تاریخ سند: 20 مرداد 1356
پرسشنامه
متن سند:
سازمان پرسش کننده 403شماره لیست 2 / میهمانان
منظور از پرسش تشریفات جشن هنر شماره ردیف 38
1ـ مشخصات :
نام: اسماعیل نام خانوادگی : پوروالی نام پدر : غلامحسین
شماره شناسنامه : 37303
محل صدور : تهران
تاریخ تولد : 1304
محل تولد :
تابعیت های قبلی ـ فعلی :
مذهب :
محل الصاق عکس :
نام خانوادگی قبلی :
نام قبلی :
لقب :
مشهور به تابعیت پدر
آخرین مدرک تحصیلی و
تاریخ آن :
2ـ نشانی محل سکونت :
3ـ شغل فعلی و محل آن :
کارمند سازمان رادیو و تلویزیون
ملی ایران
رئیس کارگزینی : نام نام خانوادگی امضاء
مسئول حفاظت : نام نام خانوادگی امضاء
به استحضار ریاست دفتر 311 برسد رئیس دفتر ص 363 رهبریان از سوی روشن
شرکت نامبرده در مراسم تشریفات جشن هنر شیراز1 بلامانع موکول به نظر اداره کل هشتم
می باشد رئیس بخش 311 ـ جلالی از طرف پدرامی 20 /5 /36
84960 سوم / 2320 19 /5 بایگانی شود2 /8 /36
توضیحات سند:
1ـ روز 27 مرداد 1356
مصادف با دوم رمضان سال
1397 جشن هنر شیراز با
حضور فرح پهلوی گشایش
یافت.
جشن هنر شیراز که نوعی
فستیوال بین المللی هنری بود، از
چند سال قبل از آن تاریخ، در
شیراز برگزار می شد و با وجود
مخارج سنگینی که در برداشت
هرگز مورد توجه و استقبال مردم
قرار نمی گرفت، بلکه اعتراض و
انتقاد قاطبه مردم را دامن
می زد، زیرا هنرها و نمایشهایی
که از طرف هنرمندان کشورهای
مختلف عرضه می شد، با
روحیات اکثریت قریب به اتفاق
مردم ایران، مطابقت نداشت و
نمایش بعضی از صحنه های آن
در تلویزیون، موجب تمسخر و
استهزای مردم می گردید.
در
جشن هنر تابستان 1356 شیراز،
علاوه بر این صحنه های
نامناسب و نامأنوس، نمایشهای
زننده و خلاف عفت عمومی به
روی صحنه آمد که با اعتراض
شدید مردم روبرو شد و
موضوع در مساجد و منابر مورد
انتقاد شدید قرار گرفت.
آنتونی
پارسونز سفیر پیشین انگلیس در
ایران در کتاب غرور و سقوط
خود، «جشن هنر سال 1356
شیراز» را به عنوان یکی از
نخستین جرقه های انقلاب ایران
توصیف کرد و نوشت: «جشن
هنر سال 1356 شیراز از نظر
کثرت صحنه های اهانت آمیز به
ارزشهای اخلاقی ایرانیان از
جشنهای پیشین فراتر رفته بود.
به عنوان مثال یک شاهد عینی
صحنه هایی از نمایشی را که
ترتیب داده بودند.
یک باب
مغازه را در یکی از خیابانهای
پر رفت و آمد شیراز اجاره کرده
و ظاهرا می خواستند برنامه خود
را کاملاً طبیعی در کنار خیابان
اجرا کنند.
صحنه نمایش نیمی از
داخل مغازه و نیمی در پیاده رو
مقابل آن بود.
یکی از صحنه ها
که در پیاده رو اجرا می شد،
تجاوز به عفت بود که به طور
کامل (نه بطور نمایشی و وانمود
سازی) به وسیله یک مرد (کاملاً
عریان یا بدون شلوار درست
بخاطر ندارم) با یک زن که
پیراهنش به وسیله مرد متجاوز
چاک داده می شد در مقابل چشم
همه صورت می گرفت.
ولی
موضوع به شیراز محدود نشد و
توفان اعتراض که علیه این
نمایش برخاست، به مطبوعات و
تلویزیون هم رسید.
من به خاطر
اینکه موضوع را با شاه در میان
گذاشته و به او گفتم اگر چنین
نمایشی بطور مثال در شهر
منچستر انگلیس اجرا می شد،
کارگردان و هنرپیشگان آن جان
سالم به در نمی بردند.
شاه مدتی
خندید و چیزی نگفت».
منبع:
کتاب
مطبوعات عصر پهلوی - مجله بامشاد به روایت اسناد ساواک صفحه 282
