صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

موضوع : شیخ محمد تقی فلسفی

تاریخ سند: 14 بهمن 1350


موضوع : شیخ محمد تقی فلسفی


متن سند:

به: 312 شماره: 140787 /20ه‍ 12 از: 20 ﻫ‍ 12 نامبرده بالا که چند روزی بود در مسجد جامع به منبر می‌رفت بعداز ظهر روز 10 /11 /50 جهت سخنرانی به مسجد نیامد و مردم به یکدیگر می‌گفتند از طرف سازمان امنیت او را ممنوع‌المنبر کرده‌اند.
در آن میان مرتضی تجریشی به یکی از شرکت‌کنندگان گفت برو پشت بلند‌گو و به مردم بگو منبر فلسفی به دستور سازمان امنیت ممنوع شده است ولی بعداً از این کار منصرف شد و به آن شخص گفت شما را می‌شناسند خوب نیست و چند نفر دیگر را صدا کرد و به آن‌ها گفت بروید در گوشه کنار مسجد به مردم بگویید سازمان امنیت فلسفی را ممنوع‌المنبر کرده اسـت.
ضمناً یکی دیگر از شرکت‌کنندگان به نام مهدی ثقفی که دانشجـوی دانشگاه آریامهـر و برادر همسر خمینی می‌باشد و در همان جلسه حضور داشته به طور خصوصی برای یکی از دوستانش گفته است چندی قبل از طرف سازمان امنیت عکس یک مرد لخت را در حالی که با زنی در آغوش هم می‌باشند چاپ و در بازار توزیع شده منتها به جای آن مرد عکس سر فلسفی را چاپ کرده‌اند که نشان بدهند صاحب عکس فلسفی می‌باشد البته چند سال قبل هم از این نوع کارها کرده‌اند و چون قرار بود امشب فلسفی راجع به این موضوع صحبت بکند از منبرش ممانعت به عمل آورده‌اند.
1 نظریه شنبه‌.
نظری ندارد.
نظریه یکشنبه‌.
هر گونه سئوالی پیرامون اظهارات مهدی ثقفی از او بشود موجب شناسائی منبع خواهد شد.
ضمناً مهدی ثقفی و مرتضی تجریشی در 312 و 351 سابقه دارند.
آمال نظریه سه‌شنبه‌.
نظریه یکشنبه مورد تایید است‌.
سپاهی نظریه چهارشنبه: نظریه سه‌شنبه مورد تأیید می‌باشد.
پاد

توضیحات سند:

