تاریخ سند: 27 دی 1367
پادشاهی ترقیخواه و اصلاحگر
رژیم شاه در اثر تلفیق اقدامات اصلاحی و فعالیت پلیسی مستحکم است
به قلم ـ ییسرائیل نویمن، مفسر سیاسی داوار
متن سند:
پادشاهی ترقیخواه و اصلاحگر
رژیم شاه در اثر تلفیق اقدامات اصلاحی و فعالیت پلیسی مستحکم است
به قلم ـ ییسرائیل نویمن، مفسر سیاسی داوار، 27 /10 /67
مراسم تاجگذاری شاه ایران و شهبانو فرح دیبا همسر وی، 26 سال پس از آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی که در آن هنگام 22 سال است یک رویداد اجتماعی جهانی و جشن ملی ایرانیان بود که در تهیه تدارکات آن بزرگترین جواهرسازان پاریسی و دهها هواپیما که هفده هزار شاخه گل سرخ حمل میکردند شرکت داشتند تا با استفاده از همه تجربیات و فنون غربی، به این جشنها جنبه شکوه و جلال افسانهای شرقی داده شود. دوشیزگان پاریسی و دختران جوان سراسر جهان میتوانند با خواندن و شنیدن جزئیات این جشنها خود را تسلیم رویاهای شیرین سازند. هفته نامههای مصوری از قبیل پاری ماچ، لایف و غیره مملو از عکسها و مطالب خواندنی در این باره میباشد زیرا خواننده متوسط الحال (به خصوص بانوان) به این نوع سوژهها علاقه زیاد دارند. چشمان پر حسرتی به عکسهای فرح دیبا دوخته خواهد شد که تا چندی پیش دانشجوی پاریسی کوتاه قد و ظاهراً سادهای بوده و اکنون امپراطریس میباشد. اکنون که فرح دیبا در صورت فوت شاه و هنگامی که فرزند او هنوز به سن 18 سالگی نرسیده ولیعهد نیز میباشد، خوانندگان با حیرت و تحسین بیشتری به عکسهای او خواهند نگریست. ظاهراً هیچ آرزویی عیب و عار نیست.
2500 سال و نسل دوم در خاندان سلطنتی
آری، برای صدها میلیون نفر انسانهایی که زندگی کسل کننده و عادی دارند جشنهای تاجگذاری، بنا به تعریفی که از زبان سخنگوی وزارت امور خارجه ایران شنیده شد، «بزرگترین رویداد قرن» است. ولی از نظر سیاسی این مراسم تغییری در وضع حاضر بوجود نمیآورد زیرا نظام استبدادی شاه ایران یکی از با ثباتترین رژیمهای خاور میانه و حتی آسیاست و اگر جشنهای هفت روزه پس از تاجگذاری در ایران محبوبیت و احترام شاه را در نظر ملت افزایش دهد فقط به تحکیم وضعی که سالهاست ادامه دارد کمک خواهد کرد.
حتی اگر تاج شاه با 3380 قطعه جواهر خود ساخته و پرداخته دست جواهرسازان پان کلف و آرپلس مقیم پاریس است و جنبه تازه دارد، شاه از سالها پیش خود را لایق چنین تاجی نشان داده ـ خیلی زودتر از تاریخی که این هزاران گوهر خریداری شده است.
در بیوگرافی رسمی شاه که به مناسبت تاجگذاری توزیع گردیده به عللی که موجب رسیدن تاج به دست محمدرضا گردیده اشاره نشده است. البته ایران دو هزار و پانصدمین سال تشکیل نظام شاهنشاهی را جشن میگیرد ولی شاه کنونی فقط نسل دوم خاندان سلطنتی است. پدر او که افسر سپاه قزاق بود 46 سال پیش به وسیله کودتا حکومت را به دست گرفت. دوران حکومت محمدرضا جوان با ورود متفقین به ایران و پس از حمله آلمان نازی به شوروی فرا رسید. پدر او از تخت سلطنت خلع شد و به علت سمپاتی نسبت به آلمانها از کشور خویش تبعید گردید و در 17 سپتامبر 1941 شاه جوان بر تخت سلطنت تکیه زد.
