تاریخ سند: 5 آذر 1356
موضوع: شیخ هادی باریکبین مدرس علوم دینی در قزوین
متن سند:
از: 23ﻫ تاریخ: 5 /9 /2536[1356] 5 /9 /1356
به: 312 شماره: 3318 /23ﻫ
موضوع: شیخ هادی باریکبین مدرس علوم دینی در قزوین
پیرو: 2829 /23ﻫ- 9 /6 /36
اخیراً یک طغری پاکت محتوی یک برگ اعلامیه پلیکپی شده در خصوص انتقاد از روحاله خمینی و فرزند متوفی وی(مصطفی خمینی)1 به امضاء مسلمانان روشنفکر حوزه علمیه قم وسیله پست جهت نامبرده بالا ارسال گردیده است.2
نظریه شنبه. نظری ندارد.
نظریه یکشنبه. خبر صحت دارد پاکت موصوف به موقع توزیع3 و فتوکپی آن و همچنین لاشه پاکت مربوطه جهت استحضار به پیوست تقدیم میگردد. صاعد
نظریه سهشنبه. نظریه یکشنبه تأیید میشود. بشیر
نظریه 23- نظریه سهشنبه مورد تأیید میباشد.
در پرونده 80700 بایگانی شود.
دایره بررسی. 19 /9 /36
توضیحات سند:
1. آیتالله سیدمصطفى خمینى، فرزند گرانقدر امام خمینى (ره) در آذرماه 1309 ﻫ ش (12 رجب 1349 هجرى قمرى) در شهر قم دیده به جهان گشود. او در محیطى آکنده از معنویت رشد کرد و در سن 15 سالگى در حوزه علمیه قم به تحصیل علوم دینى پرداخت. دوره سطح را از محضر اساتیدى چون حائرى، صدوقى، سلطانى و محمدجواد اصفهانى گذراند. در سن 21 سالگى مشغول فراگیرى دروس خارج شد و از محضر حضرات آیات بروجردى، امام خمینى و محقق داماد استفادههاى علمى بسیارى نمود. فلسفه و کلام را نزد فیلسوفان نامدارى چون علامه طباطبایى و آیتالله سیدابوالحسن قزوینى آموخت و در علم رجال و تاریخ نیز اطلاعات فراوانى کسب کرد. وى در حدود 27 سالگى به درجه اجتهاد رسید. از آغاز مبارزه حضرت امام تا زمان تبعید ایشان به ترکیه، پشت سر امام گام برمىداشت. همزمان با دستگیرى و تبعید امام خمینى به ترکیه در 13 آبان 1343، منزل حاج آقا مصطفى نیز مورد تعرض مأموران رژیم قرار گرفت و ایشان توسط مأموران شهربانى قم دستگیر و روانه زندان قزلقلعه شد. عوامل رژیم قصد داشتند او را با میل خود از ایران برانند تا یاد و خاطره امام به دست فراموشى سپرده شود. بنابراین وى را پس از 57 روز از زندان آزاد کردند و موافقتش را جهت خروج از ایران جلب نمودند. اما او پس از مشورت با استادان و فضلاى حوزه علمیه از مسافرت به ترکیه منصرف شد. به همین دلیل سرهنگ بدیعى، رئیس ساواک قم مجدداً او را دستگیر و به تهران اعزام کرد و از آنجا به ترکیه تبعید گردید. در سال 1344 به همراه امام عازم نجفاشرف شدند. او مدت 13 سال در حوزه علمیه نجف به تدریس و تألیف و تربیت طلاب اشتغال یافت و دست به تألیفات زیادى از جمله القواعد الحکمه، القواعد الاصولیه، اصول مختصر و مفصل، شرح زندگانى معصومین (علیهمالسلام) و تفسیر قرآن به سبک جدید زد که برخى از آنها ناتمام مانده است. وى دست راست امام محسوب مىشد و یک چهره انقلابى بود که با روحانیون، روشنفکران و دانشجویان مسلمان داخل و خارج کشور ارتباط داشت. در اول آبان 1356 به شکل مرموزی دار فانی را وداع گفت. بسیاری بر این اعتقادند که وی را به شهادت رساندهاند. پیکر پاک او را به کربلا بردند و پس از غسل در آب فرات و طواف در حرمهاى مطهر حضرت امام حسین و حضرت ابوالفضل (علیهماالسلام)، به نجف بازگردانده و در ایوان طلاى حضرت امیر (علیهالسلام) به خاک سپردند. پس از درگذشت ایشان، جمعى از طلاب با چشمانى اشکبار جهت عرض تسلیت خدمت حضرت امام رسیدند و ایشان به رغم مصیبتزدگى، در کمال صبر و آرامش فرمودند : «امانتى بود که خدا به ما داد و از ما گرفت، گریه ندارد! ذلک فضلالله یؤتیه من یشاء».
ر.ک: شهید آیتالله حاج سید مصطفی خمینی به روایت اسناد ساواک؛ تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1388
2. این اعلامیهها به وسیلهی عوامل ساواک تهیه شده و در سطح جامعه منتشر میگردید در اسناد ساواک موارد بسیاری از این قبیل توطئهها دیده میشود، بهطور مثال در مشهد بارها اعلامیههایی برای مخدوش کردن وجهه آیتالله العظمی سیدهادی میلانی از سوی ساواک منتشر شده و یا در مورد آیتالله سیدصادق لواسانی، حجتالاسلام فلسفی و حجتالاسلام حسین لنکرانی در تهران اعلامیههای مشابهی منتشر گردید. نکته جالب در مورد این اعلامیهها این است که در اسناد ساواک به بیتأثیر بودن آنها در اذهان عمومی تصریح شده است.
3. اینکه گفته شده است پاکت موصوف به موقع توزیع شده است بیانگر بهرهبرداری ساواک از این اعلامیهها میباشد.
منبع:
کتاب
آیتالله هادی باریکبین به روایت اسناد ساواک صفحه 82
