صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

موضوع : جلسه بحث و تفسیر هفتگی مسجد هدایت

تاریخ سند: 17 خرداد 1349


موضوع : جلسه بحث و تفسیر هفتگی مسجد هدایت


متن سند:

رونوشت گزارش خبر شماره 8924 /20 ه 2 ـ منبع 617 ساعت 1900 روز 14 /3 /49 حدود 300 نفر از افراد مختلف بازاری ـ اداری ـ فرهنگی و دانشجو در مسجد هدایت واقع در خیابان استانبول حضور داشتند.
افراد شناخته شده عبارتند از سید محمود طالقانی ـ مهندس مهدی بازرگان ـ دکتر یداله سحابی ـ دکتر عباس شیبانی ـ سرهنگ عزیزاله رحیمی ـ عباس رادنیا ـ علی بابائی ـ حاج محمد مدیر شانه چی ـ حاج جواد جباری ـ حاجی میرزائی ـ حاجی جلیلی ـ حسام الدین انتظاری ـ رستم آبادی ـ سید ابراهیم موسوی ـ خسرو شاهی واعظ ـ فخرالدین حجازی ـ خلیل شالچی ـ حسن توانا ـ عدالت منش ـ احمد صدر ـ حاج سید جوادی دادستان سابق تهران ـ مصطفی صادقی ـ مهندس عرب زاده ـ مرتضی بیوک افشاری ـ احمد سلطانی ـ محمدعلی قیومی هوشیار ـ محمدعلی یزدان پناه ـ حسینی ـ امیر حسینی1 ـ افشار متصدی آبدارخانه مسجد ـ عبدالحسین کازورنیان ـ محمد مهدی اندوهی ـ رضاخانی ـ امیرخانی ـ هزارخانی ـ اسماعیل کریمخانی ـ اله پناه مروج عاشری ـ پس از پایان نماز جماعت توسط طالقانی به مناسبت فوت پدر حسام الدین انتظاری.
رستم آبادی از طرف طالقانی و شیبانی قبل از شروع سخنرانی جزوات قرآن بین حاضرین توزیع [کردند] و مجلس ترحیمی منعقد گردید که اداره آن با شیبانی بود در ساعت 2030 سخنرانی امامی2 به مناسبت رحلت آقای حکیم شروع شد وی طی مقدمه ای گفت چون صحبت هائی از گوشه و کنار در مورد جانشینی و مرجعیت به گوش می رسد لذا بحث امشب ما در این مورد است.
نامبرده مدت یک ساعت راجع به فقیه و شخص فقیه و درجه مرجعیت صحبت نمود و گفت : ما نمی توانیم کسی را که فقط عالم و در امور مسائل دینی و مذهبی تنها وارد و بصیر است او را به عنوان مرجعیت و مقام رهبری بشناسیم.
مرجع و رهبر در اسلام به کسی می گویند که مطابق نص صریح قرآن [به] هدف [که] اسلام می باشد، آگاهی داشته باشد و چنین شخصی را باید به عنوان رهبر ملل اسلامی شناخت.
اسلام عمامه بزرگ و ریش بلند و وارد به مسائل طهارت، نماز و روزه و خمس را به مرجعیت نمی شناسد.
