تاریخ سند: 2 تیر 1349
موضوع : اجتماع افراد در خیابان و مسجد هدایت در مورد برگزاری ختم محمدرضا سعیدی خراسانی1
متن سند:
شماره : 9270 /20 ه 2
روز پنج شنبه 28 /3 /49 ساعت 1900 عده ای از مردم جهت برگزاری ختم
سعیدی که بنا به دعوت طالقانی که در روزنامه اعلام شده بود در محل مسجد
مزبور جمع شده بودند ولی درهای مسجد بسته و تعدادی پلیس مقابل مسجد و
حدود خیابان استانبول
ایستاده و از ورود مردم در این
مراسم جلوگیری می کردند و
به تدریج ورود افراد و
چهره های مختلف[مختلفی]
که از مدت ها قبل در هیچ یک
از جلسات مسجد هدایت و یا
جاهای دیگر دیده نمی شدند،
نمایان[می شدند ]و حضور
خود را اعلام می داشتند.
در
بین این افراد از عناصر حزب
ملت ایران افراد بازاری و
جبهه ملی و بازاریان بودند و
هر آن به تعداد آنها افزوده
می شد که با ورودشان در
جلوی مسجد و اخطار پلیس
مشغول قدم زدن در اطراف مسجد و پیاده روهای استانبول و مخبرالدوله و حتی
تا شاه آباد و میدان بهارستان ادامه داشت که مشغول قدم زدن بودند این عده به
دسته های 4 و 5 نفری با هم در حال قدم زدن مشغول گفتگو و از اقدام پلیس و
دستگاه در جهت ممانعت از برگزاری مجلس ختم سخت ناراحت بودند تا
ساعت 2100 این آمد و رفت ها ادامه داشت و به ترتیب افراد چون ماندنشان را
بی فایده می دانستند، راه منازل خود را در پیش گرفته و با هم خداحافظی نمودند
و قرار فردا شب را که از طرف جمعی از پیش نمازان مساجد مجلس ختمی در
در مسجد نو واقع در خیابان خراسان برگزار می شد، می دادند و سفارش می کردند:
حتما شرکت کنید تا در صورت جلوگیری دست به تظاهرات بزنند.
آگهی مربوط به
این مجلس ختم در ساعت 2000 جلوی مسجد هدایت توسط فردی بین حاضرین
توزیع گردید.
ضمنا دو نفر توسط پلیس دستگیر که یکی از آنها همان توزیع کننده
آگهی بود.
افراد شرکت کننده در جلوی مسجد هدایت عبارت بودند از 1ـ دکتر
سحابی 2ـ شاه حسینی 3ـ شانه چی 4ـ شالچی 5ـ شالچیان 6ـ حسن توانا 7ـ رهنما
واعظ 8ـ قاضی 9ـ انتظاری 10ـ علی بابائی 11ـ رضا سلیمی 12ـ محمدعلی
هوشیاری 13ـ محمدعلی
یزدان پناه 14ـ مصطفی صادقی
15ـ اسماعیل برق ایران 16ـ
حجتی کرمانی 17ـ مرتضی
افشاری 18ـ افشار 19ـ حاجی
جواد جباری 20ـ موسوی
صحاف 21ـ محمد خلیلی نیا
22ـ مرتضی رضائی 23ـ
مهدی دواتگران 24ـ
هزارخانی2 25ـ رضاخانی
26ـ مظفری 27ـ دلشاد 28ـ
گل افشان 29ـ مهندس
عرب زاده 30ـ حسینی پاساژ
مرکزی 31ـ سیاح کارگر
چاپخانه 32ـ عبداله درزی
کارگر چاپخانه 33ـ کازرونی
34ـ محسن فیروزآبادی 35ـ ابراهیم کریمی 36ـ محمد خوانساری 37ـ حجتی از
بازار 38ـ حاج محمود مقدسیان 39ـ محمد رازی 40ـ ابوالملوکی 41ـ درستکار
42ـ سید ابراهیم موسوی 43ـ رادفر 44ـ رادنیا 45ـ حق افتخاری 46ـ مهدی
خمسه ای 47ـ اکبر فتوت 48ـ حسین میرحسینی 49ـ عدالت منش 50ـ مروج 51ـ
حاجی میرزائی 52ـ علی بابائی 53ـ حاجی بابا 54ـ رضا مقدس 55ـ محمد مهدی
اندوهی 56ـ حاجی جلیلی 57ـ پسر طالقانی 58ـ عباس فدائی (عضو حزب ملت
ایران) 59ـ مشار عضو حزب ملت ایران.
