صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

ایالت خراسان

تاریخ سند: 26 دی 1314


ایالت خراسان


متن سند:

13141026
وزارت داخله
اداره حکومتی گناباد
دایره -
به تاریخ 26 /10ماه1314
نمره 782 ضمیمه__
ایالت خراسان
در جواب مرقومه نمره ۱۶۵۱۳-7 /10 /14و تلگراف نمره ۱۶۹۸۴ – 24 /10 /14و عقبه تلگراف نمره 807- 24 /10 /14 دفتر حکومتی این محل به عرض می‌رساند:
اولا - قبل از عرض راپرت رفع حجاب این محل، مقدمتا وضع حال و روحیات اهالی این محل را برای آگاهی خاطر مبارک به عرض می‌رساند: گناباد1 دارای سه قصبه است: جویمند (مرکز دوایر دولتی) کاخک و بجستان که دو قصبه اخیر، اولی چهار و دومی هشت فرسخ از جویمند دور است. قصبات مزبور هریکی حداکثر از سه الی چهار هزار نفر جمعیت دارد که قسمت عمده آنها زارع و معدودی کاسب می‌باشند. و در هیچ یک از قصبات فوق با اینکه خیلی لازم بوده تا بحال مدرسه اناث تأسیس نشده، زنهای قصبات مزبور شغلشان در منزل منحصر به نخ ریسی و کرباس بافی است که هم برای خود لباس تهیه و مازاد آن را هم به فروش می‌رسانند. و به قدری از تمدن دور می‌باشند که هنوز لباس زنهای این محل عبارت از همان پیراهن کوتاه و شلوار بلند می‌باشد و چون کافه یا سینما و تاتر و از این قبیل نقاط که تا اندازه [ای] روحیات و فکر آنها را باز کند نداشته و حتی گردشگاه هم ندارند که اقلا تا اندازه‌[ای] در نتیجه ملاحظه و معاشرت با اشخاص با فهم تغییری در اخلاق و عادت آنها حاصل شود بر عکس در ماه رمضان و محرم و صفر و مواقع دیگر که در مساجد روضه خوانی می‌نمایند پای منبر آخوندهای ده رفته همان اوهامات و خرافات و حرفهایی را که سال‌ها آنها را عقب گذارده است شنیده و ملکه ذهن آنها از طفولیت شده است که بی‌اندازه آنها را از تمدن و تجدد دور نموده.2
خانمهای مأمورین دوایر دولتی سابق اگر در کوچه‌های جویمند عبور و مرور می‌نمودند چون وضع لباس و چادر و پیچه آنها مخصوصا اگر قدری پیچه 3را هم باز می‌گرفتند به کلی بر خلاف عقیده و سلیقه مردها و زنهای این محل بود و شاید حرفهایی هم در اطرافش گفته می‌شد (زیرا چادر زنهای این محل عموما از همان کرباسی است که خودشان می‌بافند و معروف به چادر نخودی است و پیچه هم ندارند و به طوری روی خود را می‌گیرند که یک چشم آنها هم درست دیده نمی‌شود) خانمهای مأمورین هم بواسطه نبودن وسایل و گردشگاه و غیره کمتر از خانه بیرون می‌آمده حتی معاشرت با یکدیگر هم بجهاتی نمی‌کردند یا خیلی کم می‌کردند. غرض از عرض مقدمه فوق فقط برای آگاهی خاطر مبارک از وضع حال و روحیات اهالی این محل بود که تا اندازه [ای] مستحضر شوند.
