صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

موضوع: عبدالرسول حجازی

تاریخ سند: 7 آذر 1347


موضوع: عبدالرسول حجازی


متن سند:

به: 316 شماره: 33191 /20ه‍ 3 از: 20ه‍ 3 نامبرده بالا ساعت 1300 روز 4 /9 در مسجد گرمخانه به منبر رفته و درباره زندانی شدن امام هفتم صحبت کرد و ضمن گفتار خود اظهار داشت هادی برادر هارون و پسر منصور هنگامی که می‌خواست امام موسی‌ را به قتل برساند نتوانست و امام فرمود من به دست هادی کشته نخواهم شد همان‌طوری که آقا به دست اولی از ما دور نشد.
در عصر هارون رنج‌ها دید باز هم کشته نشد بلکه در عصر مأمون [هارون] شهید گردید.
اول نتوانست (علم) دوم نیز اذیت کرد باز هم نتوانست شخص سومی آمد او را از ما دور کرد.
1 در پایان برای علماء و خمینی دعا کرد و برای نابودی یهود و رفع دست اسرائیل از مملکت اسلامی مخصوصاً ایران دعا کرد.
عده شرکت‌کننده در حدود 300 نفر بودند.
آقای صالحی 1ـ اطلاعیه جهت شهربانی کل کشور تهیه شود.
2ـ از منابر وی دقیقاً مراقبت شود.
9 /9

توضیحات سند:

1.
منظور خطیب، مقایسه بین امام موسی‌بن جعفر (ع) و جریان مبارزه و تبعید حضرت امام خمینی است.
مقصود او از اول، دوم و سوم، نخست‌وزیران آن دوره؛ یعنی علی امینی، اسدالله علم و حسنعلی منصور است.
منبع ساواک به اشتباه منظور از کلمه اول را (علم) درج کرده در حالی که بایستی امینی درج می‌نمود.
زندگی‌نامه سه نفر یادشده جهت روشن شدن سند حاضر و سیر جریان تاریخی مورد نظر ذیلاً درج می‌گردد.
الف - دکتر علی امینی: از سرشناس‌ترین چهره‌های تاریخ سلطنت پهلوی است که نام او به ویژه با دوران پرهیاهوی یک سال و دو ماه صدارتش و آغاز رفورم‌های آمریکایی در ساختار اقتصادی ـ فرهنگی ایران در دهۀ 1340 گره خورده است‌.
او در 1284 ش در تهران به دنیا آمد.
تحصیلات ابتدایی را در مدرسۀ رشیدیّه و تحصیلات متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند و در 1305 برای ادامۀ تحصیل به فرانسه رفت‌.
وی پس از اخذ لیسانس از دانشگاه گرونوبل در 1310 دکترای اقتصاد را از دانشگاه پاریس دریافت داشت و در 1314 به استخدام وزارت دارائی درآمد.
وی در این وزارتخانه صاحب مشاغلی چون ریاست گمرک و مدیرکل‌ّ اقتصاد و دارایی بود.
با سقوط دولت دیکتاتوری رضاخان، امینی 37 ساله به معاونت احمد قوام نخست‌وزیر وقت رسید (1321).
او ـ که مورد توجّه خاص دیپلماسی امریکا قرار داشت ـ در 1325، ریاست بانک صنعتی را عهده‌دار شد.
امینی در 1326 در مجلس پانزدهم نمایندۀ تهران شد و در 1329 در کابینۀ حسنعلی منصور وزیر اقتصاد شد و در 1330 در کابینۀ اوّل مصدّق نیز مجدّداً در رأس وزارتخانۀ فوق قرار گرفت‌.
او این سمت را پس از کودتای 28 مرداد 1332 در دولت سپهبد فضل‌الله زاهدی نیز حفظ کرد.
در این سمت وی وظیفه داشت اهداف اقتصادی کودتا را تحقّق بخشد و منافع شرکت‌های بزرگ نفتی غرب را ـ که هر یک بر ویرانه‌های امپراتوری شرکت نفت ایران و انگلیس سیطره داشتند ـ تأمین کند.
او در 29 شهریور 1333 قرارداد کنسرسیوم را در جوّ رعب‌آمیزی که فرماندار نظامی تهران، تیمور بختیار، به وجود آورده بود، منعقد ساخت و علی‌رغم مخالفت نیروهای اصیل ضداستعماری به رهبری آیت‌الله کاشانی آن را در تاریخ‌های 29 و 6 آبان همان سال به تصویب مجلس نیز رساند.
امینی در کابینۀ حسین علاء نیز که پس از برکناری فضل‌الله زاهدی قدرت را در فروردین 1334 به دست گرفت، سمت وزارت دارایی را حفظ کرد.
وی در دی ماه همین سال به دلیل اعتمادی که آمریکا به او داشت‌، سفیر ایران در واشنگتن شد و تا پایان اسفند 1336 این سمت را عهده‌دار بود.
در طول این مدّت شاه به وی بدبین شده بود و وی را از سوی آمریکایی‌ها جانشین خود می‌دانست‌.
علی امینی در 17 اردیبهشت 1340 تحت فشار آمریکایی‌ها به نخست‌وزیری رسید و در 14 ماه یعنی تا 27 تیر سال بعد در این سمت باقی ماند.
سپس جای خود را به امیر اسدالله علم داد.
وی از زمان کناره‌گیری تا پایان حکومت جانسون دمکرات و به قدرت رسیدن نیکسون جمهوری‌خواه در آمریکا (1350) ـ که موجب بسط اقتدار شاه گردید ـ همواره تحت‌نظر ساواک بود.
امّا در 1355، با پیروزی دمکرات‌ها مجدّداً وارد تهران شد و در 1357، با شکل‌گیری انقلاب اسلامی راهی فرانسه شد و در کنار گروه‌های سطلنت طلب از جمله بختیار فعالیت کرد.
وی جبهه نجات ایران را با هدف فعالیت علیه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی تأسیس کرد که پس از مرگش این جبهه از هم پاشید.
وی در 21 آذر 1371 در 87 سالگی در پاریس درگذشت‌.
(مشاهیر سیاسی قرن بیستم ‌، احمد ساجدی، انتشارات محراب قلم‌، تهران 1374، صفحه 54) با اندکی حک و اصلاح و (دکترعلی امینی به روایت اسناد ساواک‌، 2 جلد، مرکز بررسی اسناد تاریخی‌، تهران‌، 1379) ب ـ دولت اسدالله علم‌: از بیست و ششم تیر 1341 تا هجدهم اسفند 1342، قدرت داشت و امیراسدالله علم ـ که بعد از استعفای دکتر امینی از مقام نخست‌وزیری‌، در بیست و ششم تیرماه 1341، به جانشینی وی برگزیده شد ـ هفدهمین نخست‌وزیر دوران سلطنت پهلوی است که قریب بیست ماه در این مقام باقی ماند و بعد از آن نیز، در فاصلۀ سال‌های 1345 تا 1356، قریب یازده سال‌، وزیر دربار و محرم اسرار شاه بود.