نظریه رهبر عملیات : 1ـ منبع مورد اعتماد است و می توان به صحت خبر اطمینان
داشت.
2ـ فتوکپی آگهی مزبور به ضمیمه می باشد.
3ـ افراد مورد نظر دکتر یداله سحابی ـ حسین شاه حسینی ـ محمد مدیر شانه چی
ـ خلیل شالچی ـ شیخ مصطفی رهنما ـ سید محمدصادق قاضی طباطبائی ـ
حسام الدین انتظاری ـ احمدعلی بابائی ـ محمدعلی قیومی هوشیار ـ مرتضی
بیوک افشاری ـ محمدعلی گل افشان ـ مهندس حسن عرب زاده ـ عبدالحسین
کازرونیان ـ محسن حسینی فیروزآبادی ـ عباس رادنیا ـ اله پناه مروج عاشری ـ
می باشند که دارای سابقه هستند.
احسنی
در پرونده ـ 75 نسخه ماشین شده و بهره برداری موضوعی و انفرادی 4 /4 /49
123017 تشکیل جلسات ـ رابطه با روحانیون ـ رابطه با جبهه ملی و احزاب وابسته به آن ـ
شگردکار
توضیحات سند:
* تاریخ : 2 /4 /49
شماره : 9293 /20 ه 2
موضوع : بسته شدن مسجد
هدایت به دست مأمورین
شهربانی
ساعت 1900 روز پنجشنبه
28 /3 /49 در مسجد هدایت
بسته بود و مأمورین انتظامی از
تجمع افراد در بیرون مسجد نیز
جلوگیری می نمودند ضمنا رهنما
و لاهوری که جهت شرکت در
جلسه مسجد آنجا آمده بودند
اظهار داشتند که به منزل آقا تلفن
بزنیم که چرا در مسجد را بسته اند
و ادامه دادند که غروی در
روزنامه کیهان اعلامیه داده بود
چرا جلوگیری می کنند در مقابل
مسجد عده ای از مردم می آمدند
ولی افسران کلانتری آنان را
متفرق می کردند و تا ساعت
2100 آقایان توحیدی ـ اندوهی
ـ رهنما ـ لاهوری ـ حکیمی ـ
یزدان پناه ـ صادقی در حوالی
مسجد بودند و بعد متفرق شدند.
ضمنا یک اعلامیه نیز برای ختم
در مسجد نو خیابان خراسان به
امضاء عده ای از علماء و چند نفر
دیگر منتشر شده بود که در مسجد
مزبور در روز جمعه بسته و
مأمورین انتظامی نیز مانع ورود
افراد به مسجد بودند.
نظریه رهبر عملیات ـ باتوجه به
گزارش خبری دیگری که در این
مورد ایفاد گردیده مفاد خبر مورد
تأیید است ضمنا افراد مذکور
عبارتند از شیخ مصطفی رهنما ـ
محمدمهدی اندوهی ـ ابوالفضل
حکیمی ـ مصطفی صادقی و
محمدعلی یزدان پناه.
احسنی
1ـ شهید آیه اللّه سید محمدرضا
سعیدی خراسانی در دوم
اردیبهشت ماه 1308 شمسی در
منطقه «نوغان» مشهد دیده به
جهان گشود.
دروس ابتدایی
را نزد پدرش سیداحمد آموخت و
در دوران نوجوانی به لباس
روحانیت درآمد.
او برای ادامه
تحصیل به مشهد رفت و منطق و
اصول را نزد عالمان برجسته ای
چون ادیب نیشابوری، شیخ هاشم
قزوینی، شیخ کاظم دامغانی و
شیخ مجتبی قزوینی فرا گرفت.
پس از پایان دروس سطح به شهر
قم هجرت کرد و از محضر آیات
عظام بروجردی و میرزاهاشم
آملی کسب فیض نمود.
با راه
یافتن به محضر درس حضرت امام
خمینی (سلام اللّه علیه)، جزو
نامدارترین شاگردان ایشان شد و
با دریافت لبّ اسلام ناب
محمدی، تلاشهای سیاسی اش
آغاز گردید.
اولین بار در آبادان
به خاطر سخنرانی علیه حکومت
دستگیر شد که با وساطت
آیه اللّه العظمی بروجردی آزاد
گردید.
پس از آن به فرمان ایشان
برای تبلیغ و تدریس به کویت
رفت و چند سال در این کشور
اقامت گزید.
