صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

موضوع: جلسه هفتگی عده‌ای از روحانیون در منزل کاشانی

تاریخ سند: 25 تیر 1349


موضوع: جلسه هفتگی عده‌ای از روحانیون در منزل کاشانی


متن سند:

از: 20ﻫ 3 تاریخ: 25 /4 /1349
به: 316 شماره: 16047 /20ﻫ 3
موضوع: جلسه هفتگی عده‌ای از روحانیون در منزل کاشانی

از ساعت 0700 الی 0900 روز سه‌شنبه 23 /4 /49 جلسه‌ای با شرکت شیخ محمد امامی کاشانی. سیدعلی غیوری. نجم‌الدین اعتمادزاده. احمد توکلی و شیخ حسن لاهوتی در منزل شیخ حسین کاشانی تشکیل گردید ابتدا درباره وعاظی که به زابل تبعید شده‌اند صحبت شد امامی گفت من با آقای فلسفی واعظ مذاکره کرده‌ام و ایشان قول داده است که در این مورد وساطت کند و قرار شد که با آنها مکاتبه نموده و یا کسی برای ملاقات این افراد به زابل برود. غیوری گفت از هرچه لازم‌تر کمک است من ششصد تومان برای کلانتر فرستادم فعلاً وضع خانواده‌های کروبی. نیکنام و عده‌ای دیگر خوب نیست و از حضار خواست که کمکی بکنند و افراد حاضر در جلسه قول دادند درصورت امکان بعداً کمک‌هایی بکنند غیوری اضافه نمود علوی خواهرزاده سید محمود طالقانی که در مسجد خیابان نادری نماز جماعت می‌خواند قصد دارد برای مرحوم سعیدی1 روز چهلم مجلسی ترتیب دهد سپس امامی اظهارداشت کافی که اخیراً از طرف سازمان امنیت توقیف شده بود به من گفت در سازمان دو مطلب را به من گوشزد کردند اول اینکه شما فوت سعیدی را در مشهد انتشار داده‌اید و مطلب دوم این بود که به بی‌حجابی حمله کرده‌اید و چون بی‌حجابی هدف اعلیحضرت همایونی است شما غیر مستقیم به هدف شاه اهانت کرده‌اید در پایان غیوری اظهارداشت من قصد دارم برای ملاقات فامیلم فردا به اصفهان و نجف‌آباد بروم.
نظریه شنبه: وجوهی که غیوری به افراد خانواده این قبیل روحانیون کمک می‌کند از محل سهم امام است چون نامبرده و همچنین سید محمد صادق لواسانی از طرف خمینی وکالت دارند و لواسانی به امامی گفته است که تمام قرض‌های مرحوم سعیدی را من حاضرم بپردازم.
نظریه یکشنبه: یکشنبه نظری ندارد.
نظریه چهارشنبه: نظری ندارد نگهبان

توضیحات سند:

1. شهید آیت‌الله سید محمدرضا سعیدى خراسانى در دوم اردیبهشت ماه 1308 ﻫ ش در منطقه «نوغان» مشهد دیده به جهان گشود. دروس ابتدایى را نزد پدرش سیداحمد آموخت و در دوران نوجوانى به لباس روحانیت درآمد. او براى ادامه تحصیل به مشهد رفت و منطق و اصول را نزد عالمان برجسته‌اى چون ادیب نیشابورى، شیخ هاشم قزوینى، شیخ کاظم دامغانى و شیخ مجتبى قزوینى فرا گرفت. پس از پایان دروس سطح به شهر قم هجرت کرد و از محضر آیات عظام بروجردى و میرزا هاشم آملى کسب فیض نمود. با راه یافتن به محضر درس حضرت امام خمینى (ره)، جزو نامدارترین شاگردان ایشان شد و با دریافت لبّ اسلام ناب محمدى، تلاشهاى سیاسى‌اش آغاز گردید. اولین بار در آبادان به خاطر سخنرانى علیه حکومت دستگیر شد که با وساطت آیت‌الله العظمى بروجردى آزاد گردید. پس از آن به فرمان ایشان براى تبلیغ و تدریس به کویت رفت و چند سال در این کشور اقامت گزید. در حادثه 15 خرداد 1342 که منجر به دستگیرى امام خمینى گردید، در کویت رژیم شاه را به باد انتقاد گرفت و با ارسال نامه براى مراجع مقیم نجف آنان را از خطرى که جان امام را در ایران تهدید مى‌کرد، مطلع نمود. پس از چند ماه به قصد زیارت حضرت امام با لباس مبدل وارد ایران شد و به دنبال تبعید ایشان از ترکیه به نجف، خود را به آنجا رسانید و براى بهتر شناساندن امام به علما و مدرسین حوزه علمیه تلاش فراوانى کرد. او در مسیر مبارزه علیه رژیم شاه بارها توسط ساواک تحت تعقیب قرار گرفت، دستگیر شد و ممنوع‌المنبر گردید. وى در ماجراى کاپیتولاسیون، به شدت علیه مستشاران آمریکایى به انتقاد پرداخت. پس از بازگشت به قم، به دعوت عده‌اى از مؤمنین جنوب شرقى تهران، به مسجد موسى‌بن جعفر (علیه‌السلام) آمد و ضمن اقامه جماعت در آنجا، مسجد را به صورت پایگاهى قوى علیه رژیم شاه درآورد. در سال 1345 به اتهام اقدام علیه امنیت کشور دستگیر و 66 روز بازداشت بود. سال بعد به طور مخفیانه به عراق رفت. در سال 1347 به فرمان امام مأمور جمع‌آورى کمک براى فلسطینیان شد. در اردیبهشت 1349 در اعتراض به مشارکت سرمایه‌داران آمریکایى در اقتصاد ایران سخنرانى کرد. او ورود سرمایه‌گذاران آمریکایى به ایران را خیانتى بزرگتر از کاپیتولاسیون و قراردادى استعمارى‌تر از تنباکو مى‌دانست و با سخنان تند، نامه‌ها و بیانیه‌هاى افشاگرانه، رژیم شاه را سخت به وحشت مى‌انداخت. به همین دلیل در روز 11 خرداد 1349 مأموران با هجوم به منزل وى، او را دستگیر و به زندان قزل‌قلعه بردند. مدت 10 روز تحت شدیدترین شکنجه‌ها قرار گرفت و استقامت نمود تا آن که سرانجام مأموران ساواک با طرح مرموزى در روز 20 خرداد 1349 با قطع برق زندان و یورش به سلولش، با پیچیدن عمامه به دور گردنش، وى را شهادت رساند. در تاریخ 21 خرداد، جنازه شهید براى مراسم کفن و دفن به قم انتقال یافت. ساواک براى جلوگیرى از حرکت مردم، به طور مخفیانه جنازه را دفن کرد؛ در حالى که در مراسم دفن، به غیر از چند نفر ساواکى و شاهد محلى تنها سید محمد سعیدى، فرزند آن شهید حضور داشت. رئیس ساواک براى جلوگیرى از شرکت مردم و روحانیون در مراسم ترحیم شهید آیت‌الله سعیدى، دستور داد کسانى که در این زمینه تبلیغ یا فعالیت کنند به مدت سه سال تبعید گردند. در حالى که جو خفقان و وحشت در همه جا حاکم بود و ساواک از تشکیل مجالس ترحیم براى شهید ممانعت مى‌کرد، جمعى از مردم تهران، در حالى که روحانى مجاهد آیت‌الله سید محمود طالقانى و دکتر عباس شیبانى در جلو جمعیت در حرکت بودند، با بازگشایى مسجد موسى‌بن جعفر (علیه‌السلام) که از تاریخ بازداشت شهید بسته بود، اولین مجلس ترحیم را براى او برگزار کردند. به همین علت در تاریخ 22 خرداد، آیت‌الله طالقانى و دکتر شیبانى بازداشت شدند و در قم، طلاب حوزه علمیه با انتشار اطلاعیه‌اى از کیفیت شهادت مرحوم شهید آیت‌الله سعیدى، توطئه‌ها و اقدامات اخیر رژیم پرده برداشتند.
یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهید آیت‌الله سید محمدرضا سعیدى، تهران،مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1376

منبع:

کتاب آیت‌الله حاج سید محمد صادق لواسانی به روایت اسناد ساواک صفحه 241

صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.