تاریخ سند: 5 بهمن 1356
علی خامنهای1 و محمدجواد حجتی کرمانی
متن سند:
از: 11 ﻫ / الف تاریخ: 5 /11 /2536[1356] 13561105
به: 11 ﻫ شماره: 3403/ 11 ﻫ الف
در ساعت 1130 روز 23 /10 /36 استاد مکارم که از روحانیون قم میباشد و به چابهار تبعید شده به اتفاق دو نفر مأمور و یک نفر راننده با وسیله نقلیه به ایرانشهر وارد و پس از توقف کوتاهی در منزل حاج محصل یزدی و ملاقات با علی خامنهای1 و محمدجواد حجتی کرمانی2 (معممین تبعید شده به ایرانشهر) به اتفاق حاج محصل به صوب چابهار حرکت کردند و منظور از رفتن حاج محصل به چابهار تهیه کردن محل سکونت برای استاد مکارم میباشد. علت تبعید آقای مکارم گویا تظاهرات چند روز قبل در قم (17 دی) بوده که گویا چند نفر از تظاهرکنندگان به منزل وی رفته و همچنین چون عدهای از اهالی قم به خاطر کم شدن سهام چند نفر بهایی در بانک صادرات حسابهای خود را در شعبات بانک مذکور در قم بستهاند لذا گویا این اقدام به تحریک آقای مکارم بوده که عاقبت باعث تبعید وی گردیده است.
نظریه شنبه. خبر صحیح است.
نظریه دوشنبه. ضمن تأیید نظریه شنبه چنانچه تعداد روحانیون تبعیدی در بلوچستان افزایش یابد و تماسهای آنان با یکدیگر ادامه یابد تصور میرود عاقبت خوبی نداشته و احتمال فعالیت آنان وجود خواهد داشت.
در پرونده 75281 بایگانی شود. کنونی 18 /12
توضیحات سند:
________
1. اصل: حسین آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال 1318 ﻫ ش در مشهد به دنیا آمد. پدرش آیتالله سیدجواد حسینی خامنهای از روحانیان معروف مشهد و مادر ایشان نیز دختر یکی از روحانیون سرشناس مشهد بود. سیدعلی خامنهای از چهارسالگی به مکتب رفت و به فراگیری قرآن پرداخت. سپس وارد مدرسهای به نام «دارالتعلیم دیانتی» شد. ابتدا جامعالمقدمات آموخت. وی به راهنمایی و تشویق پدر دوره سطح را در حوزه علمیه مشهد خواند و در 18 سالگی درس خارج فقه و اصول را آغاز کرد. تا سال 1336 به تحصیلات خود در رشته فقه، اصول و فلسفه اسلامی در مشهد ادامه داد و در این سال به عتبات عالیات مشرف شد، وی که میل داشت در نجف بماند، به سبب مخالفت پدر بعد از مدت کوتاهی به مشهد بازگشت. در سال 1337 با اجازه پدر به قم رفت و تا سال 1343 که به مشهد بازگشت در این شهر ماند. آیات عظام شیخ هاشم قزوینی، میلانی، شاهرودی، حکیم، خویی، زنجانی، بروجردی و شیخ مرتضی حائری از جمله استادان ایشان در حوزههای علمیه مشهد، نجف و قم بودند.
آیتالله خامنهای از سال 1341 که مبارزات روحانیت به رهبری حضرت امام(ره) اوج گرفت، فعالانه وارد مبارزه شد. نخستین مأموریت ویژه ایشان بردن پیام حضرت امام(ره) برای آیتالله میلانی و علمای خراسان درباره برنامه درگیری محرم 1342 بود. مقارن روزهای پرحادثه 10 و 12 محرم 1383ق/ 15 خرداد 1342 در بیرجند دستگیر و به مشهد اعزام و در بازداشتگاه لشکر مشهد زندانی شد. پس از آزادی به قم رفت و در بهمن همان سال به زاهدان رفت، اما مجدداً دستگیر و به تهران اعزام و در قزلقلعه زندانی گردید. در فاصله 1343 تا 1346 مبادرت به طرح مباحث پایهای عقیدتی و سیاسی در سطح حوزه و دانشگاه و به تدریج در سطح کلی جامعه در مشهد کرد و جلسات درس تفسیر و حدیث و اندیشه اسلامی ایشان شلوغ بود و ادامه همین فعالیتها منجر به بازداشتهای متوالی ایشان در سالهای 1346 تا 1349 شد. در سال 1350 برای پنجمین بار به زندان افتاد. پس از آزادی دایره درسهای عمومی تفسیر و کلاسهای مخفی عقیدتی و سیاسی ایشان گسترش یافت. در فاصله سالهای 1350 تا 1353 با کوشش و مجاهدت آیتالله خامنهای سه مسجد کرامت، امام حسن (ع) و میرزا جعفر کانون فعالیتهای اسلامی و مبارزات پایهای در مشهد بود و به رغم یورشهای ساواک به این کانونها و دستگیری شرکتکنندگان و کارگردانان جلسات این کانونها، همچنان مقاومت ادامه