تاریخ سند: 21 مرداد 1351
موضوع: جلسه مبلغین و وعاظ شهرستان قزوین
متن سند:
از: 23ﻫ تاریخ: 21 /5 /1351
به: 312 شماره: 2030 /23ﻫ
موضوع: جلسه مبلغین و وعاظ شهرستان قزوین
عطف: 2145 /23- 25 /7 /45
در مورخه 12 /5 /51 جلسه مبلغین و وعاظ شهرستان قزوین مرکب از آقای حاج سیداحمد تقوی- حاج سیدرحیم سیاهپوش- حاج سید علیاکبر فحول- حاج سید علیاصغر فحول- سیدرضا خضری- حاج محمدمهدی تقوی در منزل سیدباقر محمدی تشکیل گردید و پیرامون کتاب شهید جاوید1 بین آنها بحث و سیدباقر محمدی اظهارنظر کرد که اگر خمینی از موضوع این کتاب اطلاع ندارند و مندرجات آن موافق نظر ایشان نیست چرا آن را تکذیب نمیکنند و همین عدم تکذیب و انکار نکردن وی دلیل بر آن است که با این کتاب موافق هستند و سیدرحیم سیاهپوش و سیداحمد تقوی بیان داشتند هر کس از این کتاب تعریف و یا آن را ترویج دهد باید او را کوبید و در منابر سرزنش کرد آنگاه سیدرضا خضری عین فتوای آقایان گلپایگانی2 و مرعشی3را خواند و گفت شبههای نیست که این کتاب و طرفداران آن مثل شیخ حسینعلی منتظری4 نجفآبادی انحراف دینی دارند و اظهارنظر کرد که شیخ هادی باریکبین کم و بیش از مفاد کتاب مذکور طرفداری میکند و باقر محمدی افزود که باریکبین عقیده دارد در بین مراجع تقلید هیچ کدام به بزرگی خمینی نمیرسند حتی در زمان حیات آیتاله حکیم ایشان از خمینی تقلید میکرد.
این جلسه در ساعت 12 پایان یافت.
نظریه شنبه. افراد فوقالذکر در مسیر خلاف مصالح مملکتی قدم برنمیدارند.
نظریه یکشنبه و سهشنبه. مفاد گزارش خبر مورد تأیید است. ضمناً افراد فوقالذکر از نفوذ قابل توجهی در بین اهالی قزوین برخوردار نمیباشند. ضمناً شیخ هادی باریکبین از طرفداران جدی خمینی میباشد که به موقع مراتب معروض شده است. آسمانی
نظریه 23ﻫ- نظریه سهشنبه تأیید میشود.
آقای علیخانی- 20 /5
161135
توضیحات سند:
1. اشاره به مسئلهای دارد که در مورد کتاب شهید جاوید بهوجود آمده بود؛ حجتالاسلام نعمتالله صالحى نجفآبادى در کتاب «شهید جاوید» ادعا کرده است: «امام (ع) در آغاز حرکت به تشکیل حکومت و نیز حمایت مردم کوفه امیدوار بود، لکن مشهور در میان علماى شیعه و اهل تحقیق آن است که امام (ع) قبل از حرکت به سوى کوفه از حوادث هولناک آینده آگاه و قیام خود را براى انجام تکلیف الهى و احیاء شریعت مقدس اسلام که بدست بنىامیه در حال انحراف و اضمحلال بود شروع کرد». مباحث کتاب مزبور بحث، انتقاد و جدالهاى زیاد را در پى داشت به ویژه آنکه نویسنده از پرداختن به مسئله «علم امام (ع) به امور غیب که از جمله صفات ممتاز ائمه معصومین (ع) است» غفلت کرده است، حضرت آیتالله گلپایگانى از مؤلف خواستند از چاپ کتاب صرفنظر نماید، ولی مؤلف اقدام به چاپ آن نمود.
پس از انتشار آیتالله گلپایگانى به اهل تحقیق یادآور شدند تا پاسخ نقطهنظرات نویسنده را مطابق مستندات مسلم حدیثى و تاریخى ارائه دهند، آیتالله لطفالله صافى گلپایگانى در پاسخ، کتاب «شهید آگاه» را نوشت. رژیم پهلوى و به ویژه عناصر ساواک که همواره آتش بیار معرکه اختلافات در حوزههاى علمیه بودند، تلاش مىکردند با افشاندن بذر نفاق و شقاق در بین علماء و حوزههاى علمیه دامنه اختلافات را هر چه بیشتر افزایش دهند.
اگرچه در بدو انتشار کتاب شهید جاوید اختلافات جنبه کلامى و نظرى داشت و عمدتاً در مجالس علمى یا منابر مطرح مىشد، لکن فتنهگرىهاى ساواک بر این نکته متمرکز شده بود تا دائره اختلافات را بین روحانیون طرفدار امام خمینى (ره) و طرفداران آیتالله گلپایگانى بسیار زیاد نشان دهد.
