صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

موضوع: سخنرانی آقای فلسفی در مسجد ارک

تاریخ سند: 25 آذر 1341


موضوع: سخنرانی آقای فلسفی در مسجد ارک


متن سند:

شماره: 15879/س‌ت در ساعت 1900 روز شنبه 19 /9 /41 آقای فلسفی در مسجد ارک به منبر رفت و قبل از شروع به صحبت فرزند حاج نبی‌اله تاجر از طرف جوانان بازرگان یک جلد قرآن مجید طلاکوب به آقای فلسفی تقدیم نمود و سپس مقاله‌ای درباره مبارزات اخیر جامعه روحانیت قرائت کرد و ضمن تقدیر از فعالیت آقای فلسفی افزود کلیه طبقات مخصوصاً جوانان آزاده خدمات ایشان را می‌ستایند و قول می‌دهند که همیشه پشتیبان و حامی علماء و مردان مبارز خواهند بود.
پس از پایان سخنان نامبرده آقای فلسفی رشته سخن را به دست گرفته و پس از تلاوت و تفسیر آیه‌ای از قرآن مجید اظهار داشت امشب با توجه به این‌که شب فرخنده و مبارکی است در نظر دارم اول درباره این روز فرخنده که مولود حضرت علی علیه‌السلام است صحبت کرده و سپس ضمن تشکر و سپاس از مسلمانان و آنهایی که به نحوی در حادثه اخیر زحمت کشیدند پیرامون موفقیت و کامیابی مردم از این جریان بیاناتی ایراد نمایم بعد نامبرده ضمن شرح مبسوطی از شجاعت و دلیری علی علیه‌السلام گفت من در جریان اخیر خیلی خسته شده بودم و جهت استراحت به قم رفتم و در آن‌جا عده‌ای از آقایان علماء و طلاب و مردم به دیدن من آمدند و ضمن ابراز تشکر و قدردانی نکاتی را درباره تصویب‌نامه دولت به من یادآور شدند که باید به دولت تذکر بدهم.
آقایان علماء قم گفتند آقای نخست‌وزیر در جلسه مربوط به سپاه دانش اظهار نموده‌اند که هر وقت دولت بخواهد دست به اصلاحات در کشور بزند مواجه با اعمال مخالفین می‌شود و گویا نظر ایشان مخالفت اخیر آقایان علماء و ورحانیون درباره تصویب‌نامه اخیر دولت بوده است من از طرف آقایان علماء و روحانیون صراحتاً می‌گویم علماء علاوه بر این‌که مخالف اصلاحات دولت نیستند بلکه حامی و پشتیبان آن نیز می‌باشند و هر کار مثبت دولت را ستایش می‌نمایند.
سپس اضافه کرد که آقایان روحانیون در قم به بنده اظهار داشتند شنیده می‌شود در روزنامه‌ها مقالاتی بر علیه جامعه روحانیت و اسلام و قوانین نوشته می‌شود من نیز ضمن تأیید گفتار آنان باز هم می‌گویم مطبوعات و روزنامه‌های کشور ما در خفقان عمومی1 هستند آنها به عوض درج مطالب با ارزش و آموزنده چرندیات می‌نویسند شما در حادثه اخیر حتی یک کلمه درباره اراده ملت مسلمان و تجمع آنها در مسجد سید عزیزاله و مسجد ارک در روزنامه‌ها نخواندید و به وجود آوردن این وضع از طرف دولت است و ما فوراً و جداً خواستاریم تا هر چه زودتر به این موضوع خاتمه داده شود.
در خاتمه نامبرده ضمن صحبت پیرامون عدم دموکراسی در کشور اظهار داشت مجلس شورای ملی و سنا که تنها مکان مورد اطمینان ملت است تعطیل گشته و با این وضع در نظر دارند چند صباحی بیشتر حکومت کنند تا بهتر بتوانند نفس‌ها را در سینه‌ها خفه سازند بنابراین بروید و فوری خواستار انتخابات آزاد و ملی باشید و نگذارید دست خارجی در امور کشورتان مداخله نماید.
با نمایندگان حقیقی ملت و اشخاص مورد اطمینان و مسلمان تماس گرفته و کتباً از آنها قول بگیرید که از قانون اسلام و شما ملت مسلمان طرفداری نموده و از حقوقتان دفاع کنید و آن وقت دسته‌جمعی به آن افراد رأی دهید.
آزاد باشید و آزاد زندگی کنید.
آقای فلسفی در ساعت 2015 پس از خواندن دعا به سخنان خود خاتمه داد و مردم را [با] ختم صلوات‌های بلند مسجد را ترک گفتند.
تعداد جمعیت به طور تقریبی بالغ بر 5000 نفر می‌شد.
گیرندگان: اداره کل سوم (2 نسخه) تعداد نسخه: 6