ثانیاً- پس از وصول مرقومات فوق الذکر شروع به فراهم آوردن مقدمات کار نمود و آقایان رؤسای دوایر ادارات را در منزل دعوت و ضمن صحبتهای مختلف و اظهار مطالب زیادی مربوط به تجدد نسوان و معایب حجاب و محسنات رفع حجاب نموده و عموم آقایان حاضر شدند که نیات دولت را به موقع اجرا گذارند و چون خانمهای آقایان و چند نفری از آنها هیچ کدام با یک دیگر معاشرت نداشتند قرار شد از این به بعد شب و روز با هم معاشرت نموده و دور هم جمع شوند و آقایان هم ضمنا محسنات رفع حجاب و لزوم تجدد و تربیت نسوان و معایب حجاب فعلی را در منازل خود به خانمهای خود گوشزد نموده و آنها را حاضر برای رفع حجاب نمایند. این تصمیم اجرا و ابتدا خانم بنده دعوتی از خانمهای آقایان نموده و بعدۀ مجالست و معاشرت و دور هم نشینی خانمها در منازل هر یک شروع و در توضیح معایب حجاب صحبتها می‌شد. چند روز این موضوع ادامه داشت و آقایان رؤسای دوایر خانمهای خود را حاضر به رفع حجاب نموده و ضمنا چند نفر از خانمها که متجدد و تربیت شده بودند در ضمن معاشرت کمکی به رفع حجاب خانمها نمودند. مجددا آقایان رؤسای دوایر را دعوت و مذاکرات لازمه به عمل آمد قرار شد چون اهالیاین محل خیلی از تمدن و تجدد دور هستند برای روشن کردن فکر آنها چند روز هم صبح و عصر خانمها در کوچه‌های جویمند حرکت برای گردش نموده و قیدی به گرفتن صورت هم نداشته باشند. همین قسم اقدام و خانمها با چادر ولی روی باز چند روز در کوچه‌ها به عنوان گردش حرکت می‌کردند. ضمنا اداره شهربانی نیز کاملا مراقب روحیات و وضعیت اهالی بود. اهالی نیز این قسم آزادی و گردش و وضعیت خارق عادت که تا به حال در این محل نظیر نداشت مشاهده و تا اندازه[‌ای] در ذهن و فکر آنها تأثیرات خوبی بخشید. ضمنا آقایان و خانمها در مجالس و منازل و حتی آقایان که در اداره هم با اشخاص تماس داشتند محسنات رفع حجاب را به اشخاص گفته و تبلیغات لازمه را می‌نمودند. همچنین آقایان رؤسا و خانمهای آنها هم به اتفاق به منازل یکدیگر رفت و آمد و معاشرت می‌نمودند، اجرای جریان فوق فقط برای باز کردن افکار و روحیات اهالی این محل بود.
ثالثا - در عین اینکه امورات فوق جریان داشت کارهای دیگری هم انجام می‌شد. از آن جمله شرحی ضمن نمره ۸۱۹ مورخه22 /10 /14 که سواد آن به ضمیمه تقدیم می‌شود به آقای رئیس معارف نوشته شد که در معارف تهیه وسایل کنفرانس فراهم نماید و بعد نیز با مذاکره با مشارالیه کمکهای لازمه برای ترتیب دادن کنفرانس عمومی در اداره معارف داده شد. ضمنا یک نفر از محدثین معروف این محل را احضار و با مذاکرات لازمه که در این باب با مشارالیه نموده حاضر گردید که در روز کنفرانس از طرف او هم شرح مؤثری در این باب برای حضار بیان شود4 لوایح دیگری هم از طرف بعضی اشخاص و رئیس معارف در همین باب تهیه گردید که در روز کنفرانس قرائت شود.
رابعاً- کلیه جریانات فوق از تاریخ وصول مرقومه نمره ۱۶۵۱۳ -7 /10 /14که روز ۹ دی ماه بود تا تاریخ ۲۲ دی ماه که ۱۳ روز می‌شود انجام و ضمن نیز آقای رئیس شهربانی با جدیت تام و تمامی مراقب روحیات اشخاص و اعمال آنها و هر قسمت از افکاری که ممکن بود به خاطر آنها بیاید بوده و امورات به یک وضع سنگین و متانت کاملی از طرف بنده و شهربانی و معارف و سایر مأمورین با دستوراتی که در هر قسمت به آنها می‌دادم انجام می‌شد
پس از تهیه مقدمات که ضمنا در ظرف این چند روز خیلی در روحیات اشخاص تأثیر نموده بود. در شب ۲۳ دی ماه از آقایان رؤسای دوایر و خانمهایشان در منزل خود دعوت به عمل آورد. شب مزبور آقایان ذیل با خانمها و صبیه و همشیره شان (چند نفری که صبیه بزرگ و همشیره داشتند) حاضر گردیدند.
