تاریخ سند: 18 فروردین 1343
عمال استعمار به حربه افتراء متوسل شدند
متن سند:
عمال استعمار به حربه افتراء متوسل شدند1
روزنامه اطلاعات مورخه 18 /1 /43 به دستور اربابان نیرنگباز خویش افترائی بینهایت مضحک و وقیح به مقام شامخ روحانیت نسبت میدهد.2
در ص 2 تحت عنوان . جریان روز . مینویسد:
و چقدر جای خوشوقتی است که جامعۀ روحانیت نیز اکنون با همه مردم همگام در اجرای برنامههای انقلاب شاه و مردم3 شده است.
سلسلۀ روحانیین استان خراسان به شدّت مراتب فوق را تکذیب نموده بدینوسیله انزجار و نفرت خود را ابراز مینماید.
و اعلام میدارد که تمام راههای آشتی و رضایت روحانیّت با این رژیم پوشالی مسدود میباشد.
جامعۀ روحانیت خراسان
توضیحات سند:
1. اعلامیه «عمال استعمار به حربه افتراء متوسل شدند» که به دستور امام خمینی (ره) توسط روحانیت مبارز و انقلابی تهیه و انتشار یافت، پردهای از توطئههای رژیم را برملا کرد، در پخش و توزیع این اعلامیه شهید حجتالاسلام محمدعلی روحانیفرد نقش فعالی داشت که به همین دلیل تحت تعقیب ساواک قرار گرفت.
2. در تاریخ 17 فروردین 1343 (دومین روز ورود امام خمینی(ره) به قم)، وزیر کشور به ملاقات ایشان آمد و مراتب اخلاص و ارادت هیأت دولت و شخص نخستوزیر را به امام(ره) ابلاغ کرد و دستور داد که کوچۀ امام(ره) را آسفالت و لامپهای پرنور به ستونهای برق آن بزنند. این اقدامات در واقع امتیازی بود که رژیم شاه به امام(ره) میداد تا او را از مبارزه و مخالفت بازدارد. از چون دستگیری امام (ره) و مقاومت ایشان محبوبیت امام(ره)را چند برابر کرده بود، لذا رژیم کوشش میکرد اختلافات روحانیت با رژیم را تمام شده جلوه دهد و چنان نشان دهد که روحانیت با دولت تفاهم کرده و بر گذشته خط بطلان کشیده است، از اینرو تنها به فرستادن وزیر کشور به محضر امام(ره) و آسفالت کوچۀ او اکتفا نکرد، بلکه کوشید با دروغپردازی در سطح جراید و روزنامهها اذهان تودهها را مشوب سازد و تا آنجا که ممکن است به ملت ایران بباوراند که امام(ره) با رژیم تفاهم کرده و «انقلاب سفید» را پذیرفته است .
براساس همین غرضورزی و خاماندیشی، مقالهای تحت عنوان «اتحاد مقدس به خاطر هدف مقدس» از طرف ساواک تدوین و در روزنامۀ اطلاعات و بعضی از روزنامههای دیگر انتشار یافت. این مقالۀ که در اطلاعات 18 فروردین 1343 انتشار یافت، پس از یک سلسله دروغپردازیها و قلب حقایق در مورد «انقلاب سفید » می نویسد:
«و چه جای خوشوقتی است که جامعۀ روحانیت نیز اکنون با همۀ مردم، همگام در اجرای برنامههای انقلاب شاه و مردم شده است!»
امام(ره) هنگامی که از سرمقالۀ اطلاعات 18 فروردین 1343 اطلاع پیدا کرد،سخت خشمگین و عصبانی شد و پیش از هرکار در مقام تکذیب آن برآمد. ساواک در گزارش خود از عصبانیت امام(ره) و واکنش تند ایشان در برابر سرمقاله روزنامه اطلاعات چنین خبر داده است:
«بعدازظهر روز پنجشنبه 20 /1 /43 هنگامی که عده نسبتاً زیادی در منزل آقای خمینی در قم حضور داشتهاند، روزنامه سهشنبه 18 /1 /43 اطلاعات را به دست ایشان میدهند تا مندرجات سرمقاله آن را که قسمتی از آن مربوط به روحانیون بوده بخواند. مشارالیه پس از قرائت آن با نهایت عصبانیت فریاد میزند: کجا روحانیون موافقت کردهاند؟ این چه مزخرفاتی است که مسعودی مینویسد؟ و چنان این جملات را ادا میکند که مجلس تحت تأثیر و سکوت قرار میگیرد. در همین موقع به شخصی به نام خزعلی دستور میدهد که چنین موضوعی را در روی منبر تکذیب کند. از قرار، نامبرده نیز در همان شب چنین عملی را انجام میدهد.»