اگر انگلیسیها و شورویهای تصور میکردند که این «جوان خوشگذاران» (در اصل عبری «پلی بوی» ـ مترجم) بازیچه دست آنها قرار خواهد گرفت خیلی زود به اشتباه خویش پی بردند. با این همه، شاه که 21 سال داشت شخصیت اصلی و نقشههای خود را برای برقراری رژیم پر قدرت استبدادی و پیروی از سیاست تقریباً مستقل در امور خارجی بلافاصله آشکار نساخت.
در ایام جنگ جهانی دوم، در همان هنگامی که جنگ علیه آلمان هیتلری در اوج خود قرار داشت شاه سیاست اتکا به ایالات متحده را در پیش گرفت و این امر بوی امکان داد که بلافاصله پس از آغاز جنگ سرد و شکست آلمان نازی نفوذ شوروی را از کشور خود ریشه کن سازد و توطئه تشکیل جمهوری تودهای خود مختار و دست نشانده شوروی را در آذربایجان خنثی نماید. همه کسانی که از جدال شوروی و آمریکا بر سر این موضوع اطلاع دارند از خواندن جریان واقعه به قلم شاه ایران لذت خواهند برد. شاه مینویسد: «سفیر شوروی درخواست کرد فوراً با من ملاقات نماید. در این ملاقات با لحن تهدیدآمیزی سخن گفته و ادعا نمود که اقدامات نظامی ایران در آذربایجان صلح جهان را به خطر انداخته است. وی به نام دولت متبوع خود از من خواستار گردید که به عنوان پادشاه و فرمانده ارتش دستور عقب نشینی نیروهای دولتی را صادر کنم. به او گفتم که اوضاع آذربایجان تا قبل از عملیات نظامی ارتش صلح جهان را تهدید میکرده و به همین جهت درخواست او را رد کردم. سپس تلگرامی را که از طرف فرماندار دست نشانده آذربایجان واصل گردیده و در آن پیشنهاد شده بود که نیروهای وی بدون قید و شرط تسلیم گردند به سفیر شوروی نشان دادم. سفیر بسیار متعجب و دستپاچه شد زیرا از قرار معلوم از ارسال این تلگرام خبر نداشت. بدون آن که بتواند جوابی بدهد اطاق را ترک گفت.»
خطیرترین دوره حکومت شاه در سال 1953 فرا رسید. شاه ناگزیر گردید مصدق را به نخست وزیری منصوب سازد و بالاخره فردای روز ملی کردن «شرکت ملی نفت ایران» در حالی که گروههای دست چپی او و حکومتش را تهدید میکنند به ایتالیا بگریزد. ولی مصدق از ساقط ساختن رژیم سلطنتی هراس داشت و بالاخره در شرائطی که وصف آن در بیوگرافی رسمی شاه قید نگردیده است دولت خود وی ساقط گردید. بدون شک مطالبی را که در مورد کودتای ضد کودتا در تهران، در پروندههای سازمان مرکزی جاسوسی ایالات متحده (سیا) وجود دارد میتوان مستندتر، جامع تر و جالب تر از این بیوگرافی دانست. ولی در حال حاضر انتظار میرود که این مطالب انتشار یابد. جریان مزبور بزرگترین موفقیت سیا را تشکیل میدهد.
از «فرمانروای متکی به دیگران» تا «شخصیت نیرومند»
پس از سقوط مصدق و بازگشت شاه از رم به تهران، ناظران خارجی هنوز شاه را یک خوشگذران (پلی بوی) رقیق القلب میدانستند و در جستجوی شخصیت نیرومندی بودند که تسلط واقعی به دست او میباشد. ناظران مزبور بالاخره به این نتیجه رسیدند که سر نخ به دست خواهر شاه است.
