تاریخ سند: 13 بهمن 1341
[موضوع: ساعات درس دانشجویان دانشکده ادبیات رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران]
متن سند:
شماره: 19049/ س ت تاریخ:13 /11 /1341
[موضوع: ساعات درس دانشجویان دانشکده ادبیات رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران]
طبق اطلاع دانشجویانی که در دانشکده ادبیات درحال حاضر فعالیت میکنند به علت اینکه در دانشکده با بعضی از استادان ارتباط دارند بیشتر مواقع در سر کلاسها حاضر نمیشوند و استادان مزبور که در رأس آنها دکتر احسان نراقی میباشد همه نوع کمک و مساعدتی را به آنها مینماید و از ثبت غیبت آنها جلوگیری میکنند.
برنامه سال سوم رشته علوم اجتماعی طوری است که دانشجویان هادی مؤتمنی. حسن پارسا. پورشریعتی. جمشید بهرامی. ابوالحسن شاکری1. محسن گلکار2. محمد خندان در ساعات زیر در دانشکده هستند:
روزهای شنبه از ساعت 1700 تا 2030 در ساختمان شماره 2 دانشکده ادبیات
روزهای یکشنبه از ساعت 1430 تا 1630 در دانشکده ادبیات و از ساعت 1830 تا 2000 در ساختمان شماره 2
روزهای دوشنبه از ساعت 1015 تا 1115 در دانشکده ادبیات
روزهای چهارشنبه از ساعت 1830 تا 2000 در ساختمان شماره 2
روزهای پنجشنبه از ساعت 1830 تا 2000 در ساختمان شماره 2
به طوری که ابوالحسن شاکری اظهار میداشت که دانشجویانی که احتمال بازداشت آنها میرود به منازل خودشان نمیروند و هر شب در منزل یکی از اقوام و دوستان به سر میبرند.
رونوشت برابر اصل است و اصل در پرونده ت / 192 جلد 2 بایگانی است.
بخش بایگانی. به پرونده دکتر احسان نراقی ضمیمه و بایگانی شود. 20 /11 /41
توضیحات سند:
1. ابوالحسن شاکری: فرزند مسعود، در سال 1315ش در مشهد به دنیا آمد. پدرش از اعضای وزارت کشور و مدتی فرماندار کرمانشاه بوده است. او که دانشجوی رشته علوم اجتماعی دانشکده ادبیات تهران بود و در اداره ثبت احوال کشور، به صورت روزمزد کار میکرد، در اردیبهشت ماه سال 1340ش، که به صورت مختصر در فعالیتهای دانشجویی شرکت نمود، از اعضای جبهه ملی معرفی شد. مشارالیه در سال 1342ش لیسانس گرفت و چون از خدمت نظام وظیفه معاف شد، در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، ادامه تحصیل داد و فوق لیسانس گرفت.
در اردیبهشت ماه سال 1343ش، برای اشتغال در وزارت کار و خدمات اجتماعی، مورد مصاحبه قرار گرفت که ارتباط خود با جبهه ملی را انکار نمود و در وزارت کار استخدام شد.
در سال 1346ش، که قصد رفتن به اروپا را داشت، مجدداً به ساواک احضار گردید که با نوشتن تعهدنامه و انکار همکاری با جبهه ملی با این سفر موافقت گردید و در سال 1347 نیز که رئیس اداره هدایت جوانان بزهکار در وزارت کار بود، با اعطای بورسیه مؤسسه مطالعات اجتماعی هلند به وی، برای تحصیل در رشته خط مشی اجتماعی موافقت به عمل آمد.
او که مدارج ترقی را در وزارت کار طی کرده بود و در سال 1355 رئیس اداره روابط کار کشاورزی بود، در اردیبهشت ماه 1357 نیز با استفاده از بورسیه، به کشور رومانی فرستاده شد.
(اسناد ساواک ـ پرونده انفرادی)
2. محسن گلکار: فرزند حسین، در سال1316ش در تهران به دنیا آمد. در زمان تحصیل در دانشگاه، در فعالیتهای دانشجویی شرکت نمود و به همین علت در بهمن ماه سال 1339ش دستگیر و چند روزی در زندان بود.
محسن گلکار از جمله دانشجویانی بود که در سال 1341ش، درحالی که در مقطع فوقلیسانس علوم اجتماعی تحصیل میکرد، از اعضای جبهه ملی معرفی شد.
در دی ماه سال 1347 که رئیس اداره بیمه آتشسوزی در بیمه ایران بود و قصد سفر به انگلستان برای ادامه تحصیل و کارآموزی بیمه را داشت، به ساواک احضار گردید و سپس راهی انگلستان شد.
او که در طی فعالیتهای شغلی، با برخی از اعضای جبهه ملی نیز ارتباط داشت، در سال 1354ش، با همکاری برخی از دوستان خود، تشکیلات فارغ التحصیلان علوم اجتماعی را با نام (فارغ التحصیلان دانشکده ادبیات دانشگاه تهران) راهاندازی نمود. وی در این سال، رئیس بیمه ایران شعبه بازار تهران بود.
(اسناد ساواک ـ پرونده انفرادی)
منبع:
کتاب
احسان نراقی به روایت اسناد ساواک صفحه 89
