تاریخ سند: 25 آذر 1357
موضوع: سخنرانی آقای موسوی در مسجد اعظم
متن سند:
از: 4/ﻫ 1 تاریخ:25 /9 /1357
به: 312 شماره: 29258/ﻫ
موضوع: سخنرانی آقای موسوی در مسجد اعظم
1200 الی 1210 خطابه نامبرده به مردم: ای مردم شریف و غیور ارومیه. خواهشمندم تمام افرادی که به مقام روحانیت توهین میکنند اسامی آنها را یادداشت کنید و ای مأمورین که صدا ما را در این مسجد و جاهای دیگر ضبط میکنید بدانید که ما آن اشخاص را در صف خویش جای نخواهیم داد و اگر یکی از آنها به جهنم واصل شود در قبرستان مسلمانان جای نداده و در تشییع جنازه آنها شرکت نخواهیم کرد و این موضوع در تمام مساجد و حتی در آبادیها نیز گفته خواهد شد طبق اطلاع حاصله دو دسته زنجیرزن از صف متشکل و متحد ما جدا شده و به عزاداری پرداختند و رادیو تلویزیون از آنها فیلم تهیه نموده است؛ ای مامورین انتظامی در روز تاسوعا و عاشورا که شما مزدوران دخالت ننمودهاید هیچ شیشه شکسته نشده و هیچگونه دزدی انجام نگرفته ای مردم ارومیه بدانید که شیشهشکنها و دزدها از طرف مامورین میباشد
1600 الی 1715 مشارالیه سخنرانی نموده که خلاصه آن به شرح زیر میباشد
همانطور که میدانید رادیو تلویزیون کثیف عدهای را در شهرها تظاهرات میکنند1 و به خاطر حکومت اسلامی شعار داده و خواستههای خود را مطرح میکنند آنها را اخلالگر و خرابکار میگویند اما این فکر را نمیکند که خود آنهایی که اینها را میگویند خودشان خرابکار و اخلاگر میباشند آیا حضرت امام حسین مسلمان بود چرا به خاطر آب از دشمن استمداد نمود. جواب: آن موقع مزدوران اسم امام حسین را خارجی گذاشته بودند و چون امام حسین میدانست که این طفل شیرخواره به قتل خواهد رسید خواست بدون آب شهید نشود و به همین خاطر بود که آب خواست و اگر برای خود میخواست خود یزید هم آب میداد آن امام نمیخورد و در سورهای از قرآن ذکر شده اگر حیوانی را میخواهند سرش را از بدنش جدا نموده اول سیراب کرده و بعد سر او را ببرند سپس از خمینی صحبت نموده و گفت به خمینی هم اسم خارجی دادند و ایشان را از ایران تبعید کردند و همین نهضت بزرگ ما از آن موقع تا حال ادامه داشت به وسیله دولت وقت نمیتوانستیم آشکارا صبح برایتان عرض کردم به روحانیت و علمای اعظام مخصوصاً به رهبران این نهضت که صدر آن امام خمینی و آیتاله شریعتمداری قرار دارد و هر کس به آنها اهانت بکند اسمشان را یادداشت نموده و به روحانیون ارومیه بدهید تا به موقع راجع به این جور اشخاص تصمیم و در موقع که هر کدام از اینها به جهنم واصل شدند در قبرستان مسلمین جا نداده و در تشیع جنازه آنها هیچ مسلمانی شرکت نکند نامه دیگری به دستم رسید که نوشته شده بود چرا به ما اسلحه نمیدهند همانطوریکه میدانند در برابر توپ تفنگ، تانک هواپیما چطور میتوانیم اسلحهای که ما تهیه میکنیم2 جوابگوی آنها باشد ما نمیتوانیم با این اسلحهها از خود دفاع نماییم اسلحهای که ما در اختیار داریم هزاران بار کاریتر از اسلحه آنها میباشد چون شعارها و نهضت ما و اتحاد ما لرزه بر اندام دشمن انداخته و در آن طرف دنیا صحبت از همبستگی و اتحاد ما میباشد امّا این بیشرفها با ممنوع کردن روزنامهها به خیال خودشان به خارج از کشور رسوخ نکند اما روزنامهنگاران غیور هم با اعتصاب کردن نشان دادند اگر چنانچه خودشان بخواهند روزنامه چاپ نخواهند کرد3 نفرین بر این دستگاه جلاد نفرین به کسانی که اسمشان را مسلمان گذاشتند و قلب مسلمانان واقعی را با تیر پاره میکنند دیگر اینکه به دستور آقای حاجی فوزی دو روزنامه آتش4و مهر ایران را مطالعه نکنید و در روز تاسوعا و عاشورا که تظاهرکنندگان به خواستههای مذهبی خود شعار میدادند و تظاهرات پرشکوهی در خیابان خیام مقابل سازمان ناامنیت سابق که در حال حاضر باشگاه کثیف رادیو تلویزیون میباشد بنگاهی به نام افتخاری وجود دارد که صاحب بنگاه یک عده مزدور کثیف را دور خود جمع کرده و به سازمان ناامنیت و استانداری و شهربانی گزارش تظاهرات را لحظه به لحظه به وسیله تلفن اطلاع میداد و ما هم بعد از تحقیق ایشان را به جهت مردم مسلمان به سزای عمل کثیفش خواهیم رساند تا به همه مسلمانان و دیگر ادیان ثابت شود که رهبر واقع فقط خمینی است در آخر مجلس سخنرانی شخصی که هویتش معلوم نگردید. کتک مفصلی زدند.