حضرت امام خمینى (ره) آنگاه که از اتحاد و اتفاق مسلمین سخن مىگفتند، کتاب شهید جاوید را از عواملى شمرد که باعث تفرقه و اختلاف شده بود، ایشان فرمودند :
«دیدیم... چه بساطى درست کردند براى کتاب شهید جاوید... یکى از آن طرف کشید و یکى از این طرف، یک ماه مبارک ماه محرم و سایر ایام [وقت] خودشان را صرف کردند و قوا را هدر بردند، و اعلیحضرت با کمال آرامش اموال این ملت را خورد و سلطه خودش را تحکیم کرد...»
2. آیتالله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی، فرزند سید محمدباقر در سال 1275 ﻫ ش در روستای گوگد در شش کیلومتری گلپایگان دیده به جهان گشود. تحصیلات مقدماتی را نزد پدر، آیتالله ملاتقی گوگدی، آقا ضیاءالدین اراکی و آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی گذرانید. پس از تأسیس حوزه علمیه قم، به دعوت آیتالله العظمی حائری یزدی به قم رفت و مدارج عالی علوم حوزوی را در این شهر کسب نمود. تبحر ایشان در علم فقه موجب شد که هفتاد سال مدرس این علم در حوزه علمیه قم باشد. وی همچنین از مهاجرت علماء و زعمای حوزه علمیه نجف به قم در سال 1302 کمال بهره را برد و برای مدتی هر چند کوتاه از محضر درس برخی از آنان همچون آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی، آیتالله نائینی و غروی اصفهانی بهرهمند گردید. با درگذشت آیتالله حائری، آقای گلپایگانی مسئولیتهای سنگینتری را متقبل شد و به تدریس دروس خارج فقه و اصول همت گماشت و تا پیش از ارتحال، همواره کلاس درس خارج معظمله در مسجد اعظم قم، یکی از بزرگترین مکاتب تدریس علوم دینی بود. در پی درگذشت آیتالله بروجردی نیز بخش اعظم وظائف آن عالم ربانی در اداره حوزه علمیه قم به ایشان واگذار شد. با شروع نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) ایشان همواره حامی نهضت و پشتیبان امام(ره) بود. بیشتر اعلامیههای مراجع در مسیر مبارزه با رژیم شاه را امضا میکرد و در جلساتی که علمای قم در اوایل نهضت تشکیل میدادند، شرکت مینمود. همگام با امام و دیگر مراجع، عید 1342 را به دلیل اصرار رژیم بر اجرای لوایح ششگانه (انقلاب سفید) تحریم و بعد از تبعید امام به ترکیه نیز از این اقدام رژیم به شدت ابراز ناخشنودی کرد. واکنشهای سیاسی حضرت آیتالله العظمی گلپایگانی نسبت به مسائل روز ایران و جهان اسلام، رژیم پهلوی را همواره وادار میکرد که از موضعگیریهای ایشان بیمناک باشد. مراسم نیایشی که ایشان در سال 1352 برای پیروزی مسلمانان در جنگ با اسرائیل برپا کرد، در آن زمان واکنش قابل توجهی به همراه داشت. اعلامیههایی که علیه رژیم شاه در مناسبتهای مختلف به ویژه در سالهای 56 و 57 از سوی ایشان صادر میشد، تنور مبارزه مردم را علیه رژیم شاه گرم نگاه میداشت. در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در زمستان 1357 ایشان با انتشار اعلامیههایی از ارتش خواست که به ملت بپیوندد و اعلام کرد: «هر کس مردم را به گلوله ببندد، قرآن را به گلوله بسته است.» پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مقاطع حساس شاهد حمایت ایشان از نظام اسلامی و جمهوری اسلامی بودهایم. در طول جنگ تحمیلی نیز همواره مشوق رزمندگان اسلام بود و بارها نمایندگان ایشان برای تقویت روحیه رزمندگان به جبهه رفتند. در تمام انتخابات در صحنه بود و مردم را تشویق و ترغیب به رأی دادن میکرد. ایشان علاوه بر انجام اقدامات خیریه از قبیل احداث مدارس، بیمارستانها و سایر خدمات عامالمنفعه، چندین اثر تألیفی از خود به یادگار گذاشتهاند که از آن جمله است: حاشیه بر عروهالوثقی، حاشیه بر رسائل، مناسک حج، تألیفی در فقه و کتابی در اصول. حضرت آیتالله العظمی گلپایگانی در 19 آذر 1372 به ملکوت اعلی پیوست و پس از تشییع پرشکوه در تهران و قم، در جوار حضرت معصومه (سلامالله علیها) به خاک سپرده شد.