سپس ناطق اشاره به سؤالی که در زمان حیات آقای حکیم3 درباره مرجعیت از ایشان شده بود، نمود و گفت : از آقای حکیم سؤال شده بود به عالمی که تنها وارد به مسائل مذهبی باشد، مرجعیت اطلاق می شود یا عالمی که به امور سیاست و مشکلات ملل مسلمان آگاه است رهبری به او تعلق دارد و آقای حکیم در جواب عالم و وارد به سیاست و امور اقتصادی و اجتماعی را قابل و حق مسلم رهبری معرفی کرده بود.
مسأله باقی ماندن به مرجع وفات یافته برای اسلام غیرقابل قبول است چون اگر چنین امری رایج باشد پس علمای دیگر چکاره اند یا اگر باقی ماندن در مرجع وفات یافته فقط برای مسائل خمس ـ ذکوۀ [زکات ]و امثال آن باشد که پیشنماز هم به آن وارد است.
آیا برای بشر مسلمان این واژه صحیح است که در برابر حوادث و پیش آمدهای ناگواری که هر آن در سر راه ملل اسلامی وجود دارد برای حل و فصل آن اخذ دستور در برابر مشکلات از مرجع وفات یافته همان طور عمل نمایند و در این موقع میت را از کجا حاضر کنند تا فتوا صادر کند ملت اسلام در هر عصر و زمانی احتیاج به یک رهبر دانا و بصیر در امور سیاسی، مذهبی، اقتصادی دارد که در مواقع لزوم از دستورات آن پیروی نماید.
سپس نامبرده حملات خود را متوجه تبلیغات مسموم کننده سیاست های غرب و شرق نمود و گفت وای به حال ملت مسلمان که سرنوشت تعیین مرجعیت آنها را امریکا و دیگر کشورهای غیر مسلمان تعیین کند.
این ننگ و رسوائی را ملت مسلمان به خود نخواهد گرفت که سیاست های استعماری بخواهند سرنوشت دین و ناموس و شرف خود را به دست آنها بسپارد و آنها برای عاملین خود تبلیغات کنند و شخص مورد نظر سیاست خود را به ملت مسلمان تحمیل نماید.
این اشتباه مثل اشتباه های مکرر سیاسی آنها است.
این جلسه در ساعت 2130 پایان یافت و افراد پس از صرف چای ضمن تماس با یکدیگر هر کس در گوشه ای راجع به تبلیغات دامنه دار دستگاه و معرفی کسانی به نام مرجعیت صحبت می نمودند و همگی به اتفاق رسوا شدن شریعتمداری، خوانساری و عاملین وابسته به دستگاه را اعلام [می کردند] و می گفتند برای خمینی بهترین موقعیت جهانی پیش آمده چون همه مردم هر چه دستگاه بگوید بر عکس آن رفتار می نمایند.
آیا از خوانساری و یا از شریعتمداری بالاتر وجود نداشت آیا شاهرودی و خوئی و دیگران که مقام مرجعیت را دارند نبودند که تلگراف به نام آنها مخابره شود و این افراد نیز حدود ساعت 2200 مسجد را ترک نمودند.
نظریه 20 ه 2 ـ به صحت گزارش منبع می توان اعتماد نمود ضمنا اکثر افراد فوق الذکر در 312 دارای سابقه می باشند.
رونوشت برابر اصل است.
اصل در شماره 123017 می باشد.

