تاریخ سند: 20 تیر 1343
بازگشت به شماره 1210/ گ 10 ـ 18/4/43 به قرار گزارش قسمت مربوطه سیدمحمدعلی خامنهای1 هماکنون در حدود پنج روز است که از گرگان خارج گردیده
متن سند:
از: شهربانی گرگان تاریخ: 20 /4 /1343
به: ریاست ساواک گرگان شماره: 2911 /5
محرمانه
بازگشت به شماره 1210/ گ 10 ـ 18 /4 /43 به قرار گزارش قسمت مربوطه سیدمحمدعلی خامنهای1 هماکنون در حدود پنج روز است که از گرگان خارج گردیده و در نتیجه در گرگان بالای منبر نمیرود و درباره مطالب ایراد شده از طرف بعضی از روحانیون نیز اعلام میدارد که این شهربانی نهایت سعی و کوشش خود را در راه حفظ انتظامات و جلوگیری از هرگونه بینظمی مبذول داشته و اینطور به نظر میرسد که در این مورد سوءتفاهمی پیش آمده باشد ولی2 شهربانی گرگان کاملاً به وظیفه خود آشنا بوده، بهترین دلیل آنهم اینست که در طول دو ماه ایام سوگواری کوچکترین اتفاق سوئی روی نداده است توضیح اینکه طبق تحقیقاتی که به عمل آمده سیدعلی خامنهای3 و بعضی از طلاب دیگر که از شهرستان جهت وعظ به گرگان آمدهاند به منزل آقای قدس محضردار شماره 8 رفت و آمد مشکوک داشته و اغلب نامبرده در منزل خود از طلاب یاد شده پذیرائی مینموده است اینک بدینوسیله آقایان حاج محمد رجبی و حاج ابوطالب واثقی مسئولین مسجد گلشن به اسم معرفی میشوند.4
رئیس شهربانی شهرستان گرگان . سرهنگ نانکلی امضاء
محرمانه
رونوشت برابر اصل است که اصل آن در پرونده 10012 سیدمحمدعلی خامنه بایگانی میباشد.
توضیحات سند:
1. منظور حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای (دامظله) است که شهربانی به اشتباه سید محمدعلی ثبت کرده است.
2. در اصل: والی
3. اصل: محمدعلی آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال 1318 ﻫ ش در مشهد به دنیا آمد. پدرش آیتالله سیدجواد حسینی خامنهای از روحانیان معروف مشهد و مادر ایشان نیز دختر یکی از روحانیون سرشناس مشهد بود. سیدعلی خامنهای از چهارسالگی به مکتب رفت و به فراگیری قرآن پرداخت. سپس وارد مدرسهای به نام «دارالتعلیم دیانتی» شد. ابتدا جامعالمقدمات آموخت. وی به راهنمایی و تشویق پدر دوره سطح را در حوزه علمیه مشهد خواند و در 18 سالگی درس خارج فقه و اصول را آغاز کرد. تا سال 1336 به تحصیلات خود در رشته فقه، اصول و فلسفه اسلامی در مشهد ادامه داد و در این سال به عتبات عالیات مشرف شد. وی که میل داشت در نجف بماند، به سبب مخالفت پدر بعد از مدت کوتاهی به مشهد بازگشت. در سال 1337 با اجازه پدر به قم رفت و تا سال 1343 که به مشهد بازگشت در این شهر ماند. آیات عظام شیخ هاشم قزوینی، میلانی، شاهرودی، حکیم، خویی، زنجانی، بروجردی و شیخ مرتضی حائری از جمله استادان ایشان در حوزههای علمیه مشهد، نجف و قم بودند.
آیتالله خامنهای از سال 1341 که مبارزات روحانیت به رهبری حضرت امام(ره) اوج گرفت، فعالانه وارد مبارزه شد. نخستین مأموریت ویژه ایشان بردن پیام حضرت امام(ره) برای آیتالله میلانی و علمای خراسان درباره برنامه درگیری محرم 1383/ق خرداد 1342 بود. مقارن روزهای پرحادثه 10 و 12 محرم 1383ق/ 15 خرداد 1342 در بیرجند دستگیر و به مشهد اعزام و در بازداشتگاه لشکر مشهد زندانی شد. پس از آزادی به قم رفت و در بهمن همان سال به زاهدان رفت، اما مجدداً دستگیر و به تهران اعزام و در قزلقلعه زندانی گردید. در فاصله 1343 تا 1346 مبادرت به طرح مباحث پایهای عقیدتی و سیاسی در سطح حوزه و دانشگاه و به تدریج در سطح کلی جامعه در مشهد کرد و جلسات درس تفسیر و حدیث و اندیشه اسلامی ایشان شلوغ بود و ادامه همین فعالیتها منجر به بازداشتهای متوالی ایشان در سالهای 1346 تا 1349 شد. در سال 1350 برای پنجمین بار به زندان افتاد. پس از آزادی دایره درسهای عمومی تفسیر و کلاسهای مخفی عقیدتی و سیاسی ایشان گسترش یافت. در فاصله سالهای 1350 تا 1353 با کوشش و مجاهدت آیتالله خامنهای سه مسجد کرامت، امام حسن (ع) و میرزا جعفر کانون فعالیتهای اسلامی و مبارزات پایهای در مشهد بود و به رغم یورشهای ساواک به این کانونها و دستگیری شرکت کنندگان و کارگردانان جلسات این کانونها، همچنان مقاومت ادامه یافت و بالاخره مأموران رژیم در دی ماه 1353 ناگزیر شبانه به منزل آیتالله