علم‌، قبل از احراز مقام نخست‌وزیری و وزارت دربار نیز، از محارم شاه بود و قریب سی سال‌ یکی از بازیگران اصلی صحنه سیاست ایران به شمار می‌آمد.
او در سال 1298 در بیرجند متولّد شد.
پدرش محمّد ابراهیم علم‌ معروف به شوکت‌الملک بود که این لقب و امیری قائنات را در زمان سلطنت مظفرالدین شاه‌ از برادر بزرگترش امیراسماعیل خان علم به ارث برده بود.
امیر شوکت‌الملک علم‌ مانند برادر ارشد و اجدادش با انگلیسی‌ها ـ که نسبت به ثبات و امنیّت منطقۀ سیستان و بلوچستان‌، در مجاورت افغانستان و هند حسّاسیّت زیادی نشان می‌دادند ـ روابط نزدیک داشت و در جریان جنگ جهانی نیز با نیروهای انگلیسی ـ که بخش مهمّی از خاک ایران را تحت اشغال خود داشتند ـ همکاری می‌کرد.
امیراسدالله علم‌ به توصیۀ پدرش‌، در سال 1318 در 20 سالگی با ملک تاج‌، دومین دختر قوام‌الملک شیرازی‌ ازدواج نمود و از این ازدواج پسری‌ متولّد نشد که بر مسند پدر جای گیرد و علم‌ تنها دارای دو دختر شد.
امیراسدالله علم‌ در سال 1321 از دانشکدۀ کشاورزی کرج فارغ‌التّحصیل شد و چون وضع تهران‌ آشفته و تحت اشغال نیروهای بیگانه بود عازم بیرجند شد.
امیر شوکت‌الملک ـ که قبل از پسرش به بیرجند رفته بود ـ در سال 1323 در همان‌جا درگذشت و علم‌ ادارۀ امور املاک وسیع پدرش را به عهده گرفت‌.
در اواخر سال 1324 ضمن مسافرتی به تهران‌ به ملاقات قوام‌السّلطنه نخست‌وزیر وقت رفت که تازه از سفر مسکو به تهران بازگشته بود.
قوام‌السّلطنه این جوان 26 ساله را ظاهراً به واسطۀ سابقۀ دوستی و آشنایی با امیر شوکت‌الملک و شاید هم به توصیۀ انگلیسی‌ها ـ که در آن زمان‌ نقش حسّاسی در سیاست ایران داشتند ـ برای فرمانداری کل‌ّ سیستان و بلوچستان در نظر گرفت‌.
اسدالله علم‌ بسیار زود به وزارت رسید و نخستین بار در 29 سالگی‌ در کابینۀ دوم ساعد (آبان 1327 ـ فروردین 1329)، وزیر کشاورزی شد.
او در کابینۀ علی منصور (فروردین ـ تیر 1329) نیز این سمت را حفظ کرد و پس از آن در دولت رزم‌آرا (تیر ـ اسفند 1329) وزیر کار شد.
در همین زمان بود که به اتّفاق رزم‌آرا وارد مسجد شاه می‌شد که نخست‌وزیر مقتدر و چهره آینده‌دار استعمار غرب‌، مورد اصابت گلولۀ استاد خلیل طهماسبی قرار گرفت و معدوم شد.
در سال‌های 1329 ـ 1339 از نزدیک‌ترین یاران محمّدرضا پهلوی بود و در ماجرای 25 تا 28 مرداد 1332 نقش فعّالی ایفا نمود.
امّا از نظر باند و دسته‌بندی‌، وسیع‌ترین باند را در کشور ایجاد کرد و در همۀ استان‌ها دارای مهره‌ها و عوامل خود بود که آن‌ها را به وکالت یا مقامات عالی می‌رساند.
مهم‌ترین پایگاه علم‌ در خراسان و شرق کشور و فارس بود.
در خراسان و سیستان و بلوچستان‌ به علّت این که پایگاه اصلی خانواده‌اش بود و در فارس به علّت وصلت با خانوادۀ قوام شیرازی‌.
علم پیش از انقلاب‌ به مرض سرطان مرد و روزهای انقلاب را ندید.
او در وزارت دربار چهار معاون داشت که یکی از آن‌ها قائم‌مقام و جانشین او محسوب می‌شد و در غیاب علم‌ وظایف او را انجام می‌داد.
اسدالله علم‌ پس از 20 ماه زمامداری (از 26 تیر 1341 الی 18 اسفند 1342) کنار گذاشته شد و به جای او حسنعلی منصور به نخست وزیری رسید.
(ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ‌، جلد اول‌، خاطرات حسین فردوست‌ ، صفحه 258 و تاریخ معاصر ایران از کودتای 28 مرداد تا اصلاحات ارضی‌، نوشته پیترآوری‌، ترجمه محمّد رفیعی مهرآبادی‌، صفحه 9 و بازیگران عصر پهلوی‌، محمود طلوعی‌، جلد اوّل‌، صفحه 643 و از سیّدضیاء تا بازرگان‌، نویسنده ناصر نجمی‌، جلد 1 و 2 و از کودتای سوم اسفند 1299 تا آذر 1358، صفحه 1570) پ ـ حسنعلی منصور: در اردیبهشت 1302 در تهران به دنیا آمد.
پدر او رجبعلی منصور ( منصور الملک ‌) از اعضاء اولیه لژ بیداری ایرانیان بود که در دوران رضاشاه سالیان مدید در مشاغل حساس جای داشت و در آخرین ماه‌های سلطنت او به صدارت رسید و در دوران محمدرضا شاه پهلوی نیز مجدداً در رأس دولت قرار گرفت‌.
ارتشبد فردوست می‌نویسد: «علی منصور از مأموران انگلیس بود.
پسرش حسنعلی منصور مانند پدر، پرورش یافته انگلیسی‌ها بود ولی از آن گروه بود که به آمریکایی‌ها وصل شدند.
