صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

موضوع: فعالیت سران افراد جبهه ملی در خراسان

تاریخ سند: 12 آذر 1342


موضوع: فعالیت سران افراد جبهه ملی در خراسان


متن سند:

از: ساواک خراسان تاریخ:12 /9 /1342
به: اداره کل سوم شماره: 8320/م الف 11
موضوع: فعالیت سران افراد جبهه ملی در خراسان
عطف 28768 /312 ـ 27 /8 /42 و تلگراف 8158 ـ 10 /9 /42

همان‌طوری‌که قبلاً نیز به استحضار رسیده، فعالیت افراد جبهه ملی در مشهد بعد از 28 مرداد 32 1 آغاز و تا تاریخ 25 /6 /36 به نام نهضت مقاومت ملی به فعالیت خود ادامه می‌داد ولی در این هنگام به علت دستگیری چند نفر از سران آن‌ها، فعالیت‌شان تا مدتی متوقف گردید و تا تیرماه 40 که آقایان مهندس حسیبی و دکتر آذر برای سروسامان دادن به این جبهه به مشهد آمده و تشکیلاتی برای آن‌ها ترتیب دادند، فعالیت محسوسی نداشتند.
در این موقع جبهه ملی به این فکر افتاد که با استفاده از موقعیت خاص مشهد و وجود انجمن‌ها و جمعیت‌های مذهبی، فعالیت خود را در پوشش مذهب بین انجمن‌های مذهبی دنبال نماید. البته در این راه موفقیت‌های خوبی هم به دست آورد؛ به‌طوری‌که اکنون در اکثر انجمن‌های مذهبی موجوده در مشهد نفوذ کرده، کما اینکه در تاریخ 17 /12 /40 کانون نشر حقایق اسلامی، انجمن اسلامی دانشجویان، انجمن تبلیغات اسلامی و سایر انجمن‌های مذهبی در مشهد به دعوت آقای طاهر احمدزاده عضو برجسته جبهه ملی، برای برگزاری مراسم عید فطر به قریه تلگرد (ملک شخصی نامبرده) دعوت می‌شوند که جمعیت زیادی برای این منظور به قریه مزبور رفته و پس از اقامه مراسم مذهبی عید فطر، مراجعت می‌نمایند. یا اینکه در سال‌های 40 و 41 در روزهای عاشورا، باز جبهه ملی با نفوذ در این جمعیت‌ها، عده‌ای در حدود هزار نفر متشکل و با شعارهای مختلفی در پوشش مذهب و مخالف منویات دولت، در شهر مشهد حرکت داده و اکنون نیز از طریق همین انجمن‌ها و جمعیت‌ها سعی می‌کنند هر روز به ترتیب خاصی نغمه ساز و از آن به نفع خود بهره‌برداری نماید و اینک عده‌ای از رهبران جبهه ملی و انجمن‌های مذهبی که فعالیت بیشتری داشته و وجود آن‌ها در آینده ممکن است ناراحتی‌هایی ایجاد نماید، به ترتیب صورت پیوست می‌باشند.
رئیس سازمان اطلاعات و امنیت خراسان ـ سرتیپ بهرامی

1. طاهر احمدزاده
2. دل‌آسایی
3. فریدون افتخاری
4. سید محمد مظلوم
5. حسن قاسمی
6. پرویز خرسند
7. جبهه اسلامی
خلاصه هریک به پرونده‌های شخصی ضمیمه گردیده است.

