جناب آقای داوای (اسم رمز)5 چندی پیش نامه شریف حضرتعالی را دریافت داشتم
متن سند:
انما المومنون اخوه1
بسمه تعالی
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَۀُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّۀِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ 2
ترک جان گفتم نهادم پا به صحرای طلب
تا در آن وادی مرا از تن برآید جان
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا3
حضور محترم (جناب آقای ـــــــ (پاک شده است)4
پس از عرض سلام و ارادت بندگی امیدوارم در کنف حضرت بقیه .... الاعظم زیست نمائید
جناب آقای داوای (اسم رمز)5 چندی پیش نامه شریف حضرتعالی را دریافت داشتم و از مندرجاتش اطلاع حاصل نمودم خداوند منان میداند تا چه اندازه مسرور و دلخوش گشتم که شرح آن را در این نامه نتوان نگاشت میتوان گفت تقریباً یدرک و لا یوصف6 بود مضمونش چنان مرا بوجد درآورد که چند بار مطالعه کردم و سیر نمیگشتم بله دوست عزیز این بنده مسکین به تمام نوشتههای سرکار7 با قلبی مملو از سرور[و] نشاط با نظری[؟]8 مصدق نگریستم.9 باری شما را به این عرضه بدارم این راه خیلی1 ترسناک و خطرناک است.
موانع11 به طور تصادف12 ایجاد میشود اما باید استقامت نمود و پایداری کرد بر ندای حسین حسین که فرمود هل من ناصر ینصرنی13 پاسخ لبیک داد و با کوشش خود در این را از هیچ اقدامی فروگذار نکرد اما ما بهمان طرزی که عرض کردم و داشتم از اوایل ملاقاتمان بیاندازه با ملاحظه اما راجع به خودم.
نامه را همانطور که عرض کردم مفقود کنید
این مطالب و موضوعات ما در این صفحه مطالعه میکنید باید چنان مخفی باشد که عرض کردم و این ورقه (یعنی عملش را مردم ببینند ولی همانطور بماند ولی متوجه نشوند) دستورالعمل است باید حفظ گردد اگر بخواهید موقعیت مهم کسب کنید باید این دستورات ما را رعایت بفرمائید چرا به این دلیل که شما هر چه قدر قوی باشید با دو دست خودتان نمیتوانید فائق به تمام قدرتها شوید همانطوری که عرض کردم در یک شهر مشهد افراد مختلفی وجود دارند باید طریقی عمل کرد که توانست از تمام افکار بهرهمند شد برای مقصود این موضوعاتی که در اینجا مینگارم ممکن است ظاهرش آنقدر جلوه نکند که موقعیت را بنمایاند اما بدانید که شراب پیروزی راحتم را در کالبد افرادش میریزد در اثر اندک ممارست از این افراد مختلف باید از این راه استفاده کرد این است راهی که تمام مردم از گرم گرفته تا سرد تا عام مردم بیسواد و با سواد بیدین و با دین البته در شق آخر در صورتی است که بیدینها را امر به معروف بطرزی که گفتم میشود بکنند بعد از اینکه از این افراد استفاده شد و در این طریق موفق شدید بعد مطالبی دیگری هم برای مرحله دوم عرضه میشود این را هم بدانید از خودتان باید شروع کنید بطرزی که گفتم میشود.
1ـ تمام آقایان مطلع هستید همانطوری که عرض کردم راه باید کاملاً عاقلانه باشد احزاب متفرقهای که میبینید درهم شکسته شدهاند و یا میشکنند برای این است که رویه صحیح را پیش نمیگیرند اما اگر بخواهیم تابع هوا و هوس باشیم برای خدا نیست هرچه بخواهیم اشکالی ندارد میکنیم اگر خیر بخواهیم برای حضرت منان خدمت کنیم باید راهی در پیش گیریم و یقین داشته باشیم که نتیجه موفقیت است.
2ـ البته باید هر یک ماه یک مرتبه بیلان کار خود را برای من بفرستید تا بدانم که انشا... چقدر مثمرثمر بوده است و اگر نقصی در انجام کارها است عرض کنم این را هم متذکر میشوم باز همانطور که عرض کردم این فعالیت دامنهدار است مثل یک اعلامیه پخش کردن نیست تا نخواستم بکنم ترکش گویم ببینید اگر نمیتوانید یا نمیخواهید یا تمایل ندارید یا هر نوع مانع دیگر که سر راه شما است من اطلاع ندارم وارد نشوید.
