تاریخ سند: 29 آذر 1357
متن سند:
گزارش
محترما معروض میدارد.
در اجرای اوامر صادره ساعت 1700 مورخه 29 /9 /57 با آقای دکتر محمدعلی
هدایتی -1- در منزل ایشان ملاقات نمودم.
ایشان پس از تعارفات معموله اظهار
داشتند : دیروز (روز سه شنبه 28 /9 /57) بحضور مبارک شاهنشاه شرفیاب شدم
و درباره وضع موجود کشور و آنچه را که از شرایط سیاسی و اجتماعی استنباط
کرده ام و راه حل هائیکه بنظرم میرسید مطالب مشروحی معروض داشتم.
بنظر من
مردم عادی نمیدانند و نمیتوانند تشخیص بدهند که نظریات آقای خمینی و آنچه را
که او میخواهد خرابکاری است.
او بدون آنکه برای کشور و آینده برنامه ای داشته
باشد خواهان تغییر رژیم شاهنشاهی و قانون اساسی و برقراری حکومت اسلامی است غافل از آنکه تبلیغات کمونیستها و اقدامات آنها در ظاهر تشکلی بطرفداران وی داده است و این مطلب را در ملاقات با آقای دکتر سنجابی هم مطرح و بایشان گفتم شما که خود را مطیع
آقای خمینی نشان میدهید خیال میکنید جوانانی که حالا خود را طرفدار شما و آقای خمینی میدانند در موقع تنظیم قانون اساسی مورد نظر ایشان نیز بدنبال شما خواهند بود؟ آقای
دکتر سنجابی گفته های مرا تأیید نمود و استنباط میکنم در پی فرصتی است که
خود را از زیر نفوذ آقای خمینی خارج کند.
برای آنکه وظیفه خود را در برابر میهن و رژیم شاهنشاهی و قانون اساسی انجام
داده باشم دو هفته قبل بقم رفتم و با آقای آیت اله مرعشی ملاقات و اظهار داشتم
شما از مراجع تقلید شیعیان هستید و در این شرایط که دشمنان میخواهند در
پوشش طرفداری از آقای خمینی، کشور و دین را ضایع سازند خاموش بودن شما
بصلاح نمیباشد و پس از آنکه اصل دوم متمم قانون اساسی2 را تشریح نمودم
اضافه کردم قریب 70 سال قبل که روحانیون بیش از امروز در اجتماع نفوذ داشتند نوشته شده و اگر در حال حاضر طبق نظر آقای خمینی، برای نوشتن قانون اساسی
جدید اقدام شود چه نیروئی میتواند حداقل این دو اصل را در آن بگنجاند و در
حال حاضر که تعداد زیادی سنی در کشور وجود دارد چگونه میتوان مذهب
رسمی کشور را طریقه جعفری اثنی عشری تعیین نمود؟ بدین ترتیب جامعه
روحانیت بخصوص شیعیان بیش از همه لطمه می بینند.
آیت اله مرعشی در
حالیکه متأثر شده بودند اظهار داشتند در شرایط فعلی که تهدیدات زیادی بعمل
می آید نمیتوان کاری کرد کما اینکه چون علیاحضرت شهبانو روز عید قدیر[=
غدیر] خم در نجف از آقای آیت اله خوئی عیادت کرده بودند در قم خانه دو نفر
نمایندگان آیت اله خوئی را آتش زدند.
3 آیت اله مرعشی در پایان مذاکرات اضافه
نمودند که در این باره با آقایان آیت اله شریعتمداری و گلپایگانی صحبت خواهند کرد.
پس از مراجعت از قم با آقای میرزا محمد باقر آشتیانی نماینده حضرت آیت اله خوئی در تهران ملاقات نمودم ایشان در مورد شایعات مربوط به دیدار روز عید قدیر[= غدیر] خم اظهار داشتند که
با آقای آیت اله خوئی تلفنی مذاکره نموده ام و قرار است اعلامیه ای در این باره صادر فرمایند و قرار شد که آقای آشتیانی هم موضوع مذاکرات تلفنی با آیت اله خوئی را باطلاع عموم برسانند.
آقای آشتیانی اعلامیه ای در این باره نوشته و منتشر نمود و اعلامیه آقای خوئی هم واصل گردید (یک نسخه از هر دو اعلامیه پیوست میباشد) در مورد اعلامیه آیت اله خوئی به آقای آشتیانی اظهار نمودم که اعلامیه را حضور آقایان آیت اله شریعتمداری، گلپایگانی و مرعشی در قم برده و از آنان بخواهد اعلامیه ای در این باره صادر نمایند.
در اعلامیه خطاب بدولت، بخواهند که موازین شرعی را رعایت نموده، قوانین خلاف دین را لغو کرده قانون اساسی را رعایت، از برخورد مأمورین انتظامی با مردم خودداری، خائنین به دین و مملکت و اشخاص فاسد را سریعا مجازات و نسبت به برقراری حکومت ملی بر پایه قانون اساسی اقدام نمایند.
خطاب به ملت، بخواهند که ضمن پافشاری در برآورد خواسته های
شرعی و قانونی خود، از ایجاد دو دستگی و تفرقه، اعتصاب و کم کاری، ایجاد
ناامنی و آتش سوزی و اغتشاش خودداری نموده و تحت تأثیر تحریکات و
تبلیغات دشمنان دین و ملت و کشور قرار نگیرند.