در حادثه 15 خرداد
1342 که منجر به دستگیری امام
خمینی گردید، در کویت رژیم شاه
را به باد انتقاد گرفت و با ارسال
نامه برای مراجع مقیم نجف آنان
را از خطری که جان امام را در
ایران تهدید می کرد، مطلع نمود.
پس از چند ماه به قصد زیارت
حضرت امام با لباس مبدل وارد
ایران شد و به دنبال تبعید ایشان
از ترکیه به نجف، خود را به آنجا
رسانید و برای بهتر شناساندن
امام به علما و مدرسین حوزه
علمیه تلاش فراوانی کرد.
او در
مسیر مبارزه علیه رژیم شاه بارها
توسط ساواک تحت تعقیب قرار
گرفت، دستگیر شد و ممنوع المنبر
گردید.
وی در ماجرای
کاپیتولاسیون، به شدت علیه
مستشاران آمریکایی به
انتقاد پرداخت.
پس از بازگشت به
قم، به دعوت عده ای از مؤمنین
جنوب شرقی تهران، به مسجد
موسی بن جعفر (علیه السلام) آمد
و ضمن اقامه جماعت در آنجا،
مسجد را به صورت پایگاهی
قوی علیه رژیم شاه درآورد.
در
سال 1345 به اتهام اقدام علیه
امنیت کشور دستگیر و 66 روز
بازداشت بود.
سال بعد به طور
مخفیانه به عراق رفت.
در سال
1347 به فرمان امام مأمور
جمع آوری کمک برای فلسطینیان
شد.
در اردیبهشت 1349 در
اعتراض به مشارکت
سرمایه داران آمریکایی در
اقتصاد ایران سخنرانی کرد.
او
ورود سرمایه گذاران آمریکایی
به ایران را خیانتی بزرگتر از
کاپیتولاسیون و قراردادی
استعماری تر از تنباکو می دانست
و با سخنان تند، نامه ها و
بیانیه های افشاگرانه، رژیم شاه را
سخت به وحشت می انداخت.
به
همین دلیل در روز 11 خرداد
1349 مأموران با هجوم به منزل
وی، او را دستگیر و به زندان
قزل قلعه بردند.
مدت 10 روز
تحت شدیدترین شکنجه ها قرار
گرفت و استقامت نمود تا آن که
سرانجام مأموران ساواک با طرح
مرموزی در روز 20 خرداد
1349 با قطع برق زندان و یورش
به سلولش، با پیچیدن عمامه به
دور گردنش، وی را به شهادت
رساند.
در تاریخ 21 خرداد،
جنازه شهید برای مراسم کفن و
دفن به قم انتقال یافت.
ساواک
برای جلوگیری از حرکت مردم، به
طور مخفیانه جنازه را دفن کرد؛
در حالی که در مراسم دفن، به غیر
از چند نفر ساواکی و شاهد محلی
تنها سید محمد سعیدی، فرزند آن
شهید حضور داشت.
رئیس
ساواک برای جلوگیری از شرکت
مردم و روحانیون در مراسم
ترحیم شهید آیه اللّه سعیدی،
دستور داد کسانی که در این
زمینه تبلیغ یا فعالیت کنند به
مدت سه سال تبعید گردند.
در
حالی که جو خفقان و وحشت در
همه جا حاکم بود و ساواک از
تشکیل مجالس ترحیم برای شهید
ممانعت می کرد، جمعی از مردم
تهران، در حالی که روحانی
مجاهد آیه اللّه سید محمود
طالقانی و دکتر عباس شیبانی در
جلو جمعیت در حرکت بودند، با
بازگشایی مسجد موسی بن جعفر
(علیه السلام) که از تاریخ
بازداشت شهید بسته بود، اولین
مجلس ترحیم را برای او برگزار
کردند.
به همین علت در تاریخ
22 خرداد، آیه اللّه طالقانی و دکتر
شیبانی بازداشت شدند و در قم،
طلاب حوزه علمیه با انتشار
اطلاعیه ای از کیفیت شهادت
مرحوم شهید آیه اللّه سعیدی،
توطئه ها و اقدامات اخیر رژیم
پرده برداشتند.
2ـ منوچهر هزارخانی فرزند
یوسف در سال 1313 ه ش در
خانواده ای نظامی ـ پدرش با
درجه سرگردی بازنشسته شد ـ به
دنیا آمد.
