تاریخ سند: 22 دی 1356
تلگراف رمز
متن سند:
سند شماره (50)
به: کل سوم 312 1022 تاریخ: 22 /10 /36
از: سارى شماره 2871 /2 ه 1
تلگراف رمز
عطف به 7151 /312 ـ 20 /10 /36
به قرار اطلاع روحانیون مشروحه زیر مورخه 21 /10 /36 به لحاظ همدردى و حفظ ارتباط با روحانیون و طلاب وقایع اخیر قم1 از برگزارى نماز جماعت در سارى خوددارى نمودهاند که در این مورد ضمن توجیه کلیه عوامل و منابع و همکاران شهربانى نیز در جریان امر قرار گرفته است.2
1ـ شیخ عبداللّه نظرى فرزند عبدالنبى پیشنماز مسجد جامع3
2ـ شیخ مصطفى صدوقى4
3ـ شیخ عبدالصالح مفیدى پیشنماز مسجد جامع
4ـ شیخ شفائى پیشنماز مسجد مصطفىخان
5 ـ شیخ روحانىزاده پیشنماز مسجد ابوالفضل
6ـ شیخ [نوراله طبرسى] سوچلمائى5 پیشنماز مسجد شاهغازى
توضیحات سند:
1. منظور واقعه 19 دى ماه 1356 قم است.
2. موضوع: ساواک مازندران در تاریخ 26 /10 /56 طى گزارشى به ساواک مرکز نوشت: به دنبال تظاهرات اخیر عدهاى از طلاب علوم دینى و اخلالگران در قم، مورخه 22 /10 /36 شیوخ سارى که در مساجد مختلف نماز جماعت مىگذاردند به نشانه اعتراض از رفتن به مساجد و اداى نماز خوددارى نمودهاند گفته شده تنها شیخ زهدى در جایگاه همیشگى خود نماز گذارده است.
نظریه شنبه: اقدام شیوخ سارى در اذهان عمومى به نوعى اعتصاب تعبیر شده است.
نظریه یکشنبه: خبر فوق صحت دارد.
3. اداره کل سوم ساواک در تاریخ 29 /10 /56 طى نامهاى به ساواک مازندران در این باره نوشت: «درباره روحانیون افراطى
خواهشمند است دستور فرمایید ضمن تحقیق پیرامون صحت و سقم مفاد تلگراف بازگشتى نسبت به تهیه و ارسال مشخصات کامل ردیفهاى 3 ـ 4 و 5 اقدام و با تعیین نحوه افکار و تمایلات آنان از کلیه عوامل موجود به منظور مراقبت دقیق استفاده و نتیجه به موقع به این اداره کل منعکس گردد.
مدیرکل اداره سوم ـ ثابتى
رهبر عملیات ـ مرعشى
رئیس دایره عملیات ـ کارآموز
رئیس بخش 312 ـ دبیرى
رئیس اداره یکم عملیات و بررسى ـ عطارپور»ظریه چهارشنبه: نظریه یکشنبه مورد تأیید است. شاهینى»
4. مرحوم علامه شیخ مصطفى صدوقى فرزند شیخ مرتضى در سال 1322 قمرى در نجفاشرف در خانوادهاى روحانى بدنیا آمد. ایشان اصالتاً اهل روستاى آهنگرکلاى قائمشهر بود. سالهاى اولیه تحصیل را در محضر پدر بزرگوارش مرحوم آیتاله حاج شیخ مرتضى صدوقى کسب فیض کرد و سپس براى ادامه تحصیل به حوزه علمیه مشهد مقدس مشرف شد. در آنجا در محضر اساتید بزرگى همچون مرحوم آیتاله حاج میرزامهدى اصفهانى و مرحوم آیتاله علامه دامغانى به تحصیل پرداخت.