خامنهای ریختند و ایشان را بازداشت و به تهران اعزام کردند و مدتها در زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری با سختترین شرایط توأم با بازجوییهای دشوار نگهداشته شد. در پاییز 1354 آزاد و به مشهد مراجعت کرد. در سال 1356 به همراه جمعی از روحانیان تهران و قم طرح ایجاد جامعه روحانیت مبارز را ارائه دادند. اواخر همین سال مجدداً دستگیر و برای مدت سه سال به ایرانشهر تبعید شد. اواسط سال بعد با اوجگیری مبارزات عمومی از تبعیدگاه خود به مشهد بازگشت و در صف مقدم مبارزه قرار گرفت. اواخر دی 1357 به فرمان امام(ره) به عضویت شورای انقلاب منصوب شد. مسئولیتهای ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی عبارتند از : عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، معاونت وزارت دفاع و نمایندگی شورای انقلاب در آن وزارتخانه، سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، عضو شورای انقلاب، امامت جمعه تهران، نماینده تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی، دبیر کل حزب جمهوری اسلامی، رئیس شورای عالی دفاع، نماینده مجلس خبرگان رهبری در دوره اول، عضو شورای مرکزی ائمه جمعه کشور، عضو جامعه روحانیت مبارز تهران و دو دوره ریاست جمهوری ایران. آیت الله خامنهای پس از ارتحال امام(ره) با رأی قاطع مجلس خبرگان به عنوان رهبری انقلاب اسلامی منصوب شد.
4. قیام 15 خرداد 1342 باوجود تأثیر عظیمی که در سراسر کشور داشت در شهرهایی مثل گرگان به دلایل مختلف از جمله دوری از مرکز بازتاب زیادی نداشت، لذا هنگامی که آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای جهت بدرقهی دوست خود آقاسیدجعفر قمی به گرگان سفر کرده بودند متوجه شدند که نهضت 15 خرداد سال 1342 در شهر گرگان و خطهی شمال مغفول واقع شده است، لذا تصمیم گرفتند در سفری به شهر گرگان در محرم سال بعد به این موضوع بپردازند:
«آقای خامنهای روز اول ماه صفر 22 خرداد 43 خود را به گرگان رساند. پیش از این، رفقای گرگانی را در جریان سفر خود گذاشته بود. خیلی زود مجالس سخنرانی برایش فراهم شد و در دهه اول، گوشهای زیادی جلب حرفهای او گردید. دهه دوم را در مسجد مصلی، که از عصر صفوی مسجد مهم شهر بود، منبر رفت. هرچند گفتههایش روکش سیاسی نداشت، اما برای جوانان گرگان تازه بود. همچون منابر بیرجند یا زاهدان برای محتوای سخنانش برنامهریزی کرده بود. فاش گفتن را برای اواخر دهه سوم، همزمان با سالگرد رحلت پیامبر(ص)، شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) نگه داشته بود. زمینههایی را میچید تا به بازگویی حوادث خونین مدرسه فیضیه و 15 خرداد سال گذشته برسد. برخی از جوانان پامنبری او که بعدها در شمار شاگردان او شدند به هیجان و حرکت درآمده بودند. منبرهای او منحصر به مسجد کهن مصلی نبود، گاه در یک بازارچه برای مردم سخن میراند، گاه در خانهها و مساجد. استقبال مردم فوقالعاده بود.
دهه آخر، هر شب در چهار یا پنج مکان سخنرانی داشت که تا پاسی از نیمهشب ادامه مییافت. برخی از مستمعان، پای همه منابر او مینشستند، حرفها را رسانده بود به مدرسه فیضیه. از کشته شدن پاسبانی مقابل مسجد گوهرشاد که اعلامیه آیتالله خمینی را پاره کرده بود، سخن رانده بود. گفته بود تا گرگانیها بدانند در مرکز استان کنار دستشان چه گذشته است.
سخنرانی او در شب بیست و ششم صفر / پانزدهم تیر طولانی و تند بود. او در پایان منبر آن شب به حاضران گفت: «که شب بیست و هفتم مسائل زیادی را برای شما خواهم گفت. منتظر باشید. موفقی، رئیس ساواک گرگان، موضوع را به اطلاع سازمان اطلاعات و امنیت ساری رساند؛ و نیز از شهربانی خواست، آقای خامنهای را احضار و به او تذکر دهد. سخنرانیهای او تاثیر آشکاری در دیگر مبلغانی که از قم و مشهد به گرگان آمده بودند، گذاشت، بهطوری که آنان نیز مطالبی برعلیه دولت وقت و حمایت از خمینی ایراد و احساسات مردم را تحریک نمودهاند و معلوم نیست چرا از این اعمال، شهربانی جلوگیری نمیکند.» شرح اسم، زندگینامه آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای (1357 ـ 1318) هدایتالله بهبودی، 1391، ص 206ـ 203
منبع:
کتاب
شهید حجتالاسلام محمدعلی روحانیفرد صفحه 16