در 6 سالگی به مدرسه
رفت و دوران ابتدائی را در
دبستان نظام سپری کرد و در سال
1325 به دبیرستان فیروز بهرام
رفت و در سال 1331 ـ پس از
اخذ دیپلم ـ جهت ادامه تحصیل
به فرانسه عزیمت کرد.
وی مدت
8 سال در دانشکده پزشکی شهر
مون پلیه به تحصیل پرداخت و در
سال 1339 جهت طی دوره
تخصصی آسیب شناسی به
پاریس رفت و 27 مهرماه سال
1346 پس از اخذ مدرک دکتری
به ایران بازگشت.
ازدواج وی با شهر آشوب
امیرشاهی در زمان اقامت در
فرانسه، در سال 1341 ـ در
هنگامی که شهر آشوب به همراه
مادر و خواهرش در فرانسه ساکن
بودند ـ صورت گرفت.
این
ازدواج که ثمره آن دو فرزند پسر
بود که یکی از آنها فلج به دنیا آمد
ـ به دلایلی که ذکر آن ممکن
نیست، دستخوش اختلاف گردید
و در سال 1349 به اوج خود
رسید و در نهایت به متارکه
انجامید و شهر آشوب امیرشاهی
پس از چندی مجددا به فرانسه
رفت.
خصوصیات فردی
هزارخانی در ارزیابی ساواک،
شخصی آرام، باسواد، عمیق و
وارد به امور اجتماعی، بسیار
پخته و مطّلع، حرّاف و در نهایت
شخصی زن باره و مریض جنسی
عنوان گردیده است.
منوچهر هزارخانی که با اخذ
کمک هزینه تحصیلی در فرانسه
امور خود را سپری می کرد پس از
بازگشت به ایران در دانشگاه
تبریز مشغول به کار شد ولی پس
از مدتی به علت سوابق
فعالیت های سیاسی در فرانسه و
به بهانه انجام خدمت سربازی از
کار برکنار شد.
نامه نگاری های پدرش به
ساواک و تعهداتی که وی شخصا
به ساواک داد باعث موافقت
ساواک با استخدام وی در
وزارت بهداری گردید که منجر
به اشتغال ایشان به عنوان
پاتولوژیست در بیمارستان
بوعلی شد.
هزارخانی در این
دوران بعدازظهرها در مؤسسه
تحقیقات اجتماعی نیز به فعالیت
ترجمه اشتغال داشت و مدتی نیز
در سال 1355 به عنوان رئیس
اداری دبیرخانه کمیسیون علمی
یونسکو در ایران فعالیت کرد.
و
در انتشارات رواق با اسلام
کاظمیه نیز همکاری داشت.
ارتباط وی با مرحوم جلال آل
احمد به علت ارتباط سببی با
شمس آل احمد می باشد ـ
هزارخانی باجناق شمس بوده
است ـ بر این اساس ترجمه
مقالات امه سزر که از فرانسه
برای جلال آل احمد ارسال
می گردید توسط جلال در مجله
جهان نو چاپ شد و سپس تحت
عنوان «گفتاری در باب استعمار»
توسط انتشارات نیل به چاپ
رسید.
از دیگر نمونه های ترجمه شده
هزارخانی به کتاب های «درباره
فلسطین و نمایشنامه فصلی از
کنگو» می توان اشاره کرد.
زمزمه های تشکیل کانون
نویسندگان، با حضور هزارخانی
در ایران هم زمان شد و به واسطه
ارتباطاتی که هزارخانی با جلال
آل احمد داشت وی نیز به این
جرگه پیوست.
ارتباط هزارخانی با ابوالحسن
بنی صدر در فرانسه صورت
گرفت و از طریق بنی صدر بود که
وی به گروه جبهه ملی خارج
کشور پیوست و در عین حال به
علت ارتباطات قدیمی با خلیل
ملکی که به دوران شرکت وی در
میتینگ های جبهه ملی در زمان
دبیرستان برمی گشت، با جامعه
سوسیالیست های ایران در اروپا
نیز ارتباط داشت.
گزارشات ساواک، هزارخانی را
فردی مارکسیسم لنینیسم معرفی
کرده است هرچند هزارخانی خود
را فردی سوسیالیست می نامد که
به برطرف کردن شکاف های
طبقاتی می اندیشد.
منوچهر هزارخانی پس از
پیروزی انقلاب اسلامی به
فرانسه گریخت و به همراه
بنی صدر و رجوی به شورای
مقاومت ملی پیوست.
منبع:
کتاب
پایگاههای انقلاب اسلامی، مسجد هدایت به روایت اسناد ساواک - جلد دوم صفحه 136