نظریه شنبه ـ بیان مطالب فوق صحت دارد.
نظریه ـ یکشنبه. نظریه شنبه تائید میشود. نامبرده یکی از روحانیون افراطی رضائیه میباشد.
نظریه ـ چهارشنبه و جمعه ـ نظریه یکشنبه تائید میشود
توضیحات سند:
1. اصل: میکند
2. اصل: میکنم
3. اشاره به اعتصاب روزنامهنگاران و اهالی مطبوعات در نیمه سال 57 دارد. در ایام برقراری حکومت نظامی (آبان 58) زمزمههایی مبنی بر انتشار مجدد مشروط برخی روزنامهها (مانند اطلاعات) به گوش میرسید: این امر مشروط به آن بود که دولت جدید به آزادی قلم پایبند باشد. (نک: انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، تدوین و نشر: مرکز بررسی اسناد تاریخی، تهران، 1384، ج 16، ص27) در 22 آبان 57، اعلامیهای از سوی سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات منتشر شدکه به پایان اعتصابات مهرماه و انتشار یک ماهه روزنامهها اشاره دارد. در 15 آبان ماه بار دیگر اعتصابات شروع شد. این بیانیه به شرح زیر است:
پاسداران آزادی قلم در مطبوعات هم اکنون در شرایطی از زمان به سر میبرند که ملت ایران از آن آگاه است و به همین دلیل شاید نیاز به اینکه بگوییم چرا بار دیگر ناگزیر شدهایم قلمها را به زمین بگذاریم نباشد. ما در مهرماه در پی اعتصابی که در آن نویسندگان و خبرنگاران و همچنین برادران عزیزمان در واحدهای کارگری و اداری مطبوعات شرکت داشتهاند از دولت شریف امامی اعلامیهای دریافت کردیم که طی آن.
1ـ دولت آزادی مطبوعات را برابر قانون اساسی تضمین کرد.
2ـ دولت عدم دخالت و اعمال نفوذ مستقیم و غیرمستقیم دستگاهها و مقامات دولتی را در انجام وظائف کارکنان مطبوعات کشور تضمین کرد.
3ـ دولت امنیت حرفهای کلیه کارکنان مطبوعاتی کشور با این تأکید که مرجع رسیدگی به هر گونه تخلف مطبوعاتی برابر قانون اساسی مقامات قضایی مملکت هستند تضمین کرد در برابر این تضمینها قلمها بار دیگر به راه افتاد و ما در دقایقی پس از صدور اعلامیه دولت بیانیهای با عرض سپاس از ملت شریف ایران به شرافت قلم خود سوگند خوردهایم که در قبال پشتیبانی ملت با تمام وجود در خدمت ملت شریف ایران به عنوان پاسداران قانون اساسی ایران انجام وظیفه کنیم و شرافت حرفهای خود را در چرخش قلم در خدمت ملت وثیقه نهادیم اینک زمان آزمایش فرا رسیده. چه از سحرگاه روز شنبه 15 آبان ماه جاری در شرایط متفاوت از روز قبل قرار گرفتیم و ناگهان واحدهای مطبوعاتی اشغال شده جمعی از دوستان قلمزن ما دستگیر شدند و جمعی دیگر امکان حضور در سر کار را نیافتند چون تحت تعقیب قرار گرفتند. در پی این واقعه قلمزنهای مطبوعات قلمها را در زمین گذاشتند و برادران کارمند و کارگر نیز به نشانی همبستگی دست از کار کشیدند و پس از آن اعضا جامعه مطبوعات از سندیکای نویسندگان و خبرنگاران خواستند که خواستههای سهگانه زیر را جامه عمل بپوشانند.
