تاریخ سند: 29 خرداد 1353
گزارشهای رسیده حاکی از آن بود که نامبرده بالا که یکی از طلاب علوم دینی شهرستان قم بوده
متن سند:
از: 312 تاریخ:29 /3 /1353
گزارش
درباره: غلامعلی نعیمآبادی فرزند قدرتاله
محترماً به استحضار میرساند.
گزارشهای رسیده حاکی از آن بود که نامبرده بالا که یکی از طلاب علوم دینی شهرستان قم بوده و هر چند یک بار جهت انجام سخنرانی به تهران عزیمت مینماید، در یکی از جلسات مذهبی تهران ضمن سخنرانی مطالب خلافی در مورد تحریم گوشت عنوان نموده است که مراتب طی گزارشی به عرض رسید و پیشنهاد شد با توجه به اوامر تیمسار ریاست ساواک در این مورد، مشارالیه دستگیر شود که موافقت فرمودند و متعاقباً در تاریخ 10 /2 /53 روحانی یاد شده فوق وسیله ساواک قم دستگیر و تحویل کمیته مشترک ضدخرابکاری شده است. واعظ مزبور در تحقیقات معموله اظهار داشته از مدتها قبل جهت تأمین معاش هفته یکی دو بار در جلسات مذهبی تهران سخنرانی مینماید و در جلسه مورد بحث نیز به علت آن که مسئله تحریم گوشت سرد در شهرستان قم بر سر زبانها بوده، مشارالیه ضمن سخنرانی اشارهای به مسئله گوشت سرد کرده است. یاد شده ضمن اظهار تنبه و ندامت اضافه نموده هنوز هم که به این علت دستگیر شده نمیتواند تصور کند که طرح این موضوع بر روی منابر مغایر مصالح مملکتی باشد. روحانی مذکور سپس افزوده که وی به موضوع شاه سایه خدا در زمین است1 و به امنیت موجود در ایران کاملاً معتقد بوده و بنابراین قصد نداشت اقدامی به عمل آورد که به نحوی با امنیت کشور مغایر باشد.
با عرض مراتب فوق و اینکه اولاً به نظر میرسد مدت بیش از یک ماه و نیم زندان در روحیه واعظ مزبور و تنبیه وی مؤثر واقع شده ثانیاً در حال حاضر موضوع گوشت سرد از نظر اذهان عمومی به دست فراموشی سپرده شده مستدعی است در صورت تصویب فرد مورد بحث با اخذ تعهد لازم و پس از تبدیل قرار از زندان آزاد شود. موکول به اوامر عالیست%
رهبر عملیات. باقری 29 /3
رئیس بخش 312. عشقی
رئیس اداره یکم عملیات و بررسی. عطارپور 29 /3 /53
موافقت میشود 30 /3 /53
توضیحات سند:
1. اگرچه اظهار مطالبی از این قبیل در بازجویی امری عادی و شگردی جهت رهایی از چنگال بازجویان و ندادن سندی بدست آنان به منظور تشکیل پرونده ای سنگین جهت ارائه به دادسرای نظامی میباشد ،ولی در متن بازجویی آیت الله نعیم آبادی هم که در صفحات قبل آمده چنین مطلبی دیده نمیشود.
منبع:
کتاب
آیتالله غلامعلی نعیمآبادی به روایت اسناد ساواک صفحه 79