توضیحات سند:

1ـ سیدمحسن امیرحسینی فرزند اسداللّه متولد 1309 از افراد مذهبی و مبارز دوران ستم شاهی است.
سوابق مبارزاتی وی به سال 1332 برمی گردد.
در سال 32 نامبرده به علت توهین به مقام مافوق به مدت سه ماه زندانی می گردد.
مشارالیه از طرفداران آیت الله سیدابوالقاسم کاشانی بوده و مدتی با جمعیت فداییان اسلام و مجمع مسلمانان مجاهد همکاری داشت در تاریخ 28 /7 /33 به اتهام پخش اعلامیه آیت الله کاشانی در مورد مخالفت با عقد قرارداد با کنسرسیوم نفت به مدت سه روز و در تاریخ 1 /9 /34 به علت همکاری با جمعیت فداییان اسلام به مدت 15 روز از طرف فرمانداری نظامی تهران بازداشت گردیده است.
پخش 50 برگ اعلامیه حضرت امام (ره) به مناسبت چهلمین روز شهادت طلاب مدرسه فیضیه، شرکت مؤثر در مجلس یادبود شهدای مدرسه فیضیه در مسجد جامع بازار تهران، دریافت 1500 برگ اعلامیه جمعیت مسلمانان مجاهد و توزیع 100 برگ آن در حزب زحمتکشان، پخش 50 برگ اعلامیه آیت الله نجفی مرعشی مربوط به اعتراض علیه افتتاح مجلسین، دریافت 5000 برگ اعلامیه مربوط به تحریم انتخابات کاشان و ارسال آن به شهرستان مزبور برای توزیع، تشکیل جلسه خصوصی در خانه خود به اتفاق سه نفر دیگر برای جمع آوری عضو برای حزب زحمتکشان تحت پوشش همکاری با حضرت امام (ره)، مسافرت به قم برای ملاقات با حضرت امام پس از استخلاص ایشان از حبس در تهران و بردن دسته گل برای او، محکومیت به سه ماه زندان به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از تاریخ 22 /2 /43 تا 20 /5 /43، بازداشت از تاریخ 12 /12 /43 تا 27 /3 /44 به اتهام اقدام علیه امنیت کشور، محکومیت به یک سال حبس به اتهام مذکور از تاریخ 9 /2 /46 تا 8 /2 /47، و شرکت فعال در مساجد و محافل سیاسی فعال در دوران پهلوی و...
از جمله فعالیت ها و سوابق مبارزاتی وی است که در پرونده انفرادی ایشان در ساواک ضبط و درج گردیده است.
نامبرده کارمند راه آهن بود که به لحاظ مبارزات سیاسی از آن دستگاه اخراج می گردد.
ایشان درباره خود در نامه ای چنین می نویسد: «سوابق مبارزات سیاسی اینجانب جهت تحقق حکومت عدل اسلامی و اجرای شریعت مقدس اسلام منحصر به سالهای دهه 1340 و قیام 15 خرداد و تبعید حضرت امام (ره) که منجر به بازداشت طولانی و محاکمه و اخراج از راه آهن گردید نمی باشد، بلکه طبق سوابق و مدارک از حدود بیش از 50 سال قبل و در سنین نوجوانی و جوانی در فعالیت ها و مبارزات سیاسی اسلامی شرکت داشته و مرتبا تحت تعقیب و بازداشت های طولانی قرار گرفته ام که نمونه هایی از آن سوابق در روزنامه ها در جریان محاکمات در دادگاههای نظامی وقت با تعدادی از همرزمان پیوست است...
» آقای سیدمحسن امیرحسینی در سال 1362 نماینده سازمان حج و زیارت در کشور عربستان بوده و در سال 1380 عضو هیئت اجرایی هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در جده را به عهده داشته است.
2ـ آیت الله محمد امامی کاشانی فرزند ابوتراب در دهم مهرماه 1310 در شهر کاشان متولد شد.
مقدمات علوم دینی را در حوزه کاشان فرا گرفت و سپس برای تکمیل آن رهسپار قم شد و مدت 10 سال از محضر آیات عظام بروجردی، داماد و امام خمینی (ره) بهره مند گردید.
در جریان نهضت امام خمینی فعال بود و دراین مسیر بارها دستگیر و نهایتا در سال 1355 به شهرستان گنبد کاووس تبعید شد.
وی به همراه دیگر یاران امام چون شهید بهشتی و مطهری هسته مرکزی جامعه روحانیت مبارز را پی ریزی کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی امام خمینی به عنوان عضو شورای نگهبان قانون اساسی منصوب شد.