مرحوم شیخ مصطفى صدوقى سپس براى تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه نجفاشرف شد. در نجف در جلسات درس مراجع بزرگوار و آیات عظام مرحوم نائینى و سید ابوالحسن اصفهانى و آقا ضیاءالدین عراقى و آیتاله میرزاباقر زنجانى شرکت نمود و موفق به اخذ اجازات اجتهاد از این مراجع بزگوار شد. همچنین در حضور مرحوم قاضى بزرگ به کسب عرفان اشتغال پیدا کرد و بعد به واسطه عارضه چشم مجبور به مراجعت به سوى ایران شد و به مازندران بازگشت. در مازندران بعد از رفع اختناق رضاخانى و سالهاى سخت حکومت رضاشاه در سال 1322ش اقدام به تأسیس حوزه علمیه شهرستان سارى نمود. ایشان مبارزه جدى و موفقیتآمیز با بهائیت در ماهفروجک سارى آرامگاه بهائیان ایران داشت. برابر گزارش ساواک مازندران در 17 /12 /43: «نامبرده از روحانیون و وعاظ منطقه مىباشد که در مجالس و منابر ضمن بحث و تبلیغ در امور مذهبى سخنانى نیز خارج از حدود مذهب ایراد نموده و بعضا نیز با کنایات و اشارات موضوعاتى را مطرح نمودهاند که مصلحت نبود.» براساس اسناد ساواک در سال 1349 ایشان پیشنماز مسجد رضاخان در سارى بود و در سال 53 وى مبلغ معادل /000 /30 ریال جهت محمدحسین شاهرودى به عنوان سهمیه امام به نجفاشرف حواله و مشارالیه قبض آن را جهت صدوقى ارسال نمود.» مرحوم علامه صدوقى در شکلگیرى انقلاب اسلامى در سطح مازندران سهم بسیار داشتند و از طرف حضرت امام خمینى (ره) نیز سرپرستى جامعه علماى مازندران به عهده ایشان نهاده شد. و حضرت امام (ره) در تاریخ 7 /2 /58 طى نامهاى خطاب به علماى محترم شهرستان سارى مرقوم فرمودند: «آقایان علماى محترم شهرستان سارى ـ دامت تأییداتهم
مقتضى است آقایان محترم به شهر سارى مراجعت نموده و همانگونه که تا به حال وظیفه ارشاد اهالى اشتغال داشتهاید باز هم انجام وظیفه نمایید و تحت سرپرستى حجتالاسلام آقاى حاج شیخ مصطفى صدوقى و با همکارى مردم محترم و متدین محل بر امور جاریه و کمیته انقلاب اسلامى آنجا نظارت داشته باشید و سعى کنید ترتیبى فراهم شود تا به حول و قوه الهى جمیع مشکلات حل گردد و انتظار مىرود که تمام اهالى خصوص جوانان عزیز از همکارى با آقایان محترم کوتاهى ننمایند. «و اوصیهم بتقوىاللّه و الاهتمام فى هدایۀ الناس و ابلاغ الاحکام و رعایۀ الاحتیاط فىجمیع الامور و الاحوال انشاءاللّه تعالى. روح الموسوىالخمینى»علاوه بر اینها نقش ایشان در انقلاب شامل بنیانگذار جامعه روحانیت سارى، اقامه اولین نماز جمعه در استان مازندران، معرفى قطعى افراد براى مجلس خبرگان قانون اساسى به تأیید ایشان و تعیین اولین استاندار مازندران بود. تا این که در اول اسفند سال 1359 در سن 80 سالگى در تهران دارفانى را وداع گفت و به جوار رحمت حق پیوست و جنازه ایشان به طرز باشکوهى توسط مردم ولایتمدار مازندران و روحانیت این استان تشییع و با اقامه نماز توسط فرزندشان آیتاللّه شیخ مرتضى صدوقى مازندرانى در جوار امامزاده یحیى سارى به خاک سپرده شد.
اسناد ساواک پروندههاى انفرادى و زندگىنامه ارسالى از سوى بیت ایشان
5. آیتاللّه نوراللّه طبرسى در سال 1319 در روستاى سوچلما از توابع نکاى مازندران به دنیا آمد. پدرش حسن طبرسى سوچلمایى در شمار عالمان دینى بود. او خواندن و نوشتن را در مکتبخانههاى زادگاهش فراگرفت.
