تاریخ سند: 1 مرداد 1342
موضوع: جلسه منزل سید ضیاءالدین طباطبایی
متن سند:
شماره: اداره یکم عملیات- 1420/ بخش 312 تاریخ: 1 /5 /42
موضوع: جلسه منزل سید ضیاءالدین طباطبایی
از ساعت ۱۸ روز 31 /4 /42 جلسهای در منزل سید ضیاءالدین طباطبایی با حضور عدهای قریب ۲۰ نفر از طبقات مختلف رجال از جمله جلیلی نماینده سابق مجلس شورای ملی و گلهداری از تجار معروف و نمایندگان اسبق مجلس- سنندجی از نمایندگان اسبق مجلس- صرافیان از تجار معروف- باقر شاهباغ از قضات معروف به بازنشسته وزارت دادگستری- مولوی مدیر کل وزارت دادگستری- سالاری از نمایندگان سابق مجلس- شعبانی شهردار زمان حکومت سید ضیاء و فرزندش على شعبانی- دکتر شریعت مدیر مجله اکونومیست و زهتاب مدیر روزنامه آذربایجان- فرهمندی از بازاریها تشکیل گردید. ابتدا در خصوص آقای خمینی، شاهباغ صحبت کرده و گفت شنیدهام دولت تصمیم دارد ایشان را به ترکیه تبعید کند طباطبایی گفت من هم یک چنین مطلبی را شنیدم ولی از صحت و سقم آن اطلاعی ندارم ولی باید بگویم توقیف ایشان هم با این شدت عمل معقول نبود. سپس گلهداری که تازه از آمریکا آمده در خصوص وضع بازار سئوال و صرافیان گفت امسال وضع داد و ستد و بازار بیش از پیش خراب شده حتی تمام کسب و کار تعطیل گردید. و ما نمیدانیم بحرانی که ایجاد شده چه موقع برطرف خواهد شد زیرا بحرانهای سایر ممالک حداکثر شش ماه و یک سال طول میکشد ولی وضع این مملکت و بازار از نظر اقتصادی روز به روز بدتر میشود به طوری که بحران فعلی بازار و رکود کار بانک باعث وحشت مردم شده زیرا هدایت بانکها و به جریان گذاردن سرمایهها در ایران خیلی بد شده است و چند نفر از تجار و حتی بعضی از بانکها به ناچار توقف خود را به دادگستری اعلام کرده است و فعلاً هم نه در دولت و نه در مؤسسات دولتی و بانکها مرد میدانی که با فکر درست بتواند این وضع را ترمیم کند و اوضاع را به حالت عادی برگرداند نیست و افرادی هم که بودند خود را کنار کشیدهاند و تصور نمیرود که این وضع دوامی داشته باشد. طباطبایی گفت این آمریکا رفتهها و این جوانها تصور میکنند با نوشتن این طرح و سخنرانی میتوان اوضاع اقتصادی را درست کرد آمدند و مردم و مملکت را به این روز انداختند حالا هم تا این مملکت را با روشهای غلط خود به ورطه هولناک نکشانند دست بردار نیستند ما افرادی در این مملکت داریم که دنیا آنها را از نظر اقتصادی قبول دارد ولی آنها که تحت فشار قرار میگیرند برای حفظ آبروی خود از زیر کار شانه خالی میکنند.
منبع:
کتاب
سیدضیاءالدین طباطبایی صفحه 317
