تاریخ سند: 2 تیر 1357
موضوع : سیدمحمد حسنی (یا حسینی) فرزند حسین
متن سند:
شماره : 462- 8- 56 تاریخ : 2 /4 /2537[] 0402
از : شهربانی استان یزد
به : ریاست سازمان اطلاعات و امنیت استان یزد
موضوع : سیدمحمد حسنی (یا حسینی) فرزند حسین
بازگشت به برگ خبر شماره 3478 /26 ﻫ – مورخ 21 /3 /2537
طبق گزارش شهربانی بافق با بررسیهای معموله مشخصات کامل شخص مورد نظر سیدمحمد حسنی یا حسینی فرزند حسین شناسنامه شماره 66 صادره رفسنجان میباشد و در تاریخ مورد نظر در امامزاده عبداله بافق اظهار داشته یک نفر عالم را که 20 سال است به مردم درس علم میآموزد ممنوعالمنبر کردهاند و یک روحانی را که فقط بلی قربان میگوید به نمایندگی روحانیت برگزیدهاند. پس این حاج محمدتقی بافقی کجا هست که ببیند آزادی هست. مهر به دهان ما زدهاند. آیا امام حسین در منزل نشست و مرد و یا جنگ کرد. حال باید بنشینیم و دعا کنیم یا وظیفه دیگری داریم. اینجا وظیفه ما تمام نمیشود مسلمانان بچههای خود را به دبستان و دبیرستان میفرستند و دانشگاههای اسلامی را خالی میگذارند. ضمناً نامبرده از طلاب قم بوده که به عنوان میهمان به بافق رفته و به طور غیرمستقیم از طرف شهربانی تذکر لازم به وی داده شده که مؤثر واقع گردیده و روزهای بعد منبر نرفته و بافق را ترک نموده است. همچنین گویا نامبرده نوار خمینی1 درباره مسافرت اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتشتاران به مشهد را در اختیار داشته و بعید نیست در اختیار شخصی به نام اکبر دهقان شاهی قرار داده باشد که مشارالیه در بافق مغازه لوکس فروشی دارد و نوارهای مذهبی نیز میفروشد و روز 27 /3 /2537 علیرغم تذکر لازم که به وی داده شد مغازه خود را تعطیل نموده است.
رئیس شهربانی استان یزد . سرهنگ جهانگیر هاشمی
در پرونده بافق بایگانی شود. 29 /4
توضیحات سند:
__
1. امام خمینی(ره) در بخشی از فرمایشات خود که در تاریخ دهم خرداد سال 1357ش در مسجد انصاری نجف ایراد فرمودند، ضمن اشاره به جنایتهای شاه و محرومیتهای ناشی از آن و سخنان محمدرضا پهلوی در سفر به مشهد مقدس، فرمودند: «این آقاى «دروازه تمدن بزرگ» ملاحظه نکرده خود تهران را، این محلههاى تهران را؟ آن طورى که آقایان نوشتهاند، چهل و چند منطقه هست، که در این چهل و چند منطقه، این زاغهنشینها، این چادرنشینها، اینهایى که خانه ندارند اصلاً، یا زیرِ زمین یک سوراخى پیدا کردهاند و بیچارهها مثل حیوانات زندگى مىکنند، یا یک چادرى درست کردهاند؛ مناطق زیادى، چهل و چند منطقه را اسم بردند، محالّشان را ذکر کردهاند، الآن پیش من است صورتش. این آقاى تمدن بزرگ، نگاه نکرده است به این تهران، که چهل و چند منطقه، بیچاره یعنى[محرومند] از همه چیزهایى که آثار تمدن است؛ آب ندارند، برق ندارند، اسفالت و اینها که دیگر هیچ ندارند، ﻫیچ چیز ندارند بیچارهها. اینها را از دهات بیرون کردهاند و اراضى دهات را گرفتند براى خودشان، و اینها آمدهاند در تهران. تهرانش این طور است که چهل و چند منطقه، اینها از چادرنشینها و زاغهنشینهایى که با فلاکت، با زحمت دارند زندگى مىکنند، با بیچارگى دارند زندگى مىکنند، نوشته است که اینها وقتى آب براى خودشان مىخواهند تهیه کنند، از یک محلى که[از] محل خودشان قریب صد پله یا بیشتر تا محل آب هست، این زن هاى بیچاره باید بیایند سرِ آن فشارى، آب بردارند. کوزه را از این پلهها ... شما فکر کنید زمستان ایران را، از این پلهها باید پایین بروند، چقدر زمین مىخورند، چقدر بیچارگى مىکشند تا یک خردهاى آب ببرند براى بچههایشان. این آقاى تمدن بزرگ کجاست که اینها را ببیند؟ اینها را نمىداند، یا چشمهایش را هم مىگذارد که نداند؟ همین دو- سه روز، همین سه- چهار روز پیش از این در مشهد، رفته، در حرم مطهر، سالوسی هایش را کرده و بعد هم آمده براى این بیچارههایى که خودشان جمع کردند آنجا- یک عدهاى بیچاره را- نطق کرده، تمدن بزرگ، گفته ما بعد از چند سال دیگر به کجا خواهیم رسید؛ و در بین فرمایشاتشان، فرمودهاند که بعد از چند سال دیگر جمعیت ایران 65 میلیون نفر مىشود و نفت هم نیست. آقا نفت را چه کسى دارد از بین مىبرد؟ هى مىگوید نفت نیست؛ نفت هست، تو دارى نفت را از بین مىبرى، تو دارى نفت را به حلقوم امریکا و دیگران مىکنى؛ نه اینکه نفت نیست. ما مخازن زیاد داریم؛ شما دارید این مخازن را از دست مىدهید تا بعد از چند سال دیگر نفتش از بین برود و مردم بیچاره بشوند.» صحیفه امام، ج 3، ص 404
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان یزد، کتاب 3 صفحه 335
