خلاصه گزارش خبری از ساعت 7 روز 14/11/42 تا ساعت 7 روز 15/11/42
متن سند:
خلاصه گزارش خبری از ساعت 7 روز 14 /11 /42 تا ساعت 7 روز 15 /11 /42
1. مجالس روضهخوانی:
الف. منزل آیتالله میلانی: از ساعت 2 روز جاری در منزل آقای میلانی مجلس روضهخوانی بود. ابتدا یک نفر مسئلهگو به منبر رفت و چند مسئله دینی گفت. سپس آقای مصباح به منبر رفت. سخنان واعظ نامبرده درباره دین و تقوا و پیروی از دستورات علی علیهالسلام بود و در خاتمه اظهار داشت علماء ما نایب امام عصر هستند و ما باید کاملاً دستورات علما و مراجع دینی را اجرا نماییم. سپس به علما دعا کرد که همیشه پیروز باشند. ساعت 21:3 پسر آقای میلانی به منبر رفت. نامبرده درباره دین اسلام و چگونگی نگهداری آن مفصلاً صحبت کرد و در این مورد چند مثال زد و منجمله گفت حوزۀ نظام وظیفه رفته بود به یک محلی جهت آوردن سرباز. مردم دیدند سرهنگی که برای این کار رفته نماز میخواند، گفتند چه شده که شما نماز میخوانید؟ سرهنگ جواب داد من هرچه میخواهم از در این خانه است. سپس اظهار داشت ما مسلمانیم و شیعه علی؛ ما دستورات علی را اجرا میکنیم و طور دیگر انجام وظیفه مینماییم. ما نمیگذاریم به زهرا ظلم شود و حق آن بیبی پایمال گردد. ما فعالیتهای خودمان را به هر صورت که باشد، چه تبلیغ و یا طور دیگر انجام میدهیم. وظیفه ما این است که از دینمان دفاع نماییم و تبلیغ کنیم و حرفهای خود را بزنیم. پیشوایان ما و مراجع1 دینی ما کوششهای خود را کردهاند و میکنند. ناطق مزبور سپس ذکر مصیبت نموده و به مناسبت شب احیا، قرآن به سر گرفت. نامبرده ضمن دعا گفت موسی ابن جعفر در زندان غل2 و زنجیر به دست و پای مبارک داشت و بسیار رنج و مشقت در زندان دید. به حق آن حضرت زندانیان ما را به زودی به ما بازگردان! خدایا به حق امام عصر وجود مبارک حضرت آیتالله خمینی و حضرت آیتالله قمی را از جمیع بلیات حفظ و حوائج ایشان را برآورده نما و چشمهایمان را به جمالشان روشن گردان که دیگر طاقت نداریم، بس است هرچه آنها در زندان و ما در فراغشان رنج کشیدیم! ساعت 23 نامبرده به منبر خود خاتمه داد3. با اینکه شب اول مجلس بود، در حدود 15 نفر در آن شرکت داشتند. خود آقای میلانی نیز از اول مجلس تا به آخر حضور داشت. عیناً [در] پرونده سید محمدعلی میلانی ضمیمه شود.
توضیحات سند:
1. در اصل: مراجعین
2. در اصل: قل
3. در اصل: یافت
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان خراسان رضوی- 03 صفحه 397
