تاریخ سند: 5 دی 1344
گزارش
متن سند:
از : اداره کل سوم 324
محترما بعرض می رساند از چندی قبل بعضا در برخی از جراید تفسیرهائی
انتقادی علیه سیاست آمریکا درج میگردید.
انتقادات مزبور اخیرا در جراید
سیاسی و اقتصادی پایتخت افزایش یافته و اکثرا نشریات ضمن اشاره به
فرمایشات شاهنشاه آریامهر به مخبر نیویورک تایمز مبنی بر اینکه (ملت ایران
باید بر سیاست ملی و مستقل
خود تکیه کند).
سیاست
کشورهای غربی را در منطقه
خاورمیانه منکوب مینمایند.
همزمان با جریان فوق نشریه
نیویورک تایمز مقالاتی علیه
ایران و عدم ثبات امنیت در
منطقه آذربایجان در نشریه
خود درج که موضوع اخیر
دستاویز دیگری برای انتقاد
از سیاست آمریکا مورد
استفاده جراید قرار گرفته
است.
البته محل بانک
آسیائی در مانیل و اظهار
تأسف راکفلر سرمایه دار
آمریکائی در مورد عقد
قرارداد تاسیس کارخانه ذوب آهن با شوروی1 نسبت به افزایش انتقادات
بی تأثیر نبوده است.
از طرف دیگر تعدادی از جراید نیز بعلت انتشار اسکناس جدید که اخیرا توسط
دولت انگلستان در بحرین رایج شده ضمن دفاع از آزادی بحرین به دولت
انگلستان حملاتی نموده اند.
نشریاتی که سیاست کشورهای غربی را منکوب می نمایند بترتیب شدت انتقاد
بشرح زیر میباشد.
1ـ نام نشریه : روزنامه پیغام امروز
مدیر و صاحب امتیاز : دکتر عبدالرسول عظیمی1
2ـ نام نشریه : روزنامه خاک و خون
مدیر و صاحب امتیاز : محسن پزشگپور2
3ـ نام نشریه : روزنامه سحر
مدیر و صاحب امتیاز : سلیمان انوشیروانی3
4ـ نام نشریه : روزنامه صدای مردم
مدیر و صاحب امتیاز : محمدحسین فریپور4
5 ـ نام نشریه : مجله خواندنیها
مدیر و صاحب امتیاز : علی اصغر امیرانی
6ـ نام نشریه : مجله فردوسی
مدیر و صاحب امتیاز : نعمت اللّه جهانبانوئی5
7ـ نام نشریه : هفته نامه بامشاد
مدیر و صاحب امتیاز : اسماعیل پوروالی
8 ـ نام نشریه : مجله خوشه
مدیر و صاحب امتیاز : دکتر هوشنگ عسگری
9ـ نام نشریه : روزنامه کیهان
مدیر و صاحب امتیاز : دکتر مصطفی مصباح زاده
10ـ نام نشریه : اطلاعات
مدیر و صاحب امتیاز : عباس مسعودی
ضمنا مطالب انتقادی روزنامه پیغام امروز علیه دول غربی از نظر ازدیاد قابل
مقایسه با جراید یاد شده بالا نمی باشد.
در پرونده ر بایگانی شود
توضیحات سند:
1ـ شهید آیت الله سعیدی به این
قراردادها اعتراض نمود و با
امضاء خودش اعلامیه صادر
کرد که این مسئله منجر به
دستگیری و شهادت ایشان
گردید و امام (ره) طی پیامی
این قرارداد را غیرقانونی و
جنایت و به شهادت رساندن
آقای سعیدی را محکوم نموده
است که متن پیام بشرح ذیل
می آید :
زمان : 20 تیر 1349 /7
جمادی الاول 1390
مکان : نجف
موضوع : هجوم سرمایه داران
امریکایی به ایران
مناسبت : شهادت آقای سید
محمدرضا سعیدی
مخاطب : فضلا و محصلین
حوزه های علمیه
بسمه تعالی
خدمت عموم فضلا و محصلین
حوزه های علمیه ـ ایدهم اللّه
تعالی
حوادث اخیر ایران که قتل
مرحوم سعیدی مترتب بر
آنهاست، موجب کمال تأثر
است.