امام از راههای گوناگونی برای تکذیب سرمقالۀ اطلاعات بهره گرفت و در واقع همه امکانات آن روز خویش و جامعه روحانیت را در راه رویارویی با توطئه رژیم شاه که به وسیله سرمقاله 18 فروردین روزنامه اطلاعات، دنبال میشد، به کار گرفت. از جمله این اقدامات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1ـ از وعاظ و گویندگان روحانی خواست در منابر و در ضمن سخنرانی، سرمقاله یاد شده را تکذیب و مدیر مسئول آن روزنامه را به جرم درج چنین سرمقالهای مورد نکوهش قراردهند.
2ـ بیدرنگ نمایندهای به دفتر روزنامه اطلاعات فرستاد و از مدیر آن درباره آنچه در این سرمقاله آورده بود، توضیح خواست و او را برای تکذیب آن تحت فشار قرار داد.
3ـ شخصاً نیز در نخستین سخنرانی خود پس از آزادی، که در 21 فروردین 1343 ایراد کرد و نیز در سخنرانی دیگری در 26 فروردین 43، رسماً به تکذیب و تقبیح این سرمقاله پرداخت و اینگونه دروغپردازیها و شایعهسازیها را نشان فساد و تباهی رژیم شاه و توطئه آن رژیم در راه آسیبرسانیدن به روحانیت دانست.
4ـ در محافل خصوصی و در میان تودههای مردمی که به ملاقات ایشان میآمدند و نیز در دیداری که نمایندگان دولت با وی داشتند، جریان سرمقاله روزنامه اطلاعات را پیش میکشید و آن را مورد تکذیب قرار میداد و دولت را برای دیکته کردن چنین سرمقالهای سرزنش و نکوهش میکرد.
5ـ در پاسخ به تلگرامهای تبریک علمای بلاد که به مناسبت آزادی او مخابره کرده بودند، به تکذیب سرمقاله روزنامه اطلاعات پرداخت و از برخی مقامات روحانی سراسر کشور نیز خواست که «امر به تکذیب کنند»
روحانی، سیدحمید، نهضت امام خمینی(ره) جلد اول، موسسه چاپ و نشر عروج ، صص 871 – 868
3. انقلاب سفید شاه و مردم (ملّت): حرکتی بود که محمدرضا شاه پهلوی به امر آمریکا در سالهای 1340 ـ 1341 در ایران آغاز کرد. عناوین این حرکت سیاسی را اصلاحات ارضی، ملّی کردن منابع طبیعی و جنگلها، واگذاری سهام کارخانههای دولتی به مالکین بزرگی که طی اصلاحات ارضی، زمین خود را به دولت میفروختند و اعطای حق رأی به زنان تشکیل میداد. لکن در کنار آن قوانین شرع هم پایمال میشد. مجموعۀ این حرکت به تعمیم زندگی غربی میانجامید و ایرانی به اروپایی و امریکایی تبدیل میگشت. طرح انقلاب سفید در کاخ سفید امریکا ریخته و مأموریت اجرای آن به دکتر علی امینی ـ عاقد قرارداد کنسرسیوم نفتی پس از کودتای 28 مرداد 1332 ـ داده شده بود. امّا شاه پس از مدّت کوتاهی اربابان امریکایی خود را راضی کرد که خود عهده دار آن گردد. امینی استعفا داد و شاه، اسدالله علم را که اجدادش به نوکری انگلیس شهرت داشتند، به نخست وزیری منصوب و موظف به اجرای آن کرد. روحانیت به رهبری مراجع در برابر آن ایستادند و با آن مخالفت کردند. نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، از آن مخالفت و مقاومت و کشمکش سیاسی جوانه زد. انقلاب سفید بر خلاف ادعای شاه و اربابان امریکاییاش «سفید» نماند، بلکه از همان ابتدا و در جریان مقاومت مردم و روحانیت، با خون فرزندان اسلام رنگین گشت. امام خمینی (ره) در این باره فرمودند: «اینها ثمره شوم انقلاب خونین و استعماری است که با تبلیغات و عوامفریبیها میخواهند آن را به انقلاب سفید ملقب سازند و آن را انقلاب شاه و ملت ... هتک مقدسات اسلام، کشتن علما و مردم مسلمان در زیر شکنجه، هجوم به مدرسه فیضیه و دانشگاهها و کشتار فجیع 15 خرداد، از ثمرات دیگر این انقلاب ننگین است ...»
صحیفه نور، ج 1، صص 322 و 399 رک: فرهنگ واژههای انقلاب اسلامی، جلالالدین فارسی، صص 173 ـ 172.
منبع:
کتاب
شهید حجتالاسلام محمدعلی روحانیفرد صفحه 4
