صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

روح خشونت و برداشت سطحی از‌آیات و روایات

روح خشونت و برداشت سطحی از‌آیات و روایات


متن سند:

روح خشونت و برداشت سطحی از‌آیات و روایات
برداشت‌های سطحی مهدی‌ هاشمی از‌آیات و روایات وی را به تراشیدن ملاک‌های شرعی برای استفاده از خشونت سوق داد. او در نوار شماره دو به‌ این مسئله‌اشاره می‌کند و می‌گوید:
«...از محورهایی که در رابطه با برداشت‌های سطحی از اسلام به عنوان یک زیر مجموعه در قلمرو فکری ما وجود داشت،‌ این بود که ما برای قتل و خشونت یک سلسله ملاک‌های شرعی را از اسلام به اصطلاح استخراج می‌کردیم که‌ این ملاک‌ها را حالا وقتی که با ضوابط اصیل اسلامی منطبق می‌کنیم، می‌شود گفت یک سلسله معیارها و ملاک‌های به ظاهر اسلامی یا به توهم خودمان اسلامی برای قتل و خشونت استخراج می‌کردیم. از باب نمونه در همان قتل مهدیزاده و جهان سلطان که خوب انگیزه اصلی همان مبارزه با فحشا و منکرات بود ما تابع آن ملاک‌های شرعی موجود در رساله‌های عملیه نبودیم که بیاییم دقیقاً بسنجیم که آیا ‌این فرد مهدورالدم است یا مهدورالدم نیست، بعداً دستور قتلش را بدهیم. همین که از مجموعه برداشت‌هایمان از ‌آیات و روایات حس می‌کردیم که‌ این شخص مفسد است، الان وجودش دیگر مضر به مثلاً وضع جامعه هست می‌گفتیم که بکشند و همچنین در مورد آن مهدیزاده و هکذا در مورد آقای شمس‌آبادی هر چند انگیزه ما همان مبارزه با فساد سیاسی بود و تصور می‌کردیم که ایشان مسایلی دارد؛ منتهی از نظر ملاک‌های شرعی وقتی که می‌خواستیم استخراج بکنیم بخاطر همان برداشت‌های سطحی که از مکتب اسلام داشتیم، تصور می‌کردیم که ‌ایشان مثلاً با آن کارهایی که می‌کند دیگر مصداق مفسد فی‌الارض است و گفتیم که بچه‌ها بروند و با او مبارزه بکنند و هکذا در قتل شیخ قنبر علی و حشمت. گر چه قبلاً عرض کردیم که یک حالت احساسی بر ما حاکم بود. تصورمان بر‌ این بود که مثلاً حالا هر کس که آمد یک حرفی زد علیه ما ‌این مفسد است یا همین که کسی خواست توطئه بکند برای آدم ‌این دیگر مهدورالدم است. بهر صورت در‌ این قتل‌ها و کلاً خشونتها، مثلاً در خشونتهایی غیر قتل قبل از انقلاب یک گلوله بارانی ما کردیم همان مرکز حشمت را که مرکز فحشا و مفاسد بود. خوب ‌این کار در آن حد نبود. نیاز نبود ولی خوب ما یک سری ملاک‌های شرعی، حس می‌کردیم که باید آنجا را نا امنش بکنیم تا افراد فاسد فرار کنند و بروند. بعد از انقلاب هم در خشونتهایی که احیاناً چه به صورت عملی و فیزیکی در افغانستان رخ داد مثل کشتن خوانین و ترور خوانین و چه خشونتهای لفظی که ما در برخورد، آنها را هم یک سری ملاک‌های شرعی برایش می‌تراشیدیم. یعنی نمی‌تراشیدیم فکر می‌کردیم که بالاخره شرعی است. منتهی ‌این ملاک‌های شرعی در بستر آن برداشت سطحی ما ملاک شرعی بوده ولی با انطباق با ضوابط اصلی نه،‌ این یکی از محورهای‌این بحث بود...»1

توضیحات سند:

1. نوار شماره دو.

منبع:

کتاب بن‌بست - جلد اول / مهدی هاشمی ریشه‌های انحراف صفحه 202
صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.