توضیحات سند:

1ـ خفقان عمومی و سانسور مطبوعات: رژیم شاه به دلیل سست بنیادی تحمل هیچ‌گونه انتقادی را حتی از دوستانش نداشت.
بعد از قیام خرداد 1342 این نابردباری روز به روز شدیدتر می‌شد و گاه به شکل سانسور شدید تجلی می‌کرد.
شاه حتی تحمل نصایح نزدیکانش را از دست داده بود و آن‌ها را به شدت تنبیه می‌کرد.
محدودیت‌های تحمیل شدۀ رژیم، منع انتشار صدها کتاب یا سانسور آن‌ها، پرورش مطبوعاتی ثناگو و ممنوع‌المنبر شدن صدها واعظ، تجلی سانسور در رژیم شاه بود.
اولین کسی که سانسور مطبوعات را شدت بخشید جهانگیر تفضلی در دولت علم بود.
وی که خود از روزنامه‌نگاران قدیمی بود و در دولت علم وزیر مشاور و سرپرست ادارۀ کل انتشارات و رادیو (وزارت اطلاعات بعدی) بود، اولین ضربه را به مطبوعات وارد کرد.
شاه در یکی از مراسم سلام، بعد از عبور از مقابل صف مدیران جراید خطاب به علم گفت: این صف خیلی طویل شده است.
تفضلی موضوع را دریافت و بلافاصله به چاپ‌خانه‌ها دستور داد از چاپ بیش از پنجاه روزنامه و مجله خودداری نمایند.
علاوه بر سانسور مطبوعات در وزارت اطلاعات و جهانگردی، ساواک سلطۀ خود را بر مطبوعات گسترش داد پیر بلانشه و کلربریر در کتاب «‌ ایران، انقلاب، بنام خدا» می‌نویسد: «ساواک تمام روزنامه‌ها را کنترل می‌کرد، در تمام دفاتر روزنامه‌ها حضور داشت.
سرمقاله‌های سیاسی می‌نوشت، یا آن‌ها را دیکته می‌کرد.
گذشته از شکنجه، دست‌اندازی به روزنامه‌ها بدون شک هولناک‌ترین اسلحۀ ساواک بود.
روزنامه‌نگاران وابسته به ساواک در کنار همکاران خود فعالیت می‌کردند.
» با همۀ سخت‌گیری‌های وزارت اطلاعات و تهدیدهای ساواک، گاه شاه تحمل خود را از دست می‌داد و شخصاً روزنامه‌ها را تهدید می‌کرد و دستور می‌داد که چه بنویسند و چه ننویسند.
شاه گاهی اوقات از ناآرامی‌های منطقه استفاده می‌کرد تا ثبات رژیمش را به رخ مردم بکشد.
بعد از ناآرامی‌های پاکستان در نهم فروردین 1348 شخصاً به وزیر دربار، علم و وزیر اطلاعات و جهانگردی، جواد منصور، دستور داد تا به روزنامه‌ها دستور بدهند بنویسند: «اگر حکومت پاکستان یک هزارم کارهایی که رژیم ما برای مردم انجام داده، کرده بود، نیازی به ترس و آشوب و شورش نداشت.
» این در حالی بود که یک ماه قبل در اثر خشونت پلیس در مقابل تظاهرات دانشجویان عده‌ای کشته و مجروح و تعداد زیادی دستگیر شده بودند.
شاه چنان شدت عمل را بر مطبوعات می‌افزود که به روزنامه‌ها حق پرداختن به مسئلۀ آمریکا و ویتنام را نمی‌داد.
به محض این‌که مطلع شد مطبوعات می‌خواهند نسبت به اعمال آمریکا در ویتنام مسائلی را بنویسند به علم دستور داد «جلوی چاپ آن را به هر ترتیبی که هست بگیرد.
» پایگاه نامطمئن سلطنت پهلوی دلیل بنیادی احتیاجش به خفه کردن بحث و انتقاد بود.
به همین جهت میزان کنترل سیاسی مطبوعات از رژیم‌های سرکوب‌گر جهان سوم بیشتر بود.
گاه این نابردباری به اوج می‌رسید.
