صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

مکالمات سوژه یکشنبه 12/9/57 تا ساعت 0830 دوشنبه 13/9/57

تاریخ سند: 12 آذر 1357


مکالمات سوژه یکشنبه 12/9/57 تا ساعت 0830 دوشنبه 13/9/57


متن سند:

مکالمات سوژه یکشنبه 12 /9 /57 تا ساعت 0830 دوشنبه 13 /9 /57
دکتر نظام الدینی از اطلاعات آبادان شماره تلفن آیت‌الله [غلامحسین] جمی را خواست؛ اطلاعات آبادان هم شماره 24108 را داد. سپس از منزل سوژه، اعلامیه صدوقی را که برای روز سه شنبه داده است، توسط یکی از بچه‌های نجفی خوانده شد. از منزل جمی اعلامیه خمینی را خواستند.
از منزل آقای صدوقی: در زیر چاپ است، حاضر شد برایتان می‌خوانیم. شرکت نفت در حال اعتصاب است؟ 12 /9 /57
مخاطب: بله.
*****
از ابرقو تلفن شد: یزد چه خبر است؟
پسر نجفی: هر روز تظاهرات است؛ دیشب هم یک حسینیه توسط ساواک به آتش کشیده شد و خبر دیگری نیست.
*****
از منزل سوژه با اصفهان منزل شخصی به نام [سیدهادی] هاشمی تماس گرفته شد و گفت: آیت‌الله صدوقی یک اعلامیه‌ای برای روز سه شنبه داده‌اند، می‌خواستم برایتان بخوانم.
مخاطب: شما قطع کنید من ضبط را آماده کنم، خودمان دوباره تماس می‌گیریم.
*****
از اصفهان منزل هاشمی تماس گرفته شد و گفت: ضبط آماده است، اعلامیه آقای صدوقی را قرائت کنید. اعلامیه توسط پسر نجفی خوانده شد. سپس پرسید: اصفهان چه خبر است؟
مخاطب: دیروز تظاهرات شد و عده‌ای در حدود چهار نفر کشته شده‌اند.
*****
شخصی به نام وافقی از قم تماس گرفت و پرسید: حاجی آقا هستن؟
مخاطب: مسجد هستن. قم چه خبر؟
وافقی: روی پشت‌بام‌ها تظاهرات بود و گویا یکی دو تا زخمی هم داشته است؛ ولی در تمام شهر روی پشت‌بام‌ها تظاهرات بود. یزد چه خبر؟
مخاطب: دیشب یک حسینیه را آتش زده‌اند و هر روز هم در شهر تظاهرات هست.
*****
جوانی تلفن کرد و پرسید: شایع است که در تهران، پادگان جی برگشته‌اند و ضد دولت شده‌اند؛ درست است؟
مخاطب: فکر نکنم.
جوان ناشناس: ما که تلفن کردیم تهران، می‌گویند صحت دارد. حالا شما هم تحقیق کنید ببینید درست است یا نه؟
مخاطب: چشم.
*****
از شیراز از منزل آقای [سیداحمد] پیشوا1 تلفن شد.
صدوقی: خواهش می‌کنم قطع کنید و شماره 22122 را بگیرید.
گویا شماره 22122 تلفن جدید سوژه باشد که تازگی دریافت نموده است و شماره دیگر سوژه هم 25534 است.
*****
موسوی از قم تماس گرفت و پرسید: اعلامیه جدید آقای خمینی راجع به جریانات تهران رسیده است؟
صدوقی: بله؛ تا عصری هم منتشر می‌شود.
موسوی: در قم دو نفر کشته شده‌اند و هنوز هم صدای تفنگ و تیر می‌آید.
صدوقی: این مصاحبه ماهواره آمریکا و این...[نقطه چین دراصل] چی بوده است؟
موسوی: هنوز نفهمیده‌ایم. سپس خداحافظی کردند.
*****
در مکالمه‌ای که بین سوژه و ربانی شد؛ سوژه گفت: آقای خمینی مصاحبه‌ای داشته‌اند که با ماهواره، همه جا پخش شده است و آلمان هم گرفته است؛ ولی مصاحبه چه بوده است نمی‌دانم. ولی آمریکا با ماهواره دیشب پخش کرده است، حتماً مطلب مهمی بوده است.
ربانی: نشنیده‌ام. سپس خداحافظی کردند.
*****
از منزل سوژه با اصفهان تماس گرفته شد و گفت: اعلامیه جدید آقای خمینی آمده است، می‌خواستم بخوانم؛ حاضرید؟
مخاطب: بله، بخوانید.
پیام قائد بزرگ اسلام حضرت نائب امام خمینی دام ظله به مناسبت کشتار مردم مسلمان در شب اول محرم و اعلام همبستگی با اعتصابات سراسری ایران به خصوص کارگران و کارمندان شرکت نفت.
اول محرم 1399
بسم الله الرحمن الرحیم
بار دیگر دست جنایتکار شاه از آستین جنایتکار دولت یاغی نظامی بیرون آمد و ملت ایران را در آستانه ماه محرم ماه مقابله اسلام و حق و عدالت با جنود شیطان و طاغوت به خاک و خون کشید. بار دیگر سفاکان خونخوار و دزدان غارتگر و چپاول‌چیان بی‌وطن به فرزندان اسلام و قرآن و نوباوگان وطن‌خواه ملت شریف ایران حمله وحشیانه آغاز نموده و نهال‌های ثمربخش انسانیت را با مسلسل و توپ و تانک درو کرده است، اخبار طاقت فرسای سراسر ایران عزیز تا این ساعت که یک روز از محرم نگذشته است روح و جان اینجانب را معذب نموده، اخبار این شب و روز معرف ابعاد جنایت‌خواه شاه و دولت یاغی است و نیز نشان دهنده شجاعت و شهامت بی‌مانند ملت غیور است.
اکنون دشمنان اسلام و ایران و هواداران رژیم‌ یزدی[یزیدی]در مقابل هواداران قرآن و اسلام و مخالفان سرسخت رژیم طاغوتی ابوسفیانی صف بندی نموده و می‌خواهند شعارهای اسلامی و حسینی را که برای احیای اسلام و به دست آوردن آزادی و استقلال و برقراری حکومت قرآن به جای سلطه شیطان و حکومت قانون عدل در مقابل حکومت جنگل است با مسلسل‌ها و توپ‌ها و تانک‌ها که از خون دل ملت محروم تهیه شده است جواب دهد، غافل از آنکه ملتی که با هوشیاری بپا خاسته و نهضت اصیلش را وظیفه شرعی و الهی تشخیص داده است با این سلاح‌های زنگ زده با تنفر می‌نگرد و این ملت شیعه بزرگ‌ترین مرد تاریخ است که با تنی چند نهضت عظیم عاشورا را برپا نمود و سلسله اموی را برای ابد در گورستان تاریخ دفن نمود و به خواست خدای تعالی ملت عزیز و پیرو حق امام علیه السلام با خون خود سلسله ابلیسی پهلوی را در قبرستان تاریخ دفن می‌نماید و پرچم اسلام را در پهنه کشور و بلکه کشورها به اهتزاز درمی‌آورد.
کشتار دست جمعی بزرگ دارندگان شهدای راه حق ننگی است بر پیشانی شاه خائن و هواداران داخلی و خارجی او و افتخاری است برای ملت بزرگ ایران که با مشت گره کرده خویش در مقابل اسلحه‌های مدرن ایستاده و پایه‌های قصر ظلم و ستم را متزلزل نموده است.
بقیه اعلامیه به علت قطع تلفن خوانده نشد و گویا بقیه اعلامیه توسط تلفن دیگری خوانده شده است.2
*****
شخصی به نام مهدی نژاد از هنرستان صنعتی تماس گرفت و گفت: صبح یکی از بچه‌ها یک سرودی داده بودند خدمت حاجی آقا که ببیند می‌شود در حظیره اجرا کرد یا نه؟
مخاطب: فردا ساعت هشت تلفن کنید.
*****
شخصی پرسید: آیا روز سه شنبه که اعتصاب است، دکان قصابی و نانوایی باز هست یا نه؟
مخاطب: اعلامیه‌اش را در حظیره زده‌اند، بروید بخوانید.
*****
از بندرعباس شخصی به نام بهزادی تماس گرفت.
دکتر پاک نژاد: رفته‌اند مسجد. آیا آنهایی که در بندرعباس بودند، آزاد شدند یا نه؟
بهزادی: هنوز نه.
دکتر: بندرعباس چه خبر است؟
بهزادی: خبری نیست. کلاً اوضاع چه خبر است؟
دکتر: والله نمی‌دانم و هنوز هم نتوانستم خصوصی با ایشان صحبت کنم.
بهزادی: از نظر خود شما اوضاع چطوری است؟
دکتر: قابل محاسبه نیست؛ من نمی‌دانم به خدا و باید خلاصه معجزه‌ای بشه؛ خلاصه من هم نمی‌دانم. شما ساعت 10 زنگ بزنید خودشان هستن.
*****
پرسیده شد: آیا روز سه شنبه نانوایی‌ها هم تعطیل است؟
مخاطب: بله، پخت دو روزه کنید، چون همه جا تعطیل است.
*****
شخصی به نام عباس کرمانشاهی از مشهد تماس گرفت و بعد از احوالپرسی پرسید: درست است که آقای خمینی سربازی را تحریم کرده است؟
صدوقی: می‌شه عباس آقا این سؤال‌ها را تلفنی نکنی؟
عباس: بله.
صدوقی: بله، درست است و مفصل آن را به پدرت گفته‌ام که بهت بگوید.
سپس پدر عباس کرمانشاهی گوشی را گرفت و عباس پرسید: جریان را آقای صدوقی به شما گفته‌ است؟
کرمانشاهی: بله؛ من شب از منزل خودمان جریان را بهت می‌گویم؛ از این تلفن نمی‌شود جریان را گفت.
*****
جوانی تلفن کرد و گفت: یک ماشین سرباز دارد این پرچم‌های قرمز را جمع می‌کند؛ چی کار کنیم؟
صدوقی: تلفن بزنید به آقای دکتر پاک نژاد، که آقای دکتر به رئیس شهربانی بگوید این چی کاری است که می‌کنید.
دوباره جوان بعد از مدتی تماس گرفت و گفت: دکتر منزل نبوده است، چی کار کنیم؟
صدوقی: هرچی را که می‌توانید خودتان جمع کنید، ولی مواظب باشید درگیر نشوید.
*****
از قم تلفن شد و گفت: یک اعلامیه‌ای است که از فضلای قم است، رسیده است؟
صدوقی: خیر.
ناشناس: می‌خواهید برایتان بخوانم؟
صدوقی: پس استدعا می‌کنم شما شماره تلفن خودتان را بدهید، ما از تلفن دیگری با شما تماس می‌گیریم.
ناشناس: شماره تلفن من 4902 است.
صدوقی: باشه، از تلفن دیگری الان با شما تماس می‌گیریم.
*****
طباطبایی از بندرعباس تماس گرفت و بعد از احوالپرسی، سوژه گفت: قرار بود دیروز شما تلفن کنید، نکردید.
طباطبایی: اینها فقط یک نفر را آزاد کردند و قول داده بودند که راجع به مجالس تعهد نگیرند، ولی منتها دیروز صبح اطلاع پیدا کردم که اینها تعهد می‌خواهند و من هم قراری که با اینها داشتم لغو کردم، دیشب که من مسجد بودم، فرستادند پی من و من گفتم نمی‌آیم؛ بگویید تلفن کنند. شب رئیس شهربانی به منزل من تلفن کرد و من با تندی به او جواب دادم و گفتم تو و استاندار به من قول داده بودید که اینها را آزاد کنید و تعهدی هم نگیرید؛ شما به چه علت این کار را نکردید؟ چون من می‌خواهم به بالا اطلاع بدهم. رئیس شهربانی گفت ما به قول خودمان استوار هستیم، خود مردم می‌آیند اینجا که آیا ما تعهد بدهیم یا نه؟ ما هم که نمی‌توانیم بگوییم نه، مجبوریم بگوییم که بله، باید تعهد بدهید. شماها بهشان بگویید که اصلاً به شهربانی مراجعه نکنند و مجلس خود را بگیرند و ما هم کاری بهشان نداریم. من برای اینکه ببینم درست است یا نه، صحبت را تا 5 /10 ادامه دادم، دیدم کسی هم نیامده است که بگوید جلوی کارشان گرفته شده است. اما راجع به آنها، دومرتبه امروز شما با استاندار تماس بگیرید و بگویید چی شده است، ولی به هر حال ما اینها را آزاد می‌کنیم و الان من هم منتظر تلفن از استانداری هستم، در ضمن رئیس شهربانی به من گفته است که دسته بیرون نیایند از تکایا؛ من گفتم نمی‌شود.
صدوقی: بله، محرم اصلاً مهمش دسته آن است و از هفتم هم شروع می‌شود؛ ولی بگویید شعارهای زننده نداشته باشند. حتی دولت هم گفته است که روضه و تکایا باید آزاد باشد، ولی روی منبر و بعدش شعار زننده‌ای ندهند.3
طباطبایی: سه شنبه تعطیل است؟
صدوقی: بله؛ اعلامیه من نرسیده است؟
طباطبایی: خیر.
صدوقی: شماره تلفن خودتان را بدهید به من تا من بگویم اعلامیه را برایتان بخوانند.
طباطبایی: 5697
صدوقی: کی هستید که بخوانیم؟
طباطبایی: همین الان هم می‌توانید بخوانید.
صدوقی: نه، از تلفن دیگری برایتان می‌خوانم. سپس خداحافظی کردند.

توضیحات سند:

1. حجت‌الاسلام سید احمد پیشوا در سال 1311 ﻫ ش در کازرون متولد شد. مقدمات و سطح را از پدر و عموى خود آموخت. در سال 1335 راهى حوزه علمیه نجف شد و نزد اساتید آن حوزه دوره عالى علوم دینى را طى کرد. سپس به زادگاه خود بازگشت و به ترویج احکام دین پرداخت. وى در سال 1348 به شیراز مهاجرت کرد و در مسجد نو به اقامه نماز جماعت پرداخت. ایشان تألیفاتى چون آیینه سیاه، على(ع) از دیدگاه دیگران(خطى) و … دارد. وی همچنین کارهای عام المنفعه‌ای مانند: احداث لوله‌کشى بخشى از شهر کازرون، تعمیر مساجد، تأسیس بنیاد مهدى، تأسیس صندوق قرض‌الحسنه و تأسیس مدرسه علمیه امام مهدى(عج) انجام داده است. با آغاز نهضت امام خمینی وی نیز به صف مبارزان پیوست و در این مسیر فعالیت‌های زیادی نمود. وی در 12 بهمن 1384 درگذشت. وی تألیفاتی به نام: شهید عدالت امام علی(ع) و بر ساحل نیل دارد.
2. این پیام در صحیفه امام به شرح زیر ثبت شده است:
« زمان: 11 آذر 1357/ 1 محرّم 1399
مکان: پاریس، نوفل لوشاتو
موضوع: کشتار مردم مسلمان- لزوم فرار سربازان از سربازخانه‌ها و ادامه اعتصابها
مناسبت: فرا رسیدن ماه محرّم‌
مخاطب: ملت ایران‌
بسم الله الرحمن الرحیم‌
اول محرّم 1399
بار دیگر دست جنایتکار شاه از آستین خیانتکار دولت یاغى نظامى بیرون آمد، و ملت ایران را در آستانه ماه محرّم، ماه مقابله اسلام و حق و عدالت با جنود شیطان و طاغوت، به خاک و خون کشید. بار دیگر سفاکان خونخوار و دزدان غارتگر و چپاولچیان بى‌وطن به فرزندان قرآن و اسلام و نوباوگان وطنخواه ملت شریف ایران، حمله وحشیانه آغاز نموده و نهالهاى ثمربخش انسانیت را با مسلسل و توپ و تانک درو کردند.
اخبار طاقت فرساى سراسر ایران عزیز تا این ساعت که یک روز از محرّم نگذشته است، روح و جان این جانب را معذب نمود. اخبار این شب و روز، معرف ابعاد جنایتهاى شاه و دولت یاغى است، و نیز نشان دهنده شجاعت و شهامت بى‌مانند ملت غیور است.
اکنون دشمنان اسلام و ایران و هواداران رژیم یزیدى، در مقابل هواداران قرآن و اسلام و مخالفان سرسخت رژیم طاغوتى ابوسفیانى، صف‌بندى نموده و مى‌خواهند شعارهاى اسلامى و حسینى را، که براى احیاى اسلام و به دست آوردن آزادى و استقلال و برقرارى حکومت قرآن، به جاى سلطه شیطان، و حکومت قانون عدل در مقابل قانون جنگل است، با مسلسل و توپ و تانکها که از خون دل ملت محروم تهیه شده است، جواب دهند. غافل از آنکه ملتى که با بیدارى و هوشیارى بپاخاسته و نهضت اصیلش را وظیفه شرعى الهى تشخیص داده است، به این سلاحهاى زنگ زده، با تمسخر مى‌نگرد. این ملت، شیعه بزرگترین مرد تاریخ است که با تنى چند، نهضت عظیم عاشورا را برپا نمود، و سلسله اموى را براى ابد در گورستان تاریخ دفن نمود، و به خواست خداى تعالى، ملت عزیز و پیرو بحق امام- علیه السلام- با خون خود، سلسله ابلیسى پهلوى را در قبرستان تاریخ دفن مى‌نماید، و پرچم اسلام را در پهنه کشور و بلکه کشورها به اهتزاز در مى‌آورد. کشتار دسته جمعى بزرگ دارندگان شهداى راه حق، ننگى است بر پیشانى شاه خائن و هواداران داخلى و خارجى او، و افتخارى است براى ملت بزرگ ایران که با مشت گره کرده خویش، در مقابل اسلحه‌هاى مدرن ایستاده و پایه‌هاى قصر ظلم و ستم را متزلزل نموده است. من از راه دور، درود بى‌پایان خود را به ملت عظیم تقدیم مى‌نمایم، و در غم و شادى با آنان شریک و به آنان وفادارم. من از همه انسانها براى این امر انسانى که ملت ما براى آن قیام نموده، استمداد مى‌کنم. من از عموم مسلمین در این نهضت اسلامى که براى نجات اسلام و کشور اسلامى برپا شده است، یارى مى‌خواهم. من آنان را که با سکوت مرگبار و احیاناً با اعمال خود از شاه خیانتکار پشتیبانى مى‌کنند، نصیحت مى‌کنم که به ملت مظلوم که براى اسلام خون مى‌دهد و فداکارى مى‌کند، بپیوندند و با هواهاى نفسانى و شیطانى خود مخالفت کنند. ملت ایران پیروز است، چه شاه با سرنیزه به سلطه غیر قانونى خویش ادامه دهد یا ندهد. افتخارات ملت ما در پیشگاه با عظمت خداوند تعالى به ثبت رسید. پایدارى شما عزیزان من در راه حق و ابطال باطل، ملتهاى جهان را تکان داد و ملتهاى مظلوم، از جنبش شما راه خود را یافتند و رضاى خداوند بزرگ را که از همه چیز بالاتر است، تحصیل کردید.
من از سربازان سراسر کشور خواستارم که از سربازخانه‌ها فرار کنند، این وظیفه‌اى است شرعى که در خدمت ستمکار نباید بود. من از پدرها و مادرها و عائله صاحب منصبان تقاضا دارم که آنان را از کمک به شاه خائن و اطاعت از صاحب منصبان خدمتگزار به شاه و اجانب، بازدارند و از درجه داران خواستارم که به ملت خود بپیوندند و افتخار خدمت به مسلمین را احراز کنند.
من باید از اعتصاب همگانى که در این نهضت اسلامى و به پشتیبانى ملت برپاست‌ تشکر کنم. این اعتصابات پر ارج، اگر چه پر زحمت است لکن در پیشبرد هدفهاى انسانى ملت نقش مهمى دارد. اعتصابات بزرگ خود را هر چه بیشتر ادامه دهید، دستگاه این خائنین یاغى را فلج کنید. اعانت به این خائنان، حرام و مخالف رضاى خداست. اطاعت از آنان، به هر عنوان، ضدیت با اسلام و خداى اسلام است. اعتصاب شرکت نفت و جلوگیرى از هدر دادن مال عظیم ملت، اطاعت خداست. اعلامیه مدرسین بزرگ و فضلاى عالیمقام حوزه علمیه قم- دامت برکاتهم- براى روز همبستگى ملت با اعتصابات مؤسسات دولتى و غیر دولتى بالخصوص شرکت نفت، مورد تائید این جانب است، من نیز به عنوان یک فرد از این ملت، همبستگى خود را با آنان اعلام مى‌دارم.
در این موقع حساس که سرنوشت ملت ما باید تعیین شود، هر کس در هر مقامى که هست، اگر سستى کند و از پشتیبانى نهضت شانه خالى کند، مطرود پیشواى عظیم ما، امام عصر- عجل اللَّه فرجه الشریف- است و بر ملت لازم است او را طرد کنند و عذرى از او نپذیرند. اگر کسى از سیاسیون، با بودن شاه خائن، درصدد به دست گرفتن حکومت باشد، مطرود و مخالف اسلام است و بر ملت است که او را طرد کنند. فرصت طلبان به جاى خود بنشینند که پایگاهى ندارند. شاه اگر به دست ملت رشید نیفتد، تنها یک راه دارد و آن برکنارى از یاغیگرى و سلطنت غاصبانه است.
اکنون در این موقع حساس مسئولیت مراجع عظام و علماى اعلام بلاد- دامت برکاتهم- و خطباى محترم- دامت افاضاتهم- بسیار بزرگ است و در پیشگاه خداوند تعالى همه و همه مسئولیم. سستى و سهل انگارى، کمک به دستگاه ظالم و به هدر دادن خون مظلوم است و موجب انهدام مصالح عالیه اسلام و کشور اسلام است. من از همه طبقات محترم که در این ماه مبارزه، تأسى به امام امت - سلام الله علیه- مى‌نمایند تشکر مى‌کنم. خدا با شماست و قرآن کریم پناهگاه ملت. و السلام على من اتبع الهدى. روح الله الموسوی الخمینى» ‌ صحیفه امام . ج ‌5. ص 154
3. رعایت فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر عدم مراجعه به شهربانی برای برپائی مجالس عزاداری، موجب شد تا شهربانی یزد در روز دوازدهم مردادماه در نامه‌ای به استاندار یزد بنویسد: « از مدتی قبل بر اثر تحریکاتی که در مسجد حظیره صورت گرفته، از مردم دعوت می‌شود بدون اجازه شهربانی مجالس روضه خوانی برپا نمایند و به همین علت در گوشه و کنار شهر بعضاً مجالسی ترتیب می‌یابد که بدون کسب اجازه از شهربانی بوده و در این مجالس برعلیه دولت سخنرانی شده و مردم توسط واعظین افراطی و ناشناس تحریک و نسبت به دولت بدبین می‌گردند. از طرف دیگر شعارهای گوناگون با پرچم‌های مختلف در آنها الصاق و نصب می‌شود و مسئول معینی نیز ندارد، لیکن اغلب عده‌ای جوان گرداننده آن می‌باشند و این مجالس بدون نظر عوامل نزدیک به شیخ محمد صدوقی فرزند ابوطالب که درحال حاضر رهبر روحانیون یزد می‌باشد، تشکیل نمی شود و هدف اصلی این است که همواره کلیه محله‌های شهر زیر پوشش تحریکات عوامل مخالف بوده و به تدریج کلیه افراد اعم از موافق دولت یا میانه رو نسبت به دولت بدبین و تحریک شوند، که دستور داده شد تا حدود امکان از این قبیل مجالس مراقبت به عمل آید و مراتب جهت هرگونه اقدام مقتضی اعلام می‌گردد.» انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک . استان یزد . ج 5. سند شماره: 1- 36 /5- 5 - 12 /9 /1357
رکن دوم ژاندارمری یزد نیز در نامه‌ای به استاندار یزد در خصوص وضعیت دسته‌های عزاداری در این روز نوشت: «در ساعت 1630 مورخه 12 /9 /57 حدود 500 نفر به عنوان عزای حسینی و با در دست داشتن پرچم قرمز و عکس خمینی و با دادن اشعار به شرح زیر در جلوی هنگ ژاندارمری عبور می‌نمایند که تعدادی افسر و درجه دار و خودم شخصاً ناظر این جریان بودیم و به استحضار می‌رساند اگر یک دفعه دیگر نامبردگان چنین اشعاری در جلوی ژاندارمری دادند مسلماً افسران و درجه داران شروع به تیراندازی خواهند نمود.
1. رهبر ارتش آزادگان آیت اله خمینی 2. رهبر آزادگان مرد مردان آیت اله خمینی 3. اطلاع می‌دهیم مرد جهان است آیت اله خمینی 4. مرگ بر خائنین، نصر و من اله فتح قریب.» همان . سند شماره: 1 /388 /02 /501 - 13 /9 /57
***

منبع:

کتاب گفت و شنود، جلد دوم - شنود مکالمات شهید آیت‌الله محمد صدوقی صفحه 213
صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.