توضیحات سند:

1. کودتای ۲۸ مرداد یکی از حوادث سرنوشت‌ساز در تاریخ معاصر ایران بود که در دوازدهمین سال حکومت پهلوی دوم به وقوع پیوست و سبب تثبیت حاکمیت محمدرضا شاه تا ربع قرن دیگر شد. نهضت ملی شدن صنعت نفت سرآغاز یک همدلی فعالانه میان همه گروهها و شخصیت‌های سیاسی و مذهبی بود که به منافع ایران و اسلام می‌اندیشیدند. ولی این گروهها در طول زمان و پس از دست یازیدن به قدرت سیاسی، به قلع و قمع و حذف یکدیگر پرداختند. کودتای بیست و هشت مرداد که با طراحی انگلستان و امریکا و اجرای مشترک آن دو به انجام رسید، پایان غم‌انگیزی بر نهضت ملی شدن صنعت نفت و آغاز دوره جدیدی از دیکتاتوری و استبداد بود.
امریکا و انگلیس با هدف تصاحب منابع عظیم نفتی ایران، سیاست‌های یکسانی را علیه نهضت ملی درپیش گرفته بودند و اتحاد جماهیر شوروی نیز علی‌رغم شعارهای دفاع از منافع زحمتکشان، به منابع اقتصادی و سیاسی ایران چشم دوخته بود و به تعهداتی که به ایران داشتند عمل نکردند. این عوامل و کارشکنی‌ها درنهایت سبب کاهش شدید توان اقتصادی کشور گردید و سیاست‌های مثبتی که در جهت صادرات غیرنفتی در پیش گرفته شده بود، کفایت هزینه‌های کشور را نمی‌کرد. ازطرفی، اختلافات دکتر مصدق و آیت‌الله کاشانی در مسائلی مانند تمدید لایحه اختیارات دکتر مصدق، اجرای پاره‌ای از احکام شرعی درخصوص منع فروش مشروبات الکلی و همچنین نوع عزل و نصب‌ها و چگونگی تنظیم قرارداد جدید نفت، سبب بروز شکاف عمیقی میان رهبران نهضت و نمایندگان طرفدار آنها شد و سیل اتهامات و تبلیغات سیاسی علیه یکدیگر آغاز و پی گرفته شد.
فضای سیاسی و اختلافات گسترده میان رهبران نهضت باعث شد که سرلشکر فضل‌الله زاهدی - که سابقه طولانی در خونریزی و بی‌رحمی نسبت به مردم و شورش‌های داخلی داشت و در دولت دکتر مصدق نیز مدتی عهده‌دار سمت وزارت کشور بود - پس از برکناری، به یک نظامی مدعی نخست‌وزیری و محور مخالفان دکتر مصدق تبدیل شود. از طرف دیگر امریکایی‌ها و انگلیسی‌ها با هماهنگی اعضای خانواده سلطنت ازجمله اشرف پهلوی، به جلب همکاری عوامل خود برای برکناری مصدق و گماشتن سرسپردۀ حافظ منافع آن کشورها در رأس امور اجرایی کشور پرداختند.
در یازدهم مرداد سال 1332 کرمیت روزولت امریکایی، رهبر کودتا، با شاه ملاقات کرد و طرح کودتا و برکناری مصدق و نخست‌وزیری زاهدی را با او مطرح و رضایت نهایی‌اش را در عزل مصدق و انتصاب زاهدی جلب نمود. سه روز بعد در چهاردهم مرداد سال 1332 ژنرال آیزنهاور، رئیس‌جمهور امریکا، در یک سخنرانی تصریح کرد که: «امریکا مصمم است راه پیشروی کمونیسم در ایران و دیگر کشورهای آسیایی را مسدود کند. پیروزی نخست‌وزیر بر اقلیت ناراضی مجلس و انحلال آن ثمره همکاری مصدق و حزب توده بوده است.»
سرانجام عملیات کودتا در بیست و پنجم و بیست و هشتم مرداد سال 1332 با همکاری مشترک انگلیس و امریکا عملی شد؛ ولی برنامه‌ریزی و طراحی و اجرای نقش اصلی آن با انگلیسی‌ها و عوامل آنها بود. سرلشکر فضل‌الله زاهدی چهره‌ای شناخته شده بود که فقط نقش فرماندهی را بازی می‌کرد. سرهنگ حسن اخوی که طراح عملیات اجرائی کودتا بود، به همراه برادران سیف‌الله، اسدالله و قدرت‌الله رشیدیان، مهدی میراشرافی و اعضای شبکه بدامن که زیرنظر شاپور جی و اسدالله علم رهبری می شدند، همگی عوامل دولت انگلستان بودند. کرمیت روزولت نیز نقش نظارت بر حسن اجرای کودتا را به عهده داشت.