1.
جعل عکس علیه حجت‌الاسلام فلسفی: حادثه اخراج ایرانیان از عراق در سال 1350 که در بین آنان تعداد زیادی از علما و بزرگان حوزه علمیه نجف نیز بودند، مرحوم فلسفی را متأثر و ناراحت کرده بود لذا در جهت کمک به آوارگان از هرگونه تلاش کوتاهی نکرد و در این راستا به دعوت حضرت آیت‌الله خوانساری و با آگاهی از موضع‌گیری شجاعانه حضرت امام علیه بعثیون عراق، در مجلس دعایی که در مسجد سید‌عزیزالله برقرار شده بود، حضور یافت و به سخنرانی علیه رژیم بعثی پرداخت.
رژیم برای بهره‌برداری از این منبر با حذف قسمت‌هایی از این سخنرانی آن را از رادیو پخش کرد.
پس از این حادثه دو تن از سناتورهای انتصابی رژیم شاه در مجلس سنا یعنی جمشید اعلم و علامه وحیدی از این سخنرانی سوءاستفاده کردند و در مجلس سنا گفتند: «ما به این روحانیونی که با ما در میان فجایع عمال بعثی عراق هم‌صدا شدند، افتخار می‌کنیم؛ ولی آن آقا ـ منظور حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی بود ـ در عراق نشسته و هیچ‌ نمی‌گوید...
» سپس وحیدی می‌گوید: «آن آقا اصلاً ایرانی نیست» در پی انعکاس این سخنان سخیف در روزنامه‌های آن روز، فلسفی به خشم آمده، در مجلس ختم مرحوم‌ آیت‌الله چهلستونی چنان به رژیم حمله می‌کند که رژیم شاه تنها چاره را در ممنوع نمودن دائمی منبر او می‌بیند و 15 روز پس از منبر مسجد جامع، او را تا آخر عمر رژیم ممنوع‌المنبر می‌کند.
رژیم زخم خورده از این سخنرانی با دستپاچگی اقدام به چاپ عکس مونتاژی که ایشان را در کنار زنی نیمه عریان نشان می‌داده، کرد و به سراسر کشور و برای بیشتر علمای بلاد ارسال نمود.
این عکس‌های ساختگی نه تنها در روحیه مردم اثر منفی نگذاشت بلکه به قضاوت اسناد ساواک، حتی افراد ساده و دور از سیاست نیز به ساختگی و مونتاژ بودن آن پی بردند.
به سند مهمی در همین مورد توجه فرمایید: * از : 312 تاریخ : 2 /11 /50 گزارش درباره شیخ محمد تقی فلسفی واعظ محترماً باستحضار می‌رساند.
نامبرده بالا یکی از وعاظ سرشناس ایران است که بعضاً در بالای منبر مطالب انتقادآمیزی اظهار نمـوده و اخیراً رویه خود را تغییر[داده] و در بالای منبر مبادرت به اظهـارات حاد و خلاف مصالح مملکتی نموده به طوری که در روز 25 /10 /50 در مسجد جامع تهران از خمینی به طور آشکار جانبداری و مطالبی در تایید نامبرده و علیه اظهارات برخی از سناتورها درباره خمینی نموده است علی‌هذا در صورت تصویب باتوجه به این که عکسهای عملیاتی این شخص طبق اوامر صادره در مقیاس وسیع توزیع گردیده و احتمال دارد وی به منظور نشان دادن عکس‌العمل در مقابل این اقدام رویۀ سابق خود را تشدید و مطالبی عنوان نماید که بر خلاف مصالح مملکت باشد لذا یاد شده ممنوع‌المنبر گردد.
اقدام‌کننده ـ وثوقی رئیس بخش 312 ـ ازغندی معاون اداره یکم عملیات و بررسی ـ مبینی رئیس اداره یکم عملیات و بررسی ـ جوان آقای ازغندی مجدداً فرمودند ممنوع المنبر شود.
2 /11 /50 (رک: یاران امام به روایت اسناد ساواک، زبان‌گویای اسلام حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فلسفی، صفحه 23 مقدمه و 471، مرکز بررسی اسناد تاریخی) حجت‌الاسلام فلسفی در خاطرات خود در این باره می‌گوید: «از نظر ساواک، بعد از سخنرانی تند مسجد جامع تهران، دیگر زمان آن رسیده بود که تهدید مذکور عملی شود و آن‌ها مرا ترور شخصیت کنند، تا به خیال خودشان هم به من ضربه بزنند و هم اثر منبرم را در مردم از بین ببرند.
لذا به سرعت و به طور گسترده آن عکس ساختگی را در سراسر کشور پخش کردند.
بعضی از اشخاص که آن را دیده بودند به من تلفن می‌کردند و از این حرکت مذبوحانه اظهار تأسف می‌نمودند، و من جواب دادم: «این مسئله برای من مهم نیست؛ اما از آن‌جا که حاکی از شرف‌سوزی و فضیلت‌سوزی است، باعث می‌شود که در این مملکت هیچ‌‌کس احساس امنیت خاطر نکند و امنیت از مردم سلب شود و آن‌ها همیشه در نگرانی به سر ببرند».
اصولا از بین بردن شخصیت یک انسان ـ ترور شخصیت ـ به مراتب ناگوارتر و سخت‌تر از نابود کردن جسم و جان اوست؛ زیرا از بین بردن شخصیت یک عمل ممتد است و عوارض و تبعات منفی آن تا مدت‌های طولانی ادامه دارد.