یافت و بالاخره مأموران رژیم در دی ماه 1353 ناگزیر شبانه به منزل آیتالله خامنهای ریختند و ایشان را بازداشت و به تهران اعزام کردند و مدتها در زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری با سختترین شرایط توأم با بازجوییهای دشوار نگهداشته شد. در پاییز 1354 آزاد شد و دوباره به مشهد مراجعت کرد. در سال 1356 به همراه جمعی از روحانیان تهران و قم طرح ایجاد جامعه روحانیت مبارز را ارائه دادند. اواخر همین سال مجدداً دستگیر و برای مدت سه سال به ایرانشهر تبعید شد. اواسط سال بعد با اوجگیری مبارزات عمومی از تبعیدگاه خود به مشهد بازگشت و در صف مقدم مبارزه قرار گرفت. اواخر دی 1357 به فرمان امام(ره) به عضویت شورای انقلاب منصوب شد. مسئولیتهای ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی عبارتند از: عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، معاونت وزارت دفاع و نمایندگی شورای انقلاب در آن وزارتخانه، سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، عضو شورای انقلاب، امامت جمعه تهران، نماینده تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی، دبیر کل حزب جمهوری اسلامی، رئیس شورای عالی دفاع، نماینده مجلس خبرگان رهبری در دوره اول، عضو شورای مرکزی ائمه جمعه کشور، عضو جامعه روحانیت مبارز تهران و دو دوره ریاست جمهوری ایران. آیتالله خامنهای پس از ارتحال امام(ره) با رأی قاطع مجلس خبرگان به عنوان رهبری انقلاب اسلامی منصوب شد.
2. حجتالاسلام محمدجواد حجتى کرمانى، فرزند حاج میرزا عبدالحسین در سال 1311 ﻫ ش در کرمان متولد شد. تحصیلات مقدماتى را در کرمان گذراند و در سال 1330 به قم عزیمت کرد و تا سال 1336 در محضر آیتالله العظمی بروجردى، امام خمینى(ره) و علامه طباطبایى به تحصیل فقه، اصول و فلسفه پرداخت. در همین سالها بود که با شهید نواب صفوى آشنا شد و از افکار انقلابى وى الهام گرفت. وى در سالهاى 1340 ـ 41 در کرمان به سازماندهى جوانان همت گماشت و سپس براى مقابله با تبلیغات مسیحیت در کرمان با اسقف بزرگ مسیحى کلیساى کرمان به بحث و مناظره پرداخت و کتاب «جلوه مسیح» را تألیف و منتشر کرد. در سال 1343 و پس از ترور منصور به دنبال یک سخنرانی دستگیر و مدت سه ماه زندانى شد. پس از آزادى از زندان و در سال 1344 به دنبال کشف حزب ملل اسلامى به همراه یک گروه 55 نفره دستگیر و پس از محاکمه در دادگاههاى بدوى و تجدید نظر نظامى به 10 سال زندان محکوم گردید و پس از ده سال و اندى در پائیز سال 1354 از زندان آزاد شد. وى در سال 1356 در پى ایراد سخنرانی و قرائت قطعنامه چهارده مادهاى در جلسه یادبود مرحوم حاج آقا مصطفى خمینى در مسجد اعظم قم، دستگیر و به ایرانشهر تبعید گردید. در فروردین 1357 از ایرانشهر به سنندج و مدتى بعد به جیرفت منتقل شد و پس از واقعه خونین 17 شهریور 1357 بازداشت شد و مدتى در زندان شهربانى تهران در حبس بود. او در آستانه پیروزى انقلاب به کرمان بازگشت و پس از پیروزى انقلاب به عنوان نخستین امام جمعه کرمان به اقامه نماز جمعه پرداخت. در سال 1358 به همراه شهید باهنر از سوى مردم کرمان به نمایندگى مجلس خبرگان برگزیده شد و یک سال بعد در نخستین انتخابات مجلس شوراى اسلامى به عنوان نماینده تهران به مجلس راه یافت و در کمیسیونهاى «طرح انقلاب»، «امور خارجه»، «قضائى» و «نهادهاى انقلاب» خدمت نمود. وى پس از پایان اولین دوره مجلس شوراى اسلامى به سمت مشاور فرهنگى رئیس جمهور در دوره ریاست جمهورى حضرت آیتالله خامنهاى برگزیده شد. او صاحب آثار بسیارى در زمینه تألیف و ترجمه مىباشد.
ر.ک: روزنامه جمهورى اسلامى، 20 /12 /58، ص 13 و روزنامه حدیث کرمان 10 /7 /69، ص30
منبع:
کتاب
آیتالله العظمی ناصر مکارم شیرازی به روایت اسناد ساواک - کتاب دوم صفحه 428
