تاریخ سند: 14 آبان 1353
موضوع: مرتضی حسینیان
متن سند:
از: 2/ﻫ1 تاریخ:14 /8 /1353
به: 312
موضوع: مرتضی حسینیان
اخیراً شخصی به نام رحمان قنبری دبیر تاریخ و جغرافیای دبیرستان آیتاله نوری که در کلاس ششم ادبی از پیشرفتهای کشور و اثرات انقلاب صحبت میکرد، مرتضی حسینیان در خارج از کلاس اظهار میدارد که شاید دبیر مربوطه را مجبور کردهاند چنین صحبتهایی بنماید ضمناً دانشآموزان فوق کتبی مانند انگل اثر ماکسیم کورکی،1 سیدجمالالدین و اندیشههای او،2 سربداران خراسان، ایران در آستانه مشروطیت نوشته باقر مومنی،3 از این ولایت، اثر علی اشرف درویشیان،4 غارت جهان سوم و جزوء تشیع سرخ نوشته علی شریعتی را در منزل نگهداری مینماید.
نظریه شنبه: خبر صحت دارد.
نظریه یکشنبه: احتمالاً خبر صحت دارد.
با استفاده از وجود منابع بخش مربوطه این دانشآموزان را بشناسید و به نزدیک شوید چنانچه افکارش مورد تایید قرار گرفت او را منعکس کنید با یک خبر[ناخوانا] نشده با سرنوشت اشخاص بازی نباید کرد بلکه این خبر سرنخی است برای این که متوجه او بشوید. برابر اوامر تیمسار ریاست ساواک نوشته شده بخش مربوطه به این بخش تحویل گردد.
این بخش موفق به استخدام منبع در کلاس ششم نگردیده اصلح است منبعی که در سال ششم میباشد و به درد بخش میخورد. اصلح است جهت بهرهبرداری بیشتر منبع 10522 در اختیار این بخش قرار گیرد.
نسخهای به بخش 3 داده شد.
توضیحات سند:
1. الکسی ماکسیموویچ پیشکوف معروف به ماکسیم گورکى نویسنده مشهور روسى در سال 1868 م. متولد شد. از آنجا که دوران کودکى بر او بسیار سخت گذشت نام گورکى به معناى «تلخ» را بر خود نهاد. در زمان تزارها مورد خشم حاکمان قرار گرفت و یک بار زندانى و یک بار هم تبعید شد. در سال 1917 از بولشویکها حمایت کرد و در سال 1932 به ریاست اتحادیه نویسندگان شوروى برگزیده شد. بیش از 30 جلد از آثار ادبى گورکى به زبان فارسى ترجمه شده است. آثار او قبل از انقلاب جزو کتابهاى ممنوعه بود. وی در سال 1936 درگذشت.
2. سیدجمالالدین اسدآبادى، فرزند سید صفدر، روحانى مبارز، سیاستمدار انقلابى و منادى وحدت مسلمین و بیداری جهان اسلام، در آبان ماه 1217 هـ ش در اسدآباد همدان دیده به جهان گشود. وى تحصیلات ابتدایى را نزد پدرش آموخت و سپس از محضر بزرگانى همچون علاّمه سیدصادق سنگلجى و شیخ اعظم انصارى، ملاحسینقلی همدانی عارف، فیلسوف، مؤسس بزرگ اخلاق در حوزه نجف اشرف بهره برد. پس از پایان تحصیلاتش در نجف اشرف، به کشورهاى مختلف اسلامى سفر کرد و بر علوم اسلامى و تاریخ تسلط کامل یافت. او همچنین زبانهاى فارسى، عربى، انگلیسى، ترکى و فرانسه را خوب مىدانست. با دیدن وضع مسلمانان، آرزوى تشکیل یک حکومت اسلامى مقتدر اندک اندک در اندیشهاش پدیدار گشت و در هر جا که قدم مىگذاشت، انقلابى فکرى پدید مىآورد. در سال 1249ﻫ ش فعالیتهاى سیاسى او در مصر به قیام ارتش علیه «اسماعیل پاشا» منجر شد. سپس از مصر تبعید شد و به هند رفت و اولین رساله خود را در ردّ طبیعیون منتشر کرد. پس از آن به پاریس رفت و مبارزه را در آنجا ادامه داد و با همکارى شیخ محمد عبده، روزنامه «عروهالوثقى» را منتشر نمود. او مدتى بعد به لندن رفت و در سال 1264 پس از بازگشت به ایران، چند ماهى زندانى شد. بعد از آزادى عازم بصره شد و در رهبرى حوادث سیاسى آن منطقه دخالت داشت. در سال 1270به استانبول رفت و مهمان پادشاه عثمانى شد و در 19 اسفند 1275 در همان جا بصورت مشکوک و شاید توسط عوامل انگلیس مسموم گردید و درگذشت. عدهاى نیز معتقدند که سلطان او را مسموم کرد. سیدجمالالدین اسدآبادى سراسر عمر خود را صرف مبارزه با استعمار بریتانیا، روس تزار و ستم و تبهکاریهاى دربار قاجار کرد و در بیدارى مردم منطقه و ایران و وقوع انقلاب مشروطیت سهم مؤثری داشت.
