تاریخ سند: 28 تیر 1346
حضور محترم تیمسار سپهبد یزدانپناه رئیس سازمان جشنهای تاجگذاری
متن سند:
28 خرداد ماه 1346
حضور محترم تیمسار سپهبد یزدانپناه رئیس سازمان جشنهای تاجگذاری
13460428
محترماً به استحضار خاطر مبارک میرساند روز سه شنبه بیست و سوم خرداد ساعت نیم بعدازظهر شخصی که خود را دکتر نظامی معرفی کرده به دفتر شرکت هیس تلفن و از آقای فلاح کارمند این شرکت اطلاعاتی درباره نوع کار و فعالیت کارخانه این شرکت کسب نموده و اظهار میدارد که من از دربار شاهنشاهی صحبت میکنم و بعداً با مدیر شرکت مستقیماً تماس خواهم گرفت. بعد در ساعت یک بعدازظهر به منزل اینجانب تلفن شد و به بنده اطلاع دادند که شخصی از بنیاد پهلوی میخواهد با بنده مکالمه نماید تلفن کننده پس از معرفی خود به نام (دکتر نظامی) اظهاراتی به شرح زیر نمود.
از اینکه در موقع نهار مزاحم شما میشوم متأسفم ساعت کار ما تا یک و نیم بعدازظهر است سپس اظهار داشت چون تدوین و نشر کتاب مخصوص برای جشنهای تاجگذاری تحت عنوان (کتاب عظمت ایران حسب الامر به عهده اینجانب واگذار شده و اطلاعاتی مربوط به فعالیتهای شما به دست آورده ایم که در این کتاب درج میشود لذا با آن که اخذ تماس مستقیم با اشخاص رویه ما نیست ولی چون در اینجا کسانی هستند که شما را میشناسند بنابر توصیه آنها برای آن که اشتباهی پیش نیاید به طور استثناء بدین وسیله با شما تماس گرفتم تا آنچه در کتاب مطرح میشود مطابق با حقیقت و با نظر شما باشد و ضمناً متذکر میشوم که این کتاب راهنمایی هم برای خارجیان خواهد بود و قیمت هر صفحه آن بیست و نیم صفحه ده هزار ریال میباشد.
بعد پرسید احتیاجات هتلهای ما را شما تأمین میکنید؟ اگر احتیاجی هست با آقای امیر علائی مذاکره نمایم (منظور او هتلهای بنیاد پهلوی بود) چون بیانات مشارالیه با [ناخوانا] بنیاد پهلوی یا دربار شاهنشاهی بنظر اینجانب ناصحیح بنظر رسید از ایشان پرسیدم شما وابسته به بنیاد پهلوی هستید یا دربار شاهنشاهی؟ جواب داد اینجا بنیاد شاهنشاهی است. اینجا تذکر دادم که مذاکره با تلفن به نتیجه نخواهد رسید بهتر است نشانی محل کار خود را بدهید تا حضوراً مذاکره به عمل آید مشارالیه جواب داد آمدن شما به اینجا قدغن است وسیله تلفن مطلب را تمام میکنیم ضمناً وعده داد که چون ماترکی از مرحوم شاهپور علیرضا1 باقی است که برای کمک به مؤسسات صنعتی تخصیص یافته و اینکار در یکی از دوائر اینجا انجام میشود چنانچه احتیاجی باشد میتوانم شما را به آنجا راهنمایی و معرفی نمایم.
چون مجموع بیانات ایشان به نظر مشکوک رسید از ادامه مکالمه خودداری و اینک مراتب را محض استحضار خاطر مبارک گزارش مینماید.
با تقدیم احترام. مهندس احمد یوزان
عیناً به شهربانی کل فرستاده شد
توضیحات سند:
_
1ـ شاپور علیرضا پهلوی برادر تنی محمدرضا آخرین فرزند رضاخان از ملکه مادر بود. او در سال 1301 ش در تهران به دنیا آمد. همراه برادرش محمدرضا چندین سال در سوئیس تحصیل کرد. در سال 1315 به ایران بازگشت و وارد دبیرستان نظام شد. سپس در دانشکده افسری به تحصیل پرداخت و در سال1320 از این دانشکده فارغ التحصیل شد. در جریان تبعید رضاخان به موریس، از جمله همراهان وی بود که تا آخرین لحظه حیات ، بر بالین او حاضر بود. در سال1323 جهت تکمیل تحصیلات نظامی از طریق قاهره خود را به فرانسه رسانید و در ارتش آن کشور که درگیر نبرد با آلمانها بود مشغول شد. تا مدتی در پاریس ماند و سرانجام در 1326 به ایران بازگشت. وی روحیهای تهاجمی و بی پروا داشت و در حقیقت روشی چون رضاخان داشت و کمتر توجه به تشریفات دربار داشت، زندگی بی بندوبار و آلوده وی حاکی از عنان گسیختگی بی حد وی بوده است. وی تا سالهای حیاتش مدعی جانشینی محمدرضا بود. در دوران اقامت در فرانسه با زنی لهستانی ازدواج نمود. در جریان کودتای 28 مرداد 1332 شرکت داشته و از همکاران نزدیک زاهدی بود. یکی از غامض ترین مسائلی که تاکنون نیز راز آن مکشوف نشده مرگ علیرضا پهلوی است در شب چهارم آبان 1332 که طبق معمول هر سال تولد شاه در دربار جشن گرفته میشد. پهلویها، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ج اول، 1378
منبع:
کتاب
جشن تاجگذاری صفحه 100
