روح خشونت
متن سند:
روح خشونت
روح خشونت را میتوان تنها وجه تمایز جناح مهدی هاشمی از جناح دیگر این جریان به شمار آورد. عملکردها، نقطه نظرها و شعارهای انقلابیون در مفاهیمی چون تعبدزدایی، تعقل گرایی، جوان زدگی، نوگرایی و اجتهاد به رأى مانند طیف مهدی هاشمی بود.
مهدی هاشمی در خصوص ویژگیهای یکی از افراد نزدیک به خود و جناح دیگر که بیشتر نقش ارتباط با مسئولین را ایفا میکرد و اطلاعاتی را در اختیار هر دو جناح قرار میداد، میگوید:
«... اولاً او از نظر طیف فکری جزء طیف فکری ما و دوستانمان بوده است. یعنی اگر طیف را عبارت از آقای ش...، ن...، ع... و دیگران بدانیم. ثانیاً در اختلاف نظری که اخیراً با آقای ش... و دوستانایشان پیدا کردیم او با اینکه با ما رفت و آمد داشت ولی باطناً با آنان بود.»1
مهدی هاشمی در خصوص استاندار وقت... که از وابستگان به جناح انشعابیاست میگوید:
«آقای ... استاندار... را از بعد از پیروزی انقلاب شناخته و در تهران یکدیگر را زیاد ملاقات میکردیم. البته واسطه آشناییمان اول آقای ش... بود زمانی که او در رادیو و تلویزیون بود در تهران ملاقاتهایی داشتیم و همچنین هنگامی که در ژاندارمری فعالیت داشت یا تلفن یا حضور همدیگر را میدیدیم از نظر فکری، سیاسی اختلاف چندانی با او نداشتم و در اصول افکار و اندیشهها توافق کلی داشتیم او گاهی به قم میآمد و در دفتر فقیه عالیقدر همراه با اخوی مینشستیم و گفتگو میکردیم. روابط ما با او تقریباً گرم بود.»2
جناح انشعابی به دلیل روی آوردن به مسایل فرهنگی، چهره سازی و همکاری با جناح چپ و راست برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده، همچنین اعتقاد به دوره قانونمندی انقلاب، بر خشونت خط بطلان کشید و همکاری با عوامل گروهکهای مخالف و لیبرالها را سرلوحه خویش ساخت. اما رسوبات فکری برجا مانده در افراد و اشخاص این جناح که تا سال ۱۳۶۰ در برخی از ترورها دست داشتند، آنان را نیز به «دیکتاتوری شبه دمکراسی» سوق داده بود. تهدیدها و ایجاد تنش و تشنج از سوی برخی از وابستگان این طیف، گویای این حقیقت تلخ است که این جناح نیز برای رسیدن به اهداف خود، از خشونت و غوغاسالاری استفاده میکردند.
توضیحات سند:
1. پرونده مهدی هاشمی، ج 8، ص 94.
2. همان، ص 8.
منبع:
کتاب
بنبست - جلد اول / مهدی هاشمی ریشههای انحراف صفحه 199