تاریخ سند: 22 بهمن 1348
(موضوع: تقاضای کمک به تأمین آب و برق در بنادر و جزایری که فاقد آن هستند)
متن سند:
شماره: 5348 /7349 تاریخ: 22 /11 /1348
(موضوع: تقاضای کمک به تأمین آب و برق در بنادر و جزایری که فاقد آن هستند)
جناب آقای علم وزیر محترم دربار شاهنشاهی
با نهایت احترام یک نسخه فتوکپی نامه شماره ۵۸ مورخ 12 /11 /48 آقای پیروز* استاندار استان بنادر و جزایر خلیج فارس و بحر عمان.
به پیوست گزارش حاضر تقدیم میشود.
فتوکپی نامه واصله برای اقدام مقتضی به وزارت آب و برق ارسال گردید.
استدعا دارد مقرر فرمایند دولت نسبت به تأمین آب و برق این مناطق اقدام فرمایند تا اهالی بنادر بیش از پیش به توجهات اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر مستظهر گردیده و بتوانند در مراسم برگزاری جشن شاهنشاهی نیز شرکت نمایند.
رئیس شورای مرکزی جشن شاهنشاهی ایران
سناتور جواد بوشهری
توضیحات سند:
* منوچهر پیروز فرزند نصراله در سال ۱۳۰۵ ش در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات خود را تا فوقلیسانس علوم بازرگانی دانشگاه تهران ادامه داد. مشاغلی منجمله: مشاور نخستوزیر، معاون شهرداری تهران، استاندار فارس، مدیرعامل بنیاد اشرف پهلوی و... برعهده داشت. در سند بیوگرافی ساواک وی چنین آمده است: «نامبرده در سال ۱۳۳۲ عضو حزب منحله توده بوده و در سال ۱۳۳۸ احضار و در مصاحبه به عضویت خود اعتراف کرده و ضمن همکاری اطلاعات حزبی را در اختیار گذارده است. مشارالیه در سمت استانداری استان ساحلی متهم به سوءاستفاده بوده و در زمان صدارتش در استانداری فارس با به کار گماردن افراد سودجو در رأس کارها و نیز عدم مدیریت و تجربه کافی وی در امور محوله باعث نارضایتی اهالی مردم منطقه گردیده و در سال ۱۳۵۲ برخی دوستانش در مناقصه طرح احداث ساختمانهای ضدزلزله با حمایت وی برنده شدند و با پشتیبانی وی شروع به سوءاستفاده و سهل انگاری در کارها نمودهاند که در نتیجه با بروز سیل مجدد و آتشسوزی بر مردم مناطق "تیروکازرون " تلفات و خسارات سنگینی وارد آمده است. پیروز در جریان خرید و فروش اراضی و باغات سنقری و نوابی نیز سوءاستفادههایی داشته است. نامبرده ضمن برپایی جلسات خوش گذرانی و شب زندهداری و معاشرت نامشروع با زنان، بیعفتی را به حد کمال رسانده است. در سال ۱۳۵۱ درخواست عضویت نامبرده تشکیلات فراماسونری رد شده است. وی دارای نشانهای درجه ۲ تاج و آبادانی نیز بوده است.
- اسناد ساواک
منبع:
کتاب
بزم اهریمن / جشنهای دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی - جلد 3 صفحه 148
