تاریخ سند: 29 آبان 1342
موضوع: ملاقات با آقای فصیحی و اظهارات سید محمد حجازی
متن سند:
تاریخ:29 /8 /1342
موضوع: ملاقات با آقای فصیحی و اظهارات سید محمد حجازی
ساعت 8 بعدازظهر روز چهارشنبه به اتفاق آقای حاج سید محمد حجازی به دیدن آقای فصیحی واعظ که روز قبل از بازداشت آزاد شده بودند، رفته (منزل ایشان در کوچه قبر میر) در آنجا عدهای دیگر از اهالی پایینخیابان منجمله حاجی عظیمی صاحب گرمابه، حاجی ابراهیم، حاجی محمد خجسته و چند نفر دیگر و چند طلبه حضور داشتند.
سخن در ابتدا درباره آزاد کردن آقای هاشمینژاد بود و آقای فصیحی میگفتند اگر پرونده آقای هاشمینژاد را به تهران نفرستند ممکن است تا ده روز دیگر ایشان با قید کفیل آزاد بشوند و اگر آن طوری که در بازداشتگاه گفته میشد پرونده ایشان به تهران فرستاده بشود، وضع ایشان نامعلوم است.
درباره رفتار مأمورین در بازداشتگاه ایشان میگفتند وضع هردوی ما خوب بود و غذا از کرامت مرتب برای ما میآوردند و من قدری ناراحتی معده1 داشتم ولی آقای هاشمینژاد هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ جسمی خوب هستند. در برخورد ما و ایشان با مأمورین سازمان، در حد وسط قرار داشت و به جز در روزهای اول که آقای دکتر جناب به هاشمینژاد چند مرتبه توهین کردند، بعد تقریباً وضع معمولی بود ولی من اینطور استنباط کردم که دولت میخواهد که خشونت بیشتری نسبت به گذشته نشان دهد.
بعد از آنکه عده ای از مدعوین ایشان رفتند، آقای فصیحی از وضع عمومی سؤال کردند و بحث به سازش جبهه و سکوت آنها در قبال دستگاه به میان آمد.
آقای حاج سید محمد حجازی میگفتند از روزی که مبارزه علما ظاهری و علنی شد، بهخصوص بعد از واقعه 15 خرداد، جبهه روش دوپهلویی را از نظر سیاسی پیش گرفت و دیگر در اعلامیههای جبهه آن خشونت و تندی که در قبل بوده دیده نمیشد و بعد ایشان اعلامیه جبهه را در موقع انتخابات و رفراندوم مقایسه کردند و گفتند از مطالعه متن این دو اعلامیه روش جبهه و تقریباً بیطرفی [آنها مشخص و] از مرکز بیاطلاع و برحسب اتفاق چنانچه مسافری از تهران بیاید و اخباری در تهران باشد، به اطلاع اعضاء جبهه ملی مشهد میرسد ولی طاهر احمدزاده هروی با اینکه تاکنون خط مشی سیاسی خود را روشن ننموده و هنوز معلوم نیست آیا به نفع جبهه ملی و یا نهضت آزادی کار میکند، ابتکار عمل را در دست دارد و طبق اطلاعات رسیده طاهر احمدزاده بیشتر به نهضت آزادی ابراز علاقه میکند و با در دست گرفتن نبض اقتصادی کانون نشر حقایق اسلامی و ائتلاف2 غیرمستقیم با انجمن تبلیغات اسلامی و انجمن اسلامی دانشجویان3 و انجمن اسلامی دانشآموزان، گروههای متشکلی به وجود آورده و هر زمان که موقعیت را مساعد ببیند تظاهراتی به راه میاندازد و فعالیت وی بعد از واقعه مسجد فیل و تحریک آیتالله میلانی و وعاظ، نمونه بارزی از نیات پلید این عنصر ماجراجو میباشد.
ریاست پینویس فرمودند.
بهرهبرداری شود. اینهایی که خیال اعتصاب دارند باید دستگیر شوند و اگر پرونده دارند به جریان بیفتد. 2 /9
توضیحات سند:
1. در اصل: معدی
2. در اصل: اعتلاف
3. انجمن اسلامی دانشجویان از تشکلهایی بود که بلافاصله پس از سقوط دیکتاتوری بیستساله و برکناری رضاشاه در شهریور 1320 با دغدغه نزدیک کردن دانشجویان به دین ایجاد شد. این تشکل نخستین بار در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران با اساسنامه مشخص فعالیت خود را آغاز کرد. در این اساسنامه چهار هدف برای ایجاد انجمن اسلامی ذکر شده است: 1) اصلاح جامعه بر طبق دستورات اسلام؛ 2) کوشش در ایجاد دوستی و اتحاد بین افراد مسلمان مخصوصاً جوانان روشنفکر؛ 3) انتشار حقایق اسلامی بهوسیله ایجاد مؤسسات تبلیغاتی و نشر مطبوعات؛ 4) مبارزه با خرافات. طی سالهای مشروطه و پس از آن، زمانی که انجمنهای ملی مختلف در تهران و شهرستانها تشکیل گردید و پس از آنکه اندیشه حزب و تشکل در فرهنگ سیاسی ایران پدید آمد، چهرههای مذهبی مختلف برای سامان دادن به وضع مذهب و مقابله با بیدینی، تشکلهایی پدید آوردند. انجمن اسلامی دانشجویان نیز که در همین بحبوحه شکل گرفته بود، در اواخر دهه 30 فعالیتهایش کم رنگ شده بود اما با تأسیس انجمنهایی تازه و ساماندهی مجدد گروههای گذشته، توانستند جایگاه خود را در بین دانشجویان بهدست آورند و به عرصه فعالیتهای سیاسی بازگردند. این تشکلها که حمایت چهرههای دینی مهمی ازجمله مرحوم آیتالله سید محمود طالقانی، مهندس مهدی بازرگان، آیتالله شهید مرتضی مطهری و حجتالاسلام سید صدر بلاغی را با خود میدیدند، در آغاز دهه 40 و حتی یکی دو سال پیش از آن، خوش درخشیدند بهگونهای که برخی از افراد ملی و مذهبی را امیدوار کرد که میتوانند با کمک این قشر، یک تشکل نیرومند سیاسی ـ مذهبی داشته باشند. در آن هنگام این گروهها در بیشتر دانشگاهها و مراکز آموزش عالی فعال بودند و گهگاه جلسات سخنرانی برای روحانیون و اساتید مشهوری مانند مرحوم شریعتی، شهید مطهری، علامه محمدتقی جعفری و دیگران برگزار میکردند. در کتابی به نام «پیروزی در سایه شکست» که توسط انجمن اسلامی قم در سال 1348 منتشر شده است، در رابطه با شکلگیری انجمنهای اسلامی آمده: «به دنبال رستاخیز فکری اسلامی در سراسر جهان و نیز در ایران، تأسیس و تشکیل انجمنهای نوین اسلامی برای کلیه طبقات اجتماع، جان تازهای گرفت و در تمام ممالک اسلامی گسترش یافت... کشور اسلامی ایران نیز از این رستاخیز بزرگ بیبهره نماند و انجمنهای اسلامی نسبتاً زیادی در شهرهای ایران تأسیس گردید.» (جعفریان، رسول، 1386، جریانها و سازمانهای مذهبی ـ سیاسی ایران، نشر مورخ، چاپ هشتم)
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان خراسان رضوی- 03 صفحه 327