از بین بردن یک منبری ـ که راهنمای افکار مردم و مبلغ اوامر الهی است ـ نابودی یک فرد نیست، بلکه مملکت را از آزادی و توجه به وظایف دینی خود باز می‌دارد.
خدا شاهد است که پس از پخش عکس مزبور، حتی یک تلفن هم به من نشد که اسائه ادبی صورت گیرد، یا چیز ناروایی گفته شود.
بلکه برعکس، همه احساس هم‌دردی با من و نفرت و انزجار نسبت به اقدام ضد انسانی ساواک می‌کردند.
لذا این قضیه برای ساواک نتیجه معکوس داشت.
مردی مسلمان و آزاده و فهیم که بسیار اهل درک بود و گاهی در مجالس باهم برخورد می‌کردیم و سلام و علیکی داشتیم، با این که هرگز منزل من نیامده بود، تلفن کرد و گفت: «می‌خواهم چند دقیقه منزل شما بیایم و شما را ببینم».
آمد و گفت: «از این عکس که پخش کرده‌اند، به من هم داده‌اند.
» عکس را نشان داد و جلوی من پاره کرد و دور ریخت.
گفت: «آمده‌ام به شما تبریک بگویم.
می‌دانستم و می‌دیدم که شما از اعمال دستگاه انتقاد می‌کنید، اما فکر نمی‌کردم که انتقادهای شما این قدر روی دستگاه اثر گذاشته باشد و آن‌ها را تا این اندازه در فشار سیاسی قرار دهد که دست به چنین کاری بزنند! وقتی که ساواک این عکس را منتشر کرد، فهمیدیم انتقادات شما برای این‌ها کشنده است که به این فکر پلید افتاده‌اند و اقدام به چنین سیاه‌کاری نموده‌اند».
نکتۀ دیگر این که من در مجالس فواتح، یا صبح منبر می‌رفتم یا عصر، و یا این که هم صبح و هم عصر منبر می‌رفتم.
در بعضی از مساجد وقت نبود، و لذا هر چند ساعت دو مجلس می‌گرفتند.
روزی ساعت 1 تا 3 بعدازظهر به مسجد‌الجواد وعده داده بودم، تا بعد از آن برای استراحت به منزل بروم.
اما برای مجلس دیگری که از ساعت 3 تا 5 بود، نیز مرا دعوت کردند.
گفتم: «نمی‌توانم دو منبر متوالی بروم.
منبر اول را ـ در ساعت قبل از آن ـ وعده داده‌ام؛ اگر می‌توانید اولی را موافق کنید که از من صرف‌نظر کند، می‌آیم، وگرنه نمی‌شود.
شخص دعوت‌کننده گفت: «غیرممکن است و باید بیایید»! تعجب کردم که چرا وی این همه اصرار می‌کند.
بعد گفت: «انتقادات شما از دستگاه باعث پخش عکس از طرف ساواک شده است.
من می‌خواهم شما در مجلس ختم ما منبر بروید، تا ثواب این انتقادها برای روح مادر من باشد که از دنیا رفته است!» من هم ناچار دعوت او را پذیرفتم.
بنابراین، پخش آن عکس نه تنها به شخصیت من ضربه نزد بلکه برعکس، عوارضی پیدا کرد که دستگاه را از عمل خود پشیمان نمود.
در آن زمان هم بعضاً می‌شنیدم ساواک به این نتیجه رسیده است که پخش عکس ساختگی در بین مردم بی‌اثر بوده و احتمالاً فلانی انتقاداتش را شدت خواهد داد.
لذا تصمیم گرفتند اصولاً‌مانع منبر رفتنم شوند.
» (خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفی، صفحه 335 تا 339، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، سال 1376) آقای فلسفی درست فهمیده بود، پخش عکس ذکر شده باعث محبوبیت وی و رسوایی رژیم و اعتماد بیشتر برخی از افراد و سبب زدودن شک و شبهه برخی دیگر نسبت به ایشان شد.
به سندی در این مورد توجه نمایید: به: 312ـ از: 20 ﻫ 12 ـ شماره: 140773 /20 ﻫ 12 ـ تاریخ: 13 /11 /50 موضوع: شیخ محمدتقی فلسفی شخص ناشناسی به نامبرده بالا اظهار نمود من یکی دو سال قبل گاهی که از شما غیبت می‌شد آن را تأیید می‌کردم ولی می‌خواستم به عرضتان برسانم که اشتباهی بوده و مرا ببخشید فلسفی جواب داده متشکرم شما بخشیده خدا هستید اگر من هم حدی داشته باشم شما را می‌بخشم.
نظریه یکشنبه: تصور می‌شود منبر فلسفی در مسجد جامع و تعریف و تمجید وی از خمینی باعث شده که طرفداران بیشتری پیدا کند چون عده‌ای از مخالفین قبلاً فلسفی را از روحانیون طرفدار دولت می‌شناختند و اعتقادی به مشارالیه نداشتند.
‌ آسای نظریه سه‌شنبه: نظری ندارد سپاهی نظریه چهارشنبه: نظری ندارد پاد دایره عملیات بهره‌برداری شود.
17 /11

منبع:

کتاب پایگاه‌های انقلاب اسلامی، مسجد جامع بازار تهران به روایت اسناد ساواک - جلد دوم صفحه 352

صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.