تاریخ سند: 3 مرداد 1353
موضوع: اظهارات شیخ عباس کبیری فرزند احمد در گرگان
متن سند:
از: گ 10 تاریخ:3 /5 /1353
به: 2 ﻫ 1 شماره: 5213/گ 10
موضوع: اظهارات شیخ عباس کبیری فرزند احمد در گرگان
پیرو: 5181/گ 10 ـ 19 /4 /53
نامبرده که به مدت 10 شب در گرگان منبر میرود در اولین شب منبر خود ابتدا در مورد توبه صحبت و سخن را به آنجا رسانید و اظهار داشت (من چند وقت قبل زندان بودم در یکی از بازجوئیها گفتم اگر قرار بشود بر فراز کرسی خطابه انتقاد کنم و لازم باشد انتقاد را از خودمان شروع میکنم اگر تمام روحانیت علیه من اقدام کند بیتفاوت است و اگر لازم باشد از خودمان نقدی بشود این نقد را در صدر قرار میدهم) و بعداً در یک قسمت از گفتار خود درباره علمای نادان اظهار داشت که روحانی نادان نوکر استعمار میسازد و اضافه نمود که از صد نفر جوانان ما هشتاد نفر آنان بیدینند و از بیست نفر بقیه 15 نفرشان بیدینند پایههای مذهبی متزلزلی دارند و از 5 نفر مانده چهار نفر متعصب نفهم هستند و یک نفر مانده مختصری از اقیانوس اسلام بهره دارد مارکس پفیوز گفته دین افیون بشر است و اخیراً (کمونیستها)1 آمدهاند گفتهاند مارکسیست مذهبی مارکس2 مذهب ندارد. مارکسیست مذهبی چیست خاطرتان جمع باشد ایران کشور دینی است کمونیست خفه است مردم ایران پایبند اسلام هستند نقشه خائنین این است که از جوانان دین را بگیرند افکار شوم مارکس را پیاده کنند نقشههائی کشیدهاید و حساب شده قدم بردارید) پس از حدود دو ساعت سخنرانی نامبرده در پایان منبر خود دعائی به این شرح دین ملت ما روحانیت و امنیت ما . استقلال و تمامیت ما . شرف و مذهب ما . جوانان ما را از لغزش محفوظ بدار
نموده و به سخنان خود خاتمه داد.
نظریه یکشنبه . نوار سخنرانی نامبرده شنیده شده اظهارات در منبر وی صحیح است.
نظریه گ 10 . مفاد خبر صحیح است.
توضیحات سند:
1. مفهوم کمونیسم تاریخچهای بسیار طولانی دارد که به قبل از دوران کارل مارکس و فردریش انگلس برمیگردد. در یونان باستان، مفهوم کمونیسم با افسانهای راجع به «عصر طلایی» زندگی انسانها همراه بود که در این عصر افراد جامعه با هماهنگی و آرامش کامل زندگی میکردند و مفهوم مالکیت خصوصی وجود نداشت. توماس مور، در رساله خود با نام «آرمان شعر» که در سال 1516 تهیه شد، جامعهای را به تصویر کشید که براساس مالکیت مشترک اداره میشد و حاکمان آن براساس منطق این رویه را انتخاب کرده بودند. همچنین فرانسیس رابلیاس جامعه آرمان شهر را در کتاب افسانهای ابیتولئم به همین شکل توصیف نموده است.
در قرن 17 میلادی، مجدداً عقاید کمونیستی در انگلستان فراگیر شد و انتقاد نسبت به مضمون مالکیت خصوصی تا دوران روشنفکری قرن 18 ادامه یافت. متفکرانی مانند روسه در رأس این منتقدان قرار داشتند. کلمه «کمونیست» در سال 1840 توسط گودوین بارمبی و با توجه به کلمه فرانسوی «Commuisme» اختراع شده که بارمبی این کلمه را در هنگام مطرح کردن بحث مکتب مساوات منسوب به گراشوس بابف، از رادیکالهای شرکتکننده در انقلاب فرانسه و ابه کنستانت معرفی کرد. بارمبی مشخصاً جامعه تبلیغ کمونیسم لندن را در سال 1841 پایهریزی کرد.
