تاریخ سند: 5 شهریور 1357
بازجویی از شیخ غلامعلی نعیمآبادی فرزند قدرتاله
متن سند:
تاریخ: 5 /6 /2537[1357]
بازجویی از شیخ غلامعلی نعیمآبادی فرزند قدرتاله
س: با توجه به اینکه هویت شما برای دستگاه کاملاً محرز میباشد لذا قسم میخورید که هر چه از شما عنوان شد جز حقیقت مطالب دیگری عنوان ننمایید.
ج: بله
س: برابر اطلاع واصله از شهربانی شاهرود و به تاریخ 4 /6 /37 شما به اتفاق شیخ محمدباقر طاهری بالای منبر به صدای رسا و گیرندهای مردم را بر ضد حکومت تحریک و تهییج و آماده انجام تظاهرات ضدمیهنی نمودهاید به این صورت که جمعیت پس از خروج از مسجد به سرپرستی شیخ محمدباقر طاهری به دستورات افسران و مأمورین شهربانی توجهی ننموده و به داخل خیابان به راه افتادند و پس از طی مسافتی در خیابان پهلوی ابتدا شروع به دادن شعارهای مضره ضدمیهنی و اهانت به مقام شامخ سلطنت و شعارهایی برله خمینی و متعاقباً با دیدن مأمورین آتشنشانی با صدای بلند دستور حمله به مأمورین آتشنشانی و پلیس از طرف جمعیت و شیخ طاهری صادر و جمعیت یکپارچه به طرف مأمورین مذکور حملهور که ابتدا یک عدد نارنجک گاز اشکآور به میان جمعیت پرتاب که نارنجک عمل نمینماید و ناچار به علت هجوم جمعیت تیراندازی هوایی شده و با تلاش مأمورین جمعیت پراکنده شدهاند با توجه به سوال فوق و اینکه اظهار حقایق به شما نیز کمک خواهد کرد چگونگی را مشروحاً بیان کنید.
ج: من بعد از پایان منبر به منزل رفته و بعد از کمی مطالعه و گرفتن دوش سرد خوابیدم در خواب بودم که مأمورین به عنوان بازداشت من آمدند و من به اتفاق آنها به شهربانی رفتم و قضیه تظاهرات را ساعت حدود 5 /6 الی هفت بعدازظهر شنیدم
س: علت اینکه ساعت 7 بعدازظهر پی به تظاهرات بردید چه بود.
ج: پس از اینکه به وسیله مأمورین شهربانی بازداشت شدم مختصر جراحتی برداشتهام منجر به بیهوشی من شد و ساعت 7 به وقوع تظاهرات پی بردم
س: چرا بیهوش شدید و علت بیهوشی شما چه بود و در چه جمعی
ج: بعد از اینکه به وسیله مأمورین در منزل بازداشت شدم درون اتومبیل مورد حمله یک نفر پاسبان قرار گرفتم که در نتیجه بیهوش شدم.
س: اظهارات خود را چگونه گواهی میکنید. ج: امضاء میکنم.
منبع:
کتاب
آیتالله غلامعلی نعیمآبادی به روایت اسناد ساواک صفحه 226