در شب بیست و پنجم مرداد وزیر دفاع دکتر مصدق، تقی ریاحی، از طریق چند نفر از عوامل نفوذی متوجه کودتا گردید. سرهنگ نصیری، فرمانده گارد، به هنگام ابلاغ حکم عزل در نیمه‌شب دستگیر شد و فرمانده‌هان نیروهای سه‌گانه و وزیر دفاع فوراً درصدد مقابله با کودتا بر آمدند و واحدهای کودتاکننده را خلع سلاح کردند. محمدرضا پهلوی پس از شنیدن خبر شکست کودتا، از نوشهر به بغداد و از آنجا به رم (ایتالیا) فرار کرد. با فرار شاه، در سراسر کشور تظاهرات عمومی برپا شده و مجسمه‌های شاه و پدرش به پایین کشیده شد و عکس‌هایش از ادارات جمع‌آوری گردید. در تجمع بزرگی در میدان بهارستان، دکتر حسین فاطمی، وزیر خارجه، اعلام کرد که: «نظام سلطنتی باید برچیده شود و حکومت جمهوری اعلام شود و شاه ایران روی ملک فاورق مصر را سفید کرده است.»
در چنین شرایطی که کشور شدیداً به مجلس نیاز داشت، دکتر مصدق، بدون اعتنا به توصیه‌ها و اخطارهای اطرافیان، پیروزی در رفراندوم و انحلال مجلس را اعلام کرد. در روز بیست و هفتم مرداد، آیت‌الله کاشانی طی نامه‌ای به دکتر مصدق او را از شرایط جدیدی که کودتاچیان تدارک دیده بودند، مطلع ساخت و از او خواست که با همکاری با او تصمیمات لازم برای جلوگیری از کودتا را تدارک ببیند. اما دکتر مصدق در پاسخی به آن نامه، نوشت: «27 مردادماه، مرقومه حضرت آقا توسط آقای حسن سالمی زیارت شد. اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم. والسلام. دکتر محمد مصدق.» با این پاسخ، دکتر مصدق آیت‌الله کاشانی را از دخالت در حوادث آینده منع کرد و حتی اعلام حمایت وی را نیز لازم نشمرد.
همان‌طور که آیت‌الله کاشانی پیش‌بینی کرده و اخطار داده بود، مرحله دوم کودتا در بیست و هشتم مردادماه توسط شاپور جی و عوامل انگلیسی و حمایت امریکایی‌ها به اجرا گذاشته شد. براساس برنامه‌ریزی‌های سرهنگ حسن اخوی، طراح اجرایی کودتا، باید از مردم و جمعی از اراذل و اوباش علیه مصدق و دولت او استفاده می‌شد. خاصّه آنکه دولت مصدق دستور داده بود که هوادارانش خیابان‌ها را ترک نمایند و این بهترین فرصت را برای کودتا فراهم کرده بود. کودتا به پیروزی رسید و سرلشگر زاهدی به نخست‌وزیری رفت. محمدرضا پهلوی به کشور بازگشت و به تعبیر امام خمینی «محمدرضا رفت و رضاشاه برگشت» و این درحالی بود که دِیْن بزرگی از امریکا و انگلیس برگردن داشت. بعد از تسلیم دکتر مصدق، کرمیت روزولت با شاه ملاقات کرد و شاه ضمن تشکر از او گفت: «من تاج و تختم را از برکت خداوند، ملتم و ارتشم و شما دارم...». و بدینسان عصر جدیدی در سرنوشت ملت ایران رقم خورد که هزینه آن بیست و پنج سال سلطه مستقیم امریکا و ده‌ها هزار کشته و زخمی و زندانی بوده است که نهایتاً با انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به آن خاتمه داده شد.

منبع:

کتاب انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان خراسان رضوی- 03 صفحه 342


صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.