تاریخ سند: 30 بهمن 1342
موضوع: منزل آقای ابوالحسن عمیدی نوری
متن سند:
شماره: 201/ ش تاریخ:30 /11 /1342
موضوع: منزل آقای ابوالحسن عمیدی نوری
روز جمعه 25 /11 /42 عدهای در منزل آقای عمیدی نوری از جمله آقای دکتر الموتی نماینده مجلس و شوهر خواهر وی و شخصی به نام نوری مقدم حضور داشتهاند در این جلسه که کاملاً خصوصی بوده آقای الموتی درباره اوضاع روز و مجلس بیاناتی ایراد داشته و سپس آقای عمیدی نوری جوابا گفته ما هم روزی وکیل بودیم و این کارهایی که شما میکنید نکردیم. عمل غلط است و نبایستی هیچگاه کار غلط را بدعت گذاشت در این وقت نوری مقدم اضافه نموده اینها تماماً حرف است روزی که انگلیسیها بخواهند وضع به دلخواه آنها میشود و اگر هم نخواهند وضع همیشه همین است که هست منتهی ممکن است روزی شاه هم از این اوضاع خسته شود و ولیعهد1 را به جانشینی خود معرفی کند و در آن موقع است که علم هم همه کاره میشود و اضافه نمود در حال حاضر تا قبل از رسیدن منصور به نخستوزیری ممکن است سپهبد عزیزی و یا سپهبد کمال2 به این سمت برگزیده شوند. ش
گیرندگان: تیمسار قائم مقام، تیمسار معاونت، اداره کل سوم
در پرونده دکتر الموتی بایگانی شود 3 /11
توضیحات سند:
1. رضا پهلوی: فرزند محمدرضا، در 9 آبان 1339 ﻫ ش از همسر سوم او ـ فرح دیبا ـ زاده شد. دوران تحصیل ابتدایى را در مدرسه مخصوصى که در کاخ نیاوران تشکیل مىشد به پایان برد و دوره دوم تحصیلات مقدماتى او در دبیرستان ویژه رضا پهلوى که دانشآموزان معدود آن از میان فرزندان و نزدیکان به دربار برگزیده شده بودند به انتها نرسیده بود که با اوجگیرى انقلاب اسلامى ایران همراه دیگر اعضاى خانواده سلطنتى به خارج از کشور فرستاده شد. پس از فرار شاه و اقامت او در مصر، رضا نیز به همراهان شاه پیوست و با فرح از معدود تشییعکنندگان جنازه شاه در قاهره بود.
پس از مرگ شاه، رضا به آمریکا رفت و ضمن اخذ تابعیت آن کشور سرپرستى ثروت افسانهاى شاه را که از کشور خارج کرده بود، با مشاوران ایرانى و آمریکاییاش به عهده گرفت و چند سال نیز با اشاره سیا اقدامات تبلیغاتى را علیه جمهورى اسلامى ایران سامان داد و خود را شاهنشاه دموکرات ایران خواند. رضا پهلوى هم اکنون دفاترى را در لندن، پاریس و نیویورک براى انجام امور تجارى در اختیار دارد.
گوشههایى از زندگى خصوصى او که نحوه حیف و میل اموال به سرقت رفته مردم ایران را در کابارهها و مراکز فساد اروپا و آمریکا نشان مىدهد، توسط احمد على مسعود انصارى ـ یکى از مشاوران اقتصادیاش ـ در کتاب «پس از سقوط» روایت شده است.
2. سپهبد عزیزالله کمال: فرزند سید ضیاء، در سال 1285 ﻫ ش در تهران به دنیا آمد. پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه وارد دانشکده افسری شد و دورههای عالی ستاد در دانشگاه جنگ را گذراند. طبق سند بیوگرافی ساواک وی دارای سمتهایی از جمله «فرمانده سپاه خراسان، مهاباد و رئیس اداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران بوده و در تاریخ 1 /4 /1348 و با درجه سپهبدی بازنشسته شده است. ضمناً نامبرده به اتفاق سرهنگ 2 صباحی در مورد گوشت مهاباد متهم به جعل سند و اخذ رشوه بودهاند که پرونده در بازپرسی شعبه 3 دادستانی ارتش در سال 1341 در جریان بوده اما وی با اعمال نفوذ اقدام روی پرونده را متوقف کرده است. یاد شده فوق همچنین با شاهپور غلامرضا پهلوی در شرکت کالای الکتریک شریک میباشد.» کمال در سال 1330 با احراز درجه سرتیپی به فرماندهی نظامی آبادان منصوب شد و کمی بعد از سوی دکتر محمد مصدق به ریاست شهربانی کشور انتخاب گردید، اما شش ماه بعد به علت شایعه وقوع کودتا عزل و جای خود را به سرتیپ افشار طوس سپرد. سپهبد کمال در دولت فضلالله زاهدی به عنوان استاندار خوزستان انتخاب شد. در سال 1338 با درجه سپهبدی به ریاست اداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران منصوب شد، وی در این سمت به شدت تحت نفوذ سرتیپ تاجبخش رئیس ضد اطلاعات ارتش بود. وی در سال 1369 در تهران درگذشت.
(اسناد ساواک - پرونده انفرادی)
منبع:
کتاب
مصطفی الموتینیا به روایت اسناد ساواک صفحه 76
