تاریخ سند: 10 بهمن 1356
موضوع: شیخ عبدالوهاب قاسمى فرزند عزیزاله
متن سند:
به: 312 1110 تاریخ گزارش: 10 /11 /36
از: 2 ه 1 شماره گزارش: 3132 /2 ه 1
موضوع: شیخ عبدالوهاب قاسمى فرزند عزیزاله
شایع بود که مجلس ختمى جهت کشته شدگان قم در مساجد برگزار خواهد شد. لذا مورخه 22 /10 /36 خلیل علیپور1 فرزند ابراهیم، مصطفى شهابى، محمداسماعیل گریبان2 فرزند خلیل، قدرتاله واثقى فرزند دوستعلى، به منزل شیخ قاسمى مراجعه و اظهار مىدارند در این واقعه تکلیف ما چیست و چه بایدکرد شیخ قاسمى اظهار مىدارد من از هیچ کس نمىترسم در موقع ختم جهت کشتهشدگان قم تمام حرفهایم را صریحا خواهم گفت از کسى ترسى ندارم.
نظریه شنبه: مطالب فوق صحت دارد.
نظریه یکشنبه: شایع شده بود که متعصبین مذهبى و روحانیون در مسجد جامع سارى مجلس ختم به مناسبت کشتهشدگان واقع قم برگزار نمایند که این مجلس برگزار نگردید. هوشمند
نظریه چهارشنبه: نظریه یکشنبه مورد تأییداست. رومى
توضیحات سند:
1. خلیل علىپور فرزند ابراهیم در سال 1313 در روستاى ریکنده در قائمشهر به دنیا آمد. براساس گزارش ساواک مازندران در سال 52: «وى در خیابان نادر به شغل آرایشگرى مشغول است بدون داشتن مجوز در آرایشگاه خود مبادرت به فروش کتب و نشریاتى در آن محل مىنماید» براساس یکى دیگر از گزارشهاى ساواک مازندران در 1 /2 /54 «روستائیانى که جهت اصلاح سر و صورت به آرایشگاه وى مىآیند او به آنها تفهیم مىکند که شرکت در حزب رستاخیز ملى جنگ با قرآن است نباید شرکت کرد. و آرایشگاه وى پاتوق جوانان متعصب مذهبى سارى است» به همین دلیل در همان سال به ساواک احضار و مورد بازجویى قرار گرفت و تذکرات لازم به وى داده شد در تاریخ 27 /5 /57 پس از سخنرانى شیخ عبداللّه نظرى خادمالشریعه در مسجد جامع سارى عدهاى از جمله ایشان به نفع امام خمینى شعار دادند و براساس گزارش ساواک در 4 /9 /57: «علىپور و حسن حامى از افراطیون مذهبى طرفدار خمینى مىباشند عکسهایى از خمینى و عباس مفتاحى معدوم را پشت شیشه محل کسب خود به معرض نمایش گذاشتهاند.»
و براساس گزارش ساواک در 13 /9 /57: «وى به همراه 19 نفر از جمله افرادى هستند که در تظاهرات ماههاى خیر سارى شرکت داشتند.»
اسناد ساواک، پروندههاى انفرادى
2. محمداسماعیل گریبان فرزند خلیل در سال 1323 در سارى به دنیا آمد. براساس گزارش ساواک مازندران در سال 50: «نامبرده آموزگار دبستان لاریم از توابع شاهى مىباشد که هفتهاى چندبار به سارى مسافرت و در جلسات مذهبى و نظایر آن شرکت مىنماید و از متعصبین مذهبى مىباشد که از هر فرصت استفاده و انتقاداتى از رژیم مىنماید.» وى در تاریخ 19 /3 /51 در یک جلسهاى اظهار داشت: «در صورتى که حکومت اسلامى در کشور بر روى کار آید در اجتماع مسلمین ابدا فحشاء دیگر وجود نخواهد داشت و تکلیف روشن مىگردد.» وى در سال تحصیلى 51 و 52 از قریه لاریم جویبار به قریه لیمون اطراف سارى منتقل شد. در سال 52 وى به اتفاق 20 نفر سرپرستى و مدیریت طرفداران حضرت امام ره را به عهده داشت و درصدد فراهم آوردن مقدمات تشکیل جمعیت هواداران حضرت امام (ره) در سارى بود. در سال 56 وى که آموزگار دبستان شریعت سارى بود شبهاى جمعه تعدادى از جوانها را جهت استماع سخنان حضرت امام (ره) که به صورت نوار کاست در دست داشت به منزلش دعوت و اکثر نوارهاى وى بر علیه مقامات مختلف کشور بود. وى از دوستان نزدیک آیتاللّه شیخ عبداللّه نظرى بود. اسناد ساواک، پروندههاى انفرادى
سند شماره (58)
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، روزشمار استان مازندران(ساری)، جلد 1 صفحه 62
