صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

بازجویی از غلامعلی نعیم‌آبادی دامغانی

تاریخ سند: 18 اردیبهشت 1353


بازجویی از غلامعلی نعیم‌آبادی دامغانی


متن سند:

تاریخ:18 /2 /1353
جلسه دوم
بازجویی از غلامعلی نعیم‌آبادی دامغانی

س ـ هویت شما محرز است (غلامعلی نعیم‌آبادی دامغانی) توضیح دهید که فتوای مورد بحث را در اختیار داشته و در اختیار کسی قرار دادید و بیان نمایید جهت پیاده نمودن فتوای آیت‌اله گلپایگانی در منبر چه بحثی را پیش کشیدید که منجر به صحبت درباره گوشت سرد گردید.
ج ـ فتوای آیت‌اله گلپایگانی را فقط به در و دیوار قم دیدم و هیچ‌گونه ورقه‌ای در اختیار و در دست نداشته و در اختیار هیچ کس هم قرار ندادم و اما بحثی که آن شب عنوان کردم گفتگو درباره آیه شریفه یا ایهاالناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم بود و البته درباره این، به این مناسبت بحث شد که بعد از رمضان تا به حال سوره مبارکه حجرات را عنوان بحث تفسیری انتخاب کرده و از این موقع تا به حال درباره این مورد بحث می‌کنم تا در همان هفته به این آیه شریفه و بحث خود را در این آیه شریفه عنوان نمودم و نکاتی که در این آیه شریفه وجود دارد و مباحثی که می‌توان در این آیه مطرح نمود مورد بررسی قرار دادم از قبیل اینکه از یا ایهاالناس (ای مردم) می‌فهمیم که ندای قرآن ندایی است عمومی و به عموم مردم و یا مبارزه با تبعیضات قبیله‌ای که در عرب به صورت خیلی شدیدی وجود داشته و هنوز هم در بین بعضی از آنها به صورت خیلی شدید وجود دارد بحث نمودم و چون درباره موضوع گوشت منجمد کراراً دوستان سؤال می‌کردند و در همان هفته آیت‌اله گلپایگانی فتوایی صادر بر حرمت خوردن آن صادر نمودند من هم به عنوان جوابگویی از سؤال دوستان در ضمن و یا آخر جلسه بعد از منبر فتوی ایشان را نقل کردیم و البته نقل این فتوی بدون اطلاع از وضعیت اقتصاد کشور و ارتباط این مسئله با اقتصاد و لذا این مسئله را هم مثل مسائل دیگری که از ما سؤال می‌شود و جواب می‌گوییم جواب گفتم و یکی از دوستان گفت چگونه می‌شود که آقایان دیگر فتوی نداده‌اند گفتم پس فتوی ایشان را نقل می‌کنم و این فتوای را نسبت به همه که ندادم که نظر ایشان این است (البته این سؤال بعد از منبر و در راه شد) و اینجانب از این نقل فتوی نادم و پشیمان هستم.
س ـ از شما سؤال شده توضیح دهید به چه نحو فتوای آیت‌اله گلپایگانی را بیان نمودید.
ج ـ فتوای ایشان را با این نحو بیان کردم که ایشان فتوای داده‌اند به حرمت خوردن و ضمناً گفتم مگر چه می‌شود که انسان مدتی از گوشت استفاده نکند و یکی از دوستان و حاج طاهر خانلو گفت در سیاست وارد نشوید و چون من بر اثر بی‌اطلاعی از ارتباط این مسئله با سیاست و اقتصاد به نقل فتوای مبادرت ورزیده بودم لذا فوراً گفتم ما با سیاست کاری نداریم و من کی گفتم ما سروصدا کنیم فقط چون یکی از مراجع تقلید فتوای به حرمت داده است مدتی نمی‌خوریم تا گوشت غیرمنجمد در اختیار ما قرار گیرد و مخصوصاً تاکید کردم با هیچ سیاستی و امری کاری ندارم فقط بیان یک وظیفه دینی
