صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

درباره: احتمال خرابکاری

تاریخ سند: 15 مهر 1357


درباره: احتمال خرابکاری


متن سند:

شماره: 5001 /2 ﻫ ب تاریخ: 15 /7 /1357
از:‌ سازمان اطلاعات و امنیت بابل
به: ریاست شهربانی بابل
درباره: احتمال خرابکاری

طبق اطلاع دولت عراق تضییقاتی برای خمینی فراهم نموده1 متعاقب آن عوامل خمینی از عراق با عده‌ای از قشریون در ایران تماس گرفته و تصمیم دارند به منظور اعتراض به اقدامات دولت عراق دست به تظاهرات و احتمالاً یک سلسله اقدامات ایذایی از جمله خرابکاری و آتش‌سوزی مراکز مختلف بزنند خواهشمند است دستور فرمائید با پیش‌بینی و مراقبت‌های لازم هر گونه اقدامی‌در این مورد را به موقع خنثی و نتایج حاصله را سریعاً و مستمراً اعلام[دارند2].
رئیس سازمان اطلاعات و امنیت بابل ـ تقی‌زاده
دفتر ـ اطلاعات ـ طبق امریّه عمل شود 17 /7 /1357 21ـ 5 ـ 1 /04 اطلاعات به نحو مقتضی [ناخوانا] 17 /7 /1357

توضیحات سند:

1. در نخستین روز از مهرماه سال 1357 در حالی که مجالس ختم فرزند آیت‌الله العظمی‌سیدمحمدرضا گلپایگانی در شهرهای کوچک و بزرگ ایران برپا بود و آشکارا جنبه سیاسی و ضدحکومتی داشت، خبر محاصره خانه امام در شهر نجف به گوش ایرانیان رسید. طبق توافقی که بین دولتین ایران و عراق به عمل آمده بود، خانه امام به محاصره مأموران حکومت عراق درآمد. مجموعه اخباری که از این اقدام منتشر شد، حکایت از آن داشت که این محاصره با این که در روز اول خود با جدیت اعمال گردید، از روزهای بعد تخفیف پیدا کرد و شکل نامحسوس به خود گرفت، با این حال تأثیر شگرفی در ایران و تصمیمات بعدی امام خمینی گذاشت. اولین خبر محاصره، از نجف به آیت‌الله محمد صدوقی رسید و ایشان با تماسهای پی‌درپی خود با روحانیان دیگر شهرها، ضمن اطلاع، خواستار واکنش آنان شد.
نخستین عکس‌العمل روحانیان فرستادن تلگراف‌های متعدد به سفارت عراق در ایران و اعتراض به اقدام دولت عراق بود، اما تصمیم دیگر، تعطیل عمومی ‌روز نهم مهرماه در سراسر ایران بود. برای حکومت شاه و دستگاه امنیتی پیشگیری از این حرکت بسیار مهم تلقی می‌شد، چرا که در صورت وقوع تعطیلی عمومی‌که نشان از اعتراضی همگانی داشت، هیمنه‌ حکومت نظامی‌عملاً درهم می‌شکست. ساواک تلاش کرد با رسانیدن این خبر به گوش مردم که محاصره منزل امام خمینی مرتفع شده، از بار سنگین این اقدام بکاهد. ولی روز نهم مهرماه تقریباً بازار همه شهرهای بزرگ بسته و در شهرهای کرمانشاه، دزفول، سمنان، سقز، زنجان، سراب، همدان، ایلام، ارومیه، فیروزآباد، خرم‌آباد و دورود تظاهرات صورت گرفت. در کرمانشاه مأموران حکومتی به روی مردم آتش گشودند و سه تن از اهالی را به شهادت رساندند و 33 نفر را زخمی‌کردند.
امام تصمیم به خروج از عراق را روز دوازدهم مهر عملی کردند و نجف را به سوی مرز کویت ترک نمودند. امام گفتند: «برای من جایز نیست که زنده باشم و سکوت اختیار کنم»؛ چیزی که دولت عراق از امام خواسته بود. با این که امام ویزای ورود به کویت را داشتند، اما تبانی دولت ایران با کویت مانع از ورود ایشان به کویت شد. امام و همراهان به سوی بصره رفتند و شب را در این بندر سپری کردند. در آنجا بود که امام پس از مشورت با حاج احمد خمینی، مهاجرت به فرانسه را بهترین گزینه در آن زمان دانستند. کاروان کم‌شمار امام روز سیزدهم به بغداد رفت و امام پس از زیارت حضرت موسی بن جعفر (ع) در کاظمین و گذراندن یک شب در بغداد، روز چهاردهم مهر به سوی پاریس پرواز کردند. اولین خبر را خبرگزاری فرانسه از ورود امام به پاریس به سراسر دنیا مخابره کرد. این هجرت سرآغاز تحولی دیگر در روند انقلاب اسلامی‌بود.
هجرت امام از نجف به پاریس مهمترین حادثه نیمه اول مهرماه 1357 بود. اما در این دوره کوتاه، اعتصابات دانش‌آموزی، کارگری و کارمندی ضربه دیگری به پیکر نظام شاهنشاهی وارد کرد که در ماه‌های بعد بر عمق آن افزوده شد.
با حضور امام خمینی در شهر پاریس روند مبارزه‌های مردمی ‌در ایران شکل دیگری گرفت، چرا که گسترش کنش‌های سیاسی ایشان در پایتخت فرانسه، سخنرانی‌ها، پیام‌ها و رویدادهایی را رقم زد که همگی منتهی به ‌راهبری نهضت اسلامی ‌به سوی آن هدف بزرگ شد. ارتباط امام با مردم بدان حد رسید که اداره‌ ایران عملاً در دستان امام خمینی قرار گرفت.
انقلاب اسلامی ‌به روایت اسناد ساواک، روزشمار استان مازندران، ساری، پیشین، صص 3ـ 5.
2. این نامه، براساس بخشنامه ساواک ساری به شماره: 3416 /2ﻫ1 - 14 /7 /1357 به شرح ذیل صادر شد:
« اطلاع دارند که مقامات عراقی برای خمینی محدودیت‌هائی قائل شدند و با این که دولت ایران درخواست نمود این محدودیت‌ها را بردارند توجه نکردند و نتیجتاً خمینی در نظر داشته و دارد که از عراق خارج و از طریق کویت به سوریه برود که چون کویت به او روادید نداده اکنون در بصره است و به هرحال از عراق خواهد رفت بررسی‌های معموله نشان می‌دهد که مقامات عراق چون اصولاً اجازه نمی‌دهند روحانیون در امور سیاسی دخالت کنند و حتی به آیت‌الله حکیم که عراقی بود نیز این اجازه را نمی‌دادند با داشتن پنج میلیون شیعه از نفوذ خمینی درعراق بیمناک شده و به هر صورت در نظر داشته‌اند به ترتیبی او را از عراق خارج سازند دستور فرمائید این مطلب به نحو غیرمحسوس به اطلاع آیات، روحانیون، طلاب و مذهبیون برسد که در هیچ کشوری مانند ایران به روحانیون [و] رجال مشارکت در امور مملکتی داده نمی‌شود و عنوان نمونه دولت عراق به تدریج قصد دارد مرکزیت مذهبی نجف را از بین ببرد وکویت نیز به خمینی روادید نداده است انتشار این مطلب باید ماهرانه و غیرمستقیم انجام گیرد. رخشا»

منبع:

کتاب انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، روزشمار استان مازندران (بابل)، جلد 2 صفحه 86

صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.