در 6 اسفند 1357 از طرف امام به عنوان سرپرست مدرسه عالی سپهسالار (مدرسه عالی شهید مطهری) تعیین گردید.
در اولین دوره مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم کاشان به مجلس راه یافت و سپس به عضویت مجلس خبرگان رهبری برگزیده شد.
ایشان همچنین به عنوان امام جمعه موقت تهران به اقامه جماعت می پردازد و در حال حاضر نیز از اعضای مجلس خبرگان رهبری و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام می باشد.
3ـ آیت الله العظمی مرحوم سیدمحسن حکیم یکی از فقها و مراجع نامدار شیعه در سال 1306 ه ق در خاندان علم و تقوا در بیت جلیل در لبنان متولد شد.
پدرش علامه سید مهدی حکیم (متوفی 1312) و مادرش نواده آیت الله آقا شیخ عبدالنبی کاظمی، صاحب کتاب «تکمله الرجال» می باشد.
خاندان حکیم یکی از خاندان های اصیل عرب در عراق می باشد که شخصیت های علمی و اجتماعی بزرگی از آن برخاسته اند.
آیت الله حکیم از محضر علما بزرگی چون حاج سیدمحمد کاظم یزدی، حاج شیخ محمدکاظم خراسانی، میرزای نائینی، آقا ضیاءالدین عراقی، شیخ الشریعه اصفهانی و برخی دیگر تلمذ نموده است.
مرحوم آیت الله حکیم بعد از رحلت آیت الله العظمی بروجردی، مرجعیت عامه شیعه را به دست گرفت و در تنظیم امور اداری حوزه های علمی و تأسیس مدارس و تربیت مبلغین سعی و کوشش بلیغ مبذول داشت و در غنا بخشیدن به فرهنگ اسلامی شاگردانی را تربیت نمود.
ایشان یکی از موفق ترین مراجع تقلید شیعه در امر تألیف و تصنیف بود.
با وجود آن همه مشاغل مرجعیت باز دست از تألیف و تصنیف برنمی داشت و آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت، گفته شده از آیت الله حکیم پرسیدند: نظرش درباره سیاست و دخالت علما در آن چیست؟ او با صراحت فرمود: «اگر معنی سیاست اصلاح امور مردم روی اصول صحیح عقلانی و رفاه حال و آسایش بندگان خدا باشد (کمااین که ظاهر امر آن است که معنی صحیح سیاست همین باشد) اسلام، تمامش همین است و جز سیاست چیز دیگری نیست و علما غیر از این کار دیگری ندارند.
و اگر منظور معنی دیگر می باشد اسلام از آن بیگانه و دور است».
به همین دلیل او در امور جاری سیاسی و اجتماعی دخالت داشت از جمله : 1ـ شرکت در جهاد مردم عراق علیه استعمار انگلستان 2ـ تکفیر حزب شیوعی و اشتراکی 3ـ کمک به جنبشهای آزادیبخش 4ـ شرکت در نهضت اسلامی ایران آیت الله حکیم برای اداره امور مرجعیت خود نظم و سازمان خاص ایجاد کرده بود و برای هر قسمت مسؤول معینی انتخاب نموده بود و از افراد مطلع در اداره این تشکیلات کمک می گرفت به همین دلیل تشکیلات او با نظم خاصی و آبرومندی اداره می شد و این امر در نوع خود بی سابقه بود.
از آیت الله حکیم فرزندان برومند عالم و لایق باقی مانده است.
آنان در دوران زعامت پدر بزرگوار خود از معاونت و یاری او خودداری نکردند و پس از رحلت آن بزرگوار اغلب آنان به دست دژخیمان نظام عفلقی به فیض شهادت نائل آمدند و خاندان حکیم یکی از کانون های مقاومت و شهادت در عراق به شمار می آید.
این عالم بزرگوار پس از عمری تلاش و کوشش در راه اسلام و قرآن سرانجام در 27 ربیع الاول 1390 ه ق (12 /3 /1349ش) به ملکوت اعلی پیوست.
مدفن آن مرحوم در نجف در مقبره مخصوص جنب کتابخانه خود می باشد.
(ر.ک : فقهای نامدار شیعه، عقیقی بخشایشی).

منبع:

کتاب پایگاه‌های انقلاب اسلامی، مسجد هدایت به روایت اسناد ساواک - جلد دوم صفحه 130
صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.