بازجویی از غلامعلی فرزند قدرتاله شهرت نعیمآبادی دامغانی
متن سند:
بازجویی از غلامعلی فرزند قدرتاله شهرت نعیمآبادی دامغانی
س ـ هویت شما (غلامعلی فرزند قدرتاله شهرت نعیمآبادی دامغانی) محرز میباشد. مشروحاً مواردی را که شما مبادرت به تفسیر و حدیثها و روایتها در جهت مخالف مردم و تحریک آنها بر علیه اوضاع مملکتی مینمودید بنویسید.
ج ـ همانطور که قبلاً هم متذکر شدم هیچگاه بحثی به عنوان تحریک مردم بر علیه اوضاع مملکتی که انگیزهام تحریک مردم باشد به خاطر ندارم عنوان کرده باشم ولی گاهی براساس ناآگاهی از وضعی که مملکت ما با داشتن یک سیاست مستقل ملی در پیش دارد مباحثی عنوان که به طور غیرمستقیم برخورد و اصطکاک داشت فیالمثل یکی از گزارشها مربوط به جنگ اعراب و اسرائیل و متحد نبودن اعراب و معرفی مهمترین عامل برای از بین رفتن و شکست آنها بود. بدون آگاهی که ممکن است بررسی اوضاع حادثهای در زمینههای فکری مساعد آثار سوئی داشته باشد و یا گزارش دیگر مربوط به فساد روزافزون در جامعه جوانان که چند جملهای تا حدی تند گزارش شده و یا راجع به رادیو و تلویزیون که اینها به طور مستقیم تصادفی ممکن است نداشته باشد ولی در هر حال جوان خاصی که ممکن است عوامل آگاه در ذهن او زمینههایی را به وجود آورده باشند و در پی هرگونه دستاویزی برای تقویت و تایید آنچه در ذهن خود در حال پذیرفتن است میباشد از این مباحث که گوینده نظر تحریکآمیزی نداشته او با زمینههای انحرافی فکر خودش از این گفتگوها بهرهبرداری غلط و انحرافی مینماید در هر حال از اینکه اینگونه مباحث را گاهی عنوان و به طور غیرمستقیم آثار سوئی داشته خیلی عذر میخواهم و از مقامات امنیتی که با کمال محبت افکارم را در زمینههای مختلف مملکتی رهنمون گشتید بسی سپاسگزارم و همانگونه که قبلاً هم تذکر دادم غرض و انگیزه از طرح اینگونه مباحث در مرحله اول همان خواستههای دینی است فیالمثل شکی نیست که از نظر اسلام موسیقی به عنوان یک حرام تلقی شده و باز بسیاری از برنامههای سینمایی از نظر دینی ممنوع است خوب دیدن این مطالب و شیوع آن و هم مجلاتی که گاهی عکسهایی مهیج چاپ میکنند دیدن اینها بر روی هم در ذهن من اثر میگذاشت که به طور ناخودآگاه در سخنانم جلوه میکرد این از یک سو و از سوی دیگر ناآگاهی از اوضاع مملکتی است که باز به آنچه قبلاً متذکر شدم کمک میکند و آنچه نسبت به منبرهای من گزارش شده از این قبیل است:
1ـ گزارش راجع به اعراب و اسرائیل هرچند این گزارش مربوط به چند ماه قبل است ولی این چنین به خاطر دارم که شبی بحثی راجع به علل عقب افتادگی مسلمانها داشتم و یادم هست به عنوان نمونه عقب افتادگی افغانستان را ذکر کردم که روزی از طریق راه دامغان تهران با ماشین مسافرت کردم تصادفاً با ماشینی که حامل عدهای مسافر افغانی بود برخورد پیدا شد در این شرایط نگهبان یکی از افغانیها به رفقای افغانیش گفت نگاه کنید دیدم با نگاههای خیره به قطار که از مسیر ماشین تا مسیر قطار فاصله زیادی نبود فکر میکنم حدود گرمسار بود نگاه کردند و به یکدیگر توجیه میکردند که نگاه کنید موقعی پرسیدم گفتند افغانستان قطار ندارد بعداً عوامل