تاریخ سند: 17 دی 1356
موضوع: شیخ علی بمان کمالی زارچی (معروف به بحرینی یزدی) فرزند مرتضی
متن سند:
از: 8 ﻫ تاریخ: 17 /10 /2536[] 1017
به: 312 شماره: 10244 /8 ﻫ
موضوع: شیخ علی بمان کمالی زارچی (معروف به بحرینی یزدی) فرزند مرتضی
پیرو شمارههای 10084/ ﻫ ـ 7 /10 /36 و 10087/ ﻫ ـ 7 /10 /36
در تاریخ 30 /9 /36 مجلس روضهخوانی در حسینیه قطبآباد شهرستان رفسنجان برگزار که نامبرده بالا منبر رفته و پیرامون مسائل اخلاقی بحث و در سخنان خود اظهار داشته از من خواسته شده در مورد زلزله اخیر زرند کرمان صحبت نمایم ابتداء جامعه روحانیت رفسنجان اعلام داشتند که اهالی رفسنجان به برادران و خواهران مسلمان خود که در این حادثه زندگی و خانواده خود را از دست دادهاند و احتیاج به کمک فوری دارند کمک کنند ضمناً یادشده در خلال سخنرانیش به عللی که باعث وقوع زلزله شده بحث خود را ادامه داده و گفته مشیت الهی است که به بشر بفهماند گناه نکنید جامعه در فساد فرو نرود پدران و مادران شما در مقابل فرزندان خود مسئولیت سنگینی دارید نگذارید فرزندانتان به منجلات فساد کشانده شوند سپس واعظ مذکور به بحث پیرامون علم پرداخته که علم و دانش بسیار خوبست و من با علم و صنعت مخالفتی ندارم لکن علم باید در راه صحیح به کار برود نه به کارهای غلط چنانچه به کارهای غلط به کار رود دنیا منفجر خواهد شد مثلاً تلویزیون خودش بد نیست اما برنامههای اشتباه و نادرست است آنکه به دست1 افراد بیدین و لامذهب طرحریزی میشود ناپسند است. مشارالیه همچنین اشارهای به جشن فرهنگ و هنر شیراز2 نموده و از آن انتقاد نمود.
نظریه یکشنبه: خبر به احتمال قوی صحت دارد. ضمناً در مورد واعظ مذکور گزارشاتی به موقع تقدیم گردیده است و یادشده در مورخه 30 /9 /36 شهرستان رفسنجان را به مقصد تهران ترک نموده است و آدرس وی قبلاً معروض و مشخصات کامل وی عبارت از. نام. شیخ عباس بمانی شهرت کمالیزارچی (معروف به بحرینی) فرزند مرتضی شناسنامه 122 ـ 1319 یزد. مؤلف
نظریه سهشنبه: نظریه یکشنبه مورد تأیید است. آسای
نظریه چهارشنبه: نظریه سهشنبه تأیید میگردد% یگانه
در ساعت 1200 روز 19 /10 سال 36 به بخش 312 واصل گردید
آقای مرعشی ـ 20 /10
با توجه به اینکه مطالب خلافی عنوان نشده از نظر سازمان قم اقدامی ندارد ـ 5 /11 /36
توضیحات سند:
1. اصل: داست
2. روز 27 مرداد 1356 جشن هنر شیراز با حضور فرح پهلوی گشایش یافت. جشن هنر شیراز که نوعی فستیوال بینالمللی هنری بود، از چند سال قبل از آن تاریخ، در شیراز برگزار میشد و با وجود مخارج سنگینی که در برداشت هرگز مورد توجه و استقبال مردم قرار نمیگرفت، بلکه اعتراض و انتقاد قاطبه مردم را دامن میزد، زیرا نمایشهایی که از طرف هنرمندان کشورهای مختلف عرضه میشد، با روحیات اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران، مطابقت نداشت و نمایش بعضی از صحنههای آن در تلویزیون، موجب تمسخر و استهزای مردم میگردید. آنتونی پارسونز سفیر پیشین انگلیس در ایران در کتاب غرور و سقوط خود جشن هنر سال 1356 را به عنوان یکی از جرقههای انقلاب توصیف کرد و نوشت: جشن هنر سال 1356 شیراز از نظر کثرت صحنههای اهانتآمیز به ارزشهای اخلاقی ایرانیان از جشنهای پیشین فراتر رفته بود.
به عنوان مثال یک شاهد عینی صحنههایی از نمایشی را که ترتیب داده بودند، یک باب مغازه را در یکی از خیابانهای پر رفت و آمد شیراز اجاره کرده و ظاهراً میخواستند برنامه خود را کاملاً طبیعی در کنار خیابان اجرا کنند. صحنۀ نمایش نیمی از داخل مغازه و نیمی در پیاده رو مقابل آن بود. یکی از صحنهها که در پیاده رو اجرا میشد، تجاوز به عنف بود که به طور کامل (نه بطور نمایشی و وانمود سازی) به وسیله یک مرد (کاملاً عریان یا بدون شلوار درست بخاطر ندارم) با یک زن که پیراهنش به وسیله مرد متجاوز چاک داده میشد در مقابل چشم همه صورت میگرفت. ولی موضوع به شیراز محدود نشد و توفان اعتراض که علیه این نمایش برخاست، به مطبوعات و تلویزیون هم رسید. من به این خاطر موضوع را با شاه در میان گذاشته و به او گفتم اگر چنین نمایشی بطور مثال در شهر منچستر انگلیس اجرا میشد، کارگردان و هنرپیشگان آن جان سالم به در نمیبردند. شاه مدتی خندید و چیزی نگفت».
دستاندرکاران جشن و به ویژه فرح پهلوی که رئیس هیئت امنا بود، هدف از برگزاری را بالا بردن سطح هنر در ایران و شناساندن هنر و هنرمندان خارجی به ملت ایران ذکر نمودهاند در حالی که به وضعیت فرهنگی و فرهنگ عمومی جامعه ایران و محل برگزاری آن (شیراز) توجهی ننموده و در واقع با یک بعدینگری تنها به دنبال فکر خامی بودند که در سر میپروراندند و از واقعیت موضوع که آیا اساساً زمینه پذیرش و کنش مساعد به سمت فرهنگ وارداتی در سطح جامعه وجود دارد یا خیر؟ کاملاً به دور بودند در این رابطه به سخنان یکی از کارمندان سابق تلویزیون که اهل شیراز بوده و در حاشیه مسائل جشن هنر قرار داشته است، توجه کنید: «مردم چندان مشتاق برنامههای جشن نبودند، معمولاً از مرکز [تهران] جمعیتی به طور مرسوم همه ساله به دنبال گروه برگزارکننده بودند و حضور مردم شیراز در جشن بسیار کمرنگ بود و این هم بدین علت بود که هیچگونه تناسخ فرهنگی میان مردم شیراز و برنامههای اجرا شده و به ویژه برنامههای خارجی وجود نداشت و تنها برنامههای موسیقی سنتی در یک نمایش به نام شهر قصه که کار آقای بیژن مفیدی بود کمی با اقبال عمومی مواجه گردید. ـ مصاحبه با آقای سیروس حمیدی (تهیهکننده صدا و سیمای فارس، مورخ 10 /4 /80)
ـ تاریخ سیاسی 25 ساله ایران، غلامرضا نجاتی، نشر رسا، ص 349.
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان کرمان، کتاب 4 صفحه 100
