تاریخ سند: 17 مهر 1357
منظور: عرض وضعیت نامبرده بالا و صدور اوامر عالی.
متن سند:
گزارش
درباره: غلامعلی نعیمآبادی فرزند قدرتاله شغل واعظ
محترماً به استحضار میرساند:
منظور: عرض وضعیت نامبرده بالا و صدور اوامر عالی.
گردش کار: برابر گزارش شهربانی شاهرود نامبرده در تاریخ 4 /6 /1357 در مسجد مصلی با سخنان تحریکآمیز مردم را آماده انجام تظاهرات نموده و جمعیت پس از خروج از مسجد مذکور به دستور پیشنماز میرزا محمدباقر طاهری محمودی با دادن شعارهای مضره به مأمورین آتشنشانی و پلیس حملهور و در نتیجه منجر به تیراندازی هوایی گردیده است که به همین علت یاد شده دستگیر و در تاریخ 5 /6 /1357 از طریق ساواک سمنان به این کمیته اعزام و با صدور قرار تأمین روز 6 /6 /1357 دادستانی ارتش بازداشت گردیده است.
خلاصه اظهارات متهم:
نامبرده در تحقیقات معموله اظهار میدارد، از طرف میرزا محمدباقر طاهری محمودی به شاهرود دعوت شدم تا در ایام ماه مبارک رمضان در مسجد مصلی به منبر بروم و در مجموعه منبرهای من که در شاهرود و بسطام که حدود 60 منبر بوده هیچ گزارشی مبنی بر سخنان تحریکآمیز و برخلاف مصالح مملکت وجود ندارد و در منبر روز 4 /6 /1357 نیز سخنانم در اطراف مسائل عملی بوده و شدیداً از مارکسیستهای به اصطلاح اسلامی1 انتقاد نمودم و در مسجد هیچگونه حرکتی خلاف حتی صلواتی از ناحیه شخص و یا اشخاص فرستاده نشد و مسجد کاملاً در کنترل خودم بود و در سخنرانی روز مذکور حتی انتقاد از دولت هم وجود نداشت زیرا پس از آزادی از زندان (فروردین ماه سال جاری) تصمیم گرفته بودم به هیچ وجه عملی که منجر به دستگیری مجددم بشود ننمایم ضمناً طبق گزارش و آنچه در روزنامه نوشته شده بود تظاهرات روز 4 /6 /1357 ابتدا در فلکه و بعداً در خیابان پهلوی شروع شد و فاصله محل تظاهرات و مسجد مصلی که من منبر رفتم حدود یک کیلومتر است، نکته قابل توجه دیگر آنست که من بلافاصله پس از پایان سخنرانی به منزل رفته و راحت و آرام خوابیدم در صورتی که چنانچه مرتکب جرم و اتهام وارده شده بودم در شاهرود نمیماندم وانگهی از ابتدا همسر و فرزندانم را با خود به شاهرود نمیآوردم مضافاً اینکه برابر گزارشهایی که در روزنامهها درج شد تظاهرات دیگری نیز در شاهرود انجام شده است مثلاً در تشییع جنازه مرحوم مفیدی عدهای دست به تظاهرات زدهاند آیا جز این است که دستهایی وجود دارد که در هر فرصتی از اجتماعات مردم سوءاستفاده میکنند. یاد شده در خاتمه میافزاید در تظاهرات روز 4 /6 /1357 هیچ نقشی نداشته و کاملاً بیگناه میباشد و تقاضا دارد در این زمینه تحقیقات بیشتری معمول تا در نتیجه صحت اظهاراتش تایید گردد.
اقدامات انجام شده:
الف ـ منزل نامبرده پس از دستگیری در شاهرود مورد بازرسی قرار و مورد مشکوکی مشاهده نگردیده است.
ب ـ هیچگونه مدرک مستندی به ویژه نوارهای ضبط شده در مورد سخنان تحریکآمیز یاد شده از شهربانی شاهرود ارسال نگردیده است.
پ ـ در مورد گزارش شهربانی شاهرود از طریق ساواک سمنان تحقیق و گزارش واصله از ساواک سمنان حاکی است که غلامعلی نعیمابادی در 21 ماه مبارک رمضان (4 /6 /1357) در ازدحام و تحریکات شرکت نداشته و چون همه ساله مرسوم است که در روز احیا دستهای مذهبی از مدرسه قلعه خارج و به طرف گورستان شهر رهسپار که پس از برگزاری مراسم مجدداً متفرق میشوند و امسال هم مانند سالهای گذشته این مراسم انجام شده و عدهای اخلالگر در وسط آنان بوده که شروع به دادن شعارهای ضدملی نمودهاند و در نتیجه منجر به دخالت و درگیری با مأمورین گردیده است. ضمناً از مسجد مصلی تا مدرسه قلعه که محل انجام تظاهرات بوده فاصله حدود 5 /1 کیلومتر است که با منبر نعیمآبادی ارتباطی نداشته است.
نظریه:
با عرض مراتب فوق و عنایت به گزارش ساواک سمنان (احتراماً با راهنما مشخص گردیده) مبنی بر اینکه نامبرده در ازدحام و تحریکات روز 4 /6 /57 دخالتی نداشته و تظاهرات مذکور مربوط به سخنرانی در مسجد مصلی نبوده است. مستدعی است در صورت تصویب ضمن اخذ تعهد با تبدیل قرار از زندان آزاد گردد.
منوط برای عالیست. احتراماً به استحضار میرساند.
اگر طرفدار خمینی است بقیه حرفهای او دروغ است تحت تعقیب قرار گیرد 20 /7 /57
[ناخوانا] 17 /7 /57 رئیس بخش 385 بزرگری
توضیحات سند:
1. مارکسیست اسلامی: این عنوان از جعلیات شاه بود. این اصطلاح مضحک حربهاى شده بود در دست مأموران شاه تا هر مخالفى را که مدرکى علیه وى به دست نیامده بود به این جرم دستگیر و روانه شکنجهگاه سازند.
یکى از تلاشهاى وسیع رژیم شاهنشاهى در میان جامعه، ترساندن مردم از خطر کمونیسم و توجیه اقدامات خود بود. این ترس که ریشه در برخى حرکات گروههاى کمونیست ایرانى در سالهاى دهه 1320 داشت و از اقدامات ضداسلامى و ضدانسانى آنان سرچشمه مىگرفت و با تبلیغات جهانى در جریان جنگ سرد علیه روسیه شوروى نیز هماهنگ بود، یکى از اقدامات اساسى رژیم براى سرکوب هر نوع حرکتى انقلابى تلقى مىشد به طورى که از مسلمانان مبارز و متدینین، با عنوان «مارکسیست اسلامى» نام برده مىشد. امّا این ترفند براى فریب حوزههاى علمیّه و علماء دینآگاه کارساز نشد و عموم علماء و مدرّسین ضمن مخالفت با کمونیسم، دست از مبارزه با دستگاه حاکمه نکشیدند. این استقلال فکرى حوزه و آگاهى به ماهیت تبلیغات دستگاه رژیم، در میان مردم تبلیغ شد و ملّت بزرگ ایران اسلامى نیز، حساب مبارزین متدیّن و مسلمان را از مارکسیستها و کمونیستها جدا کرده و با همبستگى با یکدیگر، همزمان علیه کمونیسم و رژیم شاهنشاهى قیام کردند، دو جریانى که توسط استعمار به مثابه دو لبهی قیچى براى هدم احکام نورانى اسلام به کار گرفته مىشد.
منبع:
کتاب
آیتالله غلامعلی نعیمآبادی به روایت اسناد ساواک صفحه 252