-رئیس شهربانی5 با خانمش.
-رئیس معارف 6‌ با خانم و همشیرهاش.
-رئیس امنیه با خانمش.
-رئیس احصائیه با خانمش.
-رئیس پست و تلگراف 7 با خانمش.
-آقای دکتر نظام وظیفه با خانم و صبیه اش.
-رئیس ثبت اسناد (خانمش مدتی است مریض و منع از حرکت شده بود.).
-بهرام پور، نظام وظیفه 8 با خانمش.
پس از حضور کلیه آقایان و خانمهای فوق الذکر قبلا شرحی از طرف بنده از محسنات رفع حجاب اظهار و ابتدا خانم بنده رفع حجاب نموده و بلافاصله سایر خانمها همگی حجاب خود را افکندند، بی‌اختیار کف زدنهای شعف انگیز از کلیه حضار شروع و قریب دو ساعت بعد از رفع حجاب مذاکرات در اطراف محسنات نداشتن حجاب و تحصیل و تربیت نسوان و ورزش آنها از طرف آقایان به عمل آمد و در ساعت ده مجلس به دعاگوئی ذات اقدس ملوکانه ارواحنا فداه خاتمه یافت و آقایان و خانمها به منزل خود رفتند..
خامساً - عصر روز ۲۳ دی ماه مجلس کنفرانس در اداره معارف تشکیل، رؤسای ادارات وخانمهای آنها که چند نفر از خانمها بدون حجاب و عده‌ای از اهالی زن و مرد حضور داشتند. چند لایحه تهیه شده بود بوسیله دو نفر محصل مدرسه قرائت و بعدا نیز آقای عبادی که یک نفر از محدثین برجسته این محل است شرحی مبنی بر لزوم و فوائد تحصیل تربیت نسوان ایراد و آقای رئیس معارف نیز لایحه تهیه نموده بود قرائت و بعدا خانم آقای ملک کیانی دکتر نظام وظیفه لایحه تهیه نموده بودند قرائت و سرود ملی بوسیله شاگردان مدرسه خوانده شده و مجلس به دعاگویی ذات اقدس ملوکانه خاتمه یافت و چون در این کنفرانس جمعیت زیادی نیامده بودند به کلیه اهالی ابلاغ شد که کنفرانس مهمی در روز جمعه ۲۶ دی ماه در اداره معارف داده خواهد شد..
سادساً-از همان ۲۳ دی ماه در منزل بنده و آقایان رؤسای دوایر دعوتهایی با خانمها بدون حجاب می‌شد و ضمن تبلیغات لازمه برای رفع حجاب می‌گردید.