س ـ چطور شما در مورد فتوای آیت‌اله گلپایگانی مردم را دعوت به استفاده ننمودن از گوشت سرد نموده‌اید و کجای وظیفه دینی برآن است که با توجه به اینکه هیچ‌گونه اطلاعی از نجس یا حرام بودن گوشت سرد ندارید مردم را دعوت به استفاده ننمودن از آن می‌نمایید و آن را چه وظیفه دینی خود محسوب می‌نمایید
ج ـ البته روشن است که وظیفه دینی براساس فتوی آیت‌اله گلپایگانی منظور من بوده است و اگر دعوتی هم به عمل آمده است که مردم از گوشت منجمد استفاده نکنند باز متکی به همان فتوای درست و اطلاع من براساس فتوای ایشان بوده است و بی‌اطلاعی من از وضعیت ذبح گوسفندان در کشور صادرکننده
س ـ توضیح دهید چنین صحبت در مورد گوشت سرد که مردم را دعوت به استفاده ننمودن از آن نمودید چه مطالعه‌ای در مورد کشورهای خارج نیز به عمل آوردید.
ج ـ در ضمن سخن در این قسمت به عنوان مثال داستان گاندی را گفتم و گفتم ما هم چه مانعی دارد که از گوشت استفاده نکنیم و البته باز اعتراف به اشتباه دارم و ملتزم که بعد از این جز در مسائل شرعی بحثی عنوان نکنم و گفتگویی که به نحوی از انحاء به امور سیاسی ارتباط داشته باشد مطرح نکنم
س ـ توضیح دهید شما به آقای غیوری چه نوع آشنایی داشته و یا دارید و نحوۀ آشنایی خود را با ایشان از بدو تا آخرین روز ملاقات بیان نمایید.
ج ـ راجع به آقای غیوری من هیچ اطلاعی ندارم و حتی الان نمی‌دانم در پل سیمان مسجدی که ایشان نماز می‌خواند کجا است فقط در جلسه‌های عمومی که در نیمه شعبان و قبل از آن در مسجد آقای ظهیری (سوم شعبان و یا روز دیگری از اعیاد تولدی قبل از نیمۀ شعبان در منبر بودم که ایشان را بدون اینکه حتی من بشناسم فقط به عنوان روحانی محل ملاقات کردم و در ماه رمضان هم شنیدم ایشان تبعید شده‌اند و بعد از ملاقات البته در همان مجلس عمومی گفتند غیوری بود و با ایشان هیچ‌گونه تماسی در هیچ زمینه نداشته و حتی نام کوچک ایشان را هم نمی‌دانم و راجع به ایشان حتی به صورت انفرادی با افراد دیگر هم هیچ‌گونه مذاکره‌ای نداشتم و در مجلس مسجد آقای ظهیری که ایشان وسط منبر آمد و ملاقات و یا به عبارت صحیح‌تر ایشان را در همان مجلس که من روی منبر بودم و ایشان پایین مسجد وسط منبر آمدند و قبل از اینکه من از مسجد خارج شوم ایشان مسجد را ترک کردند به عمل آمد و شاید یک مورد و دیگر هم این که ایشان را دیده باشم و در مسجد ظهیری واقع در خیابان مهر نرسیده به پل سیمان در تولد امیرالمؤمنین 13 رجب مشغول صحبت بودم و ایشان در مجلس شرکت کردند و بعداً هم بلافاصله رفتند بعداً رفقا گفتند این سید آقای غیوری بود.
س ـ اظهارات خود را گواهی می‌دهید
ج ـ امضاء می‌کنم و قلم خوردگی از جانب بنده است [غلامعلی نعیم‌آبادی]
س ـ توضیح دهید شما دارای چه شغل رسمی می‌باشید
ج ـ در قم در محضر آیت‌اله حائری در مسجد عشقعلی واقع در خیابان محمدرضا شاه مشغول تحصیل علوم دینی هستم و ضمناً مدتی است به وعظ در مساجد و هیئت‌های دینی و منازل اشتغال دارم. غلامعلی نعیم‌آبادی




منبع:

کتاب آیت‌الله غلامعلی نعیم‌آبادی به روایت اسناد ساواک صفحه 76


صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.