ولی محمدرضا در ظرف چند ماهی که از بازگشت او از تبعیدگاه رم میگذشت ثابت کرد که قصد دارد فرمانروای واقعی کشور باشد و از نظر او سیستم پارلمانی فقط تا حدودی مجاز خواهد بود که خود وی رهبری آن را به دست داشته باشد. مجلس شورا که در جریان ملی کردن نفت نقش اساسی را ایفا میکرد نفوذ سیاسی خود را از دست داد. حزب دست چپی توده غیر قانونی اعلام شد و پس از دستگیرها و اعدامها فلج گردید. سه حزبی که اکنون فعالیت آنها آزاد است اجازه دارند تمجید و ستایش بی پایان نصیب شاه سازند ؛ ولی انتقاد فقط هنگامی مجاز است که به صدای بلند ابراز نگردد و درباره مسائل مهم نباشد. شخصیت شاه در نظر مردم یکی از موضوعهای «ممنوعه» تلقی میشود.
شاه موفق گردید به وسیله اجرای «انقلاب سفید» از هواداری روستائیان برخوردار گردد. این انقلاب شامل یک سلسله اصلاحات ارضی بود که طی آن املاک مالکین بزرگ با پرداخت خسارت از مالکیت آنها خارج شد و بین روستائیان تقسیم گردید. البته بسیاری از این روستائیان هنوز برق ندیدهاند و در شرائط بهداشتی نامناسبی زندگی میکنند ؛ ولی سپاه بهداشت فعالیت برجستهای در این زمینه انجام داده و سپاه دانش روستائیان را با سواد میسازد. البته هنوز راه درازی در پیش است ولی موفقیتهای حاصله را نمیتوان نادیده گرفت. یکی از این کامیابیها اعطای تساوی حقوق رسمی به زنان است. اکنون مردهای ایرانی فقط با اجازه همسر نخستین خود میتوانند زن دوم بگیرند. اکنون اوضاع زنان را بتوان معیار و مقیاس پیشرفت کشوری دانست باید گفت که ایران از الجزایر که داعیه سوسیالیستی بودن دارد پیشرفته تر است زیرا در الجزایر بسیاری از دوشیزگانی که والدین میخواهند آنها را به زور به ازدواج کسی در آورند خودکشی میکنند. در قوانین اجتماعی که به ابتکار شاه وضع گردیده علیرغم مخالفت و خشم بسیاری از کارفرمایان حقوق ماه سیزدهم و غرامت اخراج کارگران تأمین گردیده است.
رفتار شرافتمندانه نسبت به اسرائیل
شاه ایران بیش از هر فرمانروای مسلمان دیگری نسبت به اسرائیل شیوهای شرافتمندانه و عاقلانه در پیش گرفته و همین امر موجب گردیده که مناسبات عملی وسیعی در رشتههای گوناگون بین دو کشور برقرار گردد. ولی در عوض، روابط شاه با عبدالناصر از سالها پیش بحرانی میباشد و حتی گاهی علناً خصومت آمیز میگردد. چندی پیش هنگامی که ملک فیصل در صدد بر آمد یک جبهه اسلامی عاری از نفوذ ناصر بوجود آورد مناسبات ایران و عربستان تحکیم یافت. در حال حاضر کوششهای مزبور متوقف شده است.
اکنون مدتها است که شاه دیگر خود را تحت الحمایه وفادار واشنگتن نمیداند. او اکنون از شوروی تجهیزات جنگی میخرد، شورویها در اصفهان کارخانه ذوب آهن میسازند و شرکتهای بزرگ غربی در مرکز و جنوب کشور پالایشگاههای بزرگ نفت تأسیس میکنند، آلمانها یک کارخانه بزرگ کفشدوزی در تهران بر پا میسازند و انگلیسیها قفل اولین اتومبیلهای ساخت ایران را که پیکان نامیده میشود تأمین مینمایند.
اگر علیرغم همه این پیروزیها و «انقلابهای سفید»، نیروهای مخالف شاه گاه به گاه میکوشند سربلندکنند «ساواک» بی رحمانه و بدون توجه زیاد به اصول حقوقی و دموکراتیک به اقدام میپردازد. یکی از دیپلماتهای خارجی در مورد ایران میگفت: «ایران لیبرالترین کشور پلیسی است که من تاکنون از آن دیدن کردهام».
ضمن این مقاله عکسی از شاهنشاه آریامهر و یکی از روستائیان که دست معظم له را میبوسد چاپ شده و در توضیح آن چنین نوشته شده است: «شاه هنگام توزیع اسناد مالکیت بین روستائیان».
منبع:
کتاب
جشن تاجگذاری صفحه 436



