تاریخ سند: 12 آذر 1346
موضوع: احمدعلی رصدی اعتماد پیرو 2817 ـ 12/9/46(315)
متن سند:
رونوشت گزارش خبری شماره 3779 تاریخ گزارش 1 /11 /46 از آلمان به کل هشتم گیرنده 315 منبع "یکی از ایرانیانی که از شرق به غرب آمده" تاریخ رسیدن خبر به رهبر عملیات 27/- 30 /10 /46
نامبرده فوق افسر توپخانه دانشکده افسری بود که قبل از وقایع مربوط به غائله افسران خراسان در سال 1324 به اتفاق سرهنگ عبدالرضا آذر و عدهای از افسران متواری می شوند و به شوروی فرار می کنند.
تا دوران غائله آذربایجان مدت چند ماه در شوروی در محلی به نام مردکان نزدیک باکو در باغی مخفی بودند و پس از شروع غائله آذربایجان احمدعلی رصدی اعتماد به آذربایجان ایران می آید و ابتدا جزو واحدی که فرمانده آن غلام یحیی بود در میانه خدمت میکند و بعد به فرماندهی پادگان نظامی فرقه در رضاییه منصوب می شود و تا پایان غائله در آن سمت بوده و در آذر ماه سال 1325 به اتحاد شوروی فرار می کند.
در سال 1326 وارد مدرسه حزبی شهر باکو شد و در سال 1330 آن را به پایان رسانید و سپس به عنوان کارمند علمی در آکادمی آذربایجان بکار پرداخت.
رصدی اعتماد ابتدا به عضویت کمیته مرکزی و سپس به عضویت هیئت اجراییه کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان منصوب و متصدی امور تشکیلات فرقه بود.
در مسئله وحدت فرقه با حزب توده او از روش وحدت دفاع کرد و بنابراین پس از کنفرانس شهر باکو در سال 1955 از عضویت کمیته مرکزی اخراج و توبیخ شد.
پس از چندی برای تحصیل و دفاع از رساله علمی به مسکو آمد.
نامبرده در سال 1957 در پلنوم چهارم وسیع کمیته مرکزی حزب توده به سمت عضو مشاور کمیته مرکزی انتخاب شد و در همان سال 1957 به عنوان سرپرست کارکنان رادیوی پکن به چین رفت و در رادیو پکن بکار پرداخت و گویا تا سال 1961 (دقیق نمی دانم) در رادیوی پکن کار می کرد پس از آن به مسکو مراجعت نمود.
احمد رصدی اعتماد در سال 1960 در پلنوم هفتم وسیع کمیته مرکزی نیز مجدداً به سمت عضو مشاور کمیته مرکزی حزب توده انتخاب گردید و تاکنون نیز این سمت را عهدهدار است.
احمدعلی رصدی اعتماد پس از ورود مجدد به مسکو در آکادمی علوم اجتماعی مسکو در رشته اقتصاد به تحصیل پرداخت و در حدود دو سال قبل از رساله علمی خود دفاع نمود و اکنون در انستیتو اقتصاد جهانی به سمت کارمند علمی مشغول کار است.
او با منیره قاضی همسر مرحوم محمود قاضی اسدالهی که در وقایع آذربایجان کشته شد ازدواج کرد و او پسری دارد به نام فرامرز.
احمدعلی رصدی اعتماد بطورکلی خوش بینی خاص نسبت به سران حزب توده ندارد و امیدواری هم ندارد و نسبت به آمدن به ایران ابراز اشتیاق هم می کند ولی بطورکلی به علت ضعف نفس از اخذ تصمیم عاجز است و حتی گاهی قابل اعتماد هم به نظر نمی رسد.
به قراری که شنیده ام با مقامات امنیت شوروی نیز ارتباطاتی داشته است زیرا بطورکلی کسی که مسئول تشکیلات فرقه بوده نمی توانسته در آن شغل باشد و رابطهای نداشته باشد البته این مسموعات من است واله اعلم به حقایقالامور.
احمدعلی رصدی اعتماد از نزدیکان و یاران کامبخش است و مورد اعتماد و اطمینان فراوان او است و حتی کامبخش در همه موارد از رصدی پشتیبانی نموده و موجبات ارتقاء او را در حزب فراهم ساخته است.
سن او در حدود پنجاه سال است و مادرش یکبار سال 1958 به چین و یکبار هم چند سال قبل به مسکو آمد و از او دیدن کرد.
هنگامی که از مسکو خارج می شدم رصدی از من خواهش کرد که مادرش را به ببینم و خواهش کنم وسایل خروج او را از اتحاد شوروی فراهم سازد.
رصدی خواهان خروج از اتحاد شوروی هست ولی حب جاه که عضو مشاور کمیته مرکزی حزب توده است از یک طرف و ارتباط نزدیک با کامبخش و ضعف نفس خود او از طرف دیگر امکان نمیدهد که بتواند قاطع عمل کند.
نشانی رصدی در اتحاد شوروی شهر مسکو "یعنی آپارتمان".
شماره تلفن منزل 22021 است.
اصل در پرونده 92178
در پرونده عبدالصمد کامبخش ضمیمه و ارائه گردد 21 /12
ک ـ الف 819
در تاریخ 6 /1 /47 ارائه گردد.
27 /12
منبع:
کتاب
چپ در ایران - حزب توده در آلمان شرقی به روایت اسناد ساواک صفحه 176