این تنها مرحوم سعیدی
نیست که با این وضع اسف انگیز
در گوشه زندان از پای در
می آید بلکه چه بسا افراد مظلوم
و بیگناه به جرم حقگویی در
سیاهچالهای زندان، مورد
ضرب و شتم و شکنجه های
وحشیانه و رفتار غیرانسانی
قرار می گیرند.
این خوان یغما که
مدتهاست مورد هجوم چپی و
راستی قرار گرفته و گاهی با
صراحت تقسیم گردیده، اکنون با
عناوین دیگر با کمال عوام
فریبی نقشه کشی شده و مورد
تقسیم قرار گرفته است.
از
طرفی کارشناسان چپی که
مقصود آنها اسارت شرق و
ملل اسلامی است، به اسم
تأسیس کارخانه ذوب آهن (که
نفع آن برای استعمار و کسب
وجهه دستگاه جبار بیشتر از
نفعی است که به ملت می رسد) و
از طرف دیگر کارشناسان و
سرمایه داران بزرگ امریکا به
اسم عظیمترین سرمایه گذاری
خارجی برای اسارت این ملت
مظلوم به ایران هجوم نموده اند.
سرمایه دارانی که بنا به نوشته
بعضی از روزنامه هر لحظه از
عمرشان دهها هزار دلار قیمت
دارد، باید دید برای چه منظور
در تهران اجتماع می کنند؟
آیا برای غمخواری و
انسان دوستی است؟ !
کسانی که دنیا را به خاک و خون
کشیده اند و دهها هزار انسان را
برای شهوات به زیر خاک
کرده اند در اینجا دوست صمیمی
ما هستند یا نفوذ دولت ایران و
عظمت شاه موجب این امر
است؟! (این را هم همه
می دانند) یا سودجویی سیاسی
و اقتصادی با دامنه وسیع آن، که
پایگاهش ایران و دنبال آن سایر
ممالک اسلامی و دیگر ممالک
شرقی است از یک طرف و
خودباختگی دستگاه ننگین ایران
در مقابل استعمار چپ و راست
از طرف دیگر، موجب این
بدبختیهاست؟!
ملت ایران بداند که اگر خداوند
متعال به این دستگاه خودباخته
در مقابل اجانب و جبار در مقابل
ملتها مهلت دهد این آخرین
چوب حراج نیست که به مخازن
زیرزمینی و روی زمینی این
کشور زده شده است؛ باید منتظر
بالاتر باشند، اگر بالاتر باشد!
اکنون زراعت، صنعت، معادن،
منابع جنگلی و حتی توزیع متاع
در سراسر کشور و جلب
سیاحان را در اختیار آنان خواهند
گذاشت و برای ملت ایران جز
باربری و کارگری برای
سرمایه داران و ذلت و فقر و فاقه
چیزی نخواهد ماند.
شما از
خوابهایی که برای این کشورها
دیده اند اطلاع ندارید.
اینجانب کرارا خطر دولت
اسرائیل و عمال آن را به ملت
گوشزد کردم که باید مقاومت
منفی کنند و از معاملات با آنها
احتراز جویند.
اکنون راه را برای
مصیبت بزرگتری باز کرده اند و
ملت را به اسارت سرمایه داران
می خواهند در آورند.
بر رجال
دینی و سیاسی و جوانان مدارس
دینی و دانشگاه و بر همه طبقات
لازم است که قبل از اجرا شدن
این واقعه و نتایج مرگبار آن
اعتراض کنند؛ به دنیا برسانند که
این قراردادها مخالف رأی ملت
است.
اینجانب اعلام می کنم هر
قراردادی که با سرمایه داران
امریکا و دیگر مستعمرین بسته
شود، مخالف خواست ملت و
مخالف احکام اسلام است.
وکلای مجلسین ایران چون
منتخب ملت نیستند رأی آنها
قانونی نیست و مخالف قانون
اساسی و خواست ملت است.
در این قضایا باید با نظارت
مقامات بی طرف جهانی رفراندم
شود تا خواست ملت معلوم گردد.
من قتل فجیع این سید بزرگوار و
عالم فداکار را ـ که برای حفظ
مصالح مسلمین و خدمت به
اسلام جان خود را از دست داد ـ
به ملت اسلام عموما و خصوصا به
ملت ایران تعزیت می دهم و از
خداوند متعال رفع شّر دستگاه
جبار و عمال کثیف استعمار را
مسئلت می نمایم.