سابعا - در روز جمعه ۲۶ دی ماه (امروز) مجلس کنفرانس خیلی باشکوهی در اداره معارف تشکیل و قبلا از کلیه آقایان رؤسا و مأمورین ادارات و خانمهایشان دعوت شده و به کلیه اهالی قراء نیز اعلان شده بود که در روز مزبور حاضر شوند. بعد از ظهر روز مزبور کلیه خانمهای رؤسا دوایر سوای (خانم رئیس ثبت که مریض و از حرکت منع بود و رئیس صحیه که در مسافرت بجستان بود) و کلیه مأمورین دوایر دولتی که در جویمند بودند با خانمهایشان بدون حجاب حاضر شده عده خانمهای بی‌حجاب قریب ۸۰ نفر و جمعیت زیادی هم از زن و مرد که قریب پانصد نفر در حیاط معارف و سیصد نفر در بالای بام بود حضور داشتند. لوایحی که تهیه شده بود آقای رئیس ثبت اسناد و رئیس معارف و مدیر مدرسه قرائت، سکوت و آرامی از هر جهت حکمفر(ما) و آقای رئیس شهربانی و رئیس امنیه کاملا مراقب نظامات بودند. کنفرانس مزبور بی‌اندازه جالب بود و باشکوه، و قریب سه ساعت طول کشید و محسوس بود که بی‌اندازه در روحیات اهالی تأثیر نموده است. یک ساعت به غروب، کنفرانس تمام و مجلس به دعاگویی ذات اقدس ملوکانه خاتمه یافت و خانمها و آقایان پس از خارج شدن از اداره معارف در خیابان و کوچه‌ها شروع به گردشنمودند. در این مدت فدوی و رئیس معارف و رئیس شهربانی در موضوع رفع حجاب این محل شب و روز زحمت کشیده و وسایل رفع حجاب را به طوری که فوقا ملاحظه می‌فرمایید فراهم البته اگر زحمات را قابل تشویق بدانند خواهند فرمود.9
کفیل حکومت گناباد - على فنونی
[امضا]

توضیحات سند:

١- شهرستان گناباد (گوناباد = گنابد برگردان کلمه عربی جنابد) : یکی از شهرستانهای استان نهم (خراسان) و حدود آن از طرف شمال به شهرستان تربت حیدریه و شهرستان کاشمر، از طرف باختر به شهرستان فردوس، از طرف خاور به بخش رشخوار از شهرستان تربت حیدریه و از جنوب به بخش قاین از شهرستان بیرجند و شهرستان فردوس محصور است. ساکنین آن به زبان فارسی صحبت می‌کنند و مذهب آنها به طور کلی شیعه اثنی عشری است سازمان اداری این شهرستان از دو بخش بنام جومند و بجستان و دهستان کاخک تشکیل یافته که دارای صد آبادی بزرگ و کوچک هستند. مجموع نفوس آن در حدود ۸۷۳۴۱ نفر (بر اساس آمار قبل از سال ۱۳۲۹ شمسی) است. شهر گناباد مرکز آن است که در سابق به آن جویمند میگفتند؛ سپس جویمند به حومه شهرستان گناباد اطلاق شد. گناباد در ۲۸۶ کیلومتری مشهد و ۲۱۲ کیلومتری بیرجند در سر سه راهی زاهدان، مشهد و یزد واقع است. گناباد یکی از شهرهای قدیمی است که در زمان سلاطین هخامنشی ایجاد شده و آثاری نیز از دوران قدیم در آنجا بجا مانده است.
جویمند: یا حومه شهرستان گناباد از چهار دهستان به نام دهستان مرکزی، زیبد، کاخک و بیدخت تشکیل شده است. از طرف شمال به بخش فیض آباد از شهرستان تربت حیدریه و بخش حومه شهرستان کاشمر، از طرف خاور به دهستان زیرکوه قاین، از باختر به بخش بجستان و از جنوب به بخش قاین محدود است و در حدود پنجاه و سه قریه دارد. خود دهستان مرکزی که همان جویمند نام دارد از ۱۵ آبادی بزرگ و کوچک در اطراف آن تشکیل یافته است.
بجستان: نام یکی از بخشهای دو گانه شهرستان گناباد است که در شمال باختری شهرستان گناباد و سر راه عمومی مشهد به یزد قرار دارد و از طرف شمال به بخش بردسکن و کویر نمک، از طرف خاور به بخش جویمند، از طرف باختر به دهستان نیگنان از بخش بشرویه و از طرف جنوب به بخش حومه شهرستان فردوس محدود است. این بخش دارای ۴۷ روستای بزرگ و کوچک است. قصبه بجستان دارای هوایی گرمسیر و زبان اهالی آن فارسی و مذهب آنان شیعه اثنی عشری است. بجستان دارای بخشداری، نمایندگی دارایی، آمار، پست، تلگراف و ژاندارمری و دبستان است.