برای آنکه این فکر از قوه به فعل در آید و نتایج مطلوبی حاصل شود ضمن آنکه
من اقداماتی را انجام خواهم داد لازم است از طرف دستگاه نیز اقداماتی بشرح زیر
انجام گیرد :
1ـ بنحوی با علمای ثلاثه قم یا با هر کدام از آنها که صلاح و مقدور باشد تماس حاصل
و آنان را برای دادن اعلامیه مذکور ترغیب نمایند.
2ـ پس از آنکه اعلامیه صادر شد
نوبت به خطبا و وعاظ میرسد که باید بطریق مقتضی نظر تعدادی از سران آنها جلب شود تا موضوع اعلامیه صادره و مطالب آنرا بازگو و ضمن محکوم نمودن عوامل دولتهای قبلی و اعمال خلاف آنان، اجرای دقیق قوانین شرعی مصرحه در قانون اساسی را از دولت خواستار و مردم را به آرامش و پشتیبانی از قانون اساسی دعوت نمایند.
3ـ با آقای سید جعفر بهبهانی مذاکره و با اشاره به سوابق خانواده اش و سهم آنان در بدست آوردن قانون اساسی، گفته
شود که با استفاده از نفوذ خود، موضوع قانون اساسی را مطرح و اجرای آنرا از
مسئولین مربوطه بخواهند.
4ـ با توجه باعلامیه ایکه آقای سید عبدالرضا حجازی
صادر کرده-4 -بود با وی مذاکره و بنحوی نظرش را جلب نمایند تا در مجالس خود
افکار مستمعین را متوجه قانون اساسی کرده و اجرای دقیق آنرا بمسئولین مربوطه
گوشزد نماید.
آقای دکتر هدایتی در خاتمه اضافه نمودند که من در انجام هر گونه همکاری
آمادگی داشته و در اختیار تیمسار مقدم که مورد علاقه و احترام من میباشند خواهم بود.
توضیحات سند:
1ـ محمدعلی هدایتی فرزند احمد هدایتی در سال 1290 ش در شهر ری متولد شد.
تحصیلات ابتدایی و متوسطه و دانشکده حقوق را در تهران به پایان برد.
برای انجام خدمت نظام وظیفه به دانشکده افسری رفت.
نخستین شغل دولتی او در اداره تهیه قوانین وزارت
دادگستری بود.
بعدها مدتی دادیار و بازپرس دادسرای تهران شد.
برای تکمیل تحصیلات به فرانسه و سوئیس رفت.
از دانشگاه ژنو دکترا گرفت.
از مؤسسه جرم شناسی دانشگاه پاریس
هم فارغ التحصیل شد.
پس از بازگشت به ایران مستشار دادگاه استیناف گردید.
برای تدریس رشته حقوق و به دانشکده حقوق دانشگاه تهران دعوت شد.
در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی از شهر ری انتخاب شد.
در سال 1336 ش وزیر دادگستری شد.
در 1345 ش
به ریاست دانشکده حقوق دانشگاه تهران رسید.
محمدعلی هدایتی خواهرزاده مرحوم آیت الله طالقانی بود.
وی صاحب تألیفاتی است و احتمالاً در سال 1365 ش در ژنو در
گذشت.
2ـ متمم قانون در 29 شعبان 1325 یعنی یک سال پس از مشروطه نوشته شد.
اصل اول
آن اعلام می دارد که «مذهب رسمی ایران اسلام و طریقه حقه جعفریه اثنی عشری
است و باید پادشاه ایران دارا و مروج این مذهب باشد» و اصل دوم در عدم مغایرت
قوانین مصوبه با «قواعد مقدسه اسلام» تاکید دارد و نیز وجود پنج مجتهد را در
مجلس جهت تطبیق قوانین با شرع اسلام لازم می داند.
3-این ملاقات واکنشهای تندی را در داخل کشور برانگیخت.
حتی گفته شد به خانه پسر آقای خوئی در نجف هم حمله شده.
«نیمه شب بیست و نهم آذر ماه دو نفر با استفاده، از تاریکی شب به منزل آقا سید جمال خوئی که در نجف اشرف زندگی می کند حمله می کنند.
حمله کنندگان ظاهرا مسلح به اسلحه سرد بوده اند و پس از این که فرزند حضرت آیت الله
خویی را مجروح می کنند متواری می شوند.
» (جوان، ش 4، ص 6) در همان زمان ساواک برای گسترش اختلاف پیدا شده تلاش فراوانی به خرج داد، اما نتوانست بازگشای گره کور حکومت
باشد.
4- این اعلامیه استیضاح امام خمینی بود و مفاد آن به نحوی بود که حجازی مجبور
شد برای در امان ماندن از اعتراضات و شاید تعرضات، نگارش آن را تکذیب کند.
ساواک این اعلامیه را تکثیر و توزیع کرد.
در سندی که در خلال مدارک روز بعد آمده و شرح موقعیت شهر قزوین است به این موضوع اشاره شده است.
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک - کتاب 21 صفحه 178