والسلام علی
من اتبع الهدی
روح اللّه الموسوی الخمینی
ـ صحیفه امام (ره)، ج 2، مؤسسه
نشر آثار امام (ره) ص 79 ـ 277
1ـ عبدالرسول عظیمی فرزند
محمدرضا در سال 1301 ه ش
در شیراز متولد شد.
وی پس از
سپری نمودن مقدمات تحصیلی،
از دانشگاه تهران در رشته حقوق
لیسانس و در رشته
روزنامه نگاری فوق لیسانس و
در رشته حقوق جزاء دکتری
گرفت.
نامبرده ابتدا در وزارتخانه های
فرهنگ و دارایی بکار پرداخت،
سپس مشغول کار وکالت شد و به
دلیل اشتغالات روزنامه نگاری
تقاضای انتظار خدمت کرد.
وی
مدیر مسئول روزنامه پیغام
امروز، سردبیر روزنامه کیهان و
مسئول هیئت مدیره
روزنامه نگاران بود.
عبدالرسول
عظیمی یکی از خبرنگاران مورد
نظر سفارت شوروی در ایران
جهت دعوت در کنگره
خبرنگاران خلق آزاد در کوبا بود.
مشارالیه در زمینه سیاسی و
احزاب فعالیت داشت و بر اساس
منافع شخصی و خط مشی های
حکومت با اکثر جریانات، احزاب
و گروهها از جمله، جبهه ملی،
حزب ایران، حزب ملت ایران،
حزب مردم ایران، جمعیت نهضت
آزادی، جامعه سوسیالیستهای
نهضت ملی، حزب زحمتکشان،
حزب ایران نوین و حزب
رستاخیز همکاری می نمود و در
مجلس با توده ایها رابطه داشت.
عبدالرسول عظیمی در عرصه
روزنامه نگاری، قلمش را تنها
در راه خدمت به نظام ظالم
پهلوی و کسب پول بکار برد و از
راههای مختلف با تهدید و
ارعاب، به رشوه گیری از افراد،
مسئولین، موسسات دولتی و
خارجی، مجلس شورا اقدام
می نمود، از جمله : در سال 1344
از شرکت واحد تقاضای شش
هزار تومان وجه کرد و چون با
تقاضایش مخالفت کردند
مبادرت به درج انتقاداتی از
شرکت مزبور نمود، و از برادران
رشیدیان و بانک تعاون توزیع به
دلایل نامعلوم ماهانه دو هزار
تومان دریافت می کرد و در سال
1346 در جایی اظهار داشت که
سفارت اسرائیل در تهران
میلیونها تومان پول به
روزنامه های ایران بخصوص
اطلاعات و کیهان، (که عظیمی
سردبیر آن بود)، می دهد تا
مقالاتشان را به نفع اسرائیل و
ضرر اعراب بنویسند.
وی
همچنین در سال 1347 چهل
هزار تومان از سندیکای
گندم فروشان گرفت تا مطلبی
درباره گرانی نان در روزنامه
پیغام امروز ننویسد و بدلیل
ممانعت دکتر پویان از دادن پول
و آگهی تبلیغاتی، شروع به انتقاد
از او در روزنامه کرد و پس از
گرفتن پول، مقالات انتقادی قطع
شد.
نامبرده در همین سال به
خاطر اینکه منوچهر گنجی،
رئیس مرکز مطالعات بین المللی
پهلوی شیراز، رپورتاژ تبلیغاتی
به او نمی داد در روزنامه اش بر
علیه او مقاله نوشت.
وی با
تعریف و تمجید از کارهای
وزراء در روزنامه از آنها، رشوه
می گرفت و از وابسته مطبوعاتی
آلمان تقاضای مبلغ زیادی پول
نمود تا علیه فروشگاههای
فردوسی در پیغام امروز مقاله
ننویسد.
مشارالیه در سال 1334 به
عنوان سردبیر کیهان با دعوت
انگلیسی ها به آن کشور سفر کرد و
در سال 1338 اظهار تمایل نمود
تا با دعوت یهودیها به اسرائیل
سفر نماید که در سال 1339
عبدالرسول عظیمی به دلیل
وابستگی اش به دستگاه و
خدمات ارزنده اش جهت تحکیم
پایه های رژیم پهلوی، ساواک به
کرات با شرکت وی در مراسم
تشریفات موافقت نمود و در
سالهای 1344 و 1345 در
سفرهای شاه به کشورهای
شوروی و اروپای شرقی با او
همراه بود.
