تاریخ سند: 16 آبان 1356
موضوع: مجلس ختم سید مصطفی خمینی فرزند روحالله خمینی
متن سند:
به: 312 شماره: 23815 /20ه 12
از: 20 ﻫ 12
ساعت 9000 روز 5 /8 /36 مجلس ختم مصطفی خمینی با حضور حدود دوهزار نفر از طبقات مختلف روحانیون، بازاریان، جوانان در مسجد جامع بازار تهران تشکیل گردید.
پس از قرائت چند از آیات کلاماله مجید، ساعت 1015 شخصی به نام طاهری 1 واعظ به منبر رفت با افتتاح سخن از آیات قرآن مجید اظهار داشت:
مجلس امروز مجلس بسیار محترمی است و از موقعیت حساسی برخوردار میباشد هم از نظر تشکیلدهندگان و هم از نظر شرکتکنندگان در مجلس لذا مقرر شده به دلیل تداوم و ادامه این مجلس هیچگونه شعار و تظاهراتی از جانب شرکتکنندگان در مجلس ختم امروز چه در داخل مسجد و چه هنگام خارج شدن از آن داده نشود و نظم و انضباط رعایت گردد انشاءاله این دو نکته را در پایان مورد توجه قرار خواهند داد و اما علت این که من به منبر آمدم با [این که] کوچکتر از تمام اساتید سخن (علماء) [هستم] بنابر امر بزرگان و علماء بوده و امتثال این امر را نموده ولیکن در حقیقت اداره کردن و باب سخن این مجلس واقعاً به عهده دانشمند گرامی و خطیبگران قدر اسلامی جناب آقای فلسفی میباشد ولی ایشان به این جانب دستور دادهاند عهدهدار این خدمتگزاری و ادای وظیفه باشم.
این مجلس به عنوان درگذشت عنصری با تقوا، عالم با مقام اجتهاد آیتاللهی تشکیل گردیده که به ندرت اتفاق میافتد در چنین سنی از عمر این چنین مجتهدی که جامع تمام افعال و رفتار مقبول باشد پا به عرصه وجود بگذارد.
مرحوم آیتالله و آیتاللهزاده خمینی در مدت کوتاهی بدون داشتن کتاب موفق گردیده بود 120 صفحه درباره مسائل متفاوت فقه اسلامی بنویسد که این خود دلیل بر تموج علمی و افکار عالمانه این مرحوم است و به علت فقدان عالمی عالی مقام جامعه روحانیت واقعاً در این ضایعه اسفناک شکستی برداشته است.
آنگاه طاهری واعظ با روایتی به زبان عربی از امام هفتم اضافه کرد آن هنگامی که مؤمن، مجتهد و فقیر از دنیا میروند فرشتگان خداوندی در عزای آن گریه میکنند و نقاط زمین که بر روی آن عبادت میکردهاند به گریه میافتند.
سپس این موضوع را ارتباط به مصطفی خمینی داده و بیان نمود کراراً گفتهاند و همه میدانستند نماز شب مرحوم آیتاللهزاده خمینی در تمام عمرشان ترک نشده و از زمانی که خود را شناخته چه در مقام تحصیل علم و چه در مقام تدریس در حوزه علمیه کهنسال نجف اشرف از چنین خصوصیات معنوی بهرهمند بوده و برای طلاب علوم دینی درس خارج میفرمودند آن گاه به نقل از گفته امام ششم عنوان نمود هرکس که درس بخواند علم تحصیل کند و به علمش عمل کند و به دیگران تعلیم علم دهد در ملکوت سماوات عزیز و بزرگ خوانده میشود و با این اوصاف چه مقامی مرحوم خمینی در پیشگاه خدا داشت.
مجلس برای فقدان این عالم بزرگوار تشکیل شده است.
جامعه روحانیت در درجه اول و جامعه مؤمنین و محسنین در درجه دوم مصیبتزده و متأثر است و مجالسی که از طرف مراجع عالیمقام در قم تشکیل شده سیل جمعیت و سیل احساسات و تأثر و اشک و ابراز علاقه مردم به آن مرحوم روشنگر این حقیقت است.
حوزه علمیه قم تعطیل، بازاریان قم تعطیل، حوزه علمیه شهر قم تعطیل و بازاریان مشهد تعطیل نمودهاند تا در مجلس ختم مرحوم مصطفی خمینی شرکت نموده و در مصیبت شریک باشند و هم اکنون مجالس باشکوهی تشکیل و برگزار شده و هنوز ادامه دارد و مجلس محترم فوق که من نیز در آن به منبر رفتهام از طرف جامعه روحانیت مرکز تشکیل گردیده و میبینید که مجلس باشکوهی و چه ابراز علاقه و احساسات و این سیل احساسات متوجه این معنا است و برای این که مطلب از نظر ریشه و اصول محکم شود ضرورت دارد مقدمهای در باب محبت عرض کنم.
محبتها در این جهان به دوگونه است گاهی محبتها مربوط به ظواهر زندگی و آن چیزی که از زندگی انسان با زندگی حیوان مشترکاتی دارد همانند محبت اولاد به پدر یا محبت پدر به فرزند، برادر و خواهر و محبت انسان به انسانها و عشیرهاش و محبت انسان به مال و خانه مسکونی و مالالتجاره و عدالت و غیره و اینها یک سلسله محبتهای غیر قابل انکاری است که انسانها دارند.
یک نوع محبت دیگری نیز وجود دارد آن محبت الهی و انسانی است.
محبتی که ریشه انسانیت داشته و مربوط به معنویت است لذا میبینیم گاهی محبتها در مقابل یکدیگر قرار میگیرند و خداوند بزرگ این دو نوع محبت را در قرآن ذکر نموده محبت اول را مقایسه میکند با محبت خدا و رسول و جهاد در راه خدا اگر کفه محبت ظاهری به معنوی افزونی دارد آن محبتی را باید تعقیب کرد که جنبه الهی دارد.
در این جا اشاره به محبتی که از طرف جامعه روحانیت و مردم نسبت به مرگ مصطفی خمینی کرده و آن را از نوع محبت معنوی تلقی میکند و آنگاه اضافه کرد که:
جامعه روحانیت انتظار داشت که این آیتاللهزاده جوان زنده بماند و درآینده رهبری و هدایت مردم را به سوی خدا به عهده بگیرد همانطوری که در طول عمر خود منشأ خدماتی در راه دین و اسلام بوده است شما از علماء و روحانیون بپرسید که آیا مجتهدی در چنین سنی به این درجه از مقام روحانیت و علمی ارزنده رسیده است یا خیر؟ اگر کمی دقت شود ملاحظه میگردد که مرگ این آیتاللهزاده بزرگوار حادثه بسیار بزرگی برای جامعه روحانیت و مسلمین جهان بوده است و مردم با آرامش نسبت به این حادثه سنگین ابراز تأسف نموده و اشک میریزند و از جان و دل به پدر آن مرحوم میگویند:
که ای مرد بزرگوار ما در این مصیبت با شما احساس همدردی میکنیم و به شما تسلیت میگوییم این همه موجهای احساسات تأسفانگیز مردم میتواند اندکی از آن همه غم سنگین قلبی که از داغ مرگ عزیزش میگرید، بکاهد و موجب تسلی و آرامش آن دل داغدار گردد و آنگاه در مورد عظمت روح خمینی درباره سکوت مرگ فرزند اظهار داشت که مردم آن مرحوم را با دست خود به کربلا به کنار رودخانه فرات برده و پس از غسل و طواف دوباره به نجفاشرف عودت و در جوار مقبره حضرت امیرالمؤمنین به خاک سپردند.
حضرت آیتالله خمینی نماز بر عزیزش خواند و با آرامش نگاهی بر فرزند عزیزش نگریست و گفت خدایا آن را به من دادی حال آن قربانی را به تو سپردم.
2 در خاتمه در حالی که مردم به شدت گریه میکردند آرزو نمود که دوباره روحالله خمینی به وطن بازگردد و مجلس ختم مذکور در ساعت 1130 روز 5 /8 /36 پایان یافت و حاضرین مجلس مزبور را ترک نمودند.
نظریه شنبه : نظری ندارد.
نظریه یکشنبه : متن گزارش خبر مورد تایید است.
نظریه سهشنبه : نظریه یکشنبه تایید میگردد.
حاتم
نظریه چهارشنبه : نظریه سه شنبه مورد تایید است.
ضمناً برگزاری مراسم مذکور در مسجد جامع قبلاً به استحضار رسیده است.
توضیحات سند:
1.
آیتالله سیدجلالالدین طاهری اصفهانی: در سال 1305 ﻫ .
ش در خانوادهای مذهبی در اصفهان متولد شد.
پس از اخذ دیپلم به تحصیل علوم دینی روی آورد و پس از مدتی در سال 1325 جهت ادامه تحصیل به قم عزیمت نموده و در درس آیات عظام حاج سیداحمد خوانساری، بروجردی و محقق داماد و درس خصوصی امام با حضور شهیدان مطهری و بهشتی شرکت نمود.
پس از قیام پانزده خرداد سال 42 برای پیشبرد اهداف نهضت به اصفهان بازگشت و نماز جمعه را در آن شهر اقامه نمود که پس از مدتی از سوی رژیم شاه از اقامه آن جلوگیری به عمل آمد.
وی بارها از سوی رژیم شاه بازداشت گردید که دستگیری شبانه او در سال 57 منجر به تحصن مردم در منزل مرحوم آیتالله خادمی و به دنبال آن برقراری حکومت نظامی در اصفهان گردید.
وی پس از تبعید به مهاباد و بازداشت، در کمیته استقبال از امام خمینی نقش فعالی داشت.
پس از پیروزی به نمایندگی امام و به سِمت امام جمعه و عضو مجلس تدوین قانون اساسی و خبرگان رهبری انتخاب گردید.
نامبرده در سال 1381 از امامت جمعه استعفا داد.
وی در سال 1392 درگذشت.
2.
مراسم تشییع و خاکسپاری آیتالله حاج مصطفی خمینی: « صبح روز یکشنبه نهم ذیالقعده 1397 هجری قمری برابر یکم آبان ماه 1356 هجری شمسی، خورشید با هالهای از غم و اندوه طلوع کرد...
حوزۀ علمیه نجفاشرف روز یکشنبه تعطیل شد و علماء و مدرسین عظام و طلاب در تشییع کمنظیر فقید مجاهد شرکت جستند.
جنازه آیتالله شهید را ساعت 10 صبح از نجف اشرف به کربلای معلی برده، در آب فرات غسل دادند و ساعت 3 بعدازظهر با شرکت عموم طبقات مراسم تشییع و زیارت و طواف در حرم حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) به عمل آمد.
ساعت 7 بعدازظهر جنازه به نجف اشرف بازگردانیده شد.
در این مراسم جمعیت کثیری شرکت نموده و متجاوز از 70 دستگاه ماشین همراه جنازه به کربلا رفتند و از آنجا به نجف اشرف بازگشتند.
در شامغریبان آن شهید، جمعیت برای عرض تسلیت به منزل حضرت آیتالله عظمی امام خمینی رفتند...
یکی از خطباء و شعرای برجسته عراق خطابهای جذاب ایراد کرد...
روز دوشنبه دوم آبان ماه 56 در تمام مدت تشییع بازار نجفاشرف تعطیل شد و عموم مردم در مراسم شرکت جستند.
جنازه ساعت 9 صبح از مسجد بهبهانی بر سر دستهای فضلای حوزه و بازرگانان و اصناف و کسبه و دیگر مردم مسلمان به طرف صحن مطهر علوی به حرکت درآمد...
در صحن مطهر حضرت علی (ع) آیتالله عظمی خوئی بر جنازه مجاهد شهید نماز خواندند و پس از مراسم تشییع و زیارت و طواف بر مرقد نورانی امیرالمؤمنین (ع) در ایوان مطهر علوی مجاور مقبرۀ علامه حلی...
به خاک سپرده شد...
پس از انجام این مراسم، سیل جمعیت به سوی بیت امام خمینی سرازیر شد و در آنجا وعاظ و خطباء به ایراد کلمات و ذکر مصائب اهل بیت (ع) پرداختند...
مدت ده روز از شهادت غمبار ...
گذشت...
بعضی تصمیم داشتند این برنامه را تا اربعین ادامه دهند، که مرجع عالیقدر امام خمینی فرمود: «درسها نباید تعطیل باشد.
آقایان شروع کنند.
» و به شاگردان و علاقهمندان آن فقید به عنوان تسلیت و دلداری پیغام دادند: «شما باید زندهساز باشید و در اینگونه امور بیتابی نکنید.
به درس و بحث و تکمیل نفس و خودسازی بپردازید...
» حوزۀ علمیه، امروز سهشنبه 10 آبان ماه 1356 فعالیت کامل خود را شروع میکند.
برخورد شکیبانۀ امام خمینی با این فاجعه اسفبار موجب شگفتی و حیرت همگان گردید...
» (شهیدی دیگر از روحانیت، صفحه 17، 18، 63، 69 تا 73، از انتشارات روحانیون مبارز ایرانی خارج از کشور، نجف اشرف)
منبع:
کتاب
پایگاههای انقلاب اسلامی، مسجد جامع بازار تهران به روایت اسناد ساواک - جلد دوم صفحه 395