روزنامه‌های کیهان و اطلاعات در تفسیر پیام شاه به مناسبت روز مشروطیت در 19 مرداد 1351 نوشته بودند: همان‌طور که مردم در روستاها و شهرستان‌ها به دخالت در امور سیاسی عادت می‌کنند، ما نیز باید به تدریج روش دمکراسی را برگزینیم.
شاه به علم دستور داد تا مدیران هر دو روزنامه را احضار کند و به آن‌ها بگوید: «مقالات دیگری بنویسند و تأکید کنند تا زمانی که دمکراسی نتیجه‌اش تشویق اقلیتی به خیانت و ظلم است، ما به هیچ وجه تمایلی به گزینش دمکراسی به شیوۀ غربی نداریم.
» بعد از تأُسیس حزب رستاخیز و شدت یافتن خودکامگی، شاه نابردبارتر و سخت‌گیرتر شد.
روزنامۀ اطلاعات در فروردین 1354نامۀ یکی از خوانندگانش را که پرسیده بود چرا در اساس‌نامۀ حزب رستاخیز بر انتصابات توسط حزب تأکید نشده است، به چاپ رسانده بود.
شاه از این نوشتۀ بسیار عادی «خونش به جوش آمد» و به علم دستور داد که به سردبیر روزنامه بگوید: او «احمقی است که چنین چرندیاتی را چاپ می‌کند» و اضافه کرد به او «خوب بفهماند که انتصاب و برکناری وزرا از امتیازات ویژۀ سلطنت است و من [شاه] و جانشینم، به عنوان قدرت فائقه و رأی قوۀ مجریه باقی خواهیم ماند.
به او بگویید که روزنامه‌اش نه با دامن زدن به جهل خوانندگان، بلکه با تشریح این‌گونه واقعیت‌های قانون‌اساسی به خوانندگانش خدمت بیشتری خواهد کرد.
» رژیم برای اعمال سانسور روش‌های مختلفی را به کار می‌برد؛ از قبیل ارعاب و حبس و تهدید و بی‌کار کردن و ممنوع‌القلم نمودن روزنامه‌نگاران یا مقاله فرستادن، حق‌السکوت پرداختن و سردبیر گماشتن، توقیف روزنامه‌ها و کتاب‌ها و تعطیل کردن مؤسسات مطبوعاتی و مراکز انتشاراتی، یکی از روش‌های رژیم برای کنترل مطبوعات وابسته کردن آن‌ها به کمک‌های دولت و ایجاد رقابت بین آن‌ها در چاپلوسی بود.
در سال 1344 دولت به هشت جریده وامی تا 5 /1 میلیون تومان پرداخت نمود و شرکت نفت،‌ شهرداری و سازمان برنامه و بودجه قبول کردند آگهی‌های خود را به این جراید بدهند تا وام آن‌ها تسویه شود.
این اقدام دولت موجب رقابت بین مدیران جراید شد و هر کدام سعی کردند برای گرفتن چنین وامی‌گوی چاپلوسی را از دیگران بربایند.
مدیر مجلۀ صبا برای گرفتن وام به دربار نوشت «صبا مداح دائم و مستمر خاندان سلطنت» است.
سیروس بهمن مدیر مجلۀ جهان امروز طی نامه‌ای به هویدا نوشت: «سرور من، این نهایت بی‌عدالتی است که در زمان حکومت شما من که مهر «هویدا» بر پیشانیم خورده و همه مرا عامل شما می‌دانند و این برایم افتخاری است، سرم بی‌کلاه بماند.
» یکی از روش‌های دیگر کنترل مطبوعات درج آگهی‌های دولتی در جراید و کاستن ناگهانی آن به عنوان تنبیه بود.
با این‌که روزنامۀ اطلاعات یکی از جراید وابسته به رژیم بود، به علت نامعلوم رژیم تصمیم گرفت آن را در سال 1356 تنبیه کند.
وزارت اطلاعات و جهانگردی برای تنبیه روزنامه چند پیشنهاد داد: 1ـ به مدت یک تا سه ماه آگهی‌های دولتی به نصف تقلیل یابد.