راجع به دیدگاههای آیتالله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی درباره به کتاب شهید جاوید ر.ک: آیتالله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی به روایت اسناد ساواک، جلد 3، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1385 و همچنین برای آشنایی با دیدگاههای آیتالله العظمی مرعشی نجفی راجع به کتاب فوقالذکر ر. ک: آیتالله العظمی سیدشهابالدین مرعشی نجفی، تهران، جلد 2 و 3، 1388، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
3. آیتاللهالعظمى سید شهابالدین مرعشى نجفى، فرزند سید محمود در سال 1276 ﻫ ش در نجف اشرف متولد شد. نسب شریف او با 29 واسطه به حضرت امام سجاد (ع) مىرسد. تحصیلات ابتدایى و مقدمات علوم را نزد پدر فرا گرفت و پس از ادامه تحصیل در محضر اساتید بزرگ آن زمان، در علوم گوناگون از جمله رجال، فقه، کلام، ادیان، انساب، حدیث و علم حروف سرآمد شد. وى در ادبیات، علم طب و هیأت نیز صاحب نظر بود. آیتالله مرعشى در جوانى به مقام اجتهاد نائل آمد و مدرسان مشهور همچون ضیاءالدین عراقى، فشارکى، یثربى کاشانى، شیخ عبدالکریم حائرى یزدى و میرزا محمدحسین نائینى به وى اجازه روایت و اجتهاد دادند. ایشان پس از فوت آیتاللهالعظمى بروجردى به عنوان یکى از مراجع مطرح شد. از جمله اقدامات فرهنگى و علمى مهم وى، تأسیس یک کتابخانه با بیش از 90000 جلد کتاب است که 25000 جلد آن به صورت خطى و بعضا کمیاب مىباشد و به عنوان یکى از گنجینههاى کمنظیر و ارزنده جهان اسلامى به حساب مىآید. از آیتالله مرعشى 70 اثر نفیس علمى در زمینههاى مختلف به جاى مانده و از دیگر خدمات ایشان بناى مساجد، حسینیهها و مراکز درمانى در داخل و خارج کشور مىباشد. فعالیت سیاسى ایشان از سال 1341 آغاز شد. وى مانند بیشتر علماى مشهور قم با لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى مخالفت کرد. در ماجراى قیام 15 خرداد و حوادث پس از آن از طریق انتشار اعلامیه رژیم را نسبت به اقدامات ضداسلامى و خشونت بار مورد انتقاد قرار مىداد. با اوجگیرى انقلاب اسلامى در سالهاى 1356 و 1357 ایشان با اعلامیههاى متعدد به رفتار دولت اعتراض مىکرد. پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز همواره از نظام اسلامى حمایت مىنمود. آیتالله مرعشى نجفى در روز 8 شهریور 1369 بر اثر سکته قلبى به رحمت ایزدى پیوست و در محل کتابخانه خویش به خاک سپرده شد.
آیتالله العظمی سید شهابالدین مرعشی نجفی به روایت اسناد ساواک، 3 جلد، 1388، مرکز بررسی اسناد تاریخی
4. آیتالله حسینعلی منتظری، فرزند علی در سال 1301 ﻫ ش در نجفآباد اصفهان متولد شد. تحصیلات حوزهای خود را در اصفهان و سپس در قم پی گرفت و به درجات عالی علوم دینی رسید. ایشان بخصوص در دهه چهل به علت همراهی با نهضت امام خمینی(ره) تحت تعقیب عوامل امنیتی رژیم قرار گرفت و به زندان افتاد و شکنجهها دید. پس از پیروزی انقلاب و بعد از وفات آیتالله طالقانی، امامت جمعه تهران از طرف امام خمینی(ره) به ایشان واگذار گردید. در سال 1364 مجلس خبرگان وی را به عنوان قائم مقام رهبری تعیین کرد ولی این حکم در سال 1368 به علت نفوذ عناصر قدرت طلب بهویژه باند جنایتکار مهدی هاشمی در دفتر وی و انتقال واژگونه اخبار و حوادث روز به ایشان و اتخاذ مواضع علیه حرکت انقلاب، پس گرفته شد. حضرت امام در نامه 6 /1 /1368 خطاب به آقای منتظری فرمودند: «از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مر دم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین میسپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست دادهاید. شما در اکثر نامهها و صحبتها و موضعگیریهایتان نشان دادید که معتقدید لیبرالها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می گفتید دیکتهشدۀ منافقین بود که من فایدهای برای جواب به آنها نمیدیدم.» حضرت امام در ادامه توصیه نمودند «از آنجا که سادهلوح هستید و سریعاً تحریک میشوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.» توصیهای که آقای منتظری به آن عمل ننمود و تبعات سوئی را به دنبال داشت. وی در سال 1388 در قم درگذشت.
منبع:
کتاب
آیتالله هادی باریکبین به روایت اسناد ساواک صفحه 51