مشارالیه در دوره های 21 و 22
نماینده مجلس شورای ملی بود و
در دوره 23 علیرغم رد صلاحیت
وی توسط ساواک، نامبرده به
عنوان نماینده وارد مجلس شد و
در دوره 24 نیز ساواک با
کاندیداتوری وی موافقت
نمود.
نامبرده با اسم رمز عظیم در
هدف مطبوعات با ساواک
همکاری داشت و در سال 1337
به خبرنگاران روزنامه کیهان
قول داد در صورت دادن اخبار
مهم و محرمانه مبلغی علاوه بر
حقوق به آنها بدهد و خودش این
اخبار غیرقابل انتشار را به یکی
از مقامات ستاد بزرگ ارتشتاران
می داد و در مقابل مبلغ متنابهی
می گرفت، نامبرده جهت انجام
مأموریت های محوله توسط
ساواک بعضی اوقات به خارج از
کشور سفر می نمود.
ساواک در یک ارزیابی وی را،
بسیار مادی و پولدوست،
متواضع، متملق.
چاپلوس، اهل
زدوبند، به فکر تأمین منافع
شخصی، فاقد شهامت اخلاقی،
ثبات عقیده، استقلال فکر و
مناعت طبع معرفی کرده است.
عبدالرسول عظیمی از طریق
تبانی ثروت زیادی بدست آورد
که از جمله آنها شرکت سهامی
اریکو، چاپخانه پیغام امروز و
املاک زیاد بود و ساواک در سال
1355 با استخدام فرزندش به نام
ویدا عظیمی در مشاغل حساس
در وزارت دربار موافقت کرد.
نامبرده در تشکیلات
فراماسونری عضویت داشت و
نشان های، درجه 3 و 4 همایون،
نشان درجه 5 تاجگذاری، نشان
اصلاحات ارضی، نشان لژیون
دونور از طرف محمدرضا
پهلوی دریافت نمود.
2ـ محسن پزشکپور متولد
1306 و دارای لیسانس رشته
قضایی است.
فعالیت مطبوعاتی
را از سال 1329 آغاز کرد و طی
این مدت با نشریات ساسانی ـ
ندای پان ایرانیسم همکاری
داشته و مدیر خاک و خون بوده
است.
در دوره پهلوی نشان
اصلاحات ارضی دریافت کرده
است.
وی در دو دوره، عضو
مجلس شورای ملی و عضو هیئت
مدیره کانون وکلای دادگستری
نیز بود.
وی از افرادی است که به
بنیانگذاری حزب پان ایرانیست
در سال 1948 کمک کرد.
در
1947 زمانی که حکومت پهلوی
حزب رستاخیز ملت ایران را، تنها
حزب قانونی شناخت، حزب پان
ایرانیست منحل شد.
پزشکپور به
حزب رستاخیز پیوست، امّا در
سال 1977 به عضویت کمیته
پارلمانی دفاع از حقوق بشر در
آمد و از دولت انتقاد کرد.
در
ژوئن 1978 او با این ادعا که
حزب رستاخیز مسؤول بسیاری
از «بحرانهای جامعه ایرانی»
است، از حزب رستاخیز استعفاء
کرده و تجدید فعالیت حزب پان
ایرانیست را اعلام نمود.
حزب پان ایرانیست به رهبری
محسن پزشکپور پس از سی ام
تیر 1331، به طور علنی جانب
شاه را گرفت و پس از کودتای
28 مرداد 1332 با انتشار
روزنامه «خاک و خون»
همکاری با حکومت را گسترش
داد.
در آستانه پیروزی انقلاب
اسلامی نمایش های
آزادیخواهانه ای انجام داد ولی
مورد توجه هیچ یک از جناحهای
ملی و مذهبی قرار نگرفت.
از
کشور گریخت چندی وی به
کشور بازگشت و اکنون در ایران
به سر می برد.
3ـ سلیمان انوشیروانی فرزند
قادر خان در سال 1291 در سقز
متولد شد.
