تاریخ سند: 28 اردیبهشت 1357
موضوع : اظهارات حاج شیخ محمد صدوقی
متن سند:
از : 26/ ﻫ تاریخ : 28 /2 /2537[] 0228
به : 312 شماره : 3324 /26 ﻫ
موضوع : اظهارات حاج شیخ محمد صدوقی
پیرو 3292 /26 ﻫ – 21 /2 /37
نامبرده بالا بعد از به وجود آمدن واقعه روز 10 /1 /37در یزد همه شب بعد از نماز، در مسجد حظیره به منبر رفته و اظهاراتی برخلاف مصالح مملکت ایراد مینماید که نمونهای از موارد ذکر شده در شبهای مختلف[را]، ذیلاً به استحضار میرساند.
1. در ساعت 2245 روز 20 /2 /37 در حضور 300 نفر از افراد حاضر در مسجد اظهار نموده: چطور میگویند از 35 میلیون نفر فقط چند هزار نفر خرابکار و اخلالگر هستند درحالی که فقط در مجلس دیروز (مراسم 19 /2 /37) در این مسجد بیش از 15 هزار نفر شرکت داشتند و اعلام نمود ما تابع مراجع عالیقدر هستیم هر طور بگویند عمل میکنیم و شما هیچگونه عملی انجام ندهید و نظم را رعایت کنید تا بهانهای به دست کسی داده نشود. در خاتمه این مجلس تعدادی اعلامیه توزیع گردیده است.
2. در تاریخ 21 /2 /37بین دو نماز مغرب و عشاء به مردم گفته : به من اطلاع داده شده که چند ماشین سرباز به یزد آمده است تا در فرصت مناسبی به مسجد شما بریزند و شما را بزنند و بکشند و دستگیرتان کنند. اول اینکه خدا کند دروغ باشد ولی اگر خدای ناکرده راست باشد من میخواهم با شماها اتمام حجت کنم یعنی هر کس طاقت کتک خوردن و در خاک و خون غلطیدن ندارد از فردا شب دیگر در این مجلس ما شرکت نکند و این یک اتمام حجت بود. نامبرده بعد از نماز عشاء در حضور 1000 نفر در روی منبر اظهار داشته : من از هیچ شکنجهای بیم ندارم. بیایند مرا هم بگیرند کتک بزنند و شکنجه بدهند. به ما میگویند چه میخواهید؟ میگوئیم : چرا بیخود مردم را جرم میکنید، میزنید، شکنجه میدهید و میکشید؟ مردم میدانند اینها چه میخواهند. میخواهند ما تسلیم ظلم بشویم آیا شماها تسلیم میشوید؟ (حضار جواب منفی میدهند) نامبرده ضمن تشریح مسائل فوق و سخنرانی درباره شکنجه متهمین در شهربانی اظهار میدارد : امروز شنیدید دستگاه تبلیغاتی شان چه گفت؟ در مجلس سنا ما را لامذهب خطاب کردند. راست میگویند ما لامذهب هستیم و آنها مذهب دارند. کسی که در طول عمرش حتی یک رکعت نماز نخوانده و یک روزه نگرفته است مذهب دارد. اینها مذهب دارند که میریزند در منزل آیتالله گلپایگانی و دو نفر را در منزل ایشان میکشند که در نتیجه ایشان سخت ناراحت میشوند و فوراً به بیمارستان اعزام میشوند.1 نامبرده در خاتمه سخنان خود اظهار نمود اعلامیه هم در مسجد پخش نکنید.
3. در ساعت 2045 روز 22 /2 /37 نامبرده در حضور 1500 نفر از افراد حاضر در مسجد در روی منبر اظهار نموده : به شما میگویم آنها که با ما هستند دو کار نباید بکنند یکی شعار ندهید و دوم اعلامیه در مسجد پخش نکنید. امروز در تهران اعلامیه با داس و چکش پخش شده است و به من گفتهاند امروز هنگام نماز جمعه در مسجد جامع عدهای به خود اظهار داشتهاند که امشب اینجا شعار بدهند. آنها بیایند و خلف وعده بکنند و از این کار خودداری نمایند. این مجلس در ساعت 2145 بدون تظاهرات و شعار خاتمه یافته است.