بالاخره14 پیشرفت دین خودش را تعطیل نمیگذارد و اما اگر اشکالی راجع به برنامه در خاطر آقایان میگذرد بنویسید تا من فکر کنم و جواب دهم چون پرودگار لطف فرمود و مرا در این امور ورود15 داده به اندازهای که بتوانم در مورد یک راهی تعیین کنم و دیگر اینکه موقعی خیال میکنید عمل به این موضوعات باید همگانی باشد تا مؤثر واقع شود من به شما قول میدهم اگر کاملاً عامل شدید به اینها در عرض یک سال نمیشود که پیشرفت جالب توجه خواهد نمود در این راه سازمان با شما دشمن خواهد شد ولی کاری نتواند برد و شایع کردن مزخرفات اما خطرات دیگری ندارد قطعاً مردم با شما ستیزه خواهند کرد ممکن[است] رفقای شما با شما خصومت ورزند توهین کنند شایعات بیمورد به شما ببندند ولی در اثر این شنیدنها در اندک زمانی همه این موضوعات اصلاح خواهد شد و هم حتی افرادی که دشمن بودند دوست و یاور خواهند گردید در این راه چنانچه عرض کردم خطر ندارد ولی باید استقامت کنید خون جگرها بخورید ناراحتیها باید تحمل کنید.
برادر بزرگوار
جداً از حضور محترم سرکار خواهانم که دعا بفرمائید هرچه زودتر من بتوانم جان کم قیمت خود را در راه اسلام عزیز دست گرفته با آن دشمن مبارزه کنم و انشاالله حتماً پیروز شوم روی اصل اول ملاحظه دوم از جان گذشته را به کمک احتیاج نیست ـ ثانیاً موانعی16 که در راه دین ایجاد شده مرا آزردهخاطر کرده سخت.
اما مرقوم فرموده بودید که مدرسه آیتاله میلانی ناراحت کننده و وضعی بوجود آورده انشاء... آنها به اشتباهات خود پی بردند و مرجع ضمیر17 حضرتعالی بر گشتنش بوجود حضرت آیتاله .... را ثابت من آقای میلانی را ایمان دارم این حادثه روی غرض از ایشان نبوده بلکه ایشان میخواستند دردی بردارند و دوا کنند اما اشکال در کجا بوده که نشد نمیدانم بنده هم امیدم همین است که این ناراحتیها جبران شود.
از قم بگویم از زبان یک طلبه مینویسم که مطالبی کسب کرده بود این دارالترویج خود بدست یک روحانی دست نشانده تأسیس شده از این یک کلمه بقیه مطالب را بخوانید.
2ـ اگر هم دیگر ایشان سر و صورتی ندهد به وضع این موضوع شاید از دست ایشان بیرون رفته باشد دیگر نتوانند آن را دوا کنند به هر حال رفتم آمدم. انما المومنون18 اخوه
رونوشت برابر اصل است اصل به دادستانی 24 ارتش دوم مقیم گرگان ضمیمه پرونده ارسال شده است.
توضیحات سند:
1. این متن به دلیل سهلانگاری مأمورین ساواک اغلاط فاحشی دارد.
2. اصل: این الذین قالوا ثم استقاموا تنزل علیهم و الملائکه و الا تخاقوا و لا تهرنوا
3. اصل: واعتصمو الحبل اله جمیعاً و لا تفرقوا
4. در متن سند به همین صورت تایپ شده است.
5. احتمالاً منظور آقای داوودینژاد است.
6. اصل: توصیف
7. اصل: سرکاژ
8. اصل: با نظرای
9. اصل: نگریسم
10. اصل: خیلی
11. اصل: ممانع
12. اصل: ترادف
13. اصل: و ینصر منی
14. اصل: بالاخلاخره
15. اصل: ورد
16. اصل: ممانعی
17. اصل: خمیر
18. اصل: المونون
منبع:
کتاب
شهید حجتالاسلام محمدعلی روحانیفرد صفحه 122