عقب افتادگی مسلمانها را بررسی کردم و یکی از عوامل راجع به انقلاب امام حسین علیه السلام بود که حضرت دست به انقلابی پر ارزش زد که منجر به از بین رفتن نفوذ اموی شد که انگیزهام از طرح بحث انقلاب امام حسین همان مصادف بودن سخنرانیم با ایام محرم بود که طبق معمول یکی از مباحث که شاید در سطح همه جلسات دینی طرح میشود به مناسبت محرم بررسی عوامل و موجباتی که یک انقلاب آن چنانی را ایجاب میکرد1 میباشد سومین گزارش مربوط به نسل جوان و فسادی که در نسل جوان به چشم میخورد میباشد که راجع به این مسئله دو گزارش داده شده که این دو گزارش با اینکه در صحت آن تردید ندارم چون مطمئنم مقامات امنیتی هیچگاه نظر شخصی ندارند و آنچه که هست گزارش میدهند ولی با دقت و فکر فراوان در ذهنم آمد که اشتباه هم در این است که بیتوجه بعضی از عباراتی که مفهوم مشخص و روشنی دارند در غیر آن مفهوم بهرهبرداری کردم باز آن مقدار که یادم هست در مجموع سخنرانیم قرائنی وجود داشت که مفهوم تحریکی را از این عبارات خنثی میکرد مثلاً نسبت به جملهای که تا حدی قرائن آن در ذهنم هست این جمله است که تا مردم یکپارچه نشوند دست به انقلاب نزنند این جمله با توجه به مفهوم خود جمله جملهای است تحریکآمیز ولی قبلاً گفتم که اصلاح جوان را از یک طبقه خاصی نمیتوان انتظار داشت از واعظ تنها انتظار داشتن غلط است از نویسنده تنها غلط است از پدر و مادر انتظار اصلاح داشتن غلط است بلکه باید انقلابی فکری به وجود آید و جوان با فکری صحیح با مسائل روبرو شود و این انقلاب هم با همکاری همگانی و یکپارچگی ممکن است آنچه در ذهن من است من این جمله را به این مناسبت گفتم و عنایت کامل دارید که یک جمله با توجه به مجموع مطالب قبلی ممکن است برداشتی حتی مخالف با برداشت دیگر داشته باشد و جمله دیگر این جمله است که گزارش شده این است که با انحراف جوانان مورد بررسی قرار گرفته و سپس گفته شده که مسئولین و کسانی که در رأس قرار گرفتهاند اقدامی نمینمایند البته تناسب این جمله را که به چه مناسبت ذکر کردم یادم نیست ولی هدف از مسئولین امر و کسانی که در رأس قرار گرفتهاند مقامات انتظامی که همیشه در مقابل دید ما میباشند و از آنها انتظار مبارزه بیشتر با آنچه را که ما به عنوان فساد در نسل حاضر میدانیم میباشد مثلاً انتظار داریم که به شهربانیها و یا کلانتریها عدهای مأمور برای جلوگیری از جوانهای مزاحم خیابانی قرار دهد صحیح است که اگر مقامات انتظامی را توجه دهیم و به اصطلاح باخبر شوند به طور جدی و همه جانبه اقدام میکنند ولی انتظار ما این است که با مراقبت بیشتر این کار انجام گردد البته باز اگر اشتباهی در تأویل مطلب رخ داده2 پوزش میطلبم و مهمترین انگیزه ما در اینگونه گفتگوها همان توقع بیش از حد توانایی از دولت داشتن است و اینکه یک دولت برای اداره عموم مردم که متشکل از انسانهای مختلف با ایدهها و تفکرات مختلفند با چه مسائلی روبرو است.
خط خوردگی از خودم میباشد و صحت اظهارات خود را با امضاء گواهی دارم.
توضیحات سند:
1. اصل: میکرد بود
2. اصل: + باز
منبع:
کتاب
آیتالله غلامعلی نعیمآبادی به روایت اسناد ساواک صفحه 128

