تاریخ سند: 13 شهریور 1347
در ساعت 1930 روز 8/6/47 جلسه مکتب فوقالذکر در منزل حسین روحی واقع در خزانه فرحآباد
متن سند:
از: 20ﻫ3 تاریخ:13 /6 /1347
به: 316 شماره: 20941 /20ﻫ3
موضوع: مکتب جوانان بنیزهرا
در ساعت 1930 روز 8 /6 /47 جلسه مکتب فوقالذکر در منزل حسین روحی واقع در خزانه فرحآباد پایینتر از فلکه اول کوچه رشیدی نزدیک به آخر کوچه دست چپ پلاک 65 تشکیل گردید. در این جلسه شخصی به نام محمد پورصباغ مقالهای که درباره دانش نوشته بود قرائت نمود بعضی از مطالب مقاله چنین بود بزرگترین نقشه استعمارگران نگه داشتن مردم کشورهای مستعمره در جهل و نادانی است زیرا وقتی که سطح دانش در مملکتی بالا رفت دیگر مردم آن مملکت محتاج نخواهند بود اگرچه گاهی ندای همه باسواد شویم، تحصیلات اجباری، سپاهیان انقلاب از منابع استعمارگران از گوشه و کنار کشورهای استعمارزده به گوش میرسد1 اما جنبه حرفی دارد درست است که گاهی مردم را به خواندن و نوشتن مجهز میکنند اما سطح دانش عمومی را پایین میآورند. دانشگاهها را مراکز فساد و وعدهگاه عشاق میسازند دبستانها و دبیرستانها را از برنامههای خوب محروم میکنند و هجویات را به جای آن به نوآموزان میآموزند. مثلاً به تاریخ استعمارگری نگاه کنیم میبینیم که در دبیرستانهای کشور هند که از کشورهای مستعمره بود دانشآموزان مجبورند جدول لگاریتم را از حفظ بیاموزند و حال اینکه خود نویسنده این جدول نمیتواند در حافظه خود نگه دارد. گفتار مشارالیه در ساعت 2015 خاتمه یافت. بعد از نامبرده شیخ غلامعلی نعیمآبادی به منبر رفته و درباره حجاب صحبت کرد و ضمن گفتار خود اظهار داشت زنان با وضع رقتبار و شرمآور پشت میکروفون قرار میگیرند و فریاد میزنند که چون حضرت فاطمه حق خود را گرفت ما هم حق خود را میگیریم و به این وسیله میخواهند زنان را بیحجاب کنند بعد مثالی آورد و گفت فرعون ادعای خدایی میکرد ابراهیم2 نزد او رفت و گفت تو که ادعای خدایی میکنی یک نفر را زنده کن و یا یک نفر را بمیران فرعون فوری دستور داد شخصی که در زندان و محکوم به اعدام بود آزاد کردند و شخص دیگری را که آزاد بود کشتند فرعون گفت دیدی به اولی عمر بخشیدم و به دیگری مرگ دادم. به خدا ننگ است که اینها خود را به فاطمه میبندند و شرم نمیکنند که فریاد میزنند چون فاطمه حق خود را گرفته ما هم حق خود را از مردان میگیریم فاطمه کی لخت و برهنه پشت میز مینشست کی دین اسلام اجازه داده که زن در امور مملکتی دخالت نماید.3 گفتار مشارالیه در ساعت 2100 پایان یافت. عده شرکتکننده در حدود 15 نفر و اشخاص شناخته شده عبارت بودند از عباس شهریاری شغل نقاش. پورصباغ محصل. ابراهیم قاسمی. حسین روحی. رحیمی. ابراهیمی. خالدی. پ ک
توضیحات سند:
1. اشاره است به برخی از اصول انقلاب سفید یا انقلاب شاه و مردم. انقلاب سفید شاه و مردم (ملّت) نام حرکتی است که محمدرضا شاه پهلوی به امر آمریکا در سالهای 1340 تا 1341 در ایران انجام داد. برخی از عناوین این حرکت سیاسی عبارت بود از: اصلاحات ارضی، ملّی کردن منابع طبیعی و جنگلها، واگذاری سهام کارخانههای دولتی به مالکین بزرگی که طی اصلاحات ارضی، زمین خود را به دولت میفروختند. لکن در کنار آن قوانین شرع و اخلاق مذهبی و روحانیت هم پایمال میشد. مجموعه این حرکت به تعمیم زندگی غربی میانجامید و ایرانی به اروپایی و آمریکایی تبدیل میشد. طرح انقلاب سفید در کاخ سفید آمریکا ریخته شد و مأموریت اجرای آن به دکتر علی امینی ـ عاقد قرارداد کنسرسیوم نفتی پس از کودتای 28 مرداد 1332 ـ محول شده بود، امّا شاه پس از مدت کوتاهی اربابان آمریکایی خود را راضی کرد که خود عهده دار آن شود. امینی استعفا داد و شاه، اسدالله علم را که اجدادش به نوکری انگلیس شهرت داشتند، به نخست وزیری منصوب و موظف به انجام آن کرد. اما روحانیت به رهبری مراجع در برابر آن ایستادند و با آن مخالفت کردند و نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، از آن مخالفت و مقاومت و کشمکش سیاسی جوانه زد. انقلاب سفید برخلاف ادعای شاه و اربابان آمریکاییاش « سفید » نماند، بلکه از همان ابتدا و در جریان مقاومت مردم و روحانیت، با خون فرزندان اسلام رنگین شد. امام خمینی(ره) در این باره فرمودند: «اینها ثمره شوم انقلاب خونین و استعماری است که با تبلیغات و عوامفریبیها میخواهند آن را به انقلاب سفید ملقّب سازند و آن را انقلاب شاه و ملّت بنامند... هتک مقدسات اسلام، کشتن علما و مردم مسلمان در زیر شکنجه، هجوم به مدرسه فیضیه و دانشگاهها و کشتار فجیع 15 خرداد، از ثمرات دیگر این انقلاب ننگین است ...»
صحیفه نور، ج 1، صص 322 و 399؛ ر.ک: فرهنگ واژههای انقلاب اسلامی، جلالالدین فارسی، صص 172ـ 173.
2. این اشتباه قطعاً از سوی منبع ساواک صورت گرفته است. منظور حضرت موسی(ع) است.
3. در دورهی پهلوی بهرغم شعارها و تبلیغات رژیم در حمایت از زنان، متأسفانه اکثریت زنان همچنان از حداقل حقوق و امکانات شهروندی محروم بوده و حضور زنان در مشاغل سیاسی محدود به طبقات خاصی میشد. تصویر ارائه شده از زن در عصر پهلوی مغایر با کرامت انسانی زن و شئون مذهبی کشور بود. اعتراض آیتالله نعیمآبادی قطعاً ناظر به سوءاستفاده از جایگاه و منزلت زن در رژیم پهلوی بوده است.
منبع:
کتاب
آیتالله غلامعلی نعیمآبادی به روایت اسناد ساواک صفحه 14