او چه در اصل چهار و چه بعدها که نخست‌وزیر شد از طرف آمریکا به شدت تقویت می‌شد.
» مادرش یکی از دختران ظهیرالملک رئیس بود.
وی در سال 1321 از دبیرستان فیروزبهرام دیپلم و در 1324 از دانشکده حقوق در رشته سیاسی لیسانس گرفت‌.
در همان سال به استخدام وزارت خارجه درآمد.
چندی در تهران و مدتی در اروپا به کارهای کوچکی در وزارت خارجه اشتغال داشت و یک بار به جرم قاچاق مواد مخدر تحت تعقیب پلیس فرانسه قرار گرفت و موضوع در مطبوعات ایران منعکس گردید.
در سال 1329 محسن رئیس (دایی منصور) وزیر امور خارجه وقت، او را به ریاست دفتر خود برگزید و طی این سال‌ها چند بار به سمت رئیس دفتر نخست‌وزیر در دوران صدارت حسین علاء (نوبت دوم‌) برگزیده شد.
منصور از مهره‌هایی بود که توسط انگلیسی‌ها به آمریکا معرفی شد و لذا حمایت هر دو قدرت را به حد کافی پشت سر داشت.
وی برنامه‌های مهمی به سود غرب داشت که یکی از آن‌ها کاپیتولاسیون بود که با مقاومت جدی امام خمینی مواجه شد.
مخالفت‌های ایشان با نفوذ آمریکا و غرب و اقدامات محمدرضا در دوران دولت منصور شدت گرفت و بالاخره به تبعید ایشان به ترکیه (13 آبان 1343) منجر گردید.
ساواک در تاریخ 19 /4 /1337 که حسنعلی منصور در دولت منوچهر اقبال معاونت نخست‌وزیری را عهده‌دار بود، بیوگرافی او را چنین ثبت کرده است : «بسیار خوشگل‌، صورتی سفید، چشمانی میشی و خیلی قشنگ‌، قدی متوسط، خوش قامت‌، پدرش بی‌اندازه متمول که حدود 50 میلیون تومان ثروت دارد.
دارای لیسانس از دانشکده حقوق تهران رشته سیاسی در سال 1324 می‌باشد، فرانسه خوب می‌داند و به انگلیسی به اندازه رفع احتیاج آشنایی دارد.
وی تمام روزنامه‌ها و مجلات عادی و تا اندازه‌ای کتب اقتصادی را مطالعه می‌کند، به زن و مقام علاقه‌مند است‌.
تحصیلات متوسطه را در دبیرستان ایرانشهر گذرانده‌، لیاقت و شایستگی ندارد، حتی به علت ترقی بی‌جهتی که نموده (به علت نفوذ پدرش و این که دکتر اقبال چون به پدر او مدیون بود او را به این سمت منصوب کرد) مورد تنفر قاطبه جوانان قرار گرفت‌.
ابتدا در وزارت امور خارجه در لندن بود بعد منشی وزیر خارجه و سپس رئیس اداره چهارم سیاسی شد.
به‌علت نفوذ پدر، نشان تاج دریافت نمود.
عضو جمعیت یاران دبیرستانی بوده‌، متواضع ولی بی شخصیت است‌، افکار عالی به هیچ‌وجه ندارد و تمام ترقی او روی نفوذ پدرش می‌باشد.
کم مغز، بی‌تجربه و عزیز بی‌جهت است‌.
» مشارالیه در اردیبهشت سال 1340 زمانی که نماینده مجلس بوده است کانون مترقی را متشکل از عده‌ای روشنفکران و کارشناسان مسایل اجتماعی تشکیل می‌دهد که تعداد کثیری از اعضای آن در انتخابات مجلس شورای ملی (تابستان 1342) به نمایندگی مجلس انتخاب می‌گردند.
این نمایندگان به رهبری حسنعلی منصور بدواً به تأسیس حزب ایران نوین (آذر 1342) اقدام کرده و چون در مجلس شورای ملی اکثریت داشتند در اسفند 1342 به فرمان محمدرضا پهلوی‌، حزب ایران نوین، مأمور تشکیل دولت حزبی می‌گردد و بدین ترتیب بر اساس یک سناریوی از پیش پرداخته شده اپوزیسیون آمریکایی در مجلس به اکثریت رسید و به ‌عنوان حزب اکثریت تجدید سازمان یافته و دولت را در دست گرفت‌.
اسناد نشان می‌دهد که رئیس سیا در ایران « گراتیان یاتسویچ‌ » که در خانۀ منصور مستأجر بود صراحتاً نخست‌وزیری او را بشارت می‌داده است‌.
و بدین‌سان بود که حسنعلی منصورِ آمریکایی پسر رجبعلی منصورِ انگلیسی دومین نخست‌وزیر عصر انقلاب سفید شد و تصویب کاپیتولاسیون یعنی ننگین‌ترین صفحۀ تاریخ پهلوی توسط او انجام شد که خشم مردمی را که در محاسبات سیاسی قدرت‌های سلطه‌گر هیچ‌گاه به حساب نیامده و نمی‌آیند، برانگیخت و امام خمینی (ره‌) فریادگر این خیانت و وابستگی به بیگانه شد.
حسنعلی منصور سه ماه بعد از تبعید امام (ره‌) روز اول بهمن 1343 توسط شهید محمد بخارایی اعدام انقلابی شد.
وی عضو تشکیلات فراماسونری و در لژهای پهلوی، همایون و ...
و باشگاه لاینز بین‌المللی عضویت داشت‌.

منبع:

کتاب پایگاه‌های انقلاب اسلامی، مسجد جامع بازار تهران به روایت اسناد ساواک - جلد دوم صفحه 94

صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.