برخى از آثار به جاى مانده از وى عبارتند از: تتمۀ البیان فى تاریخالافغان، القضاء و القدر، اسلام و علم، نیچریه یا ناتورالیسم، الوحدۀ الاسلامیه، الواردات فى سرّالتجلیات و مقدار زیادى مقاله و نامه و متن سخنرانى و مذاکرات. رجوع شود به کتاب: سیدجمالالدین اسدآبادی، حجتالاسلام والمسلمین سیدهادی خسروشاهی،14 جلد
3. باقر مؤمنی، فرزند نقى در 23 اردیبهشت سال 1305 ﻫ ش در کرمانشاه به دنیا آمد. پدرش کارمند وزارت دادگسترى بود و در کرمانشاه به شغل اجاره دارى نیز اشتغال داشت.
وی در دوران دبیرستان در کرمانشاه به عضویت حزب پیکار ـ که زیر نظر خسرو اقبال و جهانگیر تفضّلى و اسمعیلپور والى بود و بعدها به حزب میهن و بعد هم با تغییراتى به حزب ایران تبدیل شده بود ـ درآمد و در سال 1327 که دانشجوى حقوق بود، توسط هوشمند راد و مسکوب به حزب توده معرفى شد و مسئولیت کمیته محلى 5 را داشت و به عضویت کمیته دهقانان درآمد. وى از سال 1333 تحت تعقیب قرار گرفت و در تاریخ 10 /8 /1335 دستگیر شد که هنگام دستگیرى چون قصد فرار داشت، تیر خورد و در محاکمه به 18 ماه حبس تأدیبى محکوم شد. وی با نام مستعار امینى با حزب توده همکارى مىکرد و مدتى نیز حقوق بگیر حزب بود.
مؤمنى از سال 1338 تا 1348 در اداره معاملات خارجى بانک سپه شاغل بود و در سال 1346 به فرانسه رفت و در سال 1348 متقاضى استخدام در وزارت علوم شد. وی کتابى به نام «آخونداف» منتشر کرد و در سال 1351 به استخدام مؤسسه تحقیقات و برنامهریزى وزارت علوم درآمد و در سال 1353 با شرط همکارى با ساواک، جهت استفاده از بورس وزارت علوم، براى تحصیل در رشته جامعهشناسى ـ دکترا ـ به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن به تحصیل پرداخت.
وى در سال 1353 در مرکز اسناد و مدارک علمى در وزارت علوم، اشتغال داشت و سردبیر مجله چکیده شد. باقر مؤمنى در سالهاى 1357 ـ 1356 به دلیل اختلاف با حزب توده، مقالاتى علیه این حزب نوشت. وى پس از پیروزى انقلاب اسلامى به فرانسه پناهنده شد.
4. على اشرف درویشیان، فرزند سیفالله در سال 1319 ﻫ ش در کرمانشاه به دنیا آمد. پس از اخذ دیپلم در دانشسرایعالى تهران در رشته آموزش ابتدائى، تحصیل کرد و در آموزش و پرورش به کار مشغول شد و مدتى در شاهآباد غرب(اسلامآباد)، راهنماى تعلیماتى بود. وی در دوران دانشجویى با جعفر کوشآبادى، آشنا و از طریق وی با مرحوم جلال آلاحمد آشنا شد. درویشیان همزمان با فوق لیسانس در دانشسرایعالى تهران در دانشگاه تهران نیز در رشته روانشناسى تربیتى تحصیل مىکرد. وی در مرداد ماه سال 1350 در شهرستان کنگاور دستگیر و به ساواک کرمانشاه تحویل داده شد، درویشیان علت حضور خود در منطقه را مصاحبه با زارعین و نوشتن کتاب و قصههاى مردم کرمانشاه عنوان کرده بود و به همین دلیل سه ماه در بازداشت به سر برد.
درویشیان که به همراه چریکهاى فدائى خلق فعالیت میکرد، در اسفند ماه سال 1350 دستگیر و به 7 ماه زندان محکوم شد که با قبول مصاحبه تلویزیونى، در شهریور 1351 آزاد شد. وی در کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوانان، مشغول به کار شد و سپس به همراه ناصر رحمانىنژاد، در انتشارات «صداى معاصر» به فعالیت انتشاراتى پرداخت. در سال 1352 در حالى که همزمان با فعالیت در کانون، در کتابخانه بنیاد پهلوى نیز اشتغال داشت، دو کتاب به نامهاى «از این ولایت» و «صمد جاودانه شد» را چاپ کرد.
او که به فعالیتهاى کمونیستى خود ادامه داده بود در سال 1354 با نام مستعار «لطیف نخلستانى» کتابى بنام «آبشوران» تألیف کرد که توسط ساواک دستگیر و به یازده سال حبس جنایى محکوم شد که با شعلهور شدن انقلاب اسلامى در تاریخ 3 /8 /57 از زندان آزاد شد.
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان مازندران، کتاب 02 صفحه 61
