف، علیه دولت می‌باشد که اعمال و رفتارش تحت کنترل می‌باشد.
» آقای سید نورالدین هندی در تاریخ 30 /4 /1355 در تهران درگذشت و پیکر او پس از انتقال به قم، به خاک سپرده شد.
3ـ حجت‌الاسلام سید عبدالحمید ایروانی در خانواده‌ای روحانی در تبریز دیده به جهان گشود.
مقدمات علوم دینی را نزد پدر و در زادگاه خود گذرانده و بعدها مدارج علمی خود را در شهر قم طی کرد.
حجت‌الاسلام ایروانی با اوج‌گیری نهضت امام خمینی (ره) به صف مبارزان پیوست.
در سال 1354 به رباط کریم تهران مهاجرت کرد و مسجد ابوالفضل این ناحیه را پایگاه تبلیغ و تبیین اسلام کرد.
از همین زمان همیشه تحت مراقبت نیروهای امنیتی رژیم شاه قرار داشت.
در سال 1355 ممنوع‌المنبر شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی حجت‌الاسلام ایروانی در ترویج و گسترش مساجد تلاش فراوانی کرد.
ایشان در سال 1371 دارفانی را وداع گفت.
4ـ آیت‌الله علامه یحیی نوری فرزند مرحوم حاج شیخ اسماعیل به سال 1311 در بیت و خاندان علمی و دینی در منطقه نور (در بلده نور) متولد شد.
برحسب اسناد قدیمی خانوادگی و مدارک موجود کلمه نوری به عنوان فامیلی این خاندان بیش از 500 سال قبل برای سلسله اجداد ایشان به کار می‌رفت، و به مناسبت بزرگداشت عموی پدرش آیت‌الله حاج میرزا یحیی نوری (که از علمای بزرگ نجف که اواخر حیات خود را در اهواز اقامت گزیدند) به نام یحیی نامیده شد.
حفظ و قرائت قرآن و خواندن و نوشتن را از سن 5 سالگی آغاز و تحت تربیت جد مادری خود مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین آقا شیخ محسن سلطان احمدی نوری (پیشوای دینی و امام جماعت منطقه) انجام داده و تحصیلات ابتدایی را در مدارس معموله طی نمود و در کنار کتب کلاسیک ابتدایی و متوسطه، دوره ادبیات و صرف و نحو و منطق را نزد مرحوم جد مذکور فراگرفته و سپس به مراکز علمی هجرت نمود.
علوم ادبی و معانی، بیان و دوره منطق، فلسفه، کلام، فقه، اصول، علوم حدیثی و علوم قرآنی را نزد اساتید فراوانی گذراند.
علامه نوری در اوایل جوانی در خلال تحصیل علوم حوزوی دوره لیسانس دانشکده الهیات و نیز دوره دکترای این دانشکده را هر ساله با رتبه اول گذرانیده و سپس بی‌درنگ به تدریس در آن دانشکده دعوت شدند (و در دوره‌های لیسانس و دکتری دانشکده درس‌های: تفسیر – مناهج تفسیری، نهج‌البلاغه، آیات‌الاحکام، فقه‌الحدیث، تاریخ ادیان و مذاهب، تمدن اسلام و ...
.) را تدریس می‌نمودند.
وی به خاطر مخالفتش با رژیم اسرائیل و اظهارات علیه آن رژیم و ارتباط حکومت پهلوی با غاصبین فلسطین تحت‌نظر مأموران امنیتی شاه بود و در سال 1352 نیز مدتی بازداشت و زندانی شد.
علامه نوری از چهره‌های شاخص حماسه هفده شهریور است که در آن روز پس از برگزاری نماز عید سعید فطر، جمعیت زیاد حاضر در حسینیه وی به سمت میدان شهدا (ژاله سابق) حرکت کرده و در آن‌جا پس از سخنرانی آیت‌الله نوری علیه رژیم شاهنشاهی به تظاهرات پرداختند و در جریان این اتفاقات وی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
وی علاوه بر فعالیت‌های علمی خود در حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها، به احداث مؤسسات علمی و فرهنگی و اجتماعی، بیمارستان، درمانگاه، مدارس علمیه و مساجد پرداخته است و در ایام گذشته همواره در کنگره‌های اسلامی مانند کنگره بیت‌المقدس،‌ هند، پاکستان، ژاپن و دیگر کشورها شرکت می‌کرد که در پی این فعالیت‌ها بیش از سیزده هزار نفر از کشورهای مختلف و از مذاهب گوناگون همچو کلیمی، مسیحی، زرتشتی، هندو، بودایی و بهایی با هدایت و ارشاد وی به اسلام گرویده‌اند.
از تألیفات وی می‌‌توان به کتاب‌های اسلام و عقاید و آرای بشری، اخلاق و خودسازی، شناخت تحلیلی اسلام و برخی از مسلک‌ها و ادیان (به دو زبان فارسی و انگلیسی)،‌ تحقیقی در تشیع، امامت، مهدویت (به دو زبان فارسی و انگلیسی)، خاتمیت پیامبر اسلام و ابطال تحلیلی بابی‌گری و بهایی‌گری و قادیانی‌گری (به دو زبان فارسی و انگلیسی)، شناخت عقاید و احکام و نظام و تعالیم اسلام (به زبان ژاپنی)، ریشه‌های انقلاب اسلامی ایران و شرحی از 17 شهریور و هم‌چنین کتاب‌های عربی‌الفقه علی‌المذاهب‌ آلخمسۀ، المسائل‌المستحدثۀ، التطبیق بین الاحادیث من مصادر اهل‌السنۀ و الشیعۀ، التحقیق فی‌المنهج‌التفسیریۀ وأَلف سؤال و جواب و بسیاری کتب دیگر به زبان‌های فارسی، عربی،‌ انگلیسی و ژاپنی اشاره کرد.
علامه نوری در بستر بیماری مشغول تألیف تفسیر قرآن بود و تا سوره یاسین تفسیر خود را به پایان رسانده بود.
این تألیف تا قبل از درگذشت وی ادامه داشت.
علامه نوری ظهر روز 29 /10 /86 مطابق با عاشورای سال 1429ه‍.
ق در بیمارستان مهر تهران درگذشت و پس از تشیع جنازه در تهران در روز شهادت حضرت امام سجاد (ع) در آستانه شیخ احمد نوری در شهر نور به خاک سپرده شد.
مرحوم علامه در قسمتی از وصیت‌نامه خود چنین نوشته است: «تنها نقطه‌ای که احساس قصور و تقصیر در درگاهش دارم، خداوند متعال است که به درگاه او بدهی بسیار بسیار دارم، هرچند ذات اقدسش را احتیاج به عبادت و انجام فرایض دیگر نیست و ما به ذات اقدس او احتیاج داریم و آن‌چه که انجام می‌دهیم، به نفع خود ما و رسیدن به قرب و جوار اوست، با این حال همواره احساس قصور و تقصیر در عبادات و طاعات به درگاهش دارم ...
» (پایگاه اطلاع‌رسانی علامه آیت‌الله یحیی نوری و سایت آفتاب مورخ 2 /1 /89 و خبرگزاری فارس مورخ 29 /10 /86)

منبع:

کتاب پایگاه‌های انقلاب اسلامی، مسجد ارک تهران به روایت اسناد ساواک صفحه 554


صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.