سپس دورهى ابتدایى را در زادگاهش به اتمام رسانید. بعد از آن به تحصیل دروس دینى روى آورد و وارد حوزه ى علمیهى آیتاللّه کوهستانى شد و مقدمات دروس دینى را از محضر اساتید آن حوزه و نیز آیتاللّه شیخ محمد کوهستانى فراگرفت. پس از مدتى به حوزهى علمیهى قم رفت و در آنجا به تکمیل تحصیلات دینى خود پرداخت و از محضر درس فلسفه و کلام آیات شیخ انصارى انصارى، حسنزاده آملى، على مشکینى، ابوالقاسم خزعلى و... بهرههاى فراوان برد. در سال 1342 فعالیتهاى سیاسى خود را شروع کرد و به مبارزه با رژیم شاه پرداخت بهخصوص در نشر اعلامیههاى امام خمینى و دیگر روحانیون مبارز فعالیت مىکرد (کاظمینى،566) در سالهاى 1342 ـ 1344 ش در حوزهى علمیهى قم به تحصیل اشتغال داشت و همراه طلاب و فضلاى آن حوزه و پس از تبعید امام خمینى، اعلامیهاى در محکومیت آن اقدام خطاب به امیرعباس هویدا نوشت و نسبت به تبعید امام خمینى به خارج از کشور اعتراض کرد و خواستار بازگشت معظم له به کشور شد(اسناد انقلاب اسلامى...، ج 3، 158 ـ 160) در سال 1352 ش به شهرستان سارى بازگشت و به فعالیت آن در شهر پرداخت. او پس از پیروزى انقلاب اسلامى به فعالیت در آن شهر پرداخت. و به فعالیت در نهادهاى انقلابى مشغول شد در تشکیل کمیتهى انقلاب اسلامى سارى نقش داشت با تأسیس حزب جمهورى اسلامى به آن حزب پیوست و مسئولیت حزب مزبور در سارى را عهدهدار گردید. همزمان در افشاى چهرهى منافقین در استان مازندران فعالیت مىکرد. در سال 1359 به امامت جمعهى سارى منصوب شد و به اقامهى نماز جمعه در شهرستان سارى پرداخت. او علاوه بر امامت جمعه، مسئول شوراى فرهنگى استان مازندران بود. همچنین وى از مؤسسین دانشگاه پیام نور مازندران مىباشد و در هیئت مؤسسین آن دانشگاه عضویت دارد. وى همزمان با امامت جمعه، مسئولیت ستاد غدیر استان مازندران و نیز مسئولیت ستاد امر به معروف و نهى از منکر آن استان را برعهده دارد (کاظمینى، 566). در 1364 ش از امام خمینى اجازهى دخالت در امور حسبیه و شرعیه را دریافت کرد (صحیفهى امام، ج 19، 406). وى در انتخابات مجلس خبرگان رهبرى دورهى چهارم از استان مازندران نامزد نمایندگى شد و توانست با کسب اکثریت آرا به نمایندگى از مردم استان مازندران به مجلس خبرگان رهبرى راه یابد بعد از رحلت آیتاللّه روحانى نماینده حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبرى در مازندران و امام جمعه بابل، در تاریخ 7 /8 /1378 به سمت نماینده مقام معظم رهبرى در استان مازندران منصوب شد و فعلاً در این سمت مشغول فعالیت مىباشد. (WWW.Khobreganrahbari. com) از فعالیتهاى عامالمنفعهى او مىتوان به موارد ذیل اشاره کرد. تأسیس دانشکدهى پزشکى در سارى، تأسیس بیمارستان نیمهى شعبان، ساخت مصلاى امام خمینى در سارى، احداث چندین حسینیه و مسجد در شهر سارى، تشکیل جلسات تفسیر قرآن مجید و تدریس احکام، همکارى در ستاد بازسازى شهرستان سوسنگرد در استان خوزستان برگزارى مراسم سالیانهى 1300 شهید شهرستان سارى، تشکیل ستاد غدیر در استان مازندران و... کاظمینى، 566).
منابع:
1ـ اسناد انقلاب اسلامى، ج 3، تهران مرکز اسناد انقلاب اسلامى 1374
2ـ صحیفهى امام خمینى، ج 1 و 10، تهران، مؤسسهى تنظیم و نشر آثار امام خمینى، 1378
3ـ کاظمینى، میرزامحمد، دانشنامهى ائمهى جمعهى سراسر کشور ج 2، بنیاد پژوهشى ریحانهالرسول یزد، تهران، برگ رضوان، 1384
4ـ پایگاه معرفى نامزدهاى نمایندگى مجلس خبرگان، رهبرى، دورهى چهارم WWW.Khobreganrahbari. com
5 ـ فرهنگنامهى رجال روحانى عصر امام خمینى (ره) 1389 جلد اول، (تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامى، 1389)، صص 260 و 261.
سند شماره (51)
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، روزشمار استان مازندران(ساری)، جلد 1 صفحه 54