1ـ آزادی روزنامهنگاران بازداشت شده.
2ـ خودداری از دستگیری دیگر نویسندگان که در مظان تعقیب هستند.
3ـ محترم شمردن آزادی مطبوعات در چارچوب قانون اساسی.
به فاصله 2 روز خواستههای اول و دوم انجام شد ولی در مورد خواسته سوم تاکنون جوابی داده نشده است و به ناچار نه تنها بدان سبب که قلمها آزادی را از دست دادهاند بلکه بدان علت که تضمین شرافتی ما در برابر ملت ایران در معرض خطر جدی قرار گرفته، مطبوعات که رکن 4 مشروطیت است مادام که آزادی قلم نباشد نمیتوانیم در خدمت ملت باشیم و با این تأکید تا تضمینهای مطرح در قانون اساسی به مطبوعات باز نگردد تمامی قلمزنهای باشرف در تصمیم خود به هر قیمتی و هر شرایطی باقی خواهد ماند تا ملت ایران آگاه باشد که به قولی که دادهایم وفاداریم.
در 24 آبان ماه گفتگوهایی مبنی بر کمک مالی بازاریان به اهالی مطبوعات به گوش میرسید. این امر بدان دلیل بود که روزنامهها در اعتصاب به سر میبردند و وضع مالی کارکنانشان خوب نبود. (همان، ج16، ص 105) در 27 آبان ماه 57،ستاد هماهنگی کیهان ـ به عنوان گرداننده اعتصاب روزنامه کیهان ـ اعلامیهای خطاب به کارکنان این روزنامه صادر کرد:
1ـ تمام وقت اداری در محل کار خود حضور داشته و تا تحقق خواست قانونی و مشروع خود از کار کردن خودداری کنیم.
2ـ در صورتی که فرد یا افرادی از همکاران به اهمیت کار به درستی پی نبرده باشند وظیفه سندیکایی ما است که در توجیه آنها کوشش کنیم.
3ـ میکوشیم اسیر هیجانات و احساسات بیمورد نشویم و با نظم و متانت خواست بر حق خود را پاس داریم و به معترضین مجال بهانهتراشیهای بیمورد ندهیم.
4ـ در مقابل فشارهای غیرمنطقی یک پارچه مقاومت خواهیم کرد اگر با نشانههای فشار از جمله ایجاد گرفتاری برای دوستان خود روبرو شویم موج اعتراض خود را از طریق مراجع ملی و بینالمللی گسترش خواهیم داد.
5ـ خواهیم کوشید هر گاه یکی از همکاران به خاطر شرکت در این مبارزه مقدس از نظر مادی و معنوی زیان دید با هر امکانی که در اختیار داریم به یاری وی و خانوادهاش بشتابیم.
6ـ توصیههای سندیکا را که مستقیم یا از طریق کمیته هماهنگی واحد مطبوعاتی ابلاغ میشود عمل میکنیم و زیر بار اقدامات فردی که به یکپارچگی ما لطمه بزند، نمیرویم.
در سیام آبان 57 نماینده کلیه مؤسسات مطبوعاتی تهران به اتفاق نمایندگان سندیکای مطبوعات در ساختمان روزنامه اطلاعات اجتماعی تشکیل دادند و بر ادامه اعتصابات تأکید کردند. (همان، صفحات 473 ـ 474) در 16 دی ماه 1357 حضرت امام خمینی (ره) در پیامی به اعتصابکنندگان مطبوعات، از اهالی مطبوعات خواستند به اعتصابات پایان دهند. متن این پیام بدین شرح است:
بسمه تعالی
از اعتصابکنندگان محترم مطبوعات که زیر بار سانسور دیکتاتوری نرفتند، تشکر میکنم. و اکنون که دولت غیرقانونی جدید مدعی برداشتن سانسور است، آقایان به کار ادامه دهند و از اعتصاب بیرون آیند تا تکلیف ملت با دولت غیرقانونی معلوم شود. مقتضی است سایر اعتصابکنندگان محترم به اعتصاب خود ادامه دهند، که امید است پیروزی نزدیک باشد، انشاءالله تعالی. روحالله الموسوی الخمینی
(تک: صحیفه امام، ج5، ص 352)
4. آتش روزنامهای دست راستی بود که به مدیریت مهدی میراشرافی (1289 ـ 1358 ش) سروان سابق ارتش منتشر میشد.
منبع:
کتاب
پایگاههای انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، مساجد، مساجد استان آذربایجان غربی- جلد دوم صفحه 178