2ـ علی باستانی تهیه‌کنندۀ خبر [ی که موجب عصبانیت رژیم شاه شده] که فعلاً به عنوان سردبیر عمل می‌کند به قسمت اداری منتقل شود.
3ـ فرهاد مسعودی، مدیر مسئول، تا پایان سال از افتخار شرفیابی به پیشگاه اعلیحضرت منع شود.
با این‌که روزنامه‌های اطلاعات و کیهان جرأت انعکاس اخبار 19 دی 1356 را نداشتند، نصیری رئیس ساواک جلسه‌ای را با حضور عطاء‌الله تدین، معاون مطبوعاتی وزارت اطلاعات و رئیس شهربانی تشکیل داد و اعلام نمود: «بعد از حوادث قم و تبریز دل ما از مطبوعات خون است.
» وی با پنداری توهم‌آمیز گفت: «روزنامه‌ها تیترهای اول خود را با رنگ مشکی چاپ می‌کنند.
» بعد از این جلسه وزیر اطلاعات و جهانگردی تصمیم گرفت آگهی‌های دولتی که درآمد خوبی برای روزنامه‌ها داشت را از کیهان و اطلاعات قطع کند.
کنترل بی‌حد رژیم بر مطبوعات موجب جلوگیری از رشد مطبوعات مستقل شد ...
وظیفۀ اصلی آن‌ها انعکاس و تبلیغ فعالیت‌های دربار و سیاست‌های شاه بود و تنها اجازه داشتند در مسائل غیراساسی «مثل ترافیک تهران یا اجاره‌ها» انتقاد کنند.
کار کنترل به جایی رسید که ساواک به جراید تذکر می‌داد که «هر روز تیتر صفحۀ اول را به فعالیت‌های زوج سلطنتی اختصاص دهند.
» روزنامه‌های کیهان و اطلاعات مهم‌ترین روزنامه‌های دوران شاه تبدیل به محصولاتی سرشار از چاپلوسی شد که آخرین بیانیه‌های رسمی را به نحو کسل‌کننده‌ای زرق و برق می‌دادند.
روزنامه‌های اطلاعات و کیهان موظف بودند حداقل یک عکس یا یک خبر از خاندان پهلوی را در صفحۀ اول خود درج کنند.
با این همه رژیم تحمل همین جراید را هم نداشت و بار دیگر به قلع و قمع آنان پرداخت.
هویدا در سال 1353 غلامرضا کیانپور را از استانداری اصفهان به وزارت اطلاعات و جهانگردی منصوب کرد.
کیانپور با داریوش همایون مدیر روزنامۀ آیندگان طرحی را ارایه کردند که موجب شد دولت قریب پنجاه مجله و روزنامه را تعطیل کند.
دلیلی که دولت برای این کار‌آورد مقرون به صرفه نبودن انتشار این جراید به دلیل تیراژ کم بود.
گرچه هر رژیمی دارای ارزش‌هایی است که قیودی را برای مطبوعات ایجاد می‌کند، اما رژیم شاه افراط در قیود را به کمال رساند، مثلاً در سال 1347 در جریان جنگ اعراب و اسرائیل، ساواک به جراید ابلاغ کرد: از درج پیام رئیس‌الازهر دائر بر وجوب جهاد علیه اسرائیل خودداری شود.
یا در سال 1349 مطبوعات از درج اطلاعیۀ سخنرانی آیت‌الله مکارم و مطهری در حسینیۀ ارشاد خودداری کردند، یا در سال 1356 مدیر کل ادارۀ سوم ساواک دستور داد تا کیهان و اطلاعات از درج آگهی مجلس ترحیم حاج آقا مصطفی خودداری نمایند.
(چهارده سال رقابت ایدئولوژیک شیعه در ایران، روح‌الله حسینیان، صفحه 208 تا 225، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول سال 1383)

منبع:

کتاب پایگاه‌های انقلاب اسلامی، مسجد ارک تهران به روایت اسناد ساواک صفحه 69


صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.