کاخک: نام یکی از دهستانهای بخش حومه جویمند شهرستان گناباد در جنوب باختری شهرستان گناباد واقع است هوایی معتدل دارد و در منطقه گناباد محل ییلاقی به شمار می‌رود. ساکنین عموما شیعه اثنی عشری بوده و به زبان فارسی سخن می‌گویند. از ۱۳ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل یافته است. خود قصبه کاخک در ۳۶ کیلومتری جنوب باختری گناباد، ۱۵ کیلومتری باختر راه عمومی بیرجند به گناباد قرار دارد. (ر. ک: فرهنگ جغرافیایی ایران، دایره جغرافیایی ستاد ارتش، جلد نهم استان نهم، صفحات ۴۷، ۴۸، ۱۰۴، ۳۱۱ و ۳۶۸ و فرهنگ معین، دکتر محمد معین)
۲-این کلمات و کلماتی نظیر آن در آن روزگار ورد زبان حکومت و موضوع خبرها و مقالات روزنامه و مواد اصلی تبلیغات علیه دین و روحانیت بود و آن قدر این کلمات را تکرار و القا می‌کردند، که به نظر می‌آمد وظیفه‌ای بر دوش حکومت جز ضدیت با دین و روحانیت و مجالس وعظ و خطابه و ذکر مصیبت و بیان وقایع عاشورا و ذکر مناقب و مصائب اهل بیت (علیهم السلام) نیست و تمام وظیفه آنها منحصر در این ضدیتها است. گر چه در اسناد آتی نیز به این موضوع خواهیم پرداخت ولی در اینجا نیز مناسبت دارد تا خلاصه‌ای از ضدیت مذکور را از بیان حضرت امام خمینی (ره) نقل کنیم.
«اروپاییان از سال‌های بس طولانی این نکته را دریافتند که با نفوذ روحانیت و قوت و علاقه دینداران به دین ممکن نیست به آسانی بتوانند ممالک اسلامی را استعمار کنند... و چنین تشخیص دادند که ریشه علاقمندی توده به دین تبلیغات روحانیین اسلام است و با علاقه مندی توده به روحانیت ممکن نیست علاقه به دینداری را از آنها گرفت... ناچار با تمام قوا و تدبیرات عملی که مخصوص به خود آنهاست با دست خود ایرانیان مشغول به انجام این وظیفه حتمیه شدند که هر چه ممکن است زودتر قوۂ روحانیت را از بین ببرند یا دست کم از نفوذ آنان هر چه ممکن است بکاهند... آن کسی که با تمام مقاصد آنها همراه شد دیکتاتوری بی‌هوش رضا خان بود... که نقشه‌های آنها را به طور اجبار و سرنیزه عملی کردند و مردم را از طرفی با تبلیغات و کاریکاتورهای روزنامه‌ها و از طرفی با فشارهای سخت به روحانیین و خفه کردن آنها در تمام کشور و از طرفی شایع کردن اسباب عشرت و ساز و نواز و سرگرم کردن مردم به کشف حجاب و گلاه لگنی و مجالس، سینما و تاتر و آن چیزها که میدانید و گول زدن آنها را به این که این گونه بازیها تمدن و تعالی کشور است و دینداران مانع از آن هستند، پس آنها مانع از ترقیات کشور و اساس زندگی هستند. با این حیله‌ها و صدها مانند آن توده را از روحانی دلسرد بلکه به آنها بدبین کردند و علاقه به دین دنبال آن از دست رفت... همه دیدید که تبلیغات بر ضد دین به طوری شایع بود که بیشتر روزنامه‌های کشور غالب وقت خود و خوانندگان را صرف آن می‌کردند و به هر طوری ممکن بود به توده تزریق ضد آیین می‌کردند...» (کشف الاسرار، امام خمینی (ره) صفحات ۳۳۰ به بعد) آری دولت و حکومت نیز تمام سعی خود را معطوف مبارزه با اسلام کرده بود و برای اینکه نقشه فریب را کامل کند نام اوهامات و خرافات روی آن گذاشته بود تا برای شنونده چنین تداعی شود که حکومت در صدد زدودن باطل از حق و سقیم از صحیح است و با اسلام ضدیتی ندارد. در همین رابطه به چند بخشنامه و نامه که در آن همین خط توطئه دنبال شده است توجه کنید.
بخشنامه وزارت داخله به کلیه استانداریها و فرمانداریها، شماره ۱۹۱۹، تاریخ17 /12 /1316-محرمانه
«به استانداریها و فرمانداریها - رمز شود. راجع به تعلل عده‌ای از ارباب عمایم [تعلل در خصوص خارج شدن از لباس روحانیت و استعمال لباس متحدالشکل ] و همچنین راجع به کشف حجاب کرارا به مأمورین دستورات صریح قطعی داده شده ولی برخلاف انتظار... على هذا لزوما اشعار می‌دارد که مسئله کشف حجاب و تقلیل جواز عمامه و جلوگیری از روضه خوانی و خارج کردن خرافات از سر مردم و آشنا نمودن به اصول تمدن، امروزه رسالت اساسی داخلی دولت است و به هیچ عنوان نباید در اجرای منویات دولت تعلل و تسامح نمود... غفلت در اجرای این دستور مسئولیت تولید‌خواهد کرد» (خشونت و فرهنگ، سازمان اسناد ملی، صفحه ۲۶)
نامه حکومت یزد به شهربانی یزد، نمره ۸۰، تاریخ 20 /1 /1316 - محرمانه
«... منسوخ نمودن روضه خوانی، حتی در خانه‌ها از وظایف اولیه بوده و مخصوصا مأمورین دولت وظیفه دار هستند که موهومات را از سر مردم خارج و آنها را به اجرای تمدن امروزه آشناسازند.» (همان، صفحه 317)
نامه حکومت یزد به بخشداریهای تابعه، نمره ۲، تاریخ 4 /1 /1317- محرمانه و مستقیم
«نظر به اینکه مسئله کشف حجاب وتقلیل ارباب عمایم و جلوگیری از روضه خوانی و خارج کردن موهومات از سر مردم و آشنا نمودن اهالی را به اجرای تمدن امروزه سیاست اساسی داخلی دولت است و بخشداری هر محلی موظف است با نهایت جدیت در اجرای منویات دولت اقدام و این موهومات را از سر اهالی خارج کند و بدیهی است هر کدام از مأمورین در این باب غفلت و مسامحه کنند شدیدا مورد تعقیب واقع خواهند شد.» همان، صفحات ۳۱۷ و ۳۱۸).
٣- بعد از مشروطه تا سال ۱۳۱۴ تغییراتی در وضع چادر و روبند زنان بوجود آمد مثلا چادر که قبل از این تغییرات، گشاد و بلند بود مقداری از گشادی و قد آن کم گردید و روبند جای خود را به پیچه عوض نمود. پیچه خیلی کوچکتر از روبند بود و جنس آن از موی دم اسب بود و خانمها با استفاده از پیچه زدن قسمتی از صورتشان بیرون می‌ماند. (به عکس‌های پیوستی مراجعه شود) - (ر.ک : حجاب و کشف حجاب در ایران، فاطمه استاد ملک، صفحات ۵۹ تا ۶۲).
۴- محدث ذکر شده فردی بنام عبادی است که در صفحه بعد از او نام برده شده است.