تحصیلات خود را تا
لیسانس دانشگاه تهران ادامه
داد.
مشاغلی منجمله، وکیل پایه
یک دادگستری، مدیر روزنامه
سحر، نماینده مجلس شورای
ملی دوره 23 و...
را عهده دار
بود.
نامبرده عضو احزاب مردم، ایران
نوین (فعال) و رستاخیز و
همچنین عضو باشگاه ورزشی
شاهنشاهی و جمعیت
فراماسونری (لژ ژاندارک) بوده
و به پاس خوش خدمتی فرهنگی
به رژیم پهلوی به دریافت
نشان های همایون، اصلاحات
ارضی و تاجگذاری مفتخر
گردید!
4ـ محمدحسین فری پور فرزند
سیدمحمد باقر در سال 1288 ه
ش در تهران متولد شد.
درباره
وضعیت تحصیلی وی در
پرونده اش در ساواک،
تحصیلات عالیه قضایی و زبان و
ادبیات عرب ذکر شده است.
نامبرده از سال 1313 وکیل
دادگستری بود و طی سالهای
1320 تا1325 مشاور قضایی
چندین وزارتخانه و سازمان
دولتی بود و در سال 1328
مدیرکل تبلیغات گردید.
مشارالیه در حزب مردم
سیدمحمد صادق طباطبایی
عضویت داشت و مدیر روزنامه
صدای مردم و روزنامه پیغام
امروز بود.
ساواک در سال 1339 با
مسافرت وی به کشور رومانی و
در سال 1345 به کشور آمریکا
موافقت کرد و مستمرا با
حضورش در مراسم تشریفات
موافقت نمود و زهرا فریپور
(دختر نامبرده) رئیس کمیته
تشریفات کاخ جوانان بود.
5ـ نعمت اللّه جهانبانوئی در سال
1301 ه ش در تهران بدنیا آمد.
پس از اخذ دیپلم، تحصیلات را
بصورت متفرقه ادامه داد و در
سال 1341 از دانشکده حقوق
لیسانس گرفت.
وی فعالیت مطبوعاتی را از سال
1323 آغاز کرد و پس از آنکه
مدت 5 سال مدیر داخلی و
سردبیر روزنامه «اقدام» بود در
سال 1328 امتیاز مجله
«فردوسی» را به دست آورد.
جهانبانویی که مدتی رابط
اسداللّه علم ـ حزب مردم ـ و
روزنامه نویسان بود تا آنها را
وادار به تبلیغات به نفع حزب
مردم و مخالفت نماید.
توسط
پوروالی که طرفدار منوچهر
اقبال بود، مورد حملات شدیدی
در بامشاد قرار گرفت.
او که به
طرفداری نهضت مقاومت ملی و
مصدق نیز مشهور شده بود و در
سال 32 به همین دلیل مدت دو
هفته در بازداشت به سر برد، در
سال 1338 این چنین مورد
ارزیابی ساواک قرار گرفت :
«وی مردی ساده و بی استعداد و
پرطمع است.
از نظر شم
روزنامه نگاری بسیار ضعیف و
کم سواد است.
» نعمت اللّه
جهانبانوئی که در تاریخ
29 /8 /39 به اسرائیل سفر کرده
بود، در سال 48 که در درج
مقالات ضد کمونیستی با وزارت
اطلاعات و ساواک، همکاری
داشت و با شرکت وی در مراسم
شرفیابی! موافقت شد، اینگونه
معرفی گردید :
«با توجه به همکاری های قابل
ملاحظه نعمت اللّه جهانبانویی و
همچنین اظهارات مشارالیه
درباره عدم توانایی تأمین
هزینه های یاد شده پیشنهاد
میگردد تا در صورت تصویب،
نسبت به افزایش آگهی های مجله
مزبور به مسئولین وزارت
اطلاعات توصیه گردد و هر چند
وقت یک بار مبالغی به عنوان
پاداش از بودجه تبلیغات ضد
کمونیستی به وی پرداخت گردد.
»
پی نوشت تیمسار مدیر کل
ساواک به این شرح است :
«برابر نظریه اقدام گردد.
»
جهانبانوئی در سال 1354 به
عضویت حزب رستاخیز درآمد.
منبع:
کتاب
مطبوعات عصر پهلوی - مجله بامشاد به روایت اسناد ساواک صفحه 177
