موضوع: سازمان نگهبانان آزادی
متن سند:
گزارش اطلاعات داخلی
محل: تهران تاریخ: ۲۶/۱۱/۴۰
شماره: ۸۸۰/ر-۲/۳۱۱
موضوع: سازمان نگهبانان آزادی
از ساعت ۱۸۰۰ روز ۲۵/۱۱/۴۰ به ترتیب غلامحسین رحیمیان. دکتر ناصر بقائی. دکتر ارسطو ایرانی کرمانی. غلامعلی صاحبدیوانی. محبعلی دبیر سپهری. احمد ثابتی مقدم. سید حسن آیت. ناصر کاظمی. دکتر سید حسین مدرس. غلامعلی معصومی، صوفی، حسن سلیمی، عبدالعلی حمیدی فریدونی. محسن ملک مطیعی. فریدون کنعان زاده. سعید پارسی. امیر ناصر قندی و ۹۲ نفر دیگر از افراد سازمان نگهبانان آزادی و حزب زحمتکشان۱ به محل سازمان رفتند و ع مادالدین از غندی درباره مسافرت چسترباولز مشاور مخصوص کندی به بندرعباس و ملاقاتی که بین دکتر بقائی و مشاور مخصوص کندی در بندرعباس انجام گرفته است و اینکه این ملاقات در سرنوشت دکتر بقائی تأثیر بسیار زیادی دارد و مذاکرات بسیار مهمی که بین مشاور مخصوص کندی و اعلیحضرت همایونی به عمل آمده است با حاضرین صحبت کرد و سپس غلامعلی معصومی و صوفی که از دوستان معصومی بود درباره همکاری جبهه ملی با سپهبد بختیار صحبت کرد و حملات بسیار شدیدی به تیمسار سپهبد بختیار نمودند و کلمات بسیار رکیکی درباره تیمسار بختیار ادا نمودند وصوفی اظهار داشت سپهبد بختیار آیشمن ایران در زمان قدرت خودش هر کس زن خوشگل و دختر خوشگل داشت به او تجاوز میکرد و حالا این مرد با تمام این جنایاتی که کرده است سنگ آزادی و طالب آزادی شده است و در ساعت ۲۲۰۰ پس از تشکیل حوزه کارمندان دولت وابسته به سازمان نگهبانان آزادی که تحت نظر دکتر سید حسین مدرس و حسن سلیمی (فریدونی کارمند وزارت کشور اداره میشود) کلیه حاضرین محل سازمان نگهبانان آزادی را ترک نمودند. م.
توضیحات سند:
۱- حزب زحتمکشان: این حزب توسط خلیل ملکی و مظفر بقایی تأسیس شد ملکی که به دنبال وقایع آذربایجان از حزب توده جدا شده بود با بقایی همداستان شد. ملکی و یارانش (قندهاریان، جلال آلاحمد، محمدعلی خنجی، ناصر وثوقی، غلامرضا وثیق، نادر پور، هوشنگ ساعدلو و...) امور تشکیلاتی، آموزشی، مطبوعاتی و عقیدتی حزب را در دست گرفتند و فعالیتهای سیاسی در اختیار بقایی و یاران او باقی ماند. جریده شاهد ارگان سیاسی حزب زحمتکشان بود که تحت نظارت بقایی روزانه منتشر میشد و ملکی هفته نامه نیروی سوم و ماهنامه علم و زندگی را تأسیس کرد. پس از حوادث سی تیر ۱۳۳۱ و دوری محسوس بقایی از مصدق اختلافات داخلی حزب زحمتکشان آغاز شد. گروه ملکی که اکثریت فعالان، سازمان دهندگان و نویسندگان حزب را تشکیل میدادند اعتقاد داشتند که حزب زحمتکشان نمیباید از پشتیبانی فعال خود از دکتر مصدق دست بردارد. در حالی که مظفر بقایی خواستار مخالفت علنی با مصدق شده بود. این اختلاف چراغ عمر یک ساله حزب زحمتکشان را خاموش کرد سالها پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ حزب زحمتکشان تعطیل شد، و فعالیت چشمگیری نیز نداشت. ولی بعدها در دهه چهل با تجدید فعالیت محدود احزاب، حزب زحمتکشان ملت ایران به رهبری مظفر بقایی تلاشهایی کم رنگ صورت داد که شباهتی به فعالیتهای عادی یک حزب سیاسی نداشت.
بخش اول: تیمور بختیار و قیام ۱۵ خرداد
در پی قیام خونین ۱۵ خرداد / ۴۲ گفته شد که تیمور بختیار در روز ۱۵ خرداد از اروپا به عراق سفر کرده است تا اگر قیام به پیروزی رسید خود را به ایران برساند و از سفره آمادهای که گسترده میشود بهره بگیرد. اما واقعیت این است که اگر قیام ۱۵ خرداد به پیروزی میرسید و بختیار به ایران میآمد نه تنها نمیتوانست مقام و موقعیتی به دست آورد بلکه بیتردید از سوی مردم و رهبران روحانی به سبب جرم و جنایاتی که پس از کودتای ۲۸ مراد مرتکب شده بود تحت پیگرد قانونی قرار میگرفت و به عنوان شریک و همدست جنایات شاه به محاکمه کشیده میشد و به سزای اعمال خود میرسید.
البته تیمور بختیار به منظور دستیابی به قدرت و واژگونی رژیم شاه کوشید با مخالفان رژیم ارتباط برقرار کند و در آن هنگام که امام رهبری نهضت و مبارزه بر ضد شاه را بر دوش گرفته بود مسلما بختیار به هر دری میزد که به گونهای به امام نزدیک شود. لیکن این تلاش او بیهوده بود و نه تنها در جریان قیام ۱۵ خرداد بختیار و عوامل او نتوانستند به امام نزدیک شوند بلکه در سالهای ۴۹-۴۸ که تیمور بختیار با همکاری بعثیها به اصطلاح بساطی بر ضد شاه در عراق به راهانداخته بود علیرغم همه کوششها و دست و پا زدنها حتی نتوانست یک جلسه با امام به گفتگو و مذاکره بنشیند و آخرین ترفند او این شد که همراه با استاندار کربلا به صورت ناشناس و بدون اعلام قبلی در جلسه ملاقات عمومی امام حضور یابد که در آن جلسه نیز نه کسی او را به امام معرفی کرد و نه امام حتی یک کلمه با او سخن گفت. و پس از رفتن او امام از روی قراینی دریافت که شخص بختیار بوده است که به همراه استاندار کربلا به حضور او راه یافته است از این رو، در مرحله بعدی وقتی که استاندار کربلا از امام تقاضای ملاقات کرد، امام پاسخ داد به شرطی میتوانید بیابید که رجال غیرعراقی با شما همراه نباشند. این نکته نیز در خور یادآوری است رژیم شاه که از خروش و خیزش مردم در ۱۵ خرداد غافلگیر شده بود و در برابر این پرسش مردم جهان که اگر ملت ایران از سیاست و عملکرد رژیم او راضی و خشنود است قیام ۱۵ خرداد۱ چگونه پدید آمده است. خود را خلع سلاح میدید، تلاشهایی را آغاز کرد که آن قیام مقدس را به یکی از جریاناتی که آن روز مطرح بود منتسب سازد:
۱ - به جمال عبدالناصر رهبر فقید مصرکه از مخالفان سرسخت رژیم شاه و صهیونیسم بود ارتباط دهد.
۲- زیر سر مالکان بزرگ که همگی از مهرههای دربار و ستون فقرات رژیم شاه را تشکیل میدادند، بنمایاند.
۳- به تحریک بختیار و عوامل و ایادی او وانمود کند.
لیکن پایگاه مردمی قیام ۱۵ خرداد تا آن پایه عمیق و محکم بود که هیچ کدام از این اتهامات نتوانست کارایی داشته باشد و ملت ایران و افکار جهانیان را فریب دهد.
کیست که نداند تیمور بختیار در میان ملت ایران بیآبروتر از آن بود که بتواند قیام پرشکوهی مانند قیام ۱۵ خرداد را تدارک ببیند. اسناد موجود ساواک نیز هرگونه ارتباط میان بختیار و مقامات روحانی را نفی میکند. و ساواک علیرغم پیگیریها وکند و کارهای فراوان نتوانسته است کوچکترین ارتباطی میان حماسه آفرینان ۱۵ خرداد /۴۲ و عوامل بختیار و دیگر جریانهای مرموز و مشکوک سیاسی به دست آورد.
منبع:
کتاب
سپهبد تیمور بختیار به روایت اسناد ساواک، جلد اول، اولین رئیس ساواک صفحه 177