حکومت رضا خان برای مبارزه‌ای که آن را شرح دادیم اقدام به در اختیار گرفتن افراد معممی کرد که دین خود را به دنیایشان فروختند و تسلیم وعده یا وعید شده خود را همراه با ظالمین کردند و از این راه عافیت خود را طلبیدند و خرابی دین و مردم را. که ظاهرا فرد نامبرده از جمله این افراد بوده است. امام خمینی (ره) در این خصوص می‌فرماید: «... در این میان چند تن آخوند قاچاق که از علم و تقوی یا دست کم تقوی عاری بودند به نام روحانیت ترویج کردند و با نام اصلاحات بر خلاف دین آنها را بنوشتن و گفتن وادار کردند...» (کشف الاسرار، صفحه ۳۳۳).
۵- رئیس شهربانی: رسدبان شمس الدین صفایی (خشونت و فرهنگ، سازمان اسناد ملی ایران، (صفحه. ۱۷۹)
۶- رئیس معارف: میر افسری (خشونت و فرهنگ، سازمان اسناد ملی ایران، صفحه ۱۷۹).
7- رئیس (کفیل) پست و تلگراف: عباس زند (خشونت و فرهنگ، سازمان اسناد ملی ایران، صفحه ۱۷۹).
۸- دکتر ملک کیانی بوده است که در صفحه بعد اشاره بنام او شده است.
۹- برخلاف آنچه که در این گزارش آمده که حاکی از پیشرفت و شرکت فعال اهالی در مراسمهای جشن کشف حجاب است، گزارشهای بعدی - از مورخه31 /3 /1316تا 18 /7 /1316- حکایت از عدم پیشرفت آن در آن منطقه می‌باشد و این مطلب که مردم چگونه در مقابل کشف حجاب مقاومت می‌نمایند و یا به همان شکل سابق در تردد هستند و یا اصلا از منزل خارج نمی‌شوند تا مجبور به تن دادن به این حریم شکنی نشوند، به روشنی پیدا است برای نمونه قسمتهایی از نامه‌های متعدد و مکاتبات انجام شده بین دوایر دولتی در این خصوص آورده می‌شود:
گزارش دفتر پست و تلگراف گناباد به رئیس الوزر31 /3 /1316[در کتاب خشونت و فرهنگ تاریخ سند اشتباهاً ۱۳۱۴ ذکر شده است.]
«اصولا در قصبه گناباد و شانزده قریه اطراف، امر رفع حجاب به هیچ وجه پیشرفت ندارد. حقیقتا بنده بیست روز است به این قصبه وارد شده ام، بیست نفر زن گنابادی در معابر ندیده‌ام ... چنانچه زنها مجبور باشند برای استحمام از منزل خارج شوند از روی پشت بام منازل یکدیگر داخل حمام می‌شوند...»
نامه رئیس‌الوزراء به ایالت خراسان، شماره ۹۳۹۰، تاریخ ۳۱/شهریور/۱۳۱۶.
«از رئیس پست و تلگراف گناباد گزارشی رسیده بود مبنی بر این که در قصبه گناباد و شانزده قریه اطراف آن، امر رفع حجاب به هیچ وجه پیشرفت ندارد... لهذا لزوما اشعار و تاکید می‌شود که مراقبت فرمایند موضوع نهضت بانوان در تمام نقاط ایالت خراسان خوب پیشرفت نماید.»
نامه حکومت گناباد به حکومت خراسان، نمره ۸۲۴، مورخه 23 /6 /1316، محرمانه
«... در قسمت نهضت بانوان نیز به واسطه نبودن پست انتظامی کفیل نایب الحکومه موفقیت حاصل نمی‌کند زیرا هر وقت مأمور انتظامی به محل برود موضوع عملی و پس از خروج مامور از محل باز به استعمال چارقد و غیره مبادرت می‌نمایند...» (ر.ک به خشونت و فرهنگ، سازمان اسناد ملی ایران، صفحات ۱۷۶ تا ۱۸۴) سند حاضر همچنین در کتاب مذکور در صفحه ۱۷۲ به بعد منتشر گردیده است و ما به لحاظ اینکه رونوشتی از آن را در اختیار داشتیم اقدام به درج آن کردیم.

منبع:

کتاب تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد صفحه 162




صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.