پس از کودتای امریکایی 28 مرداد
متن سند:
پس از کودتای امریکایی 28 مرداد و سقوط حکومت ملی دکتر مصدق که 19 میلیون دلار برای امریکا خرج برداشت شاه فراری به ایران بازگشت. حاکمیت قانونی دکتر مصدق سبب قطع منافع سرشار نفتی امریکا و انگلیس شد. در حقیقت چون دکتر مصدق تن به خواستههای ننگین امریکا و انگلیس نداده و حاضر نبود که به تودههای محروم و رنجبر پشت کرده و خیانت کند، سقوط کرد و...1 قیام ملی 28 مرداد رخ داد. شاه و دولتش نفت را که در زمان دکتر مصدق ملی[البته نه مانند ملی شدن 22 مرداد 52] گشته و از شرکت نفت ایران ـ انگلیس خلع بد شده بود، دوباره به غارتگران امریکایی و انگلیسی مسترد داشت. قرارداد اخیر به قدری مفتضح بود که اگر نفت را مجانی داده و فقط مالیاتش را میگرفتند درآمد بیشتری عایدشان میشد. امپریالیستها به نیروی بالقوه کارگر و بازاری برای فروش مصنوعات خویش احتیاج داشت.2 اینگونه نیازمندیها لزوم از هم پاشیدن اقتصاد فئودال را در جوامع روستایی یادآور میگشت در اقتصاد فئودالی نیازمندیهای جوامع روستایی به وسیله خودشان برطرف میگشت(خودکفایی). و چون فئودالی با منافع امپریالیسم3 در تضاد بود، با توجه خواست امپریالیستها و بنا بر ماهیت استعماری رژیم انقلاب سپید؟! حادث گشت. به بیانی روشنتر انقلاب سپید؟! برای بهبدی وضع تودهها حادث نگشته بل به علت نیاز شدید اربابان شاه خائن بوده حال به ذکر ثمرات رهآوردهای انقلاب میپردازیم بر هم خوردن خودکفایی ـ هجوم روستاییان به شهرها در پیکار، سپاه دانش بدین علت در صدر لوایح ششگانه قرار رفت، غارتگران خارجی و داخلی وابسته برای به کار افتادن کارخانههاشان کارگر باسواد متخصص و ساده نیاز داشتند، اصل اصلاحات ارضی صرفاً به منظور هوچیگری بود چون اصولاً میبینیم که وضع با سابق تغییر نکرده، نکرده که هیچ بدتر هم شده است. بهترین زمینهای کشور به اعضا و اعوان و انصار خاندان کثیف سلطنت و در دهات، هم، زمینهای نزدیک به آب یا رودخانه به ارباب سابق و زمینهای خشک و غیر قابل کشت به روستاییان، تعلق دارد. و اینها هستند اصلاحاتی که شاه نوکر صفت هر روز عربدهکشان و مزدورانش از آن دم میزنند. ننگ بر تو باد ای پست فطرت، خائن جنایتکار.
در 15 خرداد 42 4 پرونده سیاه دیگری بر پروندههای سیاه رژیم کثیف شاه جنایتکار اضافه گشت. روحانی مترقی آیتاله خمینی را به علت اعتراض به احیاء قانون منحط کاپیتولاسیون5 تبعید کرده و مردمی را که به طرفداریش برخاسته بودند بیرحمانه به وسیله مزدورانش به رگبار مسلسل بست اگر شاه جلاد به کمک مردم قیام ملی؟! 28 مرداد و باز به همراهی همین مردم انکذاب(انقلاب؟!) شاه و ملت را به راه انداخت چرا همینها را در 15 خرداد این چنین ظالمانه و سفاکانه درو نمود. در این حدود 15 تن از خلق به شهادت رسیدند. رهبر انقلاب؟! این چنین با[خون سرخ] تودهها خیابانها را[رنگین] میکند!! هموطن! برای اطلاع و آگاهی بیشتر به رادیو میهن پرستان6 صدای آزاد تمامی خلقهای دربند و تحت ستم ایران هر روز از ساعت 2 تا 3 عصر گوش دهید این برنامه در ساعت 6:45 تا 7:45 همان روز مجدداً تکرار میشود.
همچنین به برنامههای تعلیماتی رادیو سروش هر شب از ساعت 8:3 تا 9:3 توجه فرمایید. تکرار 11 تا 12 همان شب.
هموطن به پا خیز و بندهای اسارت را بگسل!
مرگ بر شاه و امپریالیسم جهانی!
ننگ باد بر تو ای جلاد ستمگر!
پیروز باشید
توضیحات سند:
1. نقطهچین در متن سند موجود است.
2. رجوع شود به اعلامیه آیتالله ابوالقاسم کاشانی در قرارداد کنسرسیوم در سال 1332، مجموعه بیانیهها و اعلامیههای آیتالله کاشانی، تهران، دهنوی، چاپخش
3. امپریالیسم از واژهی امپراتوری مشتق شده و دارای معانی مختلفی است. از جمله معانی آن این است که به نظامی گفته میشود که به دلیل مقاصد اقتصادی یا سیاسی میخواهد از مرزهای ملی و قومی خود تجاوز کند و سرزمینها، ملتها و اقوام دیگر را به زیر سلطه خود درآورد. واژه امپریالیسم در ۱۸۹۰ در انگلستان رواج یافت و به زودی در زبانهای دیگر به کار گرفته شد و از آن برای بیان کشاکشهای قدرتهای اروپایی رقیب برای به دست آوردن مستعمره و حوزه نفوذ درآفریقا و دیگر قارهها استفاده شد. این کشاکشها که از دهه۱۸۸۰ تا ۱۹۱۴ بر سیاست بینالمللی حاکم بود، سبب شد که این دوره «عصر امپریالیسم» نامیده شود. هم انگلیسیها و هم دیگر امپریالیستها ادعا میکردند که هدفشان گسترش تمدن و رساندن دستاوردهای آن به مردمان دارای نژاد و فرهنگ پستتر است. اما در بنیاد این «احساس رسالت» برای تمامی بشریت ایمان به برتری نژادی، مادی، و فرهنگی نژادهای سفید وجود داشت. پس از جنگ جهانی اول، ایدئولوژی امپریالیسم در ایدئولوژیهای فاشیسم و نازیسم به کمال خود رسید.
4. رجوع شود به کتاب: 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، 9 جلد، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی
5. کاپیتولاسیون یا لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی .آمریکا به دنبال تحمیل رفرم اسارتبار «انقلاب سفید»! بر ملت ایران و در هم شکستن بنیان اقتصادى این کشور بر آن شد که حق حاکمیت و استقلال سیاسى ایران را نیز به کلى درهم شکسته و رژیم ننگبار کاپیتولاسیون را بار دیگر در ایران زنده نماید. دولت آمریکا که گویا با شکست فضاحت بار شاه در نتیجهگیرى از «انقلاب سفید» و عدم سرکوبى نهضت امام خمینى دریافته بود که بزودى انقلاب خونین و دامنهدارى علیه آمریکا و رژیم دست نشانده آن در ایران آغاز مىگردد خواستار احیاى کاپیتولاسیون و مزایاى کنسولى و قضایى براى اتباع خود در ایران گردید تا بدینوسیله نظامیان و سرجوخههاى عربدهکش آمریکایى را به آمدن به ایران جهت نگهبانى از منافع آمریکا و تخت و تاج شاه تشویق و ترغیب نماید. بنا به اظهار میرفندرسکى، معاون وزارت خارجه ایران، آمریکا این پیشنهاد را در اسفند 1340 به ایران داده بود. منتهى گویا با آغاز رفرم «انقلاب سفید»، از آنجا که امپریالیسم آمریکا امیدوار بود که اجراى آن موجب پیشگیرى از جنبش مسلحانه گردد و دیگر نیازى به دخالت نظامیان آمریکا در ایران نباشد روی این پیشنهاد خیلى پافشارى نکرد. لیکن به دنبال قیام خونین 15خرداد و اوج روزافزون نهضت امام خمینى(ره) و گزارشات کارشناسان آمریکایى مبنى برعدم موفقیت شاه در جلب رضایت تودهها و ایجاد «امیدوارى» ! امپریالیسم آمریکا بار دیگر پیشنهاد مزبور را مطرح ساخته و رژیم شاه را جهت تصویب آن تحت فشار قرار داد. رژیم شاه بىدرنگ دست به کار تصویب و انجام این پیشنهاد گردید و شتابزده لایحهاى مبنى بر مصونیت مستشاران و دیگر تبعه آمریکا در ایران که در تاریخ 13 مهر ماه /1342 در کابینه سیاه علم تصویب شده بود به مجلس سنا برد و در تاریخ مرداد ماه /1343 به دست به اصطلاح وکلاى زبان بسته سنا به تصویب رسانید ! آنگاه دولت دست نشانده منصور لایحه مزبور را در تاریخ 21 مهر ماه /1343 به مجلس شوراى ملى برد و تصویب کرد .
امام خمینى(ره) با آگاهى از این وطن فروشى شاه و برباد رفتن حیثیت ملت بزرگ ایران سخت آشفته و منقلب گردید. قائد بزرگ به منظور برملا کردن این خیانت زیر پرده شاه به ایران و ایرانى، اقدام به ایراد سخنرانى تند و کوبنده و صدور اعلامیهاى افشاگرانه نمود، علاقمندان به کسب اطلاع بیشتر از موضوع کاپیتولاسیون و متن سخنان و اعلامیه امام خمینى(ره) به کتاب نهضت امام خمینى، تألیف سید حمید روحانى، جلد اول مراجعه نمایند.
6. رادیو میهنپرستان: در سال 1352 بعد از تعطیل رادیو «صداى انقلابیون» به خاطر بهبود نسبى روابط بین دو دولت ایران و عراق(این رادیو با همکارى جبهه ملى بخش خاورمیانه(مارکسیست) و موافقت دولت عراق در سال 1351 راهاندازى شده بود و به-مدت یک ساعت، هر روز دو بار پخش مىشد.) رادیو «میهنپرستان» و رادیو «سروش» که قبلاً لابهلاى برنامه فارسى رادیو بغداد اجرا مىشد، فعالیت خود را آغاز کردند پس از گذشت چندین ماه از تعطیلى رادیو «صداى انقلابیون»؛ این دو رادیو ـ مشترکا ـ توسط ارگان خارج از کشور سازمان مجاهدین خلق ایران و جبهه ملى دوم(بخش خاورمیانه) که عملاً نمایندگى چریکهاى فدایى را بهعهده داشت(و بعدا خود آنها نظارت مستقیم مىکردند) اداره مىشد. در رادیو میهنپرستان «نیمى از برنامه اختصاص به سازمان داشت و نیم دیگر اختصاص به سازمان چریکهاى فدایى که جبهه ملى دوم [خاورمیانه] عملاً مجرى برنامه آنها بود. مضمون برنامه «رادیو سروش» برخلاف «رادیو میهنپرستان» که جنبه تبلیغاتى سیاسى داشت، کاملاً جنبه آموزشى داشت و شامل آموزش در زمینههاى سیاسى ایدئولوژیک و تهیه مواد انفجارى مىگردید.»
ر.ک: سازمان مجاهدین خلق ایران، پیدایى تا فرجام، جلد دوم ، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سیاسى، ص306
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان مازندران، کتاب 02 صفحه 77