4. نامبرده در تاریخ 24 /2 /37بعد از نماز عشاء در روی منبر اظهار داشته : دولت چه جنایتی مرتکب شده است که ریختند در منزل آقای آیتاله گلپایگانی و کردند آنچه را که نباید بکنند. در منزل ایشان یک نفر روحانی را کشتند که هنوز عمامه و گلولههائی که به آن مرد شلیک شده در آنجا باقی است و باقی خواهد ماند تا هرکس به منزل آیتاله مشرف میشود ببیند که در این مکان محترم چه بیشرمیها کردند. تازه روزنامههای خودشان نوشتند کسانی که منزل آیتاله رفتهاند حریم ایشان را نشناختهاند. چطور یک سرتیپ منزل یک آیتاله را نمیشناسد؟ برادر آیتاله امام خمینی را به انارک نائین تبعید کردهاند آن هم به چه ترتیبی. گناه این سید 85 ساله چه بوده و به چه دلیل او را در پاسگاه ژاندارمری از شب تا صبح نگه میدارید. ای آقایی که دستور تیراندازی میدهی تو خیال میکنی که همیشه در پشت میز نشستهای و میتوانی نسبت به مردم بیگناه ظلم کنی. نامبرده در خاتمه اظهارات خود نامهای که از طرف جواد تهرانی از مشهد فرستاده شده بود برای حاضرین قرائت کرد.
5. نامبرده بالا در تاریخ 25 /2 /37 بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد حظیره به منبر رفته و ضمن صحبت درباره مطالب دینی اظهار داشته : چون کسالت دارم لذا نمیخواهم مطالب گذشته را تکرار کنم چون میخواهم فردا شب و شبهای دیگر نیز این اجتماعات ادامه داشته باشد و در پایان سخنرانی خود اضافه نموده این شایعات که رادیو لندن گفته آیتاله مرعشی به لندن تبعید شده دروغ است و ایشان برای معالجه بیماری چشم به لندن رفته است.
نظریه شنبه . یک برگ اعلامیه که در مورخ 20 /2 /37و یک قطعه عکس خمینی تحت عنوان امام خمینی که در مورخ 19 /2 /37در مسجد حظیره توزیع گردیده به پیوست تقدیم میگردد.
نظریه سه شنبه . 1. نامبرده بالا مطالب فوق را در روی منبر بیان داشته و موضوع وسیله شهربانی یزد نیز تائید گردیده است. 2. دو برگ نمونه اعلامیهای که در شب 19 /2 /37در شهر یزد توزیع گردیده و تعداد 25 فقره آن وسیله شهربانی جمعآوری شده است به پیوست تقدیم میگردد. 3. شیخ محمد صدوقی تا کنون در دو مرحله از پنج نفر روحانیون تبعیدی از قم به انارک نائین به اسامی : سیدصادق روحانی، سیداحمد کلانتر،2 سیدهادی خسروشاهی،3 شیخ عباس ضیغمی4 و مرتضی پسندیده بازدید نموده و در این ملاقاتها چند نفر از روحانیون یزد و اردکان نیز همراه وی بودهاند. 4. به نظر میرسد در ملاقاتی که نامبرده با روحانیون تبعید شده در انارک نائین داشته توسط نامبردگان مسائلی برای یادشده مطرح گردیده که باعث تغییر خط مشی وی و جلوگیری از ادامه سخنرانی حاد مشارالیه در روی منبر شده و به همین دلیل در تاریخ 25 /2/ 37از اظهار هرگونه مطالب خلاف در روی منبر خودداری نموده است. عرب زاده 28 /2 /37
نظریه 26 ﻫ . نظریه سه شنبه مورد تائید است. در پرونده صدوقی بایگانی شود
در پرونده صدوقی ضمیمه شود. نمونه دو اعلامیه به امضاء مردم داغدیده یزد بوده است.
توضیحات سند:
__
1. ساواک در گزارش حمله به بیت آیتالله گلپایگانی نوشت: «مقارن غروب روز 19 /2 /37 عدهای از عناصر اخلاگر به منزل آیتاله گلپایگانی که درب آن باز بوده، وارد و پس از شکستن شیشههای ساختمان و درب حیاط و به هم ریختن اثاثیه منزل و آتش زدن یک تخته فرش، با دخالت مأمورین از آنجا خارج شدهاند. بر اثر این حادثه، آیتاله گلپایگانی دچار حمله قلبی شده و ابتدا به منزل یکی از بستگانش و سپس به بیمارستان انتقال یافته است.»
این در حالی است که در این روز، تظاهرکنندگان بیدفاع، که مورد حملهی مأموران قرار گرفته بودند، به منزل آیتالله گلپایگانی پناه بردند و در را بستند، ولی مأمورین، بدون رعایت احترام صاحب بیت، در را شکستند و وارد خانه شدند و به ضرب و شتم مردم پرداختند و سپس به اندرونی رفتند و همه اثاثیه، حتی کتابخانهی ایشان را به هم ریختند. وضع به گونهای اسفبار بود که آیتالله گلپایگانی(ره) که شخصاً شاهد آن بودند، دچار حمله قلبی شدند. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک . جلد پنجم . ص 317 و 318
2. حجتالاسلام سیداحمد کلانتر فرزند سلطان در سال 1314 ش در تهران متولد شد. تحصیلات حوزوی را در حوزههای علمیه قم و حوزه نجف اشرف انجام داد. در تاریخ 20 /6 /44 به اتهام نشر اکاذیب و شایعات بی اساس دستگیر و با قید کفیل آزاد گردید. چهار ماه بعد به دلیل عدم توجه به دستور مأمورین، مجدداً دستگیر و به سه ماه حبس محکوم و در سال 1345 به اتهام فعالیتهای مضره برای مدت 4 ماه به فردوس تبعید گردید. او در تاریخ18 /9 /48 به اتهام ایراد مطالب تحریکآمیز درباره آزادی زنان، در ساوه دستگیر و به چهارماه و پانزده روز حبس محکوم شد. در خرداد سال 1349 به اتهام تحریک مردم در مدرسه فیضیه قم، برای سه سال به زابل تبعید گردید که به علت فعالیت در آنجا، به سراوان منتقل و در آنجا نیز به اتهام اهانت به شاه دستگیر و به دو سال حبس تأدیبی محکوم و در تاریخ 10 /7 /51 به زندان رفت و در روز 29 /6 /53 آزاد شد. در خرداد 1354 به اتهام شرکت در تظاهرات مدرسه فیضیه دستگیر، ولی تبرئه گردید. در سال 1357 که به همراه تعداد دیگری از مبارزین روحانی در انارک نائین تبعید بود، جهت حضور فعال در صحنه انقلاب اسلامی، محل تبعید را ترک و به قم وارد شد و در تاریخ 14 /9 /57 در تظاهرات قم بر اثر برخورد گلوله از ناحیه پا مصدوم گردید.
3. آیتالله سیدهادى خسروشاهى فرزند سید مرتضى در سال 1286 ش در تبریز متولد شد. پس از گذراندن تحصیلات ابتدایى و مقدمات در تبریز، به حوزه علمیه قم رفت و از محضر آیات عظام: بروجردى، طباطبایى، امام خمینى و علماى دیگر بهره برد. مدت 4 سال نیز در حوزه علمیه نجف از محضر اساتید و مراجع بزرگی همچون: آیتالله حاج سیدابوالحسن اصفهانى، حاج محمد حسین نائینى، حاج شیخ محمد غروى کمپانى و حاج ضیاءالدین عراقى کسب فیض نمود. پس از 10 سال اقامت در نجف و اخذ اجازه اجتهاد از مراجع عظام، به ایران بازگشت و در تبریز ساکن شد. وى علاوه بر وعظ و ارشاد، به تدریس علوم دینى در این شهر پرداخت و چند مرکز درمانى خیریه و فرهنگى در آنجا تأسیس کرد. . در سال 1340 به توصیه اطبا راهى تهران شد و سپس مسئولیت اداره مدرسه علمیه شیخ عبدالحسین را به عهده گرفت. وى در دوران مبارزه و اوجگیرى نهضت امام خمینى (ره) یکى از همراهان این نهضت بود و چند بار هم بازداشت شد. وى پس از پیروزى انقلاب اسلامى به عنوان نماینده مجلس خبرگان رهبرى از سوى مردم تهران انتخاب شد. او عضو جامعه روحانیت مبارز تهران عضو هیأت مدیره بنیاد مسکن نیز بود. آیتالله خسروشاهى در نیمه شعبان سال 1376 ش دارفانى را وداع گفت و در حرم مطهر حضرت عبدالعظیم حسنى (علیهالسلام) به خاک سپرده شد.
4. حجتالاسلام عباس ضیغمی سیرجانی فرزند یحیی در سال 1318 ش در سیرجان به دنیا آمد. مشارالیه که اهل منبر بود، در تاریخ 6 /12 /56 به علت سخنرانی انقلابی در منزل سیدصادق روحانی در قم، مورد حساسیت ساواک قرار گرفت و در فروردین ماه 57 در حالی که در سیرجان به منبر رفته بود، چنین معرفی گردید: « قبلاً به وی تذکر داده شده که از منبر رفتن خودداری ... کند، معهذا به این مورد توجه نکرده و با تمهید قبلی و نوشتن وصیتنامه که اگر کشته شود، چه رفتاری با بازماندگانش داشته باشند، در بالای منبر بدواً با جملات زنندهای از قبیل مزدوران بروید گم شوید؛ به مأموران محلی اهانت و شروع به ایراد مطالب تند و تحریکآمیز خلاف مصالح و ضدملی نمود.»
مشارالیه در سال 1357 به سه سال تبعید در انارک نائین محکوم شد که در محل تبعید به همراه آقایان ناصر مکارم شیرازی و سیداحمد کلانتر مبادرت به تشکیل جلسات مذهبی و تفسیر قرآن میکرد.
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان یزد، کتاب 3 صفحه 140