آنچه امروزه به عنوان کمونیسم مطرح است حاصل حرکت کارگری از قرن 19 میلادی در اروپاست. در آن زمان انقلاب صنعتی رقم خورد، منتقدان اجتماعی، کاپیتالیسم را به علت ایجاد طبقه جدیدی از کارگران بیتجربه که در شرایط سخت کار میکردند و همچنین افزایش فاصله طبقاتی بین فقیر و غنی مورد سرزنش قرار دادند. در اواخر قرن 19 نظریات مارکس احزاب سوسیالیست را در سراسر اروپا به طور گستردهای فعال کرد. این فعالیت در مورد حزب کارگر سوسیال دموکرات روسیه شدت داشت و دست به تحرکات و انقلاب به رهبری لنین زد و در سال 1917 پس از سرنگون کردن دولت روسیه به قدرت رسید.
پس از پیروزی شوروی سابق در جنگ جهانی دوم در سال 1945، ارتش سرخ روسیه ممالکی را در شرق اروپا و آسیای شرقی اشغال کرد و بنابراین جنبش کمونیسم به این کشورها سرایت کرد. گسترش مرزهای کمونیسم به اروپا و آسیا باعث ایجاد شاخههای جدیدی در آن شد که از میان آنها میتوان به مائوئیسم در چین اشاره کرد.
با اضافه شدن بسیاری از کشورها به دایره ممالک تحت تسلط شوروی و افزایش قدرت در اروپای شرقی، کمونیسم بسیار قوی شد. دولتهایی برپایه مدل شوروی در کشورهای بلغارستان، چکسلواکی، آلمان شرقی، لهستان، مجارستان و رومانی تشکیل شدند.
در سال 1950 حزب کمونیست چین کنترل تمامی سرزمین چین و بنابراین پرجمعیتترین کشور دنیا را به دست گرفت... در سال 1985 میخائیل گورباچف رهبر شوروی شد براساس سیاستهای اصلاحطلبانه گلاس نات (آزادی عمل) و پرسترویکا (بازسازی) کنترل دولت را به دست گرفت و نهایتاً حکومت کمونیستی شوروی پس از هفتاد و چهار سال در سال 1991 فروپاشید. احزاب و حکومتهای کمونیستی برپایه ایدئولوژی مادی و نفی خدا و هرآنچه غیرمادی است قرار دارد.
2. کارل مارکس، فیلسوف آلمانی که در فاصلۀ سالهای 1818 تا 1883 میلادی میزیسته است. آثار فلسفی کارل مارکس بیش از عامل دیگری بر سیستمهای حکومتی قرن بیستم اثر داشته است. او در پاریس و لندن هم به مطالعاتی پرداخت. در لندن بود که تئوری خود را در مورد سوسیالیزم و ضرورت تحولاتی رادیکالی در جوامع مختلف تدوین کرد. در دو اثر معروف خود به نام «سرمایه» و «مانیفست» (که دومی را با همکاری انگلیس تمام کرد) مایههای محکمی به تفکرات رادیکالی روزگار خود بخشید. او نخستین فیلسوفی است که تاریخ بشری را چیزی جز جریانی نمیداند که مولود عوامل مادی و اقتصادی است. او کمونیسم را پدیدهای طبیعی از فئودالیسم و سرمایهداری میداند. به عقیده او سوسیالیسمی که عنوان کرده ابتدا در کشورهای صنعتی انگلیس و آلمان پدیدار خواهد شد ولی جریانات بعدی نشان داد که نظرش درست نبوده است.
ر.ک: سیمای نامداران، حسام الدین امامی، ص 224- 225.
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان گلستان- کتاب